نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > خانه و خانواده > احکام حقوقی خانواده 


  چاپ        ارسال به دوست

ولايت

يکي از بحث هاي مهمي که در روابط خانوادگي اسلام مورد بحث قرار گرفته ، ولايت پدر بر فرزندان است .
ولايت در اصطلاح اختيار قانوني است که دارنده آن مي تواند عقد را انشاء کرده و تفويض کند.

ولايت را به اعتباري مي توان به دو دسته تقسيم نمود :

1) ولايت بر مال : اشراف و تسلط بر مولي عليه .
2) تسلط بر امور شخصي مولي عليه
مولي عليه کسي است که تحت سرپرستي قرار گرفته است .
در روابط خانوادگي اسلام ، ولايت بر عهده پدر و جد پدري نهاده شده است (در عرض هم نه در طول .)

در صورت عدم وجود پدر ولايت به مادر واگذار نشده است زيرا :

1) ولايت هم حق است و هم مسئوليت ، حقي با مسئوليتي خطير است و امتياز نيست . هيچ کس زير بار اين مسئوليت نمي رود و اسلام اين مسئوليت را بر دوش پدر گذاشته است .
2) مسئوليتي که بر عهده پدر است در راستاي ساير مسئوليت هاي اوست البته پس از فوت پدر يا جد پدري با شرايط خاصي مي تواند تحت قيموميت قرار گيرد .

اعمال ولايت :
اعمال ولايت فقط با وجود مصلحت است . يعني پدر در مواردي از امور مالي و شخصي فرزند و فرزندان خود مي تواند اعمال ولايت کند که بنا به مصلحت بچه باشد مفسده نداشتن کافي نيست بلکه حتماً بايد مصلحت داشته باشد .

ولايت در نکاح
1) ولايت در نکاح صغار
2) ولايت در نکاح دختر باکره رشيده

ولايت در نکاح صغار : گرچه فقه اسلامي اين اجازه را به ولي مي دهد اما همانطور که گفتيم ولايت بايد طبق مصلحت باشد . عرف ، عقلاً ، ازدواج فرزند نابالغ (چه دختر و چه پسر ) را به مصلحت بچه نمي داند . در موارد نادري واقعاً مصلحت فرزند (و لو صغير ) در اين مسائل است چنانچه ولي در حضور دادگاه ثابت کند که ازدواج بچه ، امروز به نفعش است (ولو بچه) مي تواند اعمال ولايت بکند . بنابراين حکم اسلام برداشته نمي شود .
و زماني که کودک به سن بلوغ مي رسد در صورت مصلحت ، حق خيار ندارد ولي اگر به مصلحت نبوده حق فسخ دارد .
ولايت در نکاح دختر باکره رشيده : طبق ولايت پدر و جد پدري ، نيست ، منتها بحث إذن وجود دارد.
إذن پدر براي ازدواج دختر باکره رشيده شرط لازم است اما اين إذن تأييد نظرات دختر است پدر نمي تواند نسبت به پسري که کفو دختر است منعي ايجاد بکند و در صورتي مي تواند مانع بشود که پسر کفو نباشد و در چنين مواقعي وظيفه پدر ، اثبات کفو نبودن پسر با دختر است .پس اذن پدر ، شرط لازم است .

اسلام ، بر اساس تجربه ، از نظر جامعه شناختي و روان شناختي اين امر را مسلم و اثبات شده مي داند . حضور فرد در جامعه علاوه بر اينکه موجب افزايش تجربيات انسان مي گردد ، بلکه موجب گسترش ديد هم مي شود . ديد پدر نسبت به فرزند ، در مورد مسائل اجتماعي باز تر است ، و به طور کلي اين ديد باز ، مهر تأييدي بر ازدواج دختر است .هر چند ، اگر فرزند مسير اشتباهي را انتخاب کرده باشد مي تواند مانع وي شود . يعني پدر ، تضمين کننده زندگي آينده دختر و پسر است .
اسلام در مورد سن ازدواج فرموده علاوه بر اينکه بلوغ داشته باشد بايد رشدهم داشته باشد ، به کسي که بتواند مصالح ازدواج را به خوبي تشخيص دهد ، رشيد مي گويند اسلام سنين مختص را براي ازدواج بيان کرده است . زيرا حتي بلوغ نيز به مسائل جغرافيايي و آب و هوا بستگي دارد .
سن نمي تواند موضوعيت داشته باشد . اگر دختر رشيده اي در امر ازدواج بتواند خير و شر را از هم تشخيص بدهد و آن را به تأييد پدر برساند کافي است و اگر پدر تشخيص داد که وي دچار اشتباه شده مي تواند مانع بشود .
حقوق دنيا امروزه بر آن است که حداقل سن ازدواج 15 سالگي است سن ازدواج بسته به موقعيت و عرف جامعه متفاوت است . نمي توان سن معيني را براي همه جوامع قائل شد بلکه مي توان به حداقلي اکتفا کرد .


١٨:٢٠ - 1391/06/05    /    شماره : ٤٧٤١    /    تعداد نمایش : ٥٤٩



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :2923
کل بازديدها :16827566
بازديدکنندگان آنلاين :32
بازديدازاین صفحه :130232