نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > خانه و خانواده > احکام حقوقی خانواده 


  چاپ        ارسال به دوست

وصيت و ارث

اسلام علاوه بر اينکه تأکيد زيادي بر تنظيم روابط اخلاقي ،عاطفي و تعامل اجتماعي و رفتاري اعضاي خانواده در طيف گسترده دارد طوري که موجب تقويت و استحکام خانواده بشود ، بعد مالي و مادي را نيز فراموش نکرده است وصيت و ارث در اين راستا هستند .

وصيت
هر کسي در زمان حيات ، بر اموال خود تسلط دارد و هر کاري که بخواهد با اموالش مي کند بشرط اينکه عاقل و رشيد باشد . اسلام از طريق وضع وصيت و قانوني کردن آن ، به شخص اختيار داده تا در بخشي از اموال خود پس از مرگ تصرف کند .

اقسام وصيت

وصيت دو نوع عهدي و تمليکي دارد .
1) وصيت عهدي : در اين نوع وصيت ، فرد يا افرادي را براي اداره بخشي از اموال خود و نيز سرپرستي فرزندانش پس از مرگ تعيين کرده و مسئوليت را به آنان مي سپارد.
شخصي که برايش وصيت شده وصي و وصيت کننده را موصي مي نامند .

2) وصيت تمليکي: دراين نوع وصيت ،شخص بخشي از اموال خود را پس از مرگ به فرد يا افرادي تمليک مي کند ؛ چه افراد خانواده او چه ديگران .

دراين نوع وصيت ، کسي که برايش وصيت شده موصي له وصيت کننده را موصي و اموال را موصي به مي گويند .
شخص مي تواند همه اموال را خود تمليک و وصيت کند اما فقط در نفوذ دارد و ديگر نياز به اجازه وراث دارد .

زمان محاسبه دارايي شخص در وصيت تمليکي

پس از مرگ فرد ، بايد خرج کفن و دفن وي را از اموالش پرداخت کنند . بعد ،ديوني که به اعيان اموالش تعلق گرفته و سپس ديون و واجبات مالي پرداخت بشود .از اين ، زمان محاسبه و وصيت است .
هيچ کس نمي تواند وصيت کند که وارثي را کلاً از ارث محروم کند طبق قانون ارث که يک قانون امري است و نمي توان بر خلاف آن عمل کرد نمي توان نسبت به او را محروم کرد.
براي محروم کردن فرزند يا شوهر يا زن از ارث در زمان حيات مي تواند اموالش را بنام ديگري کند .
مي توان براي جنيني که در شکم مادر هست هم وصيت کرد بشرط اينکه جنين زنده بدنيا بيايد.
اگر کسي در زمان حياتش وصيت کند. مثلاً جد پدري با وجود اينکه پدر فرزند در قيد حيات است وصيت کند که شخص مورد نظري سرپرستي فرزند را به عهده بگيرد اين درست نيست زيرا پدر فرزند در قيد حيات است حتي اگر پدر فرزند هم بميرد باز هم آن وصيت اثر ندارد مگر اينکه پدر فرزند وصي را تعيين کند .

ارث

ارث در اصطلاح عبارت است از :انتقال قهري حقوق و دارايي متوفي به ورثه وي .
منظور از حق ، تمام آن چيزهايي است که قابليت نقل و انتقال داشته باشد خواه حقوق مالي باشد مثل حق فسخ يا غير مالي مثل حق قصاص .

ترکه :

عبارت است از کليه اموال و حقوق مالي مورث که پس از وضع ديون و تعهدات و وصاياي او به وراث منتقل مي گردد .

آنچه که موجب تحقق ارث است ، مرگ مي باشد که به دو صورت قابل تصور است :

1) موت حقيقي : خارج شدن روح از بدن
2) موت فرضي : شخصي است که مدت ها غائب است و خبري نمي باشد .شخصيت چنين فردي از نظر حقوقي متزلزل است به منظور ختم اين اوضاع او را در حکم شخص مرده تلقي مي کنند و احکام ارث بر او مترتب مي شود و ارثش تقسيم مي شود .

تأسيس ارث در اسلام

در ميان رومانيون ، ايرانيان و اعراب زمان پيامبر ، ارث تابع زور و قدرتمند ي بود . زن و فرزندان ارث نمي بردند . و قوانين ، ضابطه خاصي نداشتند . حتي در زمان جاهليت اگر مردي فوت مي کرد . زن او را به ارث مي بردند .اسلام ارث را تأسيس کرد و قوانين ظالمانه را از بين برد واسلام اين مسئله را در آيه 18 سوره نساء منسوخ کرد و حتي زنان و کودکان را در آيه 7 سوره نساء مشمول ارث کرد .

طبقات ارث

منظور از طبقه ، کساني هستند که باعث مي شوند که طبقه ديگر ارث نبرد . هر کسي که به متوفي نزديکتر است طبقه جلوتر است . طبقاتي که ناشي از ارث هستند سه طبقه هستند : يک طبقه ناشي از سبب است که زوجيت است در هر طبقه اصناف مختلفي واقع مي شوند و هر کدام سهام خاصي دارند .
در طبقات ارث ، هر طبقه اي مانع ارث بردن طبقه ديگر مي شود ، با اين قيد که طبقات اول، دوم و سوم که نسبي هستند هرگز نمي توانند مانع و حاجب زوج و زوجه بشوند .

طبقات ارث عبارتند از :

1) فرزندان و پدر و مادر
اگر کسي فوت کند و پدر و مادرش زنده باشند و نوه اش هم زنده باشد به نوه اش هم ارث مي رسد . اما زماني که يک فردي فوت کند و يک فرزند و يک نوه دارد که اين نوه از فرزند فوت شده اش باشد به اين نوه ارث نمي رسد . ارث به نوه و نتيجه زماني مي رسد که اصناف بالايي نباشند .
2) برادران و خواهران و اجدات و جدات
3) خالات و عمات ، خاله ،عمه، عمو و دائي و فرزندان آنها
4) طبقه سببي است : زوج و زوجه . اين طبقه در عرض سه طبقه ديگر است .

وعده به ارث

وعده به ارث ، موجب ارث برده نم شود زيرا موجب ضرر ديگران مي شود و نمي تواند از حق ديگران بدهد و به کسي وعده دهد .
ارث کسي که هيچ وارثي ندارد به امام و به حاکم اسلامي مي رسد و جزء بيت المال محسوب مي شود .
در صورتي که فردي فوت کند .و هيچ مالي ندارد ، نمي توانند بدهيهاي او را از ورثه بگيرند .
ممکن است فردي موجبات متعدد براي ارث داشته باشد مثلاً در عين حالي که همسرش است پسر خاله او هم باشد اگر کسي دو موجب ارث داشته باشد بابت هر دو ارث مي برد و ايندو در هم تداخل نمي کنند .

ارث زن

الف ) نصيب زن از ارث بعنوان همسر دو سهم است :
1) سهم اعلي که است در صورتي که از همسر متوفاي او هيچ فرزندي باقي نمانده باشد .
2) سهم ادني که است اگر فرزند داشته باشد سهم ادني به او مي رسد .


ب ) نصيب زن از ارث بعنوان فرزند ، تمام ارث خواهد بود به شرط اينکه در طبقه اي که وجود دارد افراد ديگري نباشند . اگر چند دختر باشند بين آنها به مساوات تقسيم مي شود . ولي اگر چند دختر و چند پسر باشند نصيب پسرها دو برابر نصيب دخترها خواهد بود .

ج) نصيب زن از ارث بعنوان مادر : اگر براي متوفي کسي جز مادر نمانده باشد تمام ارث از آن مادر است و اگر پدر و مادر باشند هر کدام خواهند برد .

د) نصيب زن از ارث بعنوان خواهر : اگر فقط يک خواهراز متوفي مانده باشد همه اموال از آن اوست .

ارث مرد

الف) نصيب مرد از ارث بعنوان شوهر داراي دو سهم است:
1 ) سهم اعلي : که اموال زن است و در صورتي است که هيچ فرزندي از همسر متوفي نمانده باشد .
2)سهم ادني : وقتي است که از همسر متوفي فرزنداني باشد که در آنصورت اموال زن به او داده مي شود و دليل اين هم آيه شريفه 112 از سوره نساء است .

ب) نصيب مرد از ارث بعنوان فرزند ، اگر تنها پسر باشد ، تمام اموال را به ارث مي برد . و اگر پسران متعدد باشند بصورت مساوي ارث مي برند و اگر پسران و دختران باشند نصيب پسر دو برابر نصيب دختر است .

ج) نصيب مرد از ارث بعنوان پدر است . ارث پدر ،به قرابت است ولي ارث مادر به فرض است . يعني در هر حال مادر به ارث مي برد منتها پدر اگر باقي مانده داشته باشد ارث آنها داده مي شود وبقيه به پدر داده مي شود بدين صورت ، در برخي از موارد ، ارث پدر از ارث مادر کمتر مي شود .

د) نصيب مرد از ارث بعنوان برادر ، هما ن است که در بحث ارث بعنوان خواهر بحث کرديم

نوع وراثت زوج و زوجه

وراثت چند نوع است ؟
1) وراثت فرض :
سهمي که به صورت کسر است و براي آنها مشخص است.
2) وراثت قرابت :
سهم به صورت کسر مشخص نشده و هرچه مانده ، به قرابت است .
وراثت زوجين و وراثت مادر به فرض است وراثت پدر به قرابت است .
ارث فرزندان اگر يک دختر يا دو دختر باشد به فرض است ولي اگر فرزندان پسران و دختران باشند به قرابت است يعني سهم 2 به 1 است يعني پسران دو برابر دختران ارث مي برند .
اگر زوج تنها وارث زوجه باشد تمام ارث را مي برد و يعني به فرض و بقيه را به قرابت مي برد .

اگر زوجه تنها وارث زوج باشد .
ماده 944 قانون مدني ، زوجه را وارث همه ارث ندانسته است . احتمالاً يکي از دلايل بحث عدم تو ارث زوجه به طور کامل در روايات ملاحظه موقعيت اجتماعي زنان بوده است . چون زن اگر هيچ ارتباطي با مال نداشته و اصلاً از خانه بيرون نرفته است ، تحقيقأ ارث بردن همه مال وجهي ندارد.
در جامعه اي که زن در مسائل مالي دخالت مي کند زوجه از تمام ماترک متوفي ارث مي برد . اگر بچه ندارد مي برد و در مابقي با امام شريک مي شود .

توافق زوج و زوجه بر تغيير سهم الارث

از نظر قانوني زوج و زوجه نمي توانند سهم الارث را تغيير دهند و اين قانون در قرآن آمده است ، زيرا ضرر متوجه بقيه وراث خواهد شد .
شرط وراثت زنده بودن است .

موانع ارث عبارتند از :

الف) قتل عمد :
طبق نص قرآن ، اگر وارثي ، مورث خود را عمداً به قتل برساند از ارث محروم مي شود .

ب ) کفر :
اگر وارث کافر باشد ، ارث نمي برد و ارث به وراث طبقه دوم مي رسد، اگر نباشد به طبقه سوم ، و اگر همه کافر باشند حکم او مثل کسي است که هيچ وراثي ندارد و وراث او حاکم است .

ج) لعان

د) ولادت از زنا :
که ولد زنا ارث نمي برد .


١٨:٢٢ - 1391/06/05    /    شماره : ٤٧٤٢    /    تعداد نمایش : ٧٩٧



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :8275
کل بازديدها :17405403
بازديدکنندگان آنلاين :2
بازديدازاین صفحه :135105