نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > خانه و خانواده > اخلاق در خانواده 


  چاپ        ارسال به دوست

زن و مرد بر محور عقیده

چون جامعه اسلامی، جامعه‌ای خدا محور و دین مار است، تنظیم روابط اجتماعی نیز در آن، بر اساس ایمان و اعتقاد خواهد بود. افراد در جامعه اسلامی در واقع با خداوند پیوند موجب می‌شود که مؤمنان نیز با یکدیگر احساس پیوستگی و نزدیکی کنند. در روایات تأکید زیادی بر «حبّ فی الله» و «بغض فی الله» شده است.  یعنی محور پیدایش دوستی‌ها و پیوندها و نیز دشمنی‌ها ـ که موجب شکل‌گیری روابط مثبت و منفی می‌شوند ـ باید الهی باشد.

بر همین اساس، تمام افراد جامعه اسلامی  ـ یعنی زنان مؤمنه و مردان مؤمن ـ  چون در ایمان و اعتقاد صحیح مشترکند. خود به خود با هم احساس مودّت و هم‌بستگی خواهند داشت. در آیات، روایات و فرهنگ اسلامی، بر مفهوم ـ اخوّت ایمانی» تأکید فراوانی شده است؛ یعنی ایمان، عامل ایجاد نزدیک‌ترین پیوندهای عاطفی و هم‌بستگی در میان افراد است. پیوند‌ی که در حد برادری و  از محکم‌ترین علقه‌هاست. خداوند در قرآن می‌فرماید:  إِنّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ)  ؛ «یعنی مؤمنین با یکدیگر برادرند. پس رابطه بین برادرانتان را اصلاح کنید». و نیز می‌فرماید:
«همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و خداوند میان دل‌هایتان الفت برقرار کرد و به برکت نعمت او برادر گشتید.»
این برادری و تأثیر آن در هم‌بستگی و همدلی و نیز ارتباط آن با ایمان به خداوند، به زیبایی در  احادیث بیان شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید:
مؤمن برادر مؤمن است، مانند یک بدن که اگر یک جزء احساس ناراحتی کند، درد آن در دیگر قسمت‌های بدن هم احساس می‌شود و به درستی که جان‌های آن دو (دو مؤمن) از خداوند است (با خداوند پیوند دارد) و بی‌گمان ارتباط روح مؤمن به خداوند از اتّصال اشعه آفتاب به خورشید بیشتر و شدیدتر است.
آری! افراد در جامعه اسلامی، اعضای خانواده‌ای هستند که در آن رهبران الهی، همانند پدران   و اعضا همانند برادر و خواهرند. خانواده‌ای که مرزهای زمانی و مکانی و جغرافیایی و نژادی و ... را در می‌نوردد و عامل خویشاوندی در آن ایمان است. این روحیه برادری و پیوند میان مؤمنان، چون جهت الهی دارد، بسیار پایدارتر و حقیقی‌تر از پیوند‌هایی است که در جوامع مادّی‌گرا و بر پایه منافع دنیوی به وجود می‌آید؛ زیرا منافع دنیوی محدود است و در صورت تعارض منافع، پیوند‌ها و دوستی‌ها به راحتی از میان می‌رود. خداوندا در قرآن درباره کسانی که ایمان ندارند می‌فرماید: ... تَحْسَبُهُمْ جَميعًا وَ قُلُوبُهُمْ شَتّى ... ؛ آنها را متشکل و متحد می‌پنداری، در حالی که دل‌هایشان متفرق است».
در روایتی تعبیر بسیار زیبایی در این مورد آمده است. امام صادق (ع) می‌فرماید:
به درستی که (سرعت) ائتلاف دل‌های ابرار، زمانی که با یکدیگر برخورد می‌کنند ـ اگر چه دوستی را با زبانشان اظهار نکنند ـ مثل سرعت اختلاط و مخلوط شدن قطره آب باران با آب رودخانه است و به درستی که دوری ائتلاف دل‌های فاجران در زمانی که با یکدیگر برخورد می‌کنند ـ اگر چه دوستی را با زبانشان اظهار کنند ـ مانند دوری چهارپایان از دوستی و همدلی است؛ اگر چه مدت طولانی در یک چراگاه با هم چریده باشند».

به هر حال، وجود این روحیه در جامعه اسلامی، یکی از عوامل بسیار مهم و مؤثر در نظم اجتماعی و تنظیم مطلوب روابط اجتماعی در جامعه است. به ویژه با توجه به حقوقی که اسلام برای برادران مؤمن، بر عهده هر فرد مؤمنی می‌گذارد، در نظام اجتماعی اسلامی، بسیار بر پیوند میان افراد و خیرخواهی ، دل‌سوزی و همکاری میان افراد جامعه توجه شده است؛ به گونه‌ای که کمک برادران مؤمن ـ تا حدّی که امکان داشته باشد ـ حقّ او و تکلیف تمام مؤمنین دانسته شده است. بنابر روایات، کمترین حقّ برادر مؤمن که رعایت آن بر مؤمن دیگر واجب است، این است که هر چه برای خود دوست دارد،  برای او هم دوست بدارد و آن چه را برای خود نمی‌پسندد، برای او هم نپسندد.
روشن است که چنین روحیه‌ای با آن چه در جوامع به اصطلاح متمدّن امروز وجود دارد، قابل مقایسه نیست.
این عقیده و اخوت در میان همۀ افراد جامعه اسلامی اعم از زن و مرد و وظایفی که از آن برای آنها ناشی می‌شود در آیات زیر به خوبی هویدا است:
الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقيمُونَ الصّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزّكاةَ وَ يُطيعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنّ اللّهَ عَزيزٌ حَكيم) ؛
«مردان و زنان مؤمن برخی دوستان و یاوران برخی دیگرند، همدیگر را به کار نیک می‌خوانند و از کار بد باز می‌دارند و نماز را چنان که باید می‌گذارند و زکات را می‌پردازند و از خدا و پیامبرش فرمان‌برداری می‌کنند. آنان کسانی هستند که  خداوند به زودی ایشان را مشمول رحمت خود می‌گرداند، زیرا خداوند توانا و حکیم است».
و یا می‌فرماید:
 مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ)
«هر کس چه زن و چه مرد کار شایسته‌ انجام دهد و مؤمن باشد، بدو زندگی پاکیزه و خوشایندی می‌بخشیم و پاداش آنان را بر اساس بهترین کارهایشان خواهیم داد».
در این آیات تصریح شده است که ایمان محور تعاملات است که همه را به اعمال نیک، هم در بعد عبادی (یقیمون الصلاة) هم در بعد اجتماعی (یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر) و نیز عمل صالح) و هم در بعد اجتماعی (بؤتون الزکاة)  و هم در باب سیاسی و رهبری نظام اسلامی (یطیعون الله و رسوله) رهنمون می‌کند. و در پایان حیات طیبه و رحمت الهی شامل افراد جامعه اسلامی با این خصوصیات خواهد شد.
در واقع قرآن کریم با پذیرش اهلیت و صلاحیت زنان در داشتن عقیده و ایمان به خدای یگانه او را در محوری‌ترین و مرکزی‌ترین نقطه هستی یعنی توحید در ردیف مردان  قرار داده است و شایستگی او را مثل مردان در قرب الهی و انجام وظایف و تکالیف ناشی از آن به حساب آورده است.

همچنین آیت الله جوادی آملی درباره تساوی حق زن و مرد می گوید: «انسان از آن جهت که انسان است دارای حقوق ثابتی است و جنسیت، در حقوق انسانی هیچ انسانی هیچ دخالتی ندارد. همه آیاتی که به نوعی بر برتری مرد بر زن دلالت دارند، قابل تفسیرند. شاید در تعالیم اسلام جهت برخی از امور، مرد بر زن ترجیح داده شده؛ اما این امور چندان ارتباطی به برتی حق مرد بر زن ندارند و آنچه مربوط به جایگاه شخصیت انسان است زن و مرد در آن مشترکند؛ مثلاً در مسائل ارزشی مانند ایمان، عمل صالح، علم و حکمت، تعلیم و تربیت، اسلام هرگز جنسیت را دخالت نمی دهد و هر دو را دارای حقی مساوی می داند.»
ایشان سپس به آیات زیر استناد می کند:
(کما أرسلنا فیکم رسولاً منکم یتلو علیکم آیاتنا و یزکّیکم و یعلّمکم الکتاب و الحکمة و یعلّمکم ما لم تکونوا تعلمون)
«چنان که در میان شما پیامبری از خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما تلاوت کند و پاکتان سازد و کتاب و حکمتتان بیاموزد و آنچه را نمی دانستید تعلیمتان دهد.»
شخصیت وجودی انسان و ترفیع درجات انسانی به علم و ایمان و حیات معنوی او پیوند خورده است که جنسیت در آن هیچ مدخلیتی ندارد:
(یرفع الله الّذین آمنوا منکم و الّذین أوتوا العلم درجات و الله بما تعملون خبیر)
در آیات متعددی از قرآن کریم تصریح شده است که ایمان و کمال در دنیا و رستگاری و نجات و سعادت در آخرت هیچ ارتباطی با جنسیت ندارد:
(و من یعمل من الصالحات من ذکر أو آنثی و هو مؤمن فأولئک یدخلون الجنة و لا یظلمون نقیرا)
«روح متافیزیکی هر دو، موجود مجرد و نفحه منفوخ الهی است و مصون از ذکورت و انوثت است و عناصر محوری کمال انسان به همان روح مجرد بر می گردد که منزّه از جنسیت مادی است و بدن فیزیکی زن و مرد جهت توزیع کارهای خانواده و جامعه، مختلف است. این اختلاف جهت تنوع وظیفه و عهده دار شدن هر یک به کار مناسب خود است که هم لازم و هم سبب کمال زندگی خواهد شد، پس اصلاً تفاوت مذموم وجود ندارد و آنچه هست تفاوت محمود و ممدوح است.

زن در اسلام به عنوان انسانی در کنار مرد مطرح است؛ نه ابزار جنسی در دست او.
غالب فرهنگ ها در صدد برجسته نمودن جنسیت او هستند؛ اما اسلام در مقام برجسته کردن انسانیت اوست. از نگاه اجتماعی اسلام، زن به عنوان یک انسان در جامعه ظاهر می شود... نه به عنوان جنس مخالف مرد.»
بدیهی است در انجام تکالیف شرعی در راستای ساختن جامعه ایده‌آل توحیدی زنان با مردان مشارکت خواهند داشت منتها آن چیزی که تعیین کننده و خط مشی زنان و مردان خواهد بود همان قرار گرفتن بینشها و گرایش‌ها و رفتارها در چارچوب عقیده و برادری بر محور توحید است.
بدیهی است در انجام تکالیف شرعی در راستای ساختن جامعه ایده آل توحیدی زنان با مردان مشارکت خواهند داشت منتها آن چیزی که تعیین کننده و خط مشی زنان و مردان خواهد بود همان قرار گرفتن بینش ها و گرایش ها و رفتارها در چارچوب عقیده و برادری بر محور توحید است.

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی قم


١٦:٤٩ - 1392/04/10    /    شماره : ١٢٢٩٨    /    تعداد نمایش : ٥١٩



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :9504
کل بازديدها :15856183
بازديدکنندگان آنلاين :2
بازديدازاین صفحه :191557