نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاكستان (4)

از سوی دیگر، دولت عربستان همواره یكی از حامیان و كمك دهندگان اقتصادی پاكستان بوده و در شرایط بحرانی، هیچ گاه پاكستان را فراموش نكرده است. در دوران جنگ افغانستان (1979ـ1992م)، زمانی كه پاكستان نیاز شدید به كمك‌های عربستان داشت، این كشور سلطنتی به صورت گسترده به حمایت از پاكستان پرداخت. طبیعی است این امر در نحوه واكنش دولت و مسلمانان پاكستان منعكس خواهد شد. انجمن‌ها و محافل مذهبی عربستان به انگیزه تبلیغ و كمك به مجاهدان و مهاجران افغانی و نیز دستیاری گروه‌های مذهبی داخل پاكستان وارد این كشور شدند.
محافل مذهبی عربستان، كه همانند دولت متبوع خود از اسلام غیر سیاسی تبلیغ می كردند، سرمایه گذاری‌های اصلی خود را در زمینه تأسیس مدارس و مساجد متمركز نمودند. این مدارس به آموزش افكار اسلام سنّتی ابن تیمیه و محمّدبن عبدالوهّاب و شاه ولی اللّه سرگرم شدند. همچنین رقابت عربستان با ایران، كه آمریكا نیز آن را تشدید می كرد، سیاست‌های خارجی این كشور را به سوی مقابله با نفوذ ایران در جهان و از جمله پاكستان هدایت نمود.
در داخل پاكستان، مدارس تحت نفوذ عربستان از موضع ستیزه جویانه عربستان در برابر ایران حمایت می كردند. با توجه به قدرت روز افزون این گونه مدارس، موج خشونت و ضدیت با هواداران اسلام انقلابی مورد حمایت ایران نیز تشدید شد. به گفته گزارشگر روزنامه لوموند، «مدارس مذهبی سنّی تندرو در پاكستان نفوذ زیادی دارند و برخی از آن‌ها از حمایت‌های مالی عربستان سعودی برخوردارند. در واقع، عربستان در اوایل دهه هشتاد برای مقابله با نفوذ ایران بر شیعیان پاكستان، وارد صحنه شد.»[1]
در این میان، گروهی كه بیش از همه از حمایت‌های عربستان برخوردار بوده و بیش از هر گروه دیگری از منافع عربستان دفاع می كرده «جمعیت اهل حدیث» پاكستان بوده است؛[2] چنان كه یكی از مراكز نفوذ عربستان «دانشگاه بین المللی اسلامی» است كه همانند مسجد بزرگ «الفیصل» از سوی عربستان در اسلام آباد تأسیس شده است.
در پی حمایت‌های بی دریغ دولت سعودی از اسلام گرایان تندرو در پاكستان، وهّابیت در این كشور به نحو بی سابقه ای قدرت یافت،[3] و بی سبب نیست كه گروه‌های اسلامی در دو دهه اخیر در این كشور، غالباً گرایش‌های وهّابی پیدا كرده اند. اسامه بن لادن در خط دهی و تأمین بعضی از این گروه‌ها نقش فعّالی داشته است. برخی از این گروه‌ها عبارتند از: «سپاه صحابه» به رهبری اعظم طارق (شعبه ای از اكثریت دیوبندی)، «لشكر جنگوی»، به رهبری ملك اسحاق و ریاض بسرا، «لشكر طیبه» به رهبری پروفسور حافظ سعید و «حركه المجاهدین» كشمیری.[4]
اعظم طارق، سرپرست كل «سپاه صحابه»، درباره اهداف و انگیزه تشكیل گروه خود می گوید: «... در یك چنین شرایطی، در حالی كه گروه شیعه از لحاظ سیاسی و مذهبی با خشونت و وحشت به صورت لجام گسیخته در پاكستان در حال گسترش و پیشرفت بود، شكل گیری یك گروه به عنوان واكنش در برابر آن یك امر طبیعی بود. از این رو، در ششم سپتامبر 1985 "سپاه صحابه" به وجود آمد.»[5]

ج. تأثیر انقلاب اسلامی در سطح دولتی
1. سیاست‌های داخلی
از سوی دیگر، دولت‌ها نیز به اندازه ای كه از ناحیه شیعیان پاكستان احساس خطر می كرده اند، رفتار سیاسی خود را بر این اساس تنظیم كرده اند و به خاطر هراس از شورش و خیزش مردمی شیعیان و حتی اهل تسنّن در پاكستان، واكنش دولت در برابر صدور انقلاب به پاكستان، تندتر و در عین حال، همراه با مصلحت سنجی بوده است.
از سوی دیگر، نباید وضعیت جغرافیایی دولت پاكستان و نزدیكی آن با ایران انقلابی را فراموش كرد. بدین سان، دولت مردان پاكستان خطر صدور انقلاب و نفوذ آن را در میان مردم خود بیشتر احساس كرده و به صورت طبیعی، مواضع سخت تری اتخاذ نموده اند.
گذشته از مواضعی كه دولت پاكستان در برابر شیعیان اتخاذ نموده، در مجموع، این دولت به دنبال برقراری امنیت نااستوار داخلی، در زمان‌های گوناگون، اقدام به ممنوعیت فعالیت برخی گروه‌های سیاسی ـ مذهبی داخلی نموده است؛ گروه هایی مانند «لشكر طیبه»، «جیش محمّد(صلی الله علیه وآله)»، «سپاه صحابه»، «نهضت جعفری» و «نهضت اجرای شریعت محمّدی(صلی الله علیه وآله)». این اقدام برخی دولت های، عمدتاً، نظامی پاكستان مورد استقبال برخی رؤسای جمهور آمریكا قرار گرفته است.[6]
2. سیاست‌های منطقه ای
مناسبات دو كشور ایران و پاكستان پس از استقلال آن كشور در آبان ماه 1326 و شناسایی آن از سوی ایران ـ كه اولین كشور شناسایی كننده بود[7] و تأسیس سفارت ایران در «كراچی»، شكل جدیدی گرفتند و از آن پس توسعه یافتند. همكاری‌های سیاسی دو كشور در دوران پهلوی همواره برقرار بودند؛ چنان كه برای مثال، هنگامی كه در اوایل دهه 1960م، روابط دو دولت پاكستان و افغانستان بر سر «پشتونستان» قطع گردید، با وساطت ایران مناسبات دو كشور تجدید شدند. در سال 1965م، هنگام بروز جنگ بین هند و پاكستان، دولت ایران همه گونه كمك ممكن به دولت و متحد خود پاكستان نمود. در بحران سال 1971م در میان آن دو كشور نیز ایران تمام مساعی خود را به كار برد تا از وقوع جنگ میان آن‌ها جلوگیری به عمل آورد. پس از جنگ هند و پاكستان و تأسیس «بنگلادش»، سیاست ایران، حمایت از پاكستان بود و سیاست آن در قبال شناسایی بنگلادش بر این اساس قرار داشت كه تا وقتی مناسبات بین پاكستان و بنگلادش روشن نگردد، ایران هیچ گونه اقدامی نسبت به شناسایی بنگلادش به عمل نیاورد و به همین نحو نیز عمل گردید.[8]
در مجموع، از بدو تأسیس پاكستان تا امروز، همیشه مناسبات ایران و پاكستان تحت تأثیر معادله ای قرار داشته است كه هند در آن مهم ترین مفروض شناخته می شود. افغانستان نیز یكی دیگر از مؤلّفه‌های تعیین مناسبات ایران و پاكستان بوده است؛ چنان كه به نظر می رسد ایران همیشه بر سر دو راهی انتخاب پاكستان یا هند قرار داشته است و پاكستان نیز همواره برای همزیستی مسالمت آمیز با هر رژیمی در ایران تلاش نموده كه در بسیاری موارد، این خواست پاكستان، پیش از انقلاب و پس از آن، برای ایران نیز دردسر آفرین بوده است.[9]
صحنه سیاسی افغانستان یكی از چالشگاه‌های عمده سیاست منطقه ای ایران و پاكستان و محل بروز رقابت منطقه ای آنان بوده است؛ چنان كه «از دهه 1950 به بعد، مدرسه هایی در پاكستان كه ملّاهای افغان در آن درس می خواندند، مورد حمایت مالی وهّابیان سعودی، فرقه ای بسیار سختگیر، جزمی و راست آیین قرار گرفت. اما سیر بنیادگرایی پس از تهاجم شوروی به افغانستان تشدید شد. از سال 1985 ورود صدها عرب از اخوان المسلمین و وهّابی‌ها به افغانستان از طریق احزاب اسلامگرا برای اقدام به جهاد شخصی آغاز شد. آن‌ها عمدتاً از میان كارگران مهاجر سعودی عضوگیری می شدند و به منظور ورود به افغانستان به پیشاور در پاكستان اعزام می گشتند. از منظر الیویه ریوا، در مقاطعی، ایران به رغم محكوم كردن لفظی سیاست طرفدار غرب پاكستان، هیچ گاه سعی نكرد با تسلط پاكستانی‌ها بر سنّی‌ها به معارضه برخیزد، بلكه به جای آن، خواستار معامله متقابل بود. در حقیقت، نوعی تقسیم ضمنی در عمل پیش آمد. به این ترتیب كه سنّی‌ها در پیشاور باقی ماندند و شیعه‌ها در قم. پاكستانی‌ها از مداخله بیش از حد در امور شیعیان اجتناب می كردند.»[10]
3. سیاست‌های بین المللی
از سوی دیگر، رابطه آمریكا و پاكستان از زمان بروز بحران غذایی پاكستان در 1953م، با كمك آمریكا به این كشور، گرم تر شد و مناسبات دو كشور توسعه یافت. در 1954م، موافقت نامه كمك‌های دفاعی دوجانبه میان آن‌ها به امضا رسید و به دنبال آن، پاكستان به پیمان‌های «سیتو» و «سنتو» پیوست. با بروز جنگ میان چین و هند در 1962 و سرازیر شدن اسلحه از سوی آمریكا به هند، اختلاف این دو كشور بالا گرفت و روابط این دو كشور به حال تعلیق درآمد و با بروز جنگ میان هند و پاكستان نیز در اقدامی تلافی جویانه از سوی آمریكا، ارسال اسلحه به پاكستان تحریم گردید. با توقّف كوتاه جانسون، رئیس جمهور آمریكا، در كراچی در 1967 این رابطه كمی بهتر شد و با سفر نیكسون در 1969 این رابطه گرم تر و منجر به بستن توافق نامه‌های جدید شد. بوتو در 1973 و 1975 (این بار به عنوان نخستوزیر) به آمریكا سفر نمود و سطح روابط را ارتقا بخشید كه هدف از آن رفع تحریم ارسال سلاح به پاكستان بود.
در آخرین سال‌های دهه 1970 تحولات بزرگ و شگفت انگیزی در كشورهای همسایه پاكستان رخ دادند كه صحنه داخلی پاكستان را به شدت متأثر ساختند. در 26 آوریل 1978 كودتای كمونیستی در افغانستان به وقوع پیوست كه در نهایت، منجر به اشغال افغانستان توسط شوروی (سابق) در دسامبر 1979 شد. همزمان با آن، در كشور همسایه غربی پاكستان، انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(قدس سره) در فوریه 1979 به پیروزی رسید كه مستحكم ترین پایگاه آمریكا در خاورمیانه (پس از اسرائیل) را متلاشی ساخت. وقوع این دو حادثه عظیم در منطقه، توازن قوا در دوران جنگ سرد را به سود اتحاد جماهیر شوروی (سابق) در جنوب آسیا بر هم زد؛ چنان كه نفوذ گروه‌های چپ هوادار شوروی در دو ایالت «سرحد» و «بلوچستان» پاكستان، در حد نگران كننده ای افزایش یافته بود و دولت ضیاءالحق بیم آن داشت كه شوروی در آینده از این دو ناحیه به سوی پاكستان پیش روی كند.


[1]. «پاكستان؛ خشونت سیاسی مذهبی مافیایی»، ترجمه ك. فخر طاولی، مجله ترجمان سیاسی، ش 8 (سال چهارم)، ص 22.
[2]. علی مرتضی زیدی، علل تفرقه گرایی در پاكستان، پایان نامه كارشناسی ارشد، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1375، ص 184.
[3]. قاسم صافی، پیشین، ص 169.
[4]. محمّداكرم عارفی، پیشین، ص 90.
[5]. همان، ص 145.
[6]. غزاله نظیف كار و حسین نوروزی، پیشین، ص 171.
[7]. همان، ص 190.
[8]. شهین دخت كامران مقدّم، پیشین، ص 117 و 118.
[9]. غزاله نظیف كار و حسین نوروزی، پیشین، ص 190ـ191.
[10]. جان ال. اسپوزیتو، پیشین، ص 210ـ211.

ذبيح اللّه نعيميان - مجلة معرفت، ش 98، ص65-74


١٦:٥٤ - 1392/06/25    /    شماره : ١٦٩٣٨    /    تعداد نمایش : ٥٧٨



خروج





   مطالب مرتبط
 انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر لبنان (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاكستان (5) (خبر)
 انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاكستان (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاكستان (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاكستان (1) (خبر)
 بازتاب جهانی انقلاب اسلامی بر دولتها (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (4) (خبر)
 ماهیت و ویژگی انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی(ره) (4) (خبر)
 امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر لبنان(3) (خبر)
 انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر لبنان (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :63
کل بازديدها :15846742
بازديدکنندگان آنلاين :3
بازديدازاین صفحه :311965