نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > لوای تشیع > فرهیختگان و عالمان 


  چاپ        ارسال به دوست

محمدبن ابى جمهوراحسائى

 
گوهرشناس بزرگ

على كرجى

ولادت


فقيه، فيلسوف و عارف بزرگ، محمد بن ابى جمهور احسائى، در نيمه نخست قرن نهم هجرى([1]) در شهر احساء([2]) در خانواده اى روحانى، پا به عرصه وجود نهاد و ديده به جهان مادى گشود.([3])

خاندان

پدرش، على، فرزند ابراهيم، ملقب به زين الدين و مكنى به ابوالحسن، از شاگردان ناصرالدين بن نزار و هم عصر با على بن هلال جزايرى، زاهدى عابد و از دانشمندان مشهور در شهر أحساء بود.([4])

جدش، شيخ حسام الدين ابراهيم، فرزند حسن بن ابراهيم بن ابى جمهور أحسائى، از محققان و دانشمندان بزرگ قرن نهم هجرى در منطقه أحساء بوده است.([5])

تحصيلات

محمد بن ابى جمهور، تحصيلات مقدماتى علوم حوزوى را در زادگاهش احساء، نزد استادان فاضل آن ديار شروع و در مدت كوتاهى با موفقيت كامل به پايان برد. پشت كار فراوان، استعداد ذاتى و راهنمايى هاى مؤثر پدر عالم و بزرگوارش، او را شاگردى ممتاز ساخته بود، به طورى كه از همه هم شاگردى هاى خود در درك و فراگيرى مطالب و دانش هاى رايج آن زمان پيشى گرفت.

وى بعد از طى مراحل مقدماتى، براى كسب مراحل عالى علوم حوزوى راهى ديار دانش ها، شهر علم و اجتهاد، نجف اشرف شده، در محضر فقيهان، عارفان، فيلسوفان، راويان حديث و ديگر دانشمندان نجف حضور يافت و به خوشه چينى از درخت علم و اخلاق آنان پرداخت. و بعد از سال ها تحصيل و تحقيق به درجات عالى علم و كمال دست يافت و در رديف مجتهدان و عالمان بزرگ دنياى اسلام قرار گرفت و جامع دانش هاى عقلى و نقلى گرديد.([6])

ابن ابى جمهور احسايى، زمان و مكان خاصى را در فراگيرى علوم و تحقيقات در احكام و معارف دينى دخالت نمى داد. از اين رو در سفرهاى عبادى و زيارتى خود نيز، هر فرصتى را غنيمت شمرده، از محضر دانشمندان علوم اسلامى بهره هاى كافى و وافى مى برد. از باب نمونه در سفر حج بيت الله الحرام در سال 877 هـ .ق. از طريق لبنان در منطقه «كرك نوح» بيش از يك ماه توقف نمود و نزد استاد بزرگ آن شهر، على بن هلال جزايرى به شاگردى پرداخت و بسيارى از كتاب هاى روايى را نزد او قرائت نمود.([7])

دانشمندان علم رجال، فقيهان و شرح حال نويسان بر اجتهاد و فقاهت او انگشت صحت گذاشته، از مقام و منزلت علمى اين دانشمند بزرگ اسلامى با عبارت ها و عنوان هاى مختلف و متنوع، تجليل و تكريم به عمل آورده اند عبارات و عناوينى كه معمولاً در مورد بزرگان و مجتهدان مسلم به كار مى برند، از اين رو او را به عالم، فاضل، راوى حديث، مجتهد، متكلم، فقيه با فضيلت، پژوهش گر دقيق، آگاه به معارف دين، ماهر، عارف، فيلسوف و امثال آن ها توصيف كرده اند.([8]) اين تعابير نشان دهنده موقعيت خاص او نزد آن دانشمندان مى باشد.([9])

به هر حال از مطالعه كتاب هاى به جا مانده از ابن ابى جمهور، به ويژه دقت در مناظراتى كه او با عالمان اهل سنت، مثل فاضل هروى داشته است به دست مى آيد كه او در تمام فنون مختلف علوم اسلامى مثل تفسير، حديث، اصول، تاريخ، قواعد فقه، فلسفه، عرفان و ديگر علوم، داراى احاطه كامل بوده است.

استادان


ابن ابى جمهور، براى دست يابى به قله هاى رفيع دانش و كمال معنوى، محضر استادان بسيارى را درك كرد ولى از بين آنان، خود او و ديگر دانشمندان علم تراجم، تنها نام معدودى از آن انديشمندان را ذكر كرده اند.

على بن ابراهيم احسايى

وى پدر ابن ابى جمهور احسائى است كه در طرق هفتگانه اجازه وى به شاگردان خود در كتاب شريف «عوالى اللئالى» به آن تصريح مى كند و در وصف او مى گويد:

شيخ، استاد، پدر حقيقى نسبى و معنوى من، شيخ زاهد عابد دانشمند كامل، زينت ملت و دين، ابوالحسن على فرزند شيخ مولى، فاضل متقى، حسام الدين، ابراهيم بن حسن بن ابراهيم بن ابى جمهور احسائى.([10])

على بن ابراهيم احسائى از شاگردان شيخ جمال الدين حسن، مشهور به المطوّع الجروانى احسائى است. و در احسا، به تدريس و تبليغ امور دينى اشتغال داشت. و شيخ محمد ابن ابى جمهور علوم مقدماتى را نزد او فرا گرفت.([11])

حسن بن عبدالكريم فتال غروى([12])

ابن ابى جمهور احسائى در نجف اشرف، سال ها از استاد بزرگوار بهره هاى فراوان برد و بيشترين تأثير را از او پذيرفت از اين رو در وصف او مى گويد:

شيخ، مرشد و معلم طريق صواب من، شيخ دانشمند علامه،...حسن بن عبدالكريم فتّال غروى.([13])

على بن هلال جزائرى

على، فرزند هلال جزائرى از عالمان «كَرَك نوح» لبنان، دانشمندى فاضل، متكلمى بزرگ و نويسنده كتابِ «الدر الفريد فى التوحيد» و از شاگردان شيخ احمد بن فهد حلى و از استادان محققِ بزرگ شيخ على بن هلال كركى و ابن ابى جمهور احسائى بود. در حالات او نوشته اند كه وى هر وقت ذكر تسبيحات حضرت زهرا(عليها السلام) را قرائت مى كرد، قرائت او بيش از يك ساعت طول مى كشيد چرا كه هر ذكرى از اذكار تسبيحات حضرت زهرا(عليها السلام) را به زبان جارى مى كرد قطرات اشك بر گونه هايش جارى مى شد و با عمق جان به معنا و مقصود ذكرها توجه مى كرد.([14])

ابن ابى جمهور احسائى در حين سفر به قصد خانه خدا در سال 877 هـ .ق. يك ماه را نزد او به شاگردى پرداخت و از وى بهره هاى فراوان برد.

سيد محمد بن سيد موسى موسوى حسينى

وى دانشمندى بزرگ، جامع فضايل و كمالات معنوى و از شاگردان سيد موسى موسوى حسينى و از مشايخ بود كه ابن ابى جمهور او را شيخ، استاد، اعلم، اكمل، اتقى، عالم محدث، دارنده كمالات معنوى معرفى مى كند و فقيه بودن خود را مرهون اين دانشمند بلندمرتبه مى داند.([15])

شيخ حرزالدين اوالى([16]) بحرانى

او دانشمندى بزرگوار، از شاگردان فخرالدين احمد بن مخدم اوالى و از استادان ابن ابى جمهور احسائى است كه او در طريق سوم از طرق هفتگانه اش در مقدمه كتاب «عوالى اللئالى» به آن تصريح مى كند.([17])

عبدالله بن فتحان قمى

شيخ عبدالله فرزند مولى فتح الله بن مولى على رضى الدين عبدالملك ابن فتحان، از عالمان و فقيهان مشهور قرن نهم هجرى و از استادان ابن ابى جمهور احسائى است كه در وصف استادش مى گويد:

(او) علامه اى است پژوهشگر و اهل دقت، آقاى واعظان و امام راويان حديث، دانشمند كامل.([18])

سيد محمد موسوى حسينى

سيد محمد فرزند احمد موسوى حسينى، از شاگردان شيخ يوسف مشهور به ابن راشد قطيفى و از استادان ابن ابى جمهور احسائى است. از معرفى اى كه ابن ابى جمهور از ايشان به عمل آورده بر مى آيد كه او به قضاوت اشتغال داشته است.([19])

سفرهاى ابن ابى جمهور

ابن ابى جمهور، سفرهاى متعددى به نقاط و بلاد مختلف اسلامى با منظورهاى خاص انجام داد كه هيچ كدام از آن ها خالى از تدبر، تحقيق، تبليغ، تدريس و يادگيرى نبوده است و بر حسب ترتيب زمانى بنابر آنچه كه از زندگى وى در كتاب هاى تراجم ثبت شده است، سفرهاى وى را مى توان چنين معرفى كرد:

سفر به عراق

شايد اولين سفر طولانى كه ابن ابى جمهور انجام داد، سفر به نجف اشرف به قصد تحصيل علوم دينى و درك معارف اسلامى باشد، كه سال ها در آن شهر، در سايه استادان نامور آن مكان مقدس به دنبال مراد خويش بود.([20])

سفر به مكه مكرمه هم قبلاً در بخش تحصيلات ذكر شد.([21])

سفر به عتبات عاليات

سفر دوم وى به عراق به قصد زيارت حرم مطهر ائمه اطهار(عليهم السلام) بود كه در سال 879 هـ .ق. اتفاق افتاد.([22])

سفر به مشهد مقدس

ابن ابى جمهور در سال 888 هـ .ق. به قصد زيارت آستان قدس رضوى، راهى ديار طوس شد. سفرى كه جلوه هاى شخصيتى و علمى او را بيش از پيش براى عالم اسلام و آيندگان روشن ساخت. او در اين سفر ضمن تأليف و تفسير علوم اسلامى و تربيت شاگردان در مشهد مقدس، به دفاع از حريم مكتب اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام)پرداخت چرا كه با عالمان سرشناس اهل سنت در آن ديار به مناظره پرداخت و در ترويج مكتب تشيع نقش به سزايى ايفا كرد.([23])

ابن ابى جمهور از مشهد مقدس به شهرهاى مجاور مسافرت هاى متعدد به قصد تبليغ مكتب تشيع و مناظره با عالمان اهل سنت انجام داد كه جز اجمال اين سفر، از كم و كيف آن ها خبرى در كتاب هاى تراجم يافت نمى شود.([24])

شاگردان

ابن ابى جمهور احسائى، ضمن تحصيل علوم دينى در نجف اشرف و در ضمن مسافرتش به مشهد مقدس و شهرهاى اطراف آن، به تدريس فقه، حديث، كلام، فلسفه، اصول فقه و امثال آن پرداخت و شاگردان بسيارى در شهرهاى مختلف به ويژه در شهر مقدس مشهد از او بهره هاى فراوان بردند. بارزترين آن ها كه خود ابن ابى جمهور در اجازه نامه هايش از آن ها نام برده و در كتاب هاى تراجم نيز به نام آن ها تصريح شده است، عبارتنداز:

سيد محسن رضوى مشهدى (متوفاى 931 هـ .ق.)([25])

سيد محسن رضوى فرزند محمد بن نادرشاه قمى رضوى، از عالمان و فقيهان نامور مشهد مقدس در قرن دهم هجرى بود. ابن ابى جمهور درباره او مى گويد:

من در سال 888 هـ .ق. در مشهد مقدس با او ملاقات كردم و او مرا در خانه خود پذيرفت و مدت ها مهمان او بودم. او از اعيان اهل مشهد و از شريف ترين آن هاست كه بر هم عصران خود در علم و عمل برترى دارد. او و بسيارى از اهل مشهد، در درس علم كلام و فقه من شركت مى كنند.([26])

ابن ابى جمهور أحسائى در سال 897 هـ .ق. اجازه نامه روايى مفصلى براى او نوشت و در آن از اوصاف علمى و معنوى وى تجليل كرد و از او به عنوان عالم به فقه اهل بيت(عليهم السلام) عارف، فيلسوف پژوهشگر، بزرگ زاهدان، زينت عابدان و دارنده فضائل و مكارم اخلاق نام برد.

شيخ ربيعه جزائرى

شيخ ربيعه فرزند جمعه العبرمى عبادى جزائرى، شاگرد ابن ابى جمهور است كه اجازه نامه روايى به او داده است([27]) و در آخر آن اجازه نامه، در خصوص ارتباط شاگرد با استاد، وصاياى بسيار جالبى به وى كرده است. شيخ آقا بزرگ تهرانى، تاريخ كتابت اين اجازه نامه را سال 912 هـ .ق. معرفى مى كند([28]) همان طور كه خود شيخ ربيعة در پايان اجازه نامه با خط خود اين تاريخ را نگاشته است.([29])

شيخ محمد بن صالح غروى

وى نيز از ديگر شاگردان ابن ابى جمهور در سال 897 هـ .ق. است و در ولايت استرآباد، روستاى قلفان، از او اجازه روايت گرفته است.([30]) شيخ محمد غروى كتاب شريف «ارشاد الاذهان الى احكام الايمان» نوشته حسن بن يوسف بن مطهر حلى را نزد ابن ابى جمهور احسائى قرائت نمود.([31]) ابن ابى جمهور احسائى در اجازه نامه روايى براى وى او را شيخ فاضل، دانشمند كامل، عالم عامل، دارنده نفس قدسى، همت بلند، اخلاق نگهدارنده، و... توصيف مى كند.([32])

سيد محمود طالقانى

سيد محمود شرف الدين فرزند سيد علاءالدين بن سيد جلال الدين طالقانى از ديگر شاگردان ابن ابى جمهور مدت ها نزد او به فراگيرى علوم اسلامى پرداخت.([33]) ابن ابى جمهور احسائى در مقدمه اجازه نامه روايى به شيخ ربيعة بن جمعه، ضمن تجليل از مقام معنوى و توصيف او به اوصافى چون عالم عامل، جامع علوم عقلى و نقلى و پژوهش گر در فروع و اصول علوم اسلامى، تصريح مى كند كه سيد محمود كتاب هاى بسيارى را نزد او فراگرفته است از جمله: «نهاية المرام»، «التهذيب»، «مبادى الوصول»، «التنقيح»، «ايضاح القواعد»، «التحرير»، «شرح التجريد من الكلام»، «المواقف»، «شرح الطوالع اصفهانى»، «الخلاف»، «النهايه»، «شرح المفتاح و المطول».([34])

ابن ابى جمهور در ذيل اجازه نامه روايت به شاگردش ربيعه بن جمعه دستورالعملى در خصوص چگونگى ارتباط با معلم و استاد را ذكر مى كند. جويندگان علم و كمال مى توانند به آن مراجعه كنند.([35])

مناظره با عالمان سنى

ابن ابى جمهور احسائى با دانشمندان اهل سنت در شرق ايران، مشهد مقدس و شهرهاى مجاور آن در موضوعات مختلف فقهى و اعتقادى به بحث و مناظره پرداخت. مشهورترين آن ها، مناظره با فاضل هروى([36]) در سه جلسه طولانى است. جلسه اول در منزل عالم بزرگ سيد محسن رضوى، جلسه دوم در مدرسه شادخ در جوار حرم مطهر على بن موسى الرضا(عليه السلام) و جلسه سوم در مكان ديگرى بوده است كه نام آن ذكر نشده است. در هر سه جلسه، عالمان سنى و شيعه بسيارى ناظر بر گفت و گوى بين وى و فاضل هروى بودند.

موضوع اين چند جلسه، امامت بلا فصل اميرالمؤمنين على(عليه السلام)، بى اساس بودن اجماع در سقيفه، عدم تقيد ابوبكر، عثمان، عمر و ديگر خلفاى بنى اميه و بنى عباس نسبت به دستورات و خواسته هاى پيامبر(صلى الله عليه وآله)، بى اعتبار بودن بيعت ابوبكر، مناقب اهل بيت(عليهم السلام)ظلم هاى خلفا بر اهل بيت(عليهم السلام)، مطاعن خلفا، لزوم شناخت امام زمان در هر زمانى و... بوده است.

از مجموع اين مناظرات به دست مى آيد كه ابن ابى جمهور، شخصيتى علمى، كامل و محيط بر اصطلاحات، مسائل و مطالب علوم مختلف اسلامى مثل تفسير، فقه، اصول فقه، تاريخ، كلام و محيط بر مبانى فقهى و كلامى اهل سنت است و نيز بر شبهات موجود در جامعه اسلامى آن روز و بر شبهه افكنان، اشراف كامل داشته و توانايى كافى براى ارائه جواب هاى منطقى، متقن و جامع در مقابل آن شبهات داشته است.

نكته جالب اخلاقى كه در مناظرات او با فاضل هروى به دست مى آيد اين است كه او، در هيچ مناظره اى شروع كننده نبود بلكه با درخواست طرف مقابل به بحث و گفت و گو مى پرداخت و به دور از هر گونه تعصب نابجا، در تمام آن مناظرات، اخلاق اسلامى، ادب در گفتار و حفظ شؤون علمى و اجتماعى طرف گفت و گو را رعايت مى كرد و در صورت غلبه بر طرف مناظره، به تحقير و استهزاء نپرداخته، بلكه با سكوت او سكوت مى كرد تا فرصت دفاع داده باشد و اتمام حجت صورت گيرد.

در اين جا ذكر قسمتى از مناظره اش با فاضل هروى كه در منزل سيد محسن رضوى برگزار شد خالى از لطف نيست:

ابن ابى جمهور: درباره حديث شريف «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةً جاهلية» چه مى گويى؟ آيا آن را (از نظر سند) صحيح مى دانى يا خير؟

فاضل هروى: بله

ابن ابى جمهور: پس بگو امام تو كيست؟

فاضل هروى: از اين حديث، معناى خلاف ظاهر شده است و منظور از «امام»، «قرآن» است يعنى: اگر كسى بميرد و قرآن را نشناسد، مثل مردگان زمان جاهليت است.

ابن ابى جمهور: اگر منظور از امام، قرآن است، پس بايستى شناخت و ياد گرفتن قرآن، بر همه مسلمانان واجب عينى باشد كه كسى چنين نگفته است.

فاضل هروى: منظور تمام قرآن نيست، بلكه حمد و سوره است چرا كه صحيح بودن نماز بستگى به آن دو دارد، كه همه اتفاق نظر دارند كه آن دو را بايد ياد گرفت.

ابن ابى جمهور: پيامبر(صلى الله عليه وآله) در اين حديث «امام» را به «زمانه» اضافه كرده است يعنى: «امام زمانش» را بشناسد و اين دليل بر آن است كه در هر زمانى، امامى مخصوص است و مردم مكلفند آن امام را بشناسند و اگر منظور از امام، فاتحة الكتاب بود، تخصيص امام به «زمانش» بى فايده بود.

فاضل هروى: بنا بر مقتضاى اين روايت (آن طور كه شما معنى مى كنيد) در اين زمان بين من و شما فرقى نخواهد بود.

ابن ابى جمهور: خير (من با شما مساوى نيستم) چه اين كه مراد از روايت، امامى است كه با دلايل (بسيار) او را شناخته و به او اعتقاد دارم ولى تو همچون اعتقادى ندارى.

فاضل هروى: آن امامى كه تو بر امامت او اعتقاد دارى، هرگز او را نمى بينى، جا و مقام او را نمى دانى، فتواى مسائل را از او نمى توانى بپرسى و در دين از او بهره نمى برى، از اين رو حال من و تو با هم مساوى است.

ابن ابى جمهور: هرگز آن حديث دلالت ندارد بر اين كه بايد جا و محل اقامت آن امام را دانست و فتواى مسائل را از او شنيد. بلكه اين قدر دلالت مى كند كه بايد او را شناخت. الحمدلله من او را مى شناسم و دليل هاى روشنى بر وجوب وجودش، امام بودنش، لزوم متابعت او، امكان ملاقات با او، و اين كه روزى ظهور خواهد كرد، دارم ولى تو اين عقيده را ندارى.

فاضل هروى: من در طلب شناخت امام هستم. شنيده ام كه در ولايت يمن مردى دعواى امامت مى كند، مى خواهم خود را به او برسانم و هرگاه ديدم كه در ادعايش صادق است، از او تبعيت خواهم كرد.

ابن ابى جمهور: پس شما در اين زمان (كه هنوز امام را نشناخته اى) از مردمان جاهليت هستى و اگر بميرى در زمره مردگان زمان جاهليت محشور مى شوى. چرا كه شناخت امام زمانت را عملاً نپذيرفته اى و به وجود او در هر زمانى باور پيدا نكرده اى.

در اين هنگام فاضل هروى از جواب بازماند و ديگر سخن نگفت.([37])

ابن ابى جمهور احسائى مى گويد: بعد از جريان مناظره در سه جلسه و درماندن او نسبت به مطالب و سؤال هاى من، ديگر با وى ملاقات نكردم ولى بعد از چند روز سيد محسن رضوى او را ديده بود و مى گفت: فاضل هروى را در مذهب تشيع متردد يافتم چرا كه مى گفت:

«من قصد زيارت حسين بن على(عليه السلام) را دارم. اگر راستى گفته هاى شما بر من ظاهر شد، در اين صورت از مذهب اهل سنت برائت جسته، مذهب تشيع را اختيار خواهم كرد.»

پس از آن ديگر از وى اطلاعى حاصل نكردم.([38])

تأليفات([39])

ابن ابى جمهور كتاب ها و رساله هاى متعددى در زمينه هاى فقه، اصول، روايت و امثال آن ها در طول زندگى علمى خود به رشته تحرير درآورد. مهم ترين ويژگى اين آثار آن است كه وى بنا بر نياز مناطق مختلف و يا نياز مسلمانان دست به تأليف آن زده است. از اين رو بيشتر آن ها را بنا بر درخواست عالمان و فقيهان و انديشمندان بلاد اسلامى نگاشته است كه در ذيل برخى از آثار به اين نكته اشاره خواهد شد.

1. الاقطاب الفقهيه و الوظائف الدينيه على مذهب الاماميه

وى در اين كتاب، قواعد فقهى را بنا بر ترتيب خاصى شبيه قواعد شهيد و با عنوان «قطب» در ابتداى هر قاعده آورده است كه علاوه بر ذكر فروع قواعد، به ادله و مآخذ آن ها نيز اشاره مى كند. و از گفتار وى در ابتداى اين اثر به صراحت برمى آيد كه آن را بعد از كتاب «عوالى اللئالى» نوشته است.([40])

2. الانوار المشهديه فى شرح الرساله البرمكيه فى فقه الصلوة اليوميه

اين كتاب شرح رساله برمكيه، با موضوع نمازهاى يوميه است كه آن نيز نوشته ابن ابى جمهور است.

3.اسرار الحج

اين رساله را در سال 901 هـ .ق. نگاشت و در سال 1324 هـ .ق. در ضمن يكى از آثار او به نام «الجلى لمرآة المنجى» به چاپ رسيد.([41])

4. الرسالة البرميكه فى فقه الصلوة اليوميه


5. التحفة الحسينيه فى شرح الرسالة الالفيه كه شرح بر «رساله الفيه» شهيد اول است.

6. المسالك الجامعيه فى شرح الالفيه الشهيديه

اين كتاب نيز شرح ديگرى است بر رساله الفيه شهيد اول كه نسخه اى از آن در كتابخانه آستان قدس رضوى ديده شده است.

7. تحفة القاصدين فى معرفة اصطلاح المحدثين

8. بداية النهايه فى الحكمة الاشراقيه

9. رسالة معين الفكر فى شرح كتاب الباب الحادى عشر

10. شرح على رسالة معين الفكر

اين كتاب همان «معين المعين» است كه شرح رساله معين الفكر خود اوست.

11. رسالة كاشف الحال عن احوال الاستدلال

كتابى است در باب اجتهاد كه داراى يك مقدمه و پنج فصل و يك خاتمه است. ابن ابى جمهور آن را در سال 880 هـ .ق. در مشهد مقدس نوشته است. نسخه اى از آن در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران و نيز كتابخانه آستان قدس رضوى ديده شده است.

12. رسالة فى العمل باخبار اصحابن

13. رسالة المناظرة مع الفاضل الهروى


اين رساله حاوى مناظراتى است كه ابن ابى جمهور با عالمان اهل سنت، به ويژه فاضل هروى در مشهد مقدس در مسأله امامت و اثبات حقانيت على(عليه السلام) و ديگر مسائل اعتقادى در خصوص امامت داشته است. اين رساله به طور جداگانه توسط مؤلفان و به عنوان ضميمه در كتاب هاى مؤلفين ديگر بارها به چاپ رسيده است، از جمله كتاب نامه دانشوران كه در آخر جلد سوم آن، آن مناظرات را به تفصيل ذكر كرده است.([42])

14. رسالة زاد المسافرين فى اصول الدين

موضوع اين كتاب، علم كلام است كه به درخواست سيد محسن رضوى به رشته تحرير درآمده است.

15. كشف البراهين

اين كتاب شرح كتاب زادالمسافرين است كه در سال 888 هـ .ق. در مشهد مقدس و باز بنا به درخواست سيد محسن رضوى نگارش كرده است.

16. درر اللئالى العماديه فى الاحاديث الفقهيه

موضوع آن، روايات و اخبار است و در سال 899 هـ .ق. در مشهد مقدس تأليف آن را شروع و در سال 901 هـ .ق. به پايان رساند. اين كتاب داراى يك مقدمه، سه فصل و يك خاتمه است.

17. نثر اللئالى فى الاحاديث و الاخبار

18. رسالة التحفة الكلاميه


اين رساله داراى دو مقاله است مقاله اول در موضوع منطق است كه با يك مقدمه و دو فصل آمده و مقاله دوم در مباحث علم كلام است كه داراى چند مقدمه و پنج باب و يك خاتمه است.

19. المجلى فى المنازل العرفانيه و سيره

20. المجلى لمرآة المنجى

ظاهراً اين دو كتاب در واقع يكى هستند و موضوع آن، فلسفه، عرفان و قواعد سير و سلوك و خلاصه اى در تهذيب اخلاق است كه مؤلف در سال 896 هـ .ق. آن را نگاشته است. اين كتاب نيز از يك مقدمه و دو فصل و يك خاتمه تشكيل شده كه در مقدمه آن، برخى از قواعد علم منطق مثل صناعات خمس و نيز تعريف علم كلام، موضوع و مبادى و غايت علم كلام و نيز برخى از اصطلاحات فلسفى مثل وجود، عدم، علت، معلول، مواد ثلاث، حدوث، قدم، تقابل و امثال آن ها را آورده است و در فصل اول و دوم كتاب به اثبات واجب الوجود از طريق ادله كلامى و فلسفى و نيز ذكر مباحث افعال خداوند پرداخته و در آخر آن ها به مسئله امامت اشاره كرده و به فضائل و مناقب اهل بيت(عليهم السلام) اشاره و سپس به مطاعن خلفاى سه گانه مى پردازد. خاتمه كتاب به كيفيت سير و سلوك عرفانى به سوى خداوند تبارك و تعالى، شرايط سير و سلوك، مقامات و مراتب سير و سلوك، تقوا و مراتب آن، درجات سالكان به سوى خداوند، خطرهايى كه بر سر راه آنان است و وصايايى كه وى براى رهروان اين راه دارد، اختصاص يافته است.

اين كتاب بارها چاپ شده است و در تهران در سال 1324 هـ .ق. با چاپ سنگى نيز به چاپ رسيده است.

كتاب «المجلى فى المنازل العرفانيه و سيرها» احتمالاً با كتاب هايى كه با اين موضوع به ابن ابى جمهور نسبت داده اند مثل «جمع الجمع»، «جامع الجميع فى الكلامين و الحكمتين و التصوف»، و «مجلى السرائر»، يكى باشند.

مهم ترين اثر

از آثار متعددى كه از ابن ابى جمهور احسايى به جا مانده است، كتاب «عوالى اللئالى العزيزة فى الاحاديث الدينيه» در بين دانشمندان علوم مختلف اسلامى به ويژه محدثان و فقيهان از شهرت بيشترى برخوردار است. آنان در كتاب هاى روايى، اخلاقى، فقهى و امثال آن به اين كتاب ارزشمند استناد كرده و يكى از منابع روايى به حساب آورده اند.([43]) حتى سيد نعمت الله جزايرى شرحى بر آن نوشته و نام آن را «جواهر العوالى» نام نهاده است.

اين اثر، بارها به چاپ رسيده است كه مهم ترين آن چاپ كتابخانه آية الله مرعشى نجفى در قم در سال 1403 هـ .ق. در 4 جلد است كه در مقدمه آن خلاصه اى از زندگى علمى ابن ابى جمهور هم ذكر شده است.

موضوع كتاب، اخبار و رواياتى است كه در موضوعات مختلف دينى وارد شده است و مشتمل بر يك مقدمه و دو باب و يك خاتمه است و خود مقدمه حاوى ده فصل است كه نويسنده آن در فصل اول طرق روايت خود از مشايخ و نيز اجازه نامه هايى را كه به شاگردان خود داده به نگارش درآورده است.

دفع شبهه از كتاب عوالى اللئالى

ابن ابى جمهور از جمله دانشمندانى بود كه در فضايى به ترويج افكار علمى و مذهبى خود پرداخت كه جو فرهنگى، مذهبى و علمى حاكم بر زمان، از آنِ بسته ذهنان، تنگ نظران، مخالفان مذهب اثنا عشرى بود.

او در چنين وضعيتى عزم خود را جزم و منطق خود را استوار كرده، پيامبرگونه معارف حيات بخش را در جامعه اسلامى به كام تشنگان حقيقت رسانده و جامعه اسلامى را در حد امكان از گزند آسيب هاى مذهبى، افكار التقاطى، باطل و انحرافى كه از ناحيه مخالفان مذهب در بلاد مختلف از جمله شرق ايران به تهديد عقايد مردم مسلمان مى پرداخت، با جديت كامل و تحمل رنج هاى فراوان، بيمه كرد. و اما برخى از آيندگان به جاى تجليل و تقدير از تحمل مشقات و زحمات طاقت فرساى او، ناخواسته شخصيت علمى و معنوى او را آماج تيرهاى تكفير و طعن قرار داده اند.

و اما عالمان و فقيهان بزرگ اسلامى همچون ميرزا حسين نورى طبرسى([44])و آية الله مرعشى نجفى و ديگران از شخصيت علمى و معنوى او تجليل به عمل آورده، از تمام طعن ها و شبهه هايى كه در مورد آثار ابن ابى جمهور وارد شده است جواب گفته اند. آية الله مرعشى نجفى در اين خصوص، رساله اى نگاشته و نام آن را «الردود و النقود» نهاده است كه در مقدمه كتاب «عوالى اللئالى» به چاپ رسيده است.

وى در اين رساله مى گويد:

بر هر باوجدان و منصفى روشن است كه يكى از بهترين كتاب هاى روايى، كتاب عوالى اللئالى است كه مؤلف آن، عالم بزرگوار، محدث متكلم، عارف متألف، جامع علوم نقلى و عقلى، پژوهش گر نقّاد، شيخ ابوجعفر محمد بن ابى جمهور احسايى هَجَرى از عالمان قرن دهم هجرى، احاديثى كوتاه از كتاب هاى روايى كه از نظر سند، صحيح و از نظر دلالت، صريح و روشن هستند را در آن كتاب جمع آورى كرده و آن ها را با شيوه اى نيكو ترتيب داده است.

ولى متأسفانه اين گوهر گران بها و نادر، در كنج كتابخانه ها مخفى مانده، نام و ذكر آن كمرنگ شده، خوراك موريانه ها شده و كسى از آن احوالى نمى پرسد كه علت آن نقد و شبهه هايى است كه برخى از عالمان اسلامى به مؤلف و كتاب مذكور وارد كرده اند.

ايرادهايى كه بر اين كتاب وارد شده است عبارتند از اين كه: كتاب، حاوى رواياتى است كه موافق با مذهب تشيع نيست، مرسل هستند و هيچ روايت سنددارى در آن ذكر نشده است، رواياتى در آن آمده است كه مطالب عرفانى را تأييد مى كند، حاوى مطالبى است كه غلوّ را مى رساند، برخى از آن روايات از طرق اهل سنت و مخالفان تشيع نقل شده است.

و اما نقدهايى كه بر خود ابن ابى جمهور وارد كرده اند عبارتند از اين كه: او از غلات است، از عرفا و صوفيه است، در زمره فلاسفه قرار دارد، در نقل روايات سهل انگار است و هر جا چيزى را ببينيد، آن را نقل مى كند، او اخبارى مسلك است و... .

اين ايرادها و طعن ها هيچ كدام بر اين داشنمند بزرگ اسلامى وارد نيست چرا كه در كتاب عوالى اللئالى خبر و روايتى پيدا نشده است كه با اصول مذهب تشيع مخالف باشد و اگر احاديثى در كتاب آمده است كه مطالب و مسائل عرفانى را تأييد مى كند، بايد گفت كه اين روايات در ساير كتاب هاى معتبر روايى نيز وارد شده است.

و اما اين كه او صوفى است اين نسبتى است كه در حق او به ظلم داده شده است چه اين كه فرق بين عرفان اسلامى با تصوف كه اعمال و افكار آن ها با معارف دينى تناسب ندارد، كاملاً روشن است و از طرفى اگر او فيلسوف است، اين مسئله او را از وثاقت ساقط نمى كند چه اين كه بسيارى از بزرگان عالم تشيع فلسفه را در حد اعلى فراگرفته و در عين حال، كسى آن ها را غير موثق و غير قابل اعتماد ندانسته است از جمله: شيخ مفيد، شريف رضى، محقق طوسى، علامه حلى، ميرداماد، فاضل سبزوارى، مولا على نورى، مولا اسماعيل خواجوى اصفهانى، شيخ بهايى، قاضى سعيد قمى، ملا صدرا، فيض كاشانى و ديگران كه جامع علوم عقلى و نقلى بودند. پس اگر دانستن فلسفه موجب فسق كسى است پس بايد تمام آن ها را فاسق دانست و كسى چنين نگفته است.

و اما اين كه او را اخبارى دانسته اند، بايد گفت كه با مراجعه به آثار او به خوبى مى توان دريافت كه او مذاقى متوسط بين اصولى و اخبارى (اصول نقلى) دارد و بنا بر فرض اين كه اخبارى مسلك هم باشد، اين موجب عدم حجيت آنچه او روايت كرده نمى شود چه اين كه در اين صورت به روايات كلينى، صدوق، نويسنده قرب الاسناد، مجلسى و شيخ حر عاملى نيز نبايد اعتنايى نمود.([45])

وفات و مدفن

تاريخ دقيق وفات ابن ابى جمهور احسائى مشخص نيست و شرح حال نويسان هر كدام بنا بر تحقيقات خود سال هاى متفاوتى را به طور تخمين معرفى كرده اند. از اين رو سال هاى 901، 877 و يا 878 هـ .ق. را سال وفات وى دانسته اند.([46])

و اما حضرت آية الله مرعشى نجفى(رحمه الله)، كه در اين زمينه داراى تخصص و دقت بيشترى است، سال وفات او را 940 هـ .ق. معرفى مى كند.([47]) گرچه اين تاريخ هم، تخمينى است ولى نزديك به واقع است چرا كه ابن ابى جمهور هم عصر با فقيه بزرگ على بن هلال كركى (متوفاى 940 هـ .ق.) است و ابن جمهور چند سال قبل يا بعد از او وفات يافته است به هر حال سال وفات او را حدود (940 هـ .ق.) مى توان معرفى كرد.

محل دفن وى به طور مطلق مجهول است([48]) و چيزى در اين باره در كتاب هاى تراجم ذكر نشده است و بعيد نيست كه او بعد از سفر مشهد به زادگاهش «احساء» بازگشته و در آن جا وفات يافته باشد.

[1]. تاريخ دقيق ولادت ابن ابى جمهور از نظر روز و ماه و سال، مشخص نيست ولى از آن جايى كه او همعصر با عالمان و فقيهانى همچو شيخ على بن هلال كركى، شيخ عزّالدين عاملى و ديگر دانشمندانى كه در نيمه دوم قرن نهم و نيمه اول قرن دهم هجرى مىزيستهاند، بوده، مىتوان حدس زد كه وى در سالهاى پايانى نيمه اول قرن نهم هجرى و حدود 840 تا 850 هـ .ق. به دنيا آمده است.

[2]. أَحْسا، نام مركز يكى از سه ايالت كشور بحرين است. بحرين از كشورهاى حاشيه خليج فارس و در جنوب شرقى عربستان داراى سه ايالت قطيف (يا خط)، بحرين (يا جزيره اوال) و حساء، به مركزيت شهر احساء است. نام قديم اين شهر، هَجَر (بر وزن صَفَر) از شهرهاى بزرگ اسلامى در صدر اسلام بوده. رشيد هَجِرى از دوستان خاص و رازداران مخصوص على (ع) از اين شهر برخاسته است. از أحساء در طى قرنهاى متمادى عالمان و فقيهان بسيارى برخاستهاند از جمله: على بن مقرب أحسايى، احمد السبعى أحسائى، احمد بن فهد بن ادريس أحسايى، ناصرالدين بن نزار أحسائى، جمالالدين حسن المطوع البحروائى أحسائى، سيد هاشم بن حسين أحسائى و ديگران. (انوار البدرين، ص 382 تا 400 معجم البلدان، ج 1، ص 112 مراصد الاطلاع، ج 1، ص 402 الروض المعطار فى خبر الاقطار، ص 14 و...).

[3]. بحارالانوار، ج 0، ص 183 تنقيح المقال، ج 3، ص 151 انوار البدرين، ص 382 نامه دانشورى، ج 3، ص 379 الاقطاب الفقهيه، ص 10 (مقدمه) و...

[4]. بحارالانوار، ج 105، ص 7 الضياع اللامع، ص 86 رياض العلماء، ج 3، ص 327 و....

[5]. رياض العلماء، ج 3، ص 327 اعيان الشيعه، ج 2، ص 124 و الضياع اللامع، ص 1.

[6]. بحارالانوار، ج 0 ص 183 تنقيح المقال، ج 3، ص 151 ,,,نامه دانشوران، ج 3، ص 379 الاقطاب الفقهيه، ص 10 (مقدمه).

[7]. انوار البدرين، ص 398 فوائد الرضويه، ص 340.

[8]. امل الامل، ج 2، ص 253 و 280 مجالس المؤمنين، ج 1، ص 581 لؤلؤة البحرين، ج 2، ص 167 ,,,, الاجازة الكبيرة، ص 19، بحارالانوار، ج 1، ص 31 رياض العلماء، ج 5، ص 115 فوائد الرضويه، ص 382 ريحانة الادب، ج 7، ص 331 و... .

[9]. و اما مرحوم آيةالله مرعشى نجفى در رساله «الردود و النقود»، از مقام علمى وى چنين ياد مىكند كه: (مؤلف عوالى اللئالى)، عالمى بزرگوار، دانشمند با فضيلت، محدث متكلم، عارف متأله، زاهد با ورع، جامع علوم نقلى و عقلى، پژوهشگر نقّاد» است. (عوالى اللئالى، ج 1 رساله الردود و النقود، ص 2).

[10]. عوالى اللئالى، ج 1، ص 5.

[11]. بحارالانوار، ج 105، ص 7 روضات الجنات، ج 7، ص 32.

[12]. مقابس الانوار، ص 14 بحارالانوار، ج 0، ص 183 روضات الجنات، ج 7، ص 32 اعيان الشيعه، ج 5، ص 201 و بحارالانوار، ج 105، ص 9.

[13]. عوالى اللئالى، ج 1، ص 8 الاقطاب الفقهيه، ص 21.

[14]. انوار البدرين، ص 398 فوائد الرضويه، ص 340 الكنى و الالقاب، ج 1، ص 192 و رياض العلماء، ج 5، ص 28.

[15]. عوالى اللئالى، ج 1، ص 6.

[16]. بنابر نقل برخى از منابع، «اوابلى» است. بحارالانوار، ج 105، ص 8.

[17]. عوالى اللئالى، ج 1، ص 7.

[18]. عوالى اللئالى، ج 1، ص 9.

[19]. همان، ص 6.

[20]. نامه دانشوران، ج 3، ص 379 و بحارالانوار، ج 0، ص 183.

[21]. وى در سال 877 هـ .ق. نجف اشرف را به قصد به جا آوردن حج ابراهيمى از طريق لبنان ترك كرد كه بعد از زيارت مكه مكرمه و مدينه منوره به زادگاهش احساء بازگشت. (نامه دانشوران، ج 3، ص 379)

[22]. الاقطاب الفقهيه، ص 10.

[23]. نامه دانشوران، ج 3، ص 379.

[24]. دائرة المعارف الاسلامية الكبرى، ج 2، ص 294.

[25]. بحارالانوار، ج 105، ص 4 لؤلؤة البحرين، ج 2 ص 166 (پاورقى).

[26]. الذريعه، ج 1، ص 241، فوائد الرضويه، ص 376.

[27]. همان.

[28]. همان، ج 1، ص 242.

[29]. بحارالانوار، ج 105، ص 17.

[30]. همان، ص 20.

[31]. همان، ص 19.

[32]. همان، ج 105، ص 18.

[33]. همان.

[34]. همان.

[35]. بحارالانوار، ج 105، ص 14.

[36]. با اين كه اصل مناظره و طرف مناظره به نام «فاضل هروى» داراى شهرت است ولى تا به حال مشخص نشده است كه اين دانشمند اهل «هرات» چه كسى بوده است و احتمال دارد كه او احمد بن يحيى بن سعدالدين تفتازانى است كه حدود سى سال قضاوت در شهر هرات را به عهده داشته است.(دائرة المعارف الاسلامية الكبرى، ج 2، ص 294).

[37]. نامه دانشوران، ج 3، ص 386.

[38]. همان، ص 415.

[39]. رياض العلماء، ج 5، ص 50، خاتمة مستدرك الوسائل، ج 1، ص 321 بحارالانوار، ج 105، ص 3 روضات الجنات، ج 7، ص 30 ريحانة الادب، ج 7، ص 332. و... .

[40]. الاقطاب الفقهيه، ص 34. (نسخه خطى از اثر اين دانشمند در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران ديده شده است و نيز توسط كتابخانه موحوم آيةالله مرعشى نجفى در سال 1410 هـ .ق. با مقدمه و رسالهاى كه آيةالله مرعشى در دفاع از عقايد و افكار ابن ابى جمهور به آن ضميمه شده است، به چاپ رسيده است.).

[41]. همان، ص 18 (مقدمه) .

[42]. نامه دانشوران، ج 3، ص 379.

[43]. بحارالانوار، ج 1، ص 31.

[44]. خاتمة مستدرك الوسائل، ج 1، ص 331.

[45]. عوالى اللئالى، ج 1، رساله الردود و النقود، ص 5 تا 12 (با تلخيص).

[46]. ريحانة الادب، ج 7، ص 332 الذريعه، ج 13، ص 133 كشف الظنون، ج 2، ص 1928.

[47]. عوالى اللئالى، ج 1، ص 2، مقدمه.

[48]. همان طور كه در مورد فرزندان و بازماندگان وى خبرى در كتابهاى تراجم يافت نمىشود.
فرهیختگان تمدن شیعی


١٩:٣٧ - 1391/03/25    /    شماره : ٣٢٥٥    /    تعداد نمایش : ٦٤٥



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :9526
کل بازديدها :16149605
بازديدکنندگان آنلاين :6
بازديدازاین صفحه :110587