نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

انقلاب اسلامی و نسل سوم (5)

هرچند كه مردم همانند موارد گذشته تمام فرصت ممكن را به ایشان بدهند و برای بار دوم هم جناب احمدی نژاد رئیس جمهور شود، اما پس از آن دیگر مجالی برای بازگشت به عرصه خدمت نخواهد بود.
چنانچه آقای رئیس جمهور اصل اول تمام برنامه‌های خود را حمایت از جنبش تولید دانش بر اساس ارزش‌های غایی اسلام قرار دهد می تواند گام‌های محكمی در تحقق شعارهایش بردارد.
شرط تداوم انقلاب
بی تردید مشكل بزرگ كندی دگرگونی نهادهای جامعه ما كه پیش روی انقلاب قرار گرفته، به معنای شكست، افول و یا توقف انقلاب اسلامی نیست، بلكه فقط یك مانع بزرگ است كه باید از آن گذشت.
آنچه با وجود این مانع به خطر افتاده كاهش معنویت دینی است. معنویت صورت‌های گوناگونی دارد و حتی پرداختن به رقص و موسیقی نیز در نظر بعضی معنویت است! اما معنویت دینی برقراری رابطه آگاهانه و فعالانه با خود و خداوند است. از نظرگاه دینی كسی كه در خودشناسی و خودسازی می كوشد تا هرچه بیشتر به عبودیت پروردگار یكتا روی آورد، سلطه هیچ مستكبری را برنتافته و بر آستانه هیچ قدرتی غیرحق سر فرو نمی آورد.[1]
بنابراین، معنویت شكوفایی فطرت و اوج خودآگاهی انسان تا معراج خداآگاهی است كه در افكار و رفتار انسان جلوه می كند و ما به این هر دو نیازمندیم؛ رفتار معنوی كه هنجارهای دینی را در جامعه نهادمند می سازد و افكار معنوی كه دانش لازم برای نهادمندی هنجارهای عالی انقلاب را به دست می دهد.
معنویت
تربیت معنوی عبارت است از شكوفاسازی فطرت توحیدی و سیر دادن مردم به ویژه نوجوانان و جوانان از خودشناسی به خداشناسی. وقتی كه انسان خود را در ربط با منبع قدس و طهارت و نور و عزت بشناسد، می تواند در حیات طیبه زندگی كند[2] و رنج و ستم حیات طبیعی را برنمی تابد و در برابر آن قیام نموده و راه مجاهدت در پیش می گیرد و هیچ گاه توقف نمی كند، مگر اینكه اساس استكبار درهم پیچیده شود.
ما برای تداوم انقلاب ناگزیر به تربیت معنوی نسل سوم می باشیم و این ضرورت تحولات اساسی در ساختار و محتوای نهاد تعلیم و تربیت در جامعه را می طلبد. نظام آموزشی و پرورشی امروز ما فرزندانمان را برای حیات طیبه آماده نمی كند، بلكه به عكس تربیتی را ارائه می دهد و ارزش‌ها و هنجارهایی را برای آن‌ها درونی می كند كه آماده ورود به حیات طبیعی شوند و برای رفاه و مقام و مدرك و سایر اعتبارات و اوهام دنیایی تلاش كنند.
در نظام آموزش و پرورش باید فطرت كودكان و نوجوانان چنان شكوفا شود و عزم و اشتیاق به آرمان حیات طیبه در جانشان نفوذ كند كه با تمام قوا راه مجاهدت را پیش گیرند و برای تهذیب نفس و عبودیت پروردگار تلاش و تكاپو كنند و آماده شوند تا عرصه جامعه را نیز همانند عرصه جان از سیاهی و تباهی پاك سازند.
ضرورت برنامه ریزی برای تولید دانش
چنانچه معنویت دینی در جامعه گسترش یابد دو اثر در پی خواهد داشت: نخست نیاز به دانشی كه این معنویت را از حوزه شخصی به حوزه عمومی و برنامه‌های دولت و اجتماع منقل كند و نهادهای جامعه را متحول سازد؛ دوم دانشی كه این نیاز را برطرف نماید.
امروز در دانشگاه نظریات برآمده از حیات طبیعی مدرن و پست مدرن غربی رواج دارد و اساساً غیر از آن چیزی یافت نمی شود. كاركرد این علوم هم توجیه نظام استكباری غرب است.
حال چه كسانی این علوم را فرا می گیرند؟ جوانانی كه حقیقت انقلاب را درك نكرده اند و در طول بیش از ده سال برای زندگی در حیات طبیعی آموزش دیده اند. بی تردید گذراندن چند واحد در تاریخ اسلام و معارف و قرآن نمی تواند استعدادهای فطری را شكوفا سازد.
در پایان، نتیجه محصولات نهاد تعلیم و تربیت كه در دو نظام آموزش و پرورش عالی ساخت یافته، جوانان متحیّری است كه به گونه منفعلانه ای در تضاد هنجاری مانده اند. بدون تحول در نظام آموزش و پرورش هیچ تغییری در نظام آموزش عالی به ثمر نخواهد نشست. ما امروز به نیروی روشن فكری متدینی[3] نیاز داریم كه بتواند بر اساس اندیشه‌های دینی و مبانی معنوی دانش جدید را فراگرفته و دانشی پاك برای تحقق حیات طیبه تولید كند و این امر زمانی عملی خواهد شد كه دولتمردان از آغاز به تربیت معنوی جوانان همت گمارند و آن‌ها نسبت به ارزش‌های غایی انقلاب و آرمان حیات طیبه كاملا درونی شده باشند. اگر نهاد تعلیم و تربیت هوشمندانه بر اساس دگرگونی‌های انقلابی در نهاد دین تغییر داده شود، خروجی نظام آموزش كشور نیروی روشن فكری متدینی خواهد بود كه می تواند نهاد سیاست و اقتصاد را نیز به طور مناسب دگرگون ساخته و به تضاد هنجاری موجود خاتمه دهد و نویدبخش حیات طیبه باشد.
به منظور تحقق این هدف لازم است كه دولت از استادان و محققان متعهد استمداد طلبد و امكانات لازم را در اختیارشان گذارد تا بتوانند با تولید نظریات مفید نرم افزار لازم برای تحول نهادهای اساسی جامعه را ایجاد كنند و در این فضای فكری جنبش دانشجویی را به منظور نهادینه كردن ارزش‌های غایی انقلاب اسلامی در جامعه رهبری كنند و به این ترتیب خروجی مناسب از نظام آموزشی برآید.
همین گروه نخبگان متعهد از محققان و استادان می توانند ساختار آموزش و پرورش را نیز تغییر داده و هرچه اسلامی تر بازسازی كنند.
در این میان آنچه مهم تر از هر چیز به نظر می رسد اهمیت دولت در عمل به نظریات تولید شده است. معمولا در دولت‌های گذشته چنین بود كه مدیران عالی رتبه خود را صاحب نظریه دانسته و اندیشه‌های نخبگان منفصل از قدرت را «ناكارا»، «بیرون از گود» و «ایده آلیستی» می انگاشتند. در حالی كه ضرورت تولید دانش اعتماد به نخبگان منفصل از قدرت را كه با فراغت به پژوهش همت گماشته اند، می طلبد. افزون بر اینكه رابطه با مسئولیت و اطلاع از اوضاع جاری در بخش‌های مختلف به منظور هرچه واقع بینانه تر بودن مراحل پژوهش از مسئله یابی تا فرضیه سازی و نوع استدلال‌ها و ارائه الگوهای عملی بسیار مهم و لازم است. بی تردید از این طریق می توان الگویی هرچند كوچك از حكومت و جامعه اسلامی را ساخته و به جهانیان پیشنهاد نمود و آرمان بزرگ صدور انقلاب را به منظور آماده سازی جهان برای حكومت عدل اسلامی تحقق بخشید.
گسیختگی از نظام جهانی
ممكن است این گمان پیش آید كه اگر ما موفق شویم نظام اجتماعی را به طور كلی بر اساس دگرگونی‌های انقلابی در نهاد دین، متحول سازیم بسیاری از مناسبات ما با كشورهای جهان بر هم خورده و به انزوای سیاسی و اقتصادی دچار می شویم و بقای جامعه و حكومت اسلامی در این شرایط محال یا بسیار دشوار خواهد بود.
پاسخ اینكه اگر انقلاب مشروطه به چنین توفیقی دست می یافت این مسئله به راستی مشكل آفرین می شد، ولی امروزه در آغاز هزاره سوم پایه‌های تمدن غرب در اقتصاد و سیاست به شدت سست شده و عصر امام خمینی(قدس سره) با دگرگونی بسیاری از شاخص‌های كامیابی تمدن غرب همراه است.[4] امروزه متفكّران بزرگ جهان تشنه طرحی تازه و در جستوجوی الگویی دیگر برای زندگی هستند. اگر ایران با اتّكال به خداوند برای تحقق آرمان‌های خود بكوشد تنها نخواهد ماند و با گسستن چندی از اعضای پیكره فرسوده و فرتوت نظام جهانی حیات طبیعی معاصر دیگر این وهم عالم گیر نیز برجا نخواهد بود. و صد البته این مجاهدت دشوار، سهل نیست، اما فرجام آن بسیار نیك و خوشایند است؛ زیرا در نهایت به آنجا خواهد رسید كه جهان پر از عدل و داد می شود چنان كه از ظلم و جور پر شده است.


[1]. ر.ك: نگارنده، «پیوند معنویت با سیاست در مرام امام خمینی»، مجله رواق اندیشه، خرداد 84.
[2]. همو، آیین عاشقی، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار علّامه طباطبائی، 1383، ص 46.
[3]. همو، «نیروی سوم روشن فكری»، ماهنامه معرفت، ش 80، مرداد 1383، ص 111.
[4]. میر احمدرضا حاجتی، عصر امام خمینی، قم، بوستان كتاب، 1381، ص 181ـ 195.

حميدرضا مظاهري سيف - مجلة معرفت، ش 98، ص39-49


٠٠:٤٧ - 1392/06/18    /    شماره : ١٦٢٤٢    /    تعداد نمایش : ٣٥٧



خروج





   مطالب مرتبط
 انقلاب اسلامی و نسل سوم (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی و نسل سوم (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی و نسل سوم (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی و نسل سوم (1) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (5) (خبر)
 امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر (5) (خبر)
 انقلاب اسلامی و بازتاب آن بر پاكستان (5) (خبر)
 امام خمینی و انقلاب اسلامی در بیان جهان معاصر (5) (خبر)
 آثار و نتایج انقلاب اسلامی ایران (5) (خبر)
 انقلاب اسلامی در اندیشه سیاسی عالمان شیعی (5) (خبر)
 نقش روحانیت در انقلاب اسلامی (5) (خبر)
بازدیدها
امروز :10966
کل بازديدها :15637567
بازديدکنندگان آنلاين :23
بازديدازاین صفحه :308747