نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

مقایسه انقلاب اسلامی با انقلاب های بزرگ جهان (3)

ضمنا مكاتب مطرح شده به نخبگان انقلابی كمك می كند تا انسجام و تشكل لازم را برای حركت توده ها در جهت مبارزات و فعالیتهای سیاسی تحقق بخشند.
با بررسی اجمالی از ایدئولوژیهای حاكم بر انقلابهای مورد نظر درمی یابیم در حالی كه مكتبهای لیبرالیسم و ماركسیسم در فرانسه و روسیه با برداشتهای مادی خود افق محدودی را برای پیروان خود در همین دنیا وتنها از یك زاویه فراهم می كردند، نقش مهمی هم در ایجاد انگیزه لازم در براندازی رژیمهای پادشاهی فرانسه و روسیه نداشته اند و حتی در پیاده كردن ارزشها و معیارهای خود بعد از سقوط نظامهای مطرود با مشكل مواجه شده و الزاما تغییرات زیادی بر نظریات تئوریكی خود اعمال كردند. از طرف دیگر هر دو مكتب برای مردم فرانسه و روسیه نامانوس بود و با بنیانهای عقیدتی عامه مردم كه غالبا مذهبی بود در تعارض بود لذا این ایدئولوژیها هرگز نتوانستند خمیرمایه لازم را در ایجادتشكل، انسجام، و وحدت اقشار و توده های جوامع خودفراهم كنند و تنها به عنوان ایدئولوژی طبقه خاص روشنفكر و با تعابیر متفاوت باقی ماندند.
در حالی كه مكتب اسلام كه از 1400 سال قبل به ایران وارد شده بود و با مردم مانوس بوده و قاطبه مردم به آن اعتقاد داشته و با آن زیست كرده و در تاروپود زندگی آنها نفوذ و رسوخ كرده بود و با توجه به جهان بینی الهی افق بسیار وسیعی برای پیروان خود فراهم كرده علاوه بر آنكه سعادت اخروی را نوید می داد برای همین دوره كوتاه زندگی در این دنیا نیز دستورالعملها و راهنماییهای لازم برای امور روزمره زندگی فردی و اجتماعی و اداره جامعه در جهت تامین سعادت دنیوی فراهم كرده بود و در مقایسه با دو مكتب دیگر از عظمت ویژه ای برخوردار است. بویژه آنكه در مكتب تشیع با برخورداری از جوهره های لازم انقلابی زمینه های كاملا مساعدی برای بهره مندی از یك مكتب قدرتمند در پروسه انقلاب اسلامی در ایران فراهم بود.
انقلابهای فرانسه و روسیه نه تنها برعلیه دولت بلكه برعلیه روحانیت و كلیسا بود. كلیسا در فرانسه فرانسوی شده، از حیطه اقتدار پاپ در واتیكان خارج گردید و در روسیه مطرود و مقهور شد در حالی كه درانقلاب اسلامی تمام وحانیت شیعه برعلیه دولت قیام كرد و انقلاب را رهبری نمود.
موفقیت ایدئولوژی انقلابی اسلام همچون امری ارزشمند و علامت ممیزه انقلاب اسلامی در ایران بود.این ایدئولوژی پاسخی قدرتمند به خواسته های سیاسی شده معاصر و در عین حال مایوس شده از مكاتب مادی بود. این ایدئولوژی در عین بهره برداری از همه امتیازات تكنولوژیكی و تجربه نهضتهای ایدئولوژیكی وسیاسی غرب به كار گرفته شد. به عبارت دیگر این ایدئولوژی امتیاز قابل توجهی بر كمونیسم كه با مذهب درتعارض است، داشت. به جای اینكه یك جایگزینی جدیدی برای مذهب خلق كند همان طور كه كمونیستهاكردند، انقلاب اسلامی مذهب پرتلاش و تهاجمی را كه وجود داشت به كار گرفته و با ابزار ایدئولوژیكی موردنیاز برای جنگ در صحنه سیاست مردمی مجهز گردید. با این عمل آنها كمك بزرگی و ممتازی به تاریخ جهان كردند. بنا به گفته زاگورین، نویسنده آمریكایی، اگر امروز كسی بپرسد كه در تئوری انقلاب ماركس چه چیزی معتبر و چه چیز بی اعتبار می باشد، جواب باید این باشد كه آن تئوری دیگر به گذشته و تاریخ تعلق دارد. عدم تناسب نظریه ماركس آنگاه آشكار شد كه برخلاف پیش بینی ماركس انقلابها در پیشرفته ترین كشورهای غربی تحقق نیافت و در عوض سوسیالیسم در عقب افتاده ترین جوامع كشاورزی روسیه و چین به مرحله اجرادرآمد. با رشد تحقیق روی بسیاری از انقلابها این امر به اثبات رسید كه مدل ماركس به خاطر ساده انگاری بیش از حد آن غیر قابل بهره برداری است و در حقیقت مانعی برای درك بیشتر انقلابها است. [1]
بدین ترتیب ملاحظه می گردد كه رمز پیروزی انقلاب اسلامی را تنها می توان در عظمت و مدیریت ومیزان اعمال گسترده سه ركن انقلاب یعنی مردم، رهبری و مكتب جستجو كرد كه توانست برخلاف پیش بینیها و محاسبات تحلیل گران و حیرت جهانیان نظام قدرتمند و كهن شاهنشاهی را به زانو درآورده و آن را سرنگون سازد.
پیروزی انقلابهای فرانسه و روسیه نه ناشی از انسجام، استحكام، و قدرت نیروهای انقلابی بوده است بلكه به خاطر ضعف بنیادین رژیمهای حاكم بود كه ساختار حكومتی را شدیدا پوسانده و بحرانهای نظامی اقتصادی و فشارهای بین المللی این ضعیف را تشدید كرده بودند به طوریكه سقوط نظام سیاسی را امری اجتناب ناپذیر ساخت. در واقع گروههای اجتماعی رقیب در جو ناشی از خلاء قدرت و حاكمیت سیاسی به عنوان و وارثان نظام از هم پاشیده و دور از صحنه شده و به عنوان نیروهای انقلابی به تلاش و رقابت برخاسته و قدرت را به دست گرفتند. بر اساس همین مقایسه ها است كه ملاحظه می گردد كه انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلابهای فرانسه و روسیه از عظمت به مراتب بیشتری برخوردار است.
پیروزی انقلاب اسلامی بیشتر در كانونهای سیاسی و دانشگاهی موجب حیرت شد كه بر اساس مطالعات خود از انقلابهای گذشته هرگز نمی توانستند تصور كنند كه چنین حادثه ای در ایران اتفاق افتد. مطالعات سازمانهای اطلاعاتی آمریكا آپ ا و آپ ا چهار ماه قبل از سقوط رژیم شاه به این جمع بندی رسیده بود كه ایران نه در شرایط انقلابی و نه پیش از انقلاب است و برای ده سال آینده رژیم شاه پابرجا است.
تداسكاچیل در این زمینه می گوید:
«سقوط رژیم شاه، آغاز نهضت انقلابی ایران مابین 1977 تا 1979، به عنوان یك شگفتی ناگهانی برای ناظرین خارجی اعم از دوستان شاه تا روزنامه نگاران و دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی از جمله آنهایی كه همچون من به اصطلاح از كارشناسان انقلابهای هستیم، بود. همه ما حوادث انقلاب را با حیرات و ناباوری نظاره می كردیم. بالاتر از همه انقلاب ایران پدیده ای كاملا خلاف قاعده و طبیعت بود. این انقلاب محققا یك انقلاب اجتماعی است. معذالك پروسه انقلاب مخصوصا حوادثی كه منجر به سقوط شاه بود، علتهایی را كه در مطالعه تطبیقی خود از انقلابهای فرانسه، روسیه و چین مطرح كرده بود، زیر سئوال برد. انقلاب ایران آشكارا آن قدر مردمی بود و آن قدر روابط اساسی و پایه فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی -اجتماعی را در ایران تغییر داد كه حقیقتا از نمونه انقلابهای اجتماعی - تاریخی بزرگ می باشد.»[2]
اینك این سئوال مطرح می گردد كه اگر انقلابهای فرانسه و روسیه را انقلابهای كبیر بنامیم، انقلاب اسلامی را چه بنامیم و اگر انقلاب اسلامی، انقلابی واقعی و تمام عیار است، آنچه را كه در فرانسه و روسیه رخ داده است چه باید نامید؟ به همین جهت است كه گفته اسكاچیل صدق می كند كه انقلابهای فرانسه و روسیه آمدند و ساخته نشدند ولی انقلاب اسلامی ایران نیامد بلكه با توجه به شرایط موجود ساخته شد آن هم نه به سادگی بلكه با تجهیز همه امكانات مردمی سراسر كشور و از همه اقشار و طبقات اجتماعی و با رهبری قوی و پرداخت بهایی گزاف كه همانا قربانی كردن چند صد هزار انسانهای عاشق انقلاب بود، و به همین دلیل بوده كه ظهورپیروزی انقلاب اسلامی حیرت و شگفتی همگان بر برانگیخت. و به یقین می توان ادعا كرد كه انقلاب اسلامی انقلابی بی نظیر در تاریخ بشریت می باشد.


[1] . تروتسكی اعتراف می‎كند كه اغراق نیست اگر بگوییم كه انقلاب فوریه توسط پتروگراد تحقق یافت و بقیه مملكت از آن تابعیت و پیروی كردند. مبارزه در جای دیگر به جز پتروگراد نبود... انقلاب با حركت و ابتكار و قدرت یك شهر صورت گرفت كه حداكثر یك هفتاد و پنجم جمعیت كشور را تشكیل می‎داد. تمام كشور در مقابل عمل انجام شده‎ای قرار گرفت.
T.H.Green، "Comparative Reveluionary Movements، Prentice- Hall، New Jersey bUSA، 1974، p. 49.
[2] . Zagorin، Theories of Revelution of Contemporary Historigraphy، political Science Quarterly، 88: March 1973، p. 34.

دكتر منوچهر محمدي - فصلنامه كتاب نقد، ش13


٠٨:٣٩ - 1392/06/26    /    شماره : ١٦٩٧٠    /    تعداد نمایش : ٧٣٩



خروج





   مطالب مرتبط
 مقایسه انقلاب اسلامی با انقلاب های بزرگ جهان (2) (خبر)
 مقایسه انقلاب اسلامی با انقلاب های بزرگ جهان (1) (خبر)
 پی آمدهای منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی ایران (3) (خبر)
 دستاوردهای جهانی انقلاب اسلامی (خبر)
 ماهیت و ویژگی انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی(ره) (3) (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (3) (خبر)
 آثار و نتایج انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی (ره) (3) (خبر)
 امام خمینی(ره) و جنبشهای اسلامی معاصر (3) (خبر)
 امام خمینی و اندیشه های بنیادین انقلاب اسلامی (3) (خبر)
 امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر (3) (خبر)
 امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر (3) (خبر)
بازدیدها
امروز :6781
کل بازديدها :16180926
بازديدکنندگان آنلاين :14
بازديدازاین صفحه :318749