نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > لوای تشیع > فرهیختگان و عالمان 


  چاپ        ارسال به دوست

ميرزا محمدعلى اردوبادى

آيت قلم

محمد الوانساز خويى

اشاره


ديار آذربايجان از آغاز تا به امروز مهد علم و ادب و فرهنگ بوده و شخصيّتهاى نامدارى در فقه، تفسير، حكمت، حديث، ادب فارسى و عربى، هنر، خطاطى، تاريخ و سياست به اين خطه از ايران اسلامى منسوب اند. از موفق ترين چهره هاى شيعى آذربايجان در قرن اخير، فقيه فاضل و اديب توانا حضرت آية الله حاج ميرزا محمدعلى اردوبادى است. نيك مردى كه در علوم گوناگون حوزوى صاحب نظر و در فنون ادبى استاد مسلّم بود... . اين نوشتار اشاره اى است كوتاه به زندگى اين بزرگ مرد كه قلم و زبان را در موضوعات مختلف علمى و فرهنگى به حركت درآورد و ميراث ماندگارى از خود به يادگار گذاشت.

تولد

در بيست و يكم ماه رجب([1]) سال (1312هـ .ق.) شور و شعف عجيبى فضاى خانه فقيه اهل بيت حاج ميرزا ابوالقاسم اردوبادى را فراگرفت چرا كه خداوند متعال به ايشان فرزندى عنايت فرمود كه اسمش را محمدعلى نهادند.([2]) محمدعلى در حالى كه نزديك به چهار بهار از عمر شريفش سپرى شده بود، به همراه پدر فرزانه اش راهى نجف اشرف شد و در شهر زيباى علوى پرورش يافت.([3]) دروس مقدماتى، فقه و اصول را يكى پس از ديگرى پشت سرگذاشت و آنگاه در حلقه درس استدلالى پدر دانشمندش حاضر شد و بهره ها برد.([4])

خاندان

ميرزا محمدعلى، فرزند آية الله ميرزا ابوالقاسم (محمدقاسم)، فرزند ملا محمدتقى فرزند ملا محمد قاسم، فرزند محمدتقى اردوبادى تبريزى غروى، از خانواده اى اصيل و ساكن نجف اشرف است. از محل سكونت آنها قبل ازنجف اطلاعى در دست نيست. اين خانواده از نجف اشرف به اردوباد([5])مهاجرت نمودند و در آنجا اقامت گزيدند اما باز، دست سرنوشت آنها را از اردوباد به تبريز كوچانده و در آن شهر ماندگار شدند.([6])

پدر

پدر محمدعلى، آية الله شيخ ابوالقاسم اردوبادى يكى از مراجع تقليد شيعه و از فرزانگان خطه آذربايجان بود. وى در سال 1274 هـ .ق. راهى عتبات عاليات شد و در فقه و اصول از حوزه درسى شيخ محمدحسين، معروف به فاضل اردكانى (متوفاى 1302 هـ .ق.) و شيخ زين العابدين مازندرانى (متوفاى 1309 هـ .ق.) بهره ها برد. او حكمت و فلسفه را از محضر علامه برغانى (متوفاى 1310 هـ .ق.) فراگرفت و در عرفان و اخلاق از محضر عارف بزرگ، ملا حسينقلى همدانى (متوفاى 1311 هـ .ق.) كسب فيض نمود. اردوبادى مدارج عالى اجتهاد را نزد ملامحمد ايروانى (متوفاى 1306 هـ .ق.)، آية الله شيخ محمدحسين كاظمى (متوفاى 1308 هـ .ق.) و ملا على نهاوندى (متوفاى 1322 هـ .ق.) تحصيل نمود و به بام بلند اجتهاد صعود كرد. او پس از سال ها تحصيل و تدريس از آية الله شيخ محمد طه نجف اجازه روايت گرفت و از آيات عظام فاضل شربيانى، شيخ زين العابدين مازندرانى، ميرزاى شيرازى و شيخ لطف الله مازندرانى اجازه اجتهاد دريافت نمود. وى حدود سال (1308 هـ .ق.) به تبريز بازگشت و تربيت و تدريس طلاب علوم دينى را عهده دار شد و پس از هفت سال اقامت در زادگاه خود، در سال 1315 هـ .ق. به نجف مراجعت نمود و به تدريس و تحقيق مشغول گرديد. وى پس از وفات شيخ محمدحسن مامقانى و شيخ محمد فاضل شربيانى به مرجعيّت عامه رسيد و بسيارى از شيعيان آذربايجان، قفقاز، تمامى روسيه و ديگر شهرها در امر تقليد به وى رجوع كردند. سرانجام اين عالم فرهيخته در راه سفر به خراسان در سال 1333هـ .ق. در همدان در گذشت و پس از چند سال پيكرش توسط فرزند برومند او آية الله ميرزا محمدعلى غروى اردوبادى به نجف اشرف منتقل و در يكى از حجره هاى صحن مقدس علوى دفن گرديد.

در «اعيان الشيعه» پنجاه و دو اثر از ايشان نام برده شده كه برخى از آنها بدين شرحند:

1. القبسات فى اصول الدين

2. مناهج اليقين فى الرد على النصارى

3. الشهاب المبين فى اعجازالقرآن

4. مسائل الاصول در اصول فقه، در دو جلد

5. النجم الثاقب فى نفائس المناقب و....([7])

استادان

محمدعلى بيست و يك سال داشت كه در حوزه هاى درس بزرگان نجف اشرف شركت كرد و از درياى مواج علم و دانش آنها دُرهاى گران بهايى صيد نمود. وى فقه و اصول را از محضر استادان زبردست مانند پدر بزرگوارش ميرزا ابوالقاسم اردوبادى (1274ـ1333 هـ .ق.) و سيد ميرزا على شيرازى، فرزند ميرزاى شيرازى فراگرفت. وى علوم حديث، رجال، فقه و اصول را از استاد نامدار حوزه، ملا فتح الله، معروف به شيخ الشريعة اصفهانى (1296 ـ 1361 هـ .ق.) به خوبى آموخت. روح حقيقت جو و عطش فراگيرى علوم اسلامى او را براى فراگرفتن فلسفه، كلام، عقايد و تفسير به محضر استادان برجسته اى چون شيخ محمدحسين غروى اصفهانى (1296ـ1361 هـ .ق.) و شيخ محمدجواد بلاغى نجفى (1282ـ1352 هـ .ق.) سوق داد و سال ها از خرمن درس آنان توشه برداشت. وى مدتها از اصحاب خاص سيد ميرزا على شيرازى و شيخ محمدحسين اصفهانى بود و بعد از وفات آنها از اصحاب راز سيد عبدالهادى شيرازى (متوفاى 1382 هـ .ق.) گرديد.([8])

اجتهاد

اردوبادى جوان، در اثر هوش و استعداد سرشار، در عنفوان جوانى به درجه اجتهاد نايل آمد و مورد تأييد استادان بزرگ نجف قرار گرفت. فرهيختگانى كه اجتهاد و قوه استنباط او را مورد تأييد قرار داده اند عبارتند از:

1. آية الله سيد ميرزا على شيرازى.

2. آية الله ميرزا حسين نائينى.

3. آية الله شيخ عبدالكريم حائرى يزدى.

4. آية الله سيد حسن صدرالدين كاظمى.

5. آية الله شيخ محمدباقر آيتى بيرجندى.

6. آية الله شيخ محمدرضا (ابى المجد) اصفهانى.([9])

مشايخ اجازه


بيش از شصت تن از فرزانگان گرانقدر به آية الله اردوبادى اجازه روايت داده اند كه نام برخى از آنها از اين قرار است:

1. ميرزا محمدتقى شيرازى.

2. شيخ ابوجعفر معروف به مانع.

3. سيد محمدحسن آل طالقانى.

4. سيد محمدعلى شاه عبدالعظيمى.

5. سيد مصطفى نخجوانى.

6. ميرزا فرج الله تبريزى.

7. سيد محسن قزوينى.

8. ميرزا على اكبر تبريزى.

9. سيد احمد موسوى بهبهانى.

10. شيخ على مانع نجفى.

11. سيد احمد اسكويى تبريزى.

12. سيد نجم الحسن هندى.

13. سيد محمدباقر كشميرى.

14. شيخ مرتضى كاشف الغطاء.

15. سيد مهدى غريفى بحرانى.

16. سيد محمدعلى شهرستانى.

17. سيد جعفر آل بحرالعلوم.

18. ميرزا ابوالقاسم اردوبادى پدر بزرگوارش.

19. شيخ حسن لنكرانى (1361ـ1277هـ .ق.)

20. شيخ عبدالله مامقانى (1351ـ1290هـ .ق.)

21. شيخ محمد حرزالدين نجفى (1365 ـ 1273 هـ .ق.).

22. شيخ على اكبر نهاوندى (1369 ـ 1278هـ .ق.).

23. شيخ آقا رضا اصفهانى (1362ـ1287هـ .ق.)

24. شيخ هادى كاشف الغطاء (1361 ـ 1289هـ .ق.).

25. شيخ محمدحسين كاشف الغطاء (1373 ـ 1294 هـ .ق.).

26. شيخ آقا بزرگ تهرانى (1389ـ1293هـ .ق.)

27. سيدابوتراب خوانسارى (1346 ـ 1271هـ .ق.).

28. حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى (1380ـ1292 هـ .ق.).

29. ميرزا محمدحسين نائينى (1355 ـ 1277 هـ .ق.).

30. حاج آقا حسين طباطبايى قمى (1366 ـ 1282 هـ .ق.).

31. حيدر قلى سردار كابلى (1372 ـ 1293هـ .ق.).

32. شيخ محمدباقر آيتى بيرجندى (1352 ـ 1276 هـ .ق.)

33. سيد محسن امين (1371ـ1284 هـ .ق.).

34. سيد حسن صدر (1354ـ1272 هـ .ق.).

35. شيخ ضياءالدين عراقى (1361 ـ 1278هـ .ق.).

36. سيد محمدباقر اصتهباناتى (1372 ـ 1297 هـ .ق.).

37. شيخ عباس قمى (1359ـ1294 هـ .ق.).

38. سيد ابوالحسن نقوى لكهنوى (1355 ـ 1298 هـ .ق.).

39. سيد عبدالحسين شرف الدين (1377 ـ 1290 هـ .ق.).

40. شيخ محمدعلى شاه آبادى (1369 ـ 1292 هـ .ق.).

41. شيخ عبدالحسين بغدادى (1365 ـ 1280 هـ .ق.).

42. شيخ على زاهد قمى (1371 ـ 1283هـ .ق.).

43. سيد آقا امام شوشترى (1384 ـ 1291هـ .ق.).

44. سيد هادى بجستانى (1368 ـ 1297هـ .ق.).

45. سيد نجم الدين لكهنوى([10]) (1360 ـ 1271 هـ .ق.).

اجازات

جمع كثيرى از عالمان عراق، ايران، سوريه و لبنان از وى اجازه نقل روايى دريافت نموده اند. بعضى از اجازات وى مفصل و خود كتابى مستقل است و ارزش رجالى دارد. افرادى كه از ايشان اجازه روايت دريافت نموده اند عبارتند از:

1. سيد محمدهادى ميلانى.

اجازه ايشان مفصل بوده و در سيزدهم شعبان (1361 هـ .ق.) در كربلا صادر شده است.

2. سيد شهاب الدين مرعشى نجفى.

اجازه وى در 8 جمادى الثانى 1361 هـ .ق. صادر شده است.

3. سيد مهدى غريفى بحرانى.

4. سيد احمد اسكويى.

5. سيد على نقى نقوى لكهنوى، صاحب كتاب «حفاظ الشيعه».

6. سيد محمدصادق بحرالعلوم.

7. شيخ محمدباقر ساعدى خراسانى.

8. ملا على واعظ خيابانى.

اجازه وى در صفحه 662 جلد صيام وقايع الايام ذكر شده است.([11])

9. سيد على مدد موسوى بيرجندى.([12])

شاگردان


اردوبادى يكى از استادان فاضل حوزه بود. او در نجف به فعاليت هاى علمى و اجتماعى و فرهنگى همت گماشت و به تربيت طلاب علوم دينى پرداخت. از جمله شاگردان آن بزرگوار مى توان به سه چهره برجسته علمى اشاره نمود:

1. شهيد آية الله قاضى طباطبايى (1333 ـ 1399 هـ .ق.).([13])

2. سيد عبدالعزيز طباطبايى (1348 ـ 1416هـ .ق.).

ايشان در روز بيست و سوم جمادى الاولى (1348 هـ .ق.) در نجف تولد يافت. علوم حوزوى را از استادان بزرگ نجف فرا گرفت و در مراحل سطوح عالى از محضر آية الله سيد عبدالهادى شيرازى، آية الله سيد ابوالقاسم خويى، آية الله شيخ صدرا بادكوبه اى، آية الله شيخ عبدالحسين رشتى و... كسب دانش نمود. وى در تهيه و تدوين دائرة المعارف بزرگ كتاب شناسى شيعه، الذريعه الى تصانيف الشيعه و كتاب گرانسنگ الغدير، نقش مهمى داشت.

ايشان هميشه از استاد خود، ميرزا محمدعلى اردوبادى به بزرگى ياد مى كرد و كمك به ديگران در تحقيق و رفع مشكلات علمى را از خصوصيات بارز استادش مى دانست. محقق طباطبايى پس از سالها تلاش علمى و خدمت به فرهنگ شيعه، در هفتم رمضان (1416 هـ .ق.) در قم درگذشت و در جوار مرقد مطهّر حضرت معصومه(عليها السلام) به خاك سپرده شد.([14])

3. محمدهادى امينى (1350ـ1412 هـ .ق.).

حجة الاسلام دكتر محمدهادى امينى، فرزند علامه امينى در سال 1350هـ .ق. در تبريز متولد گرديد. وى با ترغيب و تشويق پدر بزرگوارش وارد حوزه علميه شد و درس هاى حوزوى را از محضر استادان والامقامى چون سيد محسن حكيم، ميرزا محمدعلى اردوبادى، سيد على فانى، شيخ آقا بزرگ تهرانى، سيد حسين حمامى، علامه محمدتقى جعفرى و علامه امينى كسب فيض نمود. او همچنين به دليل علاقه به ادبيات و شعر زبان عربى، وارد دانشگاه الازهر مصر گرديد و موفق به دريافت مدرك دكترا، در رشته ادبيات عرب شد. وى سال ها در موضوعات مختلف علمى مانند ادب و شعر عرب، رجال، تاريخ، حديث و مأخذشناسى به تحقيق پرداخت و آثار سودمندى از خود به يادگار گذاشت. سرانجام اين عالم فرزانه در هجدهم شعبان سال (1412 هـ .ق.) درگذشت و به ملكوت اعلى پيوست.([15])

فعاليّتهاى علمى

محققّ اردوبادى از جمله فقيهانى بود كه در طول شصت وهشت سال عمر، در امر تحقيق و تدوين دهها اثر و تربيت دهها شاگرد نام نيكى از خود به يادگار گذاشت. فعاليت هاى علمى ايشان را مى توان در موارد زير ارائه نمود:

عرصه شعر و ادب

وى در ادبيات و اشعار عربى بر اكثر شاعران عرب برترى داشت و شيوه عالى وى، شاعران عرب زبان را متحير مى نمود. ايشان سرودن اشعار عربى و فارسى را از دوران جوانى شروع نمود و شعر را به خدمت حكمت علمى و مواعظ و منقبت اهل بيت(عليهم السلام) به كار گرفت. بيشتر اشعار وى به زبان عربى بوده و كمتر شعر فارسى سروده است. ديوان ايشان حاوى شش هزار بيت بوده و بيشتر در زمينه مواعظ دينى و اهل بيت پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) سروده شده است.([16])

نمونه اى از اشعار ايشان در مدح اميرالمؤمنين(عليه السلام) چنين است:

لقد وضح الهدى فى يوم خمّ *** ينوء بعبئه النبأ العظيمُ

فغضَّت طرفها عنهُ نميرٌ *** كما عن رشده ضلّت تميمٌ([17])


سنگر مطبوعات

ايشان با برخى از مجلات كشورهاى اسلامى همكارى داشت و هماره در خدمت به علم و دين كوشا بود. او در كنار استاد فرزانه اش آية الله شيخ محمدجواد بلاغى مبارزات خستگى ناپذيرى عليه تبليغات مسيحى و استعمار نو، برپاداشت و با نگارش مقالات ارزشمند در موضوعات مختلف و انتشار آنها در ده ها مجلّهـ از جمله «المرشدالبغداديه» و «الهدى العمارية» و «الرضوان الهندية»([18]) ـ با دشمنان اسلام و تشيّع به مبارزه برخاست.([19])

ياور پژوهشگران


همواره منزل و كتابخانه خصوصى او به روى مشتاقان علم و دانش باز بود و ساعت ها وقت خود را صرف تكميل آثار ديگران مى كرد. وى يار و ياور و مشاور علامه امينى بوده و بخش ادبى اين كتاب ارزنده الغدير مرهون قلم ادبى آن اديب فرزانه آزاد انديش است. كتاب شناس معاصر، علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى در بيشتر مجلدهاى الذريعه از ايشان ياد كرده و برخى از كتابهاى نفيس موجود در كتابخانه معظم له را ذكر مى كند.([20])

ميراث ماندگار


از محقق شهير آية الله اردوبادى بيش از سى اثر علمى در رشته هاى كلام، فقه، اصول، تاريخ، رجال و تفسير به يادگار مانده كه هر كدام بيانگر بعد علمى ايشان است. آثار ايشان بدين قرار است:

1. تفسير قرآن كريم

اين تفسير در سال هاى پايانى، عمر شريف مؤلف، كه در خانه عزلت داشت نوشته شده است. او اين تفسير را املا مى نمود و نوه اش مى نوشت. اين تفسير حاوى جزء اول قرآن كريم بوده و نسخه اصلى آن در كتابخانه او در نجف اشرف نگهدارى مى شود.([21])

2. تفسير سوره اخلاص

اين تفسير فقط شامل سوره مباركه اخلاص بوده و به شيوه كلامى نوشته شده است. تفسير فوق با تحقيق و مقدمه شيخ جعفر بن شيخ عباس حائرى در مجله «تراثنا» در قم به چاپ رسيده است.([22])

3. اميرالمؤمنين و مولده بالكعبة([23])

اين كتاب در اثبات تولد حضرت على(عليه السلام) در كعبه بوده و در سال 1380هـ.ق. در نجف چاپ شده است.

4. حاشيه بر بهجة العقايد فى اصول الدين([24])

اين كتاب تأليف ملا نجف على بن فضل على قره باغى است.

5. الحديقة المبهجة([25])

اين كتاب يكى از اجزاء شش گانه كشكول ذى الفوائد است.

6. الدرّة الغروية فى التحفة العلوية([26])

اين كتاب در بيان سندهاى حديث غدير است.

7. ديوان شعر([27])

اين ديوان حاوى شش هزار بيت است.

8. الرد على الوهابية([28])

اين كتاب در سال 1345 در نجف به چاپ رسيده است.

9. قطف الزهر([29])

10. زهرالرياض([30])

11. الحدائق ذات الاكمام([31])

12. الرياض الزهره([32])

13. زهر الربى([33])

14. سبائك التبرفيما قيل فى الامام المجدد الشيرازى و آله من الشعر([34])

اين كتاب جلد دوم از كتاب «ذكرى الامام المجدد الشيرازى» بوده كه تأليف آن در سال 1368 به پايان رسيده است.

15. سبيك النظار فى شرح حال الثار فى شرح حال شيخ الثار([35])

16. السبيل الجدد الى حلقات السند([36])

اين كتاب مجموعه اجازات مرحوم آية الله اردوبادى است.

17. الكلمات التامات فى المظاهر العزائية([37])

18. الكلمات الجامعة حول المظاهر العزائية([38])

اين كتاب در نقد كتاب «التنزيه فى اعمال الشيعه» تأليف آية الله سيد حسن امين است. آية الله امين در كتاب ياد شده درباره تعطيل كردن مراسم عزادارى و تعزيه گردانى حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) سخن رانده و از بعضى بدعتها و منكرات در عزادارى سخن گفته است. اين كتاب نخستين كتاب، در مورد عزادارى حضرت امام حسين(عليه السلام) بوده كه از مناقشه انگيزترين كتابها است. به دنبال چاپ كتاب مذكور در سال 1348 هـ .ق. چند كتاب در ردّ آن نوشته شد كه يكى از آنها كتاب ذكر شده آية الله اردوبادى است.

19. حياة ابراهيم بن مالك الاشتر([39])

اين كتاب ضمن كتاب «مالك اشتر» تأليف سيد محمدرضا حكيم در سال 1365 در تهران به چاپ رسيد.

20. المثل الاَعلى([40])

اين كتاب در شرح حال على حمزه، فرزند قاسم علوى، از فرزندان حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) است. اين كتاب در سال 1360هـ .ق. تأليف شده است.

21. الروض الأغن([41])

اين رساله يكى از اجزاء شش گانه كشكول «ذى الفوائد» است.

22. حياة سبع الدجيل([42])

اين كتاب شرح حال امامزاده سيد محمد، فرزند امام هادى(عليه السلام) است كه نزديك سامرا مدفون است.

23. منظومة فى واقعة الطّف([43])

24. كتاب سبيك النظار فى تنزيه المختار ابن ابى عبيد الثقفى([44])

25. رسالة فى الردّ على ابن بليه([45])

26. رسالة فى حلق اللحية([46])

27. الانوار الساطعة فى تسمية حجة الله القاطعة([47])

28. منظومة على مناظة ارجوزة نيّر([48])

اين منظومه شبيه منظومه شيخ محمدتقى نيّر تبريزى است و در حدود 1651 بيت به نظم كشيده شده است.

29. تقريرات دروس فقه([49])

30. تقريرات دروس اصول([50])

31. اثبات مفاسد المشروطة([51])

32. تاريخ علماى آذربايجان([52])

33. التحفة الجمالية([53])

34. الجواهر المنضد([54])

35. مقتل الحسين(عليه السلام)در دو جلد([55])

36. رساله اى در ردّ شيخ طنطاوى

شيخ طنطاوى در كتاب «تاج مرصّع» صفحه 165، تعظيم و احترام به قبور مؤمنان را غلوّ در دين و بت پرستى معرفى مى كند. آية الله اردوبادى در جواب گفته هاى ايشان رساله اى به درخواست صاحب علماى معاصرين در تبريز مى نويسد. اين رساله در جلد چهارم وقايع الايام ملا على واعظ خيابانى به چاپ رسيده است.([56])

از منظر بزرگان

آية الله ميرزا محمدعلى مدرس خيابانى در مورد ايشان مى نويسد:

«وى عالمى است عامل، فاضل كامل، اديب يگانه، دانشمند فرزانه، جامع كمالات نفسانيه، داراى قريحه شعريّه صافيه.»([57])

آية الله ملا على واعظ خيابانى درباره شخصيّت و تأليفات وى مى نگارد:

صاحب عنوان ايّده الله الملك المنان از احبّاء و اخلاّء جانى حقير كه استفاده كثيره و استفاضه وفيره از كتب و بيانات ايشان در تبريز و نجف اشرف حاصل كرده. امروز از ترك و فرس در انشاء نظم و نثر عربى بى نظير و هركس تقريظات او را در كتب علماء و محدّثين و تقريضاتش را در حق فضلاء و مؤلفين ديده و خوانده شبهه و ترديدى در اين باب نمانده تمام انشاءات و مقطّعات و قصايدش موافق عصرى و بيانات و مقالات آن عالم يگانه مطابق طرف و اسلوب مصرى هر كه مولد او را نداند همچون تصور مى نمايد كه از قحّ عرب و از اُسّ حجاز است.([58])

رحلت

سرانجام شمع پر فروغ وجود اين عالم وارسته در شب پانزدهم صفر سال (1380 هـ .ق.) در شهر مقدس كربلا به خاموشى گراييد و به ملكوت اعلى پيوست. پيكر مطهر اين عالم پرهيزگار در ميان غم و اندوه قشرهاى مختلف مردم به نجف اشرف منتقل گرديد و پس از تشييع بسيار با شكوه و با حضور آيات عظام و علماى اعلام، در صحن مطهر و در جوار مرقد شريف حضرت على(عليه السلام) به خاك سپرده شد. با انتشار خبر رحلت اين عالم فرهيخته، در بسيارى از شهرهاى ايران و كشورهاى اسلامى مجالس فاتحه و سوگوارى برگزار گرديد.([59])

[1]. ريحانةالادب و علماى معاصرين تولد وى را يازدهم رجب 1312 هـ .ق. ذكر كردهاند.

[2]. نقباء البشر، ج 4، ص 1333.

[3]. المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 36.

[4]. اثر آفرينان، ج 1، ص 235.

[5]. اردوباد از شهرهاى آذربايجان و در سه كيلومترى رودخانه ارس قرار دارد. دهخدا و سامى در باره اين شهر مىنويسند: موضعى است در آذربايجان و باغستان زياد دارد و غله و انگور و ميوه آن نيكو و آب وى از كوههاى قبان خيزد و فاضل آن آب در ارس ريزد. (لغت نامهدهخدا، ج1،ص1529قاموسالاعلام،ج2،ص826).

[6]. المسلسلات، ج 2، ص 36.

[7]. ريحانةالادب، ج 1، ص 205 و 206 معجم المؤلفين، ج 8، ص 116 نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، ج 1، ص 62 و 63 اعيان الشيعه، ج 2، ص 410 و 411 الكنى والالقاب، ج 2، ص 21 علماى معاصرين، ص 105 و 106.

[8]. الغدير فى التراث الاسلامى، ص 202.

[9]. نقباء البشر، ج 4، ص 1332.

[10]. المسلسلات، در بيشتر صفحات.

[11]. المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 39.

[12]. معارف الرجال، ج 2، ص 146.

[13]. مفاخر آذربايجان، ج 1، ص 379.

[14]. فصلنامه نهج البلاغه، سال اول، ش 2 و 3، ص 183.

[15]. همان، سال اول، ش 2 و 3، ص 146.

[16]. نقباء البشر، ج 4، ص 1335 مفاخر آذربايجان، ج، ص 343 الذريعه، ج 9، ص 739.

[17]. علماى معاصرين، ص 247.

[18]. مشهد الامام، ج 2، ص 113.

[19]. نقباء البشر، ج 4، ص 1335 دايرة المعارف تشيّع، ج2، ص 72.

[20]. مفاخر آذربايجان، ج 1، ص 342.

[21]. المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 40.

[22]. همان، ج 2، ص 40.

[23]. الذريعه، ج 2، ص 352 نقباء البشر، ج 4، ص 1336.

[24]. الذريعه، ج 3، ص 163.

[25]. همان، ج 6، ص 389.

[26]. الذريعه، ج 8، ص 104 الغدير فى التراث الاسلامى، ص 205ـ201.

[27]. همان، ج 9، ص 739 و 747.

[28]. همان، ج 10، ص 236.

[29]. همان، ج 17، ص 159.

,,,

3 و 4 و [32]. همان، ج 12، ص 71.

[33]. همان، ص 68.

[34]. همان، ص 124.

[35]. همان، ص 135.

[36]. همان، ص 137.

[37]. همان، ج 18، ص 113.

[38]. همان، ص 114.

[39]. همان، ج 19، ص 26.

[40]. همان، ص 78.

14 و [42]. نقباء البشر، ج 4، ص 1335.

[43]. همان، ص 1336.

,,,

17 و [45]. مشهد الامام، ج 2، ص 113.

[46]. نقباء البشر، ج 4، ص 1335.

1 و 2 و 3 و [50]. نقباء البشر، ج 4، ص 1336.

5 و 6 و 7 و 8 و [55]. المسلسلات فى الاجازات، ج2، ص 40.

[56]. علماى معاصرين، ص 247.

[57]. ريحانةالادب، ج 1، ص 205.

[58]. علماى معاصرين، ص 247 نقباء البشر، ج 1، ص 1333 و 1334 المسلسلات، ج 2، ص 37 مشهد الامام، ج 2، ص 113 شهداء الفضيله، ص 349 مصفى المقال، ص 307 الكنى و الالقاب، ج 2، ص 20.

[59].المسلسلاتفىالاجازات،ج2،ص40نقباءالبشر،ج4،1335.
آية الله ميرزا محمدعلى مدرس خيابانى

آية الله ميرزا محمدعلى مدرس خيابانى در مورد ايشان مى نويسد:

«وى عالمى است عامل، فاضل كامل، اديب يگانه، دانشمند فرزانه، جامع كمالات نفسانيه، داراى قريحه شعريّه صافيه.»([57])
آية الله ملا على واعظ خيابانى

آية الله ملا على واعظ خيابانى درباره شخصيّت و تأليفات وى مى نگارد:

صاحب عنوان ايّده الله الملك المنان از احبّاء و اخلاّء جانى حقير كه استفاده كثيره و استفاضه وفيره از كتب و بيانات ايشان در تبريز و نجف اشرف حاصل كرده. امروز از ترك و فرس در انشاء نظم و نثر عربى بى نظير و هركس تقريظات او را در كتب علماء و محدّثين و تقريضاتش را در حق فضلاء و مؤلفين ديده و خوانده شبهه و ترديدى در اين باب نمانده تمام انشاءات و مقطّعات و قصايدش موافق عصرى و بيانات و مقالات آن عالم يگانه مطابق طرف و اسلوب مصرى هر كه مولد او را نداند همچون تصور مى نمايد كه از قحّ عرب و از اُسّ حجاز است.([58])
فرهیختگان تمدن


١٩:٥٢ - 1391/03/25    /    شماره : ٣٢٥٧    /    تعداد نمایش : ٥٩٩



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :185
کل بازديدها :17446554
بازديدکنندگان آنلاين :6
بازديدازاین صفحه :121101