نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > لوای تشیع > فرهیختگان و عالمان 


  چاپ        ارسال به دوست

ابن شعبه حرّانى

محدّث امين

محمداسماعيل نباتيان

اشاره

حيات سراسر كوشش و اجتهاد ابرار، چراغ راهى است براى آيندگان كه بر ره آنان گام بردارند.

حسن بن على بن شعبه حرانى از مشعلهاى فروزان سپهر فقه و حديث است كه در پانصد سال اخير چراغ «تحف العقول»اش، روشنگر راه سالكان و خردمندان در «شب تاريك و بيم موج و گردابهاى هائل» جامعه اسلامى بوده است اما با اين وصف، ابن شعبه حرانى قرنها بين اماميه ناشناخته بود، به طورى كه در فهرست شيخ طوسى، نجاشى، شيخ منتجب الدين و معالم ابن شهرآشوب و ديگران ذكرى از نام اين فقيه و محدث فاضل نيامده است، تا اين كه در قرن دهم هجرى شيخ ابراهيم قطيفى در كتاب «الوافية فى يقين الفرقة الناجية» به نقل از «مجالس المؤمنين» تسترى، روايتى از كتاب «التمحيص» حرانى نقل كرد و از آن پس، حرانى مورد توجه عالمان شيعى قرار گرفت.([1])

نوشته حاضر نگاهى گذراست به عصر و حيات عملى و آثار ابن شعبه حرانى كه اميد است گلى ديگر در «گلشن ابرار» شكوفا گردد.

عصر زرين فرهنگ اسلامى

قرن چهارم را به دليل رشد و شكوفايى علوم در حوزه تمدن اسلام، عصر زرين فرهنگ اسلامى مى نامند. در اين قرن با سلطه حكام دانشدوست آل بويه و سامانى بر جهان اسلام، دانش و دانشمند مورد توجه اين حكام قرار گرفت و بسيارى از علوم از جمله طب، كيميا، رياضيات، نجوم، فقه و حديث، رشد شايانى يافت و دانشمندان بزرگى ظهور كردند.

در اين ميان به علت حمايت از دانشوران از جمله محدثان، تسهيل رفت و آمد به مراكز علمى و امنيت راهها، و وجود هزاران حديث در سينه ها و جزوات مردم، باعث شد كه نقل و كتابت حديث با شيوهاى جديد در سطحى گسترده رواج يابد و علاقه مندان بسيارى را به سوى خود جذب كند. طرح نو در روايت حديث در اين قرن رواج يافت به طورى كه روايت حديث بدون اين كه فرد مسافرتى كرده و محدثى را ديده و از او حديث شنيده و اجازه روايت دريافت كرده باشد، مجاز شناخته شد و خواندن كتب اخبار جاى مسافرتهاى قرون پيشين را گرفت([2]) و به تدريج علم حديث شكل گرفت.

در اين مقطع زمانى، محدثان از نظر مقام بالاترين عالمان بودند و از رجال بزرگ محسوب مى شدند.([3])

از تحولات نو در علم حديث در اين قرن، تأسيس و تكامل اصول نقد حديث و ارائه اصطلاحات خاص آن است. نخستين بار در اين قرن بود كه راويان به دو دسته تقسيم شدند:

1. راويان درجه اول كه با اصطلاحات «ثقه، متقى، حجة، حافظ و...» معرفى مى شدند
2. راويان درجه دوم كه با عبارات «صدوق، قابل تصديق است، اشكالى ندارد» مورد شناسايى قرار مىگرفتند.([4])

همچنين تقسيم بندى احاديث به سه قسمت عمده «صحيح، حسن، ضعيف» نيز در اين قرن انجام شد، كه اساسى براى تقسيمات بعدى قرار گرفت.([5])([6])

از سوى ديگر، در اين قرن حادثه مهمى براى جامعه شيعه رخ داد و آن غيبت امام معصوم(عليه السلام)و قطع رابطه مستقيم و غير مستقيم شيعيان با امام در سال 329 هـ .ق. بود. تا اين زمان، رابطه عالمان شيعه با امام معصوم، شيعه را از بسيارى از چالشهاى فراروى اهل سنت نگه مى داشت، چون مستقيم يا غير مستقيم به منبع سنت ـ از منابع ثقه ـ دسترسى داشتند و در هر مسألهاى حكم را از امام معصوم(عليه السلام)مى پرسيدنداما وقتى اين رابطه قطع شد جامعه شيعه نيز با تحولاتى رو به رو گشت كه از آن جمله، ايجاد موقعيت بسيار ممتاز براى فقيهان و محدثان شيعه به عنوان حاملان دين و نايبان امام معصوم بود. يكى از مسائل مستحدثه سالهاى آغازين عصر غيبت، امكان فراموشى يا تحريف اخبار و روايات پيامبر و ائمه بودلذا محدثان بزرگى چون ثقةالاسلام كلينى و شيخ صدوق به تدوين مجموعه هاى بزرگ حديثى پرداختند كه همين تلاشها آموزههاى شيعى را از گزندهاى مختلفِ پيش رو در طول تاريخ نگه داشت.

در اين ميان، ابن شعبه حرانى نيز طرحى نو در گردآورى حديث درانداخت و براى نخستين بار به جمع آورى حِكَم و اندرزهاى پيامبر و امام معصوم(عليه السلام) ـ غير از امام دوازدهم (عليه السلام) ـ در كتاب «تحف العقول» پرداخت كه از آن سال همواره مورد توجه فقيهان و دانشوران بوده است.

تشيع در عصر ابن شعبه حرّانى

از زمان رحلت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) تا حدود سال 300 هـ .ق. شيعيان وضع ناگوار و موقعيت تأثرآورى داشتند. در دولت بنى اميه و بنى عباس نيز سعى مى شد كه از نفوذ امامان جلوگيرى به عمل آيد و رابطه آنها با شيعيان قطع شوداز اين رو شيعيان در سراسر جهان اسلام به شدت مورد فشار و محدوديت بودند. از اواسط قرن چهارم هجرى، شيعيان به ميزان قابل توجهى از محدوديتها رهايى يافتندزيرا از طرفى، خلفاى فاطمى كه شيعه اسماعيلى بودند درمصر دولت نيرومندى تشكيل داده و از سلطه فراگير دولت عباسى كاسته بودند. از طرف ديگر، سيف الدوله حمدانى شيعى در شام به قدرت رسيده بود. همچنين غوريان، صفاريان، طاهريان و علويان مازندران پرچم استقلال برداشته بودند و از همه مهمتر، ظهور دولت مقتدر آل بويه بود كه از شيعيان به شمار مى آمدند. اين عوامل و زمينه ها موجب شد كه شيعيان به بيان عقايد پرداخته و به تشكيل جمعيتها و تأسيس حوزههاى علمى و نشر معارف اهل بيت(عليهم السلام) مبادرت ورزند([7]) و باعث شد علوم شيعى مانند فقه و كلام و حديث شيعى به شدت رشد كندبه گونهاى كه آثار اين دوره همواره مهمترين منابع حديثى و كلامى شيعى قلمداد شده اند. در اين راستا، شيخ صدوق «من لايحضره الفقيه» و ثقة الاسلام كلينى «الكافى» را تأليف كرد و شيخ مفيد عقل گرايى را در شيعه رواج داد و سيد مرتضى اولين كتاب در اصول فقه «الذريعة» را نگاشت.

تولد و تحصيل حرّانى

ابن شعبه اهل شهر «حرّان» بود. حران شهرى است بر سر راه موصل، شام و روم. اهالى آن صابئى بوده اند و بسيارى از رياضى دانان و پزشكان پيش و پس از اسلام از اين شهر برخاسته اند. به ويژه اكثر مترجمان كتابهاى حِكَمى و طبى در دو دوره «نهضت ترجمه» از اهالى حرّان بودند. گفته اند حران تعريف «هاران» اسم برادر حضرت ابراهيم است كه آن را بنا نهاد. بنا به نقلى، حرّان اولين شهرى است كه پس از طوفان نوح ساخته شد.([8]) حسن بن على در چنين محيط و فضاى علمى به دنيا آمد. البته ثبت زمان تاريخ تولدش از قلم تاريخ افتاده است، ولى طبق منابع تاريخى، قبل از سال 381 هـ .ق. زنده بوده است.([9]) او به خاطر علاقه به احاديث اهل بيت(عليهم السلام)، به تحصيل در حديث همت گمارد همچنين در علم فقه نيز نزد عالمان زمانش شاگردى نمود و در آن تبحر يافت كه عالمان بعد، او را فقيهى فاضل خوانده اند. متأسفانه از مكان و كمّ و كيف تحصيل او در منابع تاريخى سخنى به ميان نيامده است.

شخصيت علمى و اخلاقى حرّانى

حرّانى، به تصديق بسيارى از فرهيختگان، عالمى فاضل و عامل بود و در فقه و حديث مورد توجه عالمان قرار داشت، به ويژه در حديث كه دو اثر «تحف العقول» و «التمحيص» بيانگر تبحر او در علم حديث و وثاقتش در نقل حديث است، به طورى كه علامه مجلسى روايات او را با اين كه سلسه سندش ذكر نشده، مقبول مى داند([10]) و يا شيخ انصارى كتاب گرانمايه «المكاسب را با روايتى از تحف در باب معاملات آغاز مى كند كه درباره صناعات و تجارات و بيع و وجه حلال و حرام آنها است.([11])

همچنين با نگاهى به مقدمه تحف و روايات مذكور در آن و نيز مناجات و توصيه ها به دست مى آيد كه او در اخلاق و حقوق نيز دستى داشته و با طرحى نو، مجموعه روايات اخلاقى، حكَمى و حقوقى را ارائه نموده است، به طورى كه بيش از هزار سال اين كتاب و روايات آن، نقل محافل علمى، منابر وعظ و مجالس اخلاقى بوده است و اين خود نشان از رفعت مقام و جلالت جاه عملى و تقواى اوست.

استادان حرانى

حرانى از محضر محدثان و فقيهان بزرگ عصر خود بهره برد و در علوم حديث و فقه تبحر يافت، به طورى كه همه عالمانى كه از او ياد كرده اند، وى را فقيه و محدث فاضل شيعه معرفى نموده اند. متأسفانه از تحصيل و استادان وى جز اطلاعات اندكى در دست نيست و فقط در تراجم به ابوعلى محمد بن همام، از محدثان و فقيهان بزرگ شيعى اشاره شده كه حرانى نزد وى شاگردى كرد و از او اجازه روايت دريافت داشت.

ابوعلى محمد بن همام كاتب اسكافى

وى از عالمان و محدثان نيمه اول قرن چهارم و از مشايخ بزرگ شيعه در بغداد (متوفاى 332هـ.ق.) است. فقه و حديث را از مفاخر بزرگى چون احمد بن بشر فراگرفت و جمعى از فقيهان و محدثان مشهور، از جمله ابن قولويه، شيخ صدوق و ابن شعبه حرانى را تربيت كرد. از آثار او كتاب «الانوار فى تاريخ الائمه» است.([12])

شاگردان حرانى

از تدريس و جلسات درس وى خبر قابل توجهى در دست نيست. به يقين، با آن تبحر و عمق علمى اش در حديث و فقه ـ كه بسيارى از عالمان بعدى بر آن صحه گذاشته اند ـ بايد مجلس پر رونق و شاگردان ممتازى داشته باشد كه تاريخ، شاگردان او، غير از شيخ مفيد را از ما پنهان داشته است.

محمد بن محمد بن نعمان عكبرائى بغدادى

(شيخ مفيد ـ متوفاى 412 هـ .ق.). وى از فقيهان و متكلمان بزرگ شيعه است كه در زمان خود شيعيان را از پراكندگى و اوضاع اسفبار رهايى بخشيد و به اوج عزّت رساند.([13]) عالمان شيعه و سنى به فضل و علم او اعتراف كرده اند.([14]) شيخ مفيد در واقع مؤسس مكتب عقل گرايى در شيعه بود و آن را بسط و گسترش داد. او از حرّانى روايت نقل كرده و حرانى از مشايخ او به شمار مى رود.

جايگاه حرانى نزد علما

بسيارى از دانشوران از حرانى به بزرگى، فضل و علم ياد كرده اند و روايت بدون سند او را در تحف العقول پذيرفته اند.

شيخ مفيدشاگرد حرانى، ضمن تمجيد از استاد، درباره كتاب تحف العقول مى نويسد:

«تحف العقول كتاب لم يسمع الدهر بمثله.»([15])

شيخ ابراهيم قطيفى ـ از عالمان قرن دهم هجرى ـ در كتاب «الوافيه» ضمن نقل روايتى از «التمحيص»، مى نويسد:

«الحديث الاول ما راواه العالم الفاضل العامل الفقيه ابومحمد الحسن بن على بن شعبه الحرانى... .»

شيخ حر عاملى در «الامل الآمل» بعد از ستودن مؤلف تحف به فاضل محدث، درباره كتابش مى گويد:

حسنٌ كثيرالفوائد مشهورٌ.([16])

علامه مجلسى هم درباره تحف مى نويسد:

«... نظم اين كتاب دلالت بر رفعت شأن مؤلف دارد و بيشتر در مواعظ و اصول معلومهاى است كه محتاج سند نيست.»([17])

ميرزا عبدالله افندى اصفهانى در «رياض العلما» درباره حرّانى مى نويسد:

عالم، فقيه، محدث».

ميرزا محمدباقر خوانسارى نيز در «روضات الجنات» مى نويسد:

حسن بن على بن حسين شعبه حرانى (يا حلبى) فاضلى است فقيه، متبحر، هوشيار، بلندپايه و آبرومند و كتابش مورد اعتماد اصحاب است.»([18])

سيد حسن صدر در «تأسيس الشيعه» چنين از حرانى ياد مى كند:

«الشيخ ابومحمد الحسن بن على... شيخنا الاقدم و امامنا الاعظم له كتاب تحف العقول كتاب جليل لم يصنف مثله.»([19])

سيد محسن امين در «اعيان الشيعه» مى نويسد:

«هو فقيه محدث جليل القدر من متقدمى اصحابنا.»([20])

شيخ عباس قمى نيز در دو كتاب «الكنى و الالقاب» و «الفوائد الرضويه» از حرانى ياد مىكند. در «الفوائد الرضويه» مى نويسد:

«ابومحمد حسن بن على بن شعبه حرانى فاضل محدث، عالم عامل، فقيه جليل، صاحب كتاب «تحف العقول» و آن كتابى نفيس و پرفايده و مشهور پيش علماست.»([21])

عالمان ديگرى نيز از فضل و دانش او سخن گفته اند.([22])

تأليفات حرانى

از ابن شعبه دو اثر حديثى بر جاى مانده است: «تحف العقول» و «التحميص».

تحف العقول

اين كتاب به قول آقاى علىاكبر غفارىمصحح و مترجم آن:

«شامل رشتههايى از مرواريدهاى گزيده حكمت و جُنگى از مواعظ و وعده و وعيد و پندآموزىها و بهترين اندرزها و خطبهها و زبده سخنان و جوهر ادب است كه كام فرزانه را شيرين و نوشنده را سيراب مىسازد.»([23]) تحف همواره مورد توجه دانشوران بوده است و از چنان جايگاهى برخوردار بوده كه شيخ مفيد درباره آن مىگويد:

«تحف العقول كتاب لم يسمع الدهر مثله.»

حرانى در مقدمه تحف درباره انگيزهاش از تأليف اين كتاب مىنويسد:

«ديدم دانشمندان و پيشين شيعه از گفتار ايشان (پيامبر و امامان معصوم(عليهم السلام)) كتابهايى پيرامون حلال و حرام و فريضهها و سنت پرداخته... ولى به من خبر نرسيده كه يكى از دانشمندان شيعه، در اين خصوص (حكمتهاى رسا و اندرزهاى شفابخش حضرات معصومين) تأليفى ساخته يا كتابى پرداخته باشد كه من از آن آگاه شده و بدان پشتگرم شوم... پس به خوشهچينى پرداختم و از اين دست مطالبى گردآوردم و آنچه از خبرهاى كمياب و معانى نيكوى ناب همجنس و مانند و شبيه و نزديك بدان بود بر آن افزودم.»([24])

براى شناخت اين كتاب و استفاده مطلوب از آن، ويژگىهايش در ذيل بيان مىشود به اميد اين كه براى طالبان مفيد باشد:

1. همان طور كه مؤلفِ كتاب گفته، سلسله سند روايات به دليل اختصار، حذف شده است. با اين وصف، چون بيشتر اين روايات آداب و حِكَم است، خود گواه بر درستى آنهاست.

2. تحف مشتمل بر روايات مربوط به آداب، حِكَم، پند و اندرزهاى منقول از پيامبر و امامان ـ غير از امام دوازدهم ـ است.

3. روايات آن از منابع معتبر شيعه و سنى است و لذا كتاب مورد قبول و تأييد فريقين قرار گرفته است و هيچ كس در آن اختلافى ندارد.

4. روايات بر اساس ترتيب مقامات حجتهاى الاهى تنظيم شده است، يعنى از پيامبر شروع شده و در امام حسن عسگرى(عليه السلام) پايان يافته است.

5. در پايان، آن مناجات قدسى از حضرت موسى و حضرت عيسى و مواعظى از حضرت مسيح در «انجيل» ذكر شده است كه مىتواند باعث توجه مسيحيان و يهوديان به اين كتاب شود.

6. حسن ختام كتاب، سفارشنامه مفضل بن عمر (از اصحاب امام صادق(عليه السلام)) به شيعيان است.

التمحيص([25])

اين كتاب شامل رواياتى است كه مورد ابتلاى مؤمن است و مورد اعتماد بزرگانى چون علامه مجلسى در «بحار» و فيض كاشانى در «الوافى» و ديگران بوده است.

با توجه به ناشناخته بودن حرانى، طبعاً در انتساب آثارش به وى نيز شك و ترديدهايى پديدار شده است.

در اين راستا، دانشوران دو گروه شدهاند، گروهى آن را تأليف ابن شعبه حرانى و گروه ديگر آن را، تأليف استاد حرانىابوعلى محمد بن همام دانستهاند.

مخالفان

علامه مجلسى در «بحار» اين كتاب را به ابوعلى محمد بن همام نسبت مى دهد. دليل او، عبارت «حدثنا ابوعلى محمد بن همام» در ابتداى روايات منقول در اين كتاب است.([26])

موافقان

عالمان بسيارى، تمحيص را به حرانى نسبت داده اند. از جمله شيخ ابراهيم قطيفى در «الفرقة الناجيه». لذا شاگرد مجلسى، ميرزا عبدالله افندى در «رياض العلما»، نظر استادش را محل تأمل دانسته و معتقد است قطيفى اقرب به زمان مؤلف و اعرف از مؤلف «بحار» و ديگران به شناخت مؤلف «التمحيص» است. گذشته از اين، اصحاب رجال چون شيخ طوسى و نجاشى كه نزديك به عهد ابوعلى محمد بن همام بودند، «التمحيص» را از آثار ابوعلى نام برده اند و اين خود دليل بر آن است كه اين كتاب از آثار محمد بن همام نبوده و بلكه از آثار ابن شعبه حرانى است.([27]) شيخ حر عاملى نيز در «الامل الآمل» اين كتاب را به حرانى منسوب مى كند.([28])

[1]. مفاخر اسلام، على دوانى، ج 3، ص 79، تهران، اميركبير، 1364 ش.

[2]. آدام متز، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، ج 1، ص 220، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو (تهران، اميركبير، 1364).

[3]. همان، ص 221.

[4]. اين تقسيمبندى به ابوحاتم (متوفاى 327) نسبت داده شده است.

[5]. اين تقسيمبندى به خطابى (متوفاى 388 هـ .ق.) منسوب است.

[6]. آدام متز، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى، ج 1، ص 224.

[7]. ر.ك: مفاخر اسلام، ج 3، ص 240 ـ 239.

[8]. ياقوت الحموى، معجمالبلدان، تحقيق فريد عبدالعزيز الجندى (بيروت: دارالكتب العلميه، 1410هـ.ق.) ج 2، ص 271.

[9]. عمر رضا كحاله، معجم المؤلفين (بيروت: دار احياء التراث العربى) ج 3 و 4، ص 252.

[10]. مرتضى انصارى، المكاسب، (قم: كنگره شيخ انصارى، 1415 هـ .ق.)، ج 1، ص 12 ـ 5.

[11]. همان.

[12]. مفاخر اسلام، ج 3، ص 46.

[13]. همان، ص 240.

[14]. ر.ك: همان، ص 253 ـ 242.

[15]. سيد حسن صدر، تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام (بيروت: دارالرائد العربى، 1401هـ .ق.) ص 414.

[16]. الامل الآمل، تحقيق سيد احمد حسينى (قم، دارالكتاب الاسلامى، 1362) ج 2، ص 74.

[17]. بحارالانوار، مقدمه، فصل دوم.

[18]. روضات الجنات (قم: اسماعيليان، بى تا) ج 2، ص 290.

[19]. تأسيس الشيعه، ص 413.

[20]. سيد محسن امين، اعيان الشيعه (بيروت: دارالتعارف) ج 5، ص 185.

[21]. الفوائد الرضويه، ص 109.

[22]. ر.ك: شيخ حسين بحرانى، رساله در اخلاق و سلوكآقا بزرگ تهرانى، الذريعه.

[23]. تحف العقول، مقدمه مترجم.

[24]. همان، مقدمه مؤلف.

[25]. اين كتاب به ضميمه كتاب «المؤمن» حسين بن سعيد اهوازى در قم توسط انتشارات شبسترى چاپ شده است.

[26]. رياض العلما، ترجمه محمدباقر ساعدى (مشهد: انتشارات آستان رضوى، 1366)، ج 1، ص 279.

[27]. الامل الآمل، ص 74.

[28]. همان.
فرهیختگان تمدن شیعی


٠٩:٣٨ - 1391/03/28    /    شماره : ٣٢٦٦    /    تعداد نمایش : ٦٤٢



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :8436
کل بازديدها :14144739
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :97456