نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

انقلاب اسلامی و نسل سوم (2)

برای نمونه، تلقّی آن‌ها از انتخابات یا فریبی برای ظاهرسازی حكومت اسلامی است و یا مبنایی برای مشروعیت مردمی است كه البته باید با مبانی دموكراتیك منطبق شود و در غیر این صورت، آنچه در جامعه ماست یك انتخابات واقعاً دموكراتیك نیست. به نظر می رسد كه بسیاری از افراد این قشر با مباحث فكری مناسب و آشنا شدن با حقیقت و هنجارهای انقلاب به گروه اول نزدیك شوند.
در نهایت، هنجارگریزانند كه به نوعی آنارشیست هستند و نیاز به تربیت و حتی تنبیه جدّی دارند. این‌ها اگر بخواهند به موضوعی مثل انتخابات توجه كنند، در نهایت، آن را نوعی بازی می دانند كه دیگران برندگان آن خواهند بود.
حقیقت انقلاب اسلامی
برای پاسخ به چرایی این وضعیت قشربندی نسل سوم لازم است تأمّلی در حقیقت انقلاب اسلامی داشته باشیم. انقلاب اسلامی ایران قیامی بود برای گذر از حیات طبیعی به حیات طیبه و این حركت تنها با بازخوانی كتاب وجود آدمی و بازیابی منزلت او در عالم آفرینش امكان پذیر است.[1]
حیات طیبه كه بر بنیاد فطرت توحیدی و گرایش ذاتی انسان به كمال مطلق استوار است دو ركن عمده دارد: ایمان و عمل صالح.[2] این زندگی پاك و نورانی ساحت مادی زندگی را با عدالت آراسته و موانع رسیدن انسان به معرفت را كه غایت آفرینش او بوده است، برطرف می سازد در مقابل، هنگامی كه گرایش فطری آدمی به حق تعالی در حجاب اوهام و اهوا مكسوف شود، تمایلات نامحدودی در بشر پدید می آید كه معطوف به عالم محدود مادی است و به همین علت، حیات طبیعی به دو صورت مكملی سلطه گرانه و سلطه پذیرانه روی می دهد و دو طبقه مستكبر و مستضعف پدید می آید.[3]
متأسفانه تاریخ حیات بشر بجز برهه‌های كوتاهی، در واقع تاریخ حیات طبیعی است.
جامعه ایران نیز در طول قرن‌ها دو صورت از حیات طبیعی را مشاهده كرده بود:
چهره سنّتی حیات طبیعی و چهره مدرن آن.
شاخص‌های اساسی تمایز این دو نمود از حیات طبیعی در منشأ اقتدار و منبع مشروعیت نیروی استكباری آن هاست.
حیات طبیعی سنتی با منشأ اقتدار ایلی و مشروعیت دینی به سلطه گری و استضعاف مردم دست می یازد. هنگامی كه ایل اقتدار سیاسی خود را بسط می دهد انسجام درونی خود را در پرتو پیوند حسی و عاطفی و پیمان‌های ایلی و عشیره ای كه بین شركای قدرت برقرار می شود حفظ می كند و نظام اجتماعی را آن چنان كه مقتضای مدینه تغلیب است، بر اساس غلبه و زور تحكیم می بخشد.
«از آنجا كه سلطه زور در اصطكاك قدرت‌های دیگر اجتماعی شكننده و ناپایدار است، مستبد در جامعه ای كه در آن ایمان به غیب و باور دینی وجود دارد یا از ابزار دیگری جز زور نیز استفاده می كند، این ابزار كه در دوام و بقای استبداد نقش تعیین كننده دارد، تحریف است.»[4]
چهره سنّتی ساختار استكبار در حیات طبیعی كه قرن‌ها در ایران سایه گسترده بود هرچند از مشروعیت دینی به واسطه تحریف بهره می برد، اما كشمكش‌های جدی و پایان ناپذیری میان نیروی استكبار و روحانیت در ایران را پدید می آورد؛ زیرا دوگانگی منشأ اقتدار و منبع مشروعیت تضادی عمیق در ساختار قدرت به وجود آورده بود و با رو شدن هرچه بیشتر این تضاد و پدیدار شدن عمق این شكاف، هم اقتدار و هم مشروعیت سلسله‌های سلطانی رو به افول می رفت و دوران‌های گوناگون تاریخ ایران یكی پس از دیگری برمی آمد.
در نهایت، این ساخت سست استكبار سنتی، ماده صورت مدرن استكبار با ساختار اقتدار متفاوتی شد. در این وضعیت، منشأ اقتدار وابستگی به ابرقدرت‌های خارجی و منبع مشروعیت دانش مدرن بود. نیروی استكبار در حیات طبیعی مدرن به صورت استبداد مدرن با شاخص‌های دین زدایی، نوسازی و توسعه، شبه صنعتی شدن و اصلاحات ارضی به منظور تك محصولی كردن اقتصاد و تحكیموابستگی به ابرقدرت هاودر نتیجه، افزایش اقتدار پدید آمد.
نیروی روشن فكری به صورتی مقلّدانه به توجیه حیات طبیعی مدرن و كمك به گسترش آن پرداخت، ولی حتی در فراگیری عمیق آن اندیشه‌ها و دانش‌ها نیز كمتر توفیق یافت؛ به گفته خودشان حتی هنوز به مرحله ترجمه و تفكر در آثار بنیادین دانش غربی هم نرسیده اند.
یكی از روشن فكران در آسیب شناسی این مسئله می گوید: «بیاییم آثار فیلسوفان مدرن را به فارسی ترجمه كنیم و درباره آن‌ها بنویسیم. این كمبودی است كه در كار روشن فكر مآبان در پنجاه سال اخیر می بینیم. كار روشن فكر ما راجع به غرب، بیشتر كار ترجمه بوده تا تألیف. شاید شهامت این را نداشتیم یا شاید پتانسیل فكری این را نداشتیم كه مستقلا درباره فلسفه غرب بیندیشیم.»[5]
امروزه نیز در برابر انقلاب اسلامی صورت پست مدرن حیات طبیعی باز تولید می شود. این بار منشأ اقتدار، نظامی گری و نفوذ بین المللی است و منبع مشروعیت آن رسانه‌های صوتی و تصویری و تكنولوژی اطلاعات (IT). صورت پست مدرن حیات طبیعی با شاخص های: جهانی سازی تولیدات فرهنگی برای ایجاد ابرفرهنگ سلطه پذیرانه جهانی، تهدید و نظامی گری (میلیتاریسم)، استفاده گسترده از رسانه‌ها و تكنولوژی اطلاعات و مجازپردازی ساخت یافته است. در وضعیت پست مدرن حیات طبیعی تحول ساختاری بنیادینی پدید نیامده و نیروی استكبار همان نیروی سلطه گر دوران مدرن است كه برای تداوم استیلای خود صورت بندی تازه ای را فعالانه پذیرفته است.
اما انقلاب اسلامی نه یك انقلاب سنّت گرا در برابر مدرنیسم پهلوی بود، نه انقلابی مدرن در برابر ناتوانی حكومت مطلق مدرن پهلوی در گذر از میراث مشئوم سنت گذشته ایران و نه به زعم برخی انقلابی پست مدرن، بلكه قیامی بود كه دامن مردم را از حیات طبیعی بركشید تا فراتر از همه این اوهام به حیات طیبه برساند و از زمزم ولایت كامیاب و سیراب سازد.
«استقلال و آزادی» نفی استكبار از همه ساحت‌های حیات است و «جمهوری اسلامی» طرحی برای ساختن حیات طیبه پیش می نهد. اینكه بعضی می پندارند جمهوریت و اسلامیت با هم جمع نمی شوند[6] برای این است كه هنوز در نظام‌های فكری حیات طبیعی از نوع مدرن می اندیشند و با این تفكر نوین و طرح تازه آشنا نشده اند.
امام خمینی(قدس سره) با ایجاد تحول در نهاد دین از موضع یك مجتهد جامع الشرایط و عالم دینی ذوالفنون كاركردهای تازه ای را برای دین ایجاد كرد و در حقیقت، ظرفیت‌های پنهان دین را آشكار نمود و غبار اوهام و خرافات را از آن زدود و عزم آن داشت تا سایر نهادهای جامعه را بر اساس تحول نهاد دین، دگرگون سازد و شرایط تحقق حیات طیبه را فراهم سازد.

هنجارهای عالی و هنجارهای نهادمند
به «نظامی از الگوهای رفتاری مكتسب كه همه افراد متعلق به یك فرهنگ در آن سهیمند»[7] هنجار گفته می شود و مهم ترین كاركرد آن، ایجاد «همكاری و وابستگی متقابل بشری» در نظام اجتماعی است.[8]
هنجارها به دو صورت ممكن است در جامعه ای حضور داشته باشند: نخست به صورت نهادمند و ساخت یافته در كل ساختار نظام اجتماعی. «نهادمندی به فراگردی اطلاق می شود كه از طریق آن، نظام با قاعده ای از هنجارها، منزلت‌ها و نقش‌های به هم پیوسته و مورد پذیرش یك جامعه، شكل می گیرد. از طریق این فراگرد رفتار خودجوش و پیش بینی ناپذیر جایش را به رفتار منظم و پیش بینی پذیر می دهد.»[9]
پس اگر یك هنجار در نظام با قاعده ای از منزلت‌ها و نقش‌های اجتماعی و در رابطه با نهادهای اساسی حكومت، اقتصاد، خانواده، دین و آموزش مشخص و معنادار باشد، هنجاری نهادمند تلقّی می شود.
صورت دیگر حضور هنجارها در جامعه، صورت آرمانی و عالی است كه معمولا پس از تحولات بزرگ اجتماعی نظیر انقلاب‌ها در جامعه پدیدار می گردند.
هنجارهای عالی هنجارهایی هستند كه مردم آن‌ها را می پسندند و رفتار خلاف آن‌ها ناهنجاری و خطا تلقّی می شود. اما هنوز در نظام منزلت‌ها و نقش‌های اجتماعی و در رابطه با نهادهای اساسی جامعه جایگاه مشخصی ندارند و در صورتی كه تحولات مناسب در نهادهای اساسی جامعه صورت نگیرد این هنجارهای عالی در نسبت با هنجارهای نهادمند تضاد خواهند یافت.

كندی دگرگونی هنجارهای نهادمند
حضرت امام(قدس سره) و شاگردانشان به عنوان رهبران انقلاب اسلامی با طرح چیستی حیات طیبه و نقد حیات طبیعی در دوران حكومت پهلوی، هنجارهای عالی حیات را به مردم معرفی كردند و مردم با پذیرش آن‌ها برای گذر از حیات طبیعی به حیات طیبه قیام كردند.
نخبگان پیشرو در انقلاب اسلامی از جمله شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر و سایر بزرگانی كه در قید حیاتند یا از دنیا رفته اند، با معرفی الگوی حسینی در برابر افساد طاغوت و توصیف حیات معنوی و پاك انسانی به مدد توفیقات و عنایات الهی مردم را جذب كرده و اراده هایشان را برانگیختند تا اینكه انقلاب اسلامی تحقق یافت.
اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئله دیگری طرح شد كه تا آن زمان پاسخی به آن داده نشده بود و آن پرسش از چگونگی تحقق حیات طیبه بود. این پرسش به مراتب دشوارتر و اندیشه عالمان دینی در این زمینه كم كارتر و فقیرتر بود؛ زیرا تا آن زمان بسیاری از امامان و علما فرصت اجرا و عمل به دین در جامعه را نیافته بودند. هرچند چیستی آرمان اسلام در جامعه سازی به خوبی تصویر شده بود، اما هیچ كدام از بزرگان به چگونگی آن نمی اندیشیدند و اگر هم كاری در این موضوع انجام شده بود در بوته آزمون و اصلاح درنیامده بود.


[1]. نگارنده، از عرفان تا سیاست در آیین و اندیشه امام خمینی، مجموعه مقالات كنگره اندیشه های اخلاقی ـ عرفانی امام خمینی، مجلد دهم، 1382، ص 379ـ408.
[2]. نحل: 79.
[3]. نگارنده، «تحقق اهداف انقلاب و رسالت نسل سوم»، مجله رواق اندیشه، ش 28، فروردین 1383، قم، مركز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، ص 106.
[4]. حمید پارسانیا، حدیث پیمانه، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، چ دوم، 1376، ص 40.
[5]. رامین جهانبگلو، ما و مدیریت، ص 300.
[6]. نگارنده، «تحلیل شاخص های استكبار آمریكایی»، مجله رواق اندیشه، ش 35، آبان 1383، ص 60.
[7]. بروس كوئن، درآمدی بر جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، چ سیزدهم، توتیا، 1381، ص 74.
[8]. همان، ص 74.
[9]. همان، ص
111.

حميدرضا مظاهري سيف - مجلة معرفت، ش 98، ص39-49


٠٠:٢١ - 1392/06/18    /    شماره : ١٦٢٣٩    /    تعداد نمایش : ٤٨٦



خروج





   مطالب مرتبط
 انقلاب اسلامی و نسل سوم (5) (خبر)
 انقلاب اسلامی و نسل سوم (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی و نسل سوم (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی و نسل سوم (1) (خبر)
 علل پیروزی انقلاب اسلامی ایران(2) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (2) (خبر)
 ماهیت و ویژگی انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی(ره) (2) (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی و زمینه سازی ظهور (2) (خبر)
 آثار و نتایج انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی (ره) (2) (خبر)
 امام خمینی(ره) و جنبشهای اسلامی معاصر (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :3040
کل بازديدها :15839628
بازديدکنندگان آنلاين :20
بازديدازاین صفحه :311906