صفحه اصلی > پند نامه 


  چاپ        ارسال به دوست

قناعت

ابو وائل گفت در خدمت اباذر به خانه سلمان رفتیم . هنگام غذا سلمان گفت اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله از تكلف رنج و زحمت انداختن خود نهی نكرده بود برای شما چیزی تهیه می كردم ، پس از آن مقداری نان و نمك آورد. ابوذر گفت : اگر با این نمك نعنا همراه می شد خیلی بهتر بود. سلمان آفتابه ی خود را به گرو گذاشت و مقداری نعنا تهیه نمود، پس از آنكه خوردیم ابوذر گفت : (الحمدلله الذی قنعنا) سپاس مر خدائی را است كه ما را قانع ساخت . سلمان گفت : اگر قانع بودید آفتابه من بگرو نمی رفت.

داستانها و پندها, ج2/ مصطفي زماني وجداني


١٢:٥٤ - 1392/07/29    /    شماره : ٢٠٤٧٣    /    تعداد نمایش : ٥٧٨



خروج





   مطالب مرتبط
 دروغ (خبر)
 بدبینی و بد بینان (خبر)
 تکبر (خبر)
 در بین افراد جامعه دروغ چقدر رواج دارد؟ (خبر)
 غیبت و غیبت کنندگان (خبر)
 آثار تربیتی و اخلاقی نماز (خبر)
 گامهای عملی بسوی تهذیب اخلاقی(5) (خبر)
 حمایت از مسئولان نظام وظیفه‌ای دینی و اخلاقی است (خبر)
 گام های عملی بسوی تهذیب اخلاقی4 (خبر)
 خير اخلاقي (خبر)
 الزام اخلاقي (خبر)