نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

انقلاب اسلامی در اندیشه سیاسی عالمان شیعی (4)

چنین فضایی بود كه گذشته از شنیدن آرمانهای آزادیخواهانه بهترین گوش شنوا را برای آرمانهایی فراهم می‎ساخت كه مستقیماً با نیازهای اقتصادی و مقوله مساوات و عدالت اجتماعی سروكار داشت. نظریه‎هایی مانند اینكه: «تمام سعی و توجه قوانین اسلام متوجه رفاه مردم است[1]» و این موضوع كه پیامبران خدا طرفدار و مبلغ سرسخت اصلی‎ترین مسأله اقتصاد یعنی تامین اقتصادی حداكثر برای همه افراد بوده‎اند،[2]در فضای جامعه انقلابی ایران موج می‎زد. دیدگاههایی كه ذره‎ای زیر‎بار برتری جویی اقتصادی زمامداران جامعه نمی‎رفت و به عبارتی اصلاً «زمامداران مردم نمی‎توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت اندوزی كنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قایل شوند[3]» زیرا هر گونه امتیازی راه را برای جمع‎آوری منافع نامشروع در جامعه‎ای فراهم خواهد كرد كه: «تصرف در شئون و اموال مردم بدون رضایت ایشان ظلم و تعدی محسوب می‎شود[4].» این یعنی پشت كردن به آن جهان بینی كه ارزش نهایی دادن به عدالت و حق در نظام اجتماعی شعار آن است.[5]
بدین ترتیب ملت ایران یكصدا به جستجوی جامعه‎ای برخاست كه درفكر بزرگان، دین از نظر اجتماعی «رئیس و مرئوس، زن و مرد، غنی و فقیر، كوچك و بزرگ دارای یك موقعیت می‎باشند و قانون در حق همگان یكسان اجرا می‎شود[6]» زیرا از نظر علمای انقلابی نمی‎شد به انتظار تقدیر نشست بلكه این انسان آزاد، مختار و مسئول است كه مسئول این نابرابریها است[7] باید مردم برای برقراری عدالت اجتماعی بپاخیزند بدین دلیل كه اصلی ترین حرفهای همه‌پیامبران خدا از آدم تا خاتم دو حرف بیشتر نبوده است یكی: «شناخت خدا و نزدیك شدن به او و دیگری برقراری عدل و قسط در جامعه بشری.[8]» تا آنجا نیز كه به قرآن مربوط می‎شود این كتاب آسمانی:«به پاداشتن عدل را به عنوان هدف بعثت و رسالت ذكر می‎كند[9]» این نیز چیزی بیش از یك حق طبیعی نیست و مفهوم ساده آن: «موازنه دقیق، بجای خویش قرار گرفتن هر چیز، حد واسط و اعتدال در هر چیز و پرهیز از افراط و تفریط و رعایت حقوق است[10]» چنین اعتدالی فاصله طبقاتی و تفاوت فاحش زندگی مردم را تحمل نخواهد كرد: «آری برنامه‎های اسلامی ما كه در آینده به خواست خداوند اعلام شد به بهترین وجهی می‎تواند به این امر مهم بپردازد تا سرمشقی برای همه‌ مردم جهان باشد.[11]» در دیدگاه علمای انقلابی فقط در چنین شرایطی می‎توان به استقبال روزگار سعادت بشری و دوران عدل كامل یعنی عصر ظهور رفت كه امامان می‎گویند: «مردم صبحگاهان و شامگاهان جامی كه می‎نوشند جام حكمت و معرفت است.[12]» پس حكومت اسلامی می‎خواهد زمینه‎ساز دورانی شود كه: «دوره حكومت عقل است یعنی دوره‎ای كه در آن،‌ علم اسیر و برده نیست.[13]»
اینگونه بود كه علمای شیعه در مقطعی از تاریخ معاصر ایران به این نتیجه رسیدند كه: «باید اسلام را آن طور كه هست... . معرفی كرد.[14]» و چنین خواسته‎ای فقط با دگرگونی كامل نظام سیاسی موجود امكان‎پذیر خواهد بود. فقط در این صورت است كه در خارج از مرزهای نظام اسلامی می‎توان «... گفت به دنیا كه ما یك همچو كالای بزرگی داریم، یك همچو قوانین مترقی داریم، محتاج نیستیم به این كه در قوانین به كس دیگری مراجعه كنیم.[15]» و در داخل مرزهای حكومت اسلامی: «فاجعه دو گانگی و دو نیمگی در شخصیت فرد مسلمان كه بر اثر حكومت‎های ضد و نقیض بر زندگی او تحمیل شده است پایان خواهد یافت.[16]»
بدین ترتیب روحانیون نقش مهمی را در ایجاد آرمانهای لازم برای پیدایش حركتی انقلابی در جامعه آفریدند و مهم‎تر از آن اینكه چنین آرمانهایی را به میان توده‎های مذهبی جامعه ایران بردند. با این حال كار روحانیون شیعه فقط به بیان آرمانهای انقلابی ختم نمی‎شد بلكه بخشی از علما از روز پس از كودتای 28 مرداد و بخش دیگری از آنها یك دهه پس از آن بطور جدی به فكر چاره‎جویی برای ایجاد دگرگونیهای اساسی در وضع سیاسی موجود افتادند. بویژه آنكه بعد از درگذشت آیت‎ا... بروجردی، «افزایش پیچیدگیهای زندگی اجتماعی و اقتصادی،... آنان را در مخمصه پاسخگویی به انواع سؤالهایی قرار می‎داد كه مقلدانشان مطرح می‎ساختند[17]» و بخش مهمی از این پرسشها به تصمیماتی باز می‎گشت كه شاه برای ایجاد تغییراتی درنظام اقتصادی ایران در سر می‎پروراند و به اجرا می‎گذاشت. كاری كه حكومت آن را یك انقلاب از بالا می‎دانست و با عناوینی مانند انقلاب سفید یا انقلاب شاه و ملت از آن یاد می‎كرد.
تشخیص تقریبا مشابه مجموعه مراجع شیعه در غیر شرعی بودن آنچه كه از سوی حكومت، اصلاحات خوانده می‎شد، آنها را نخست به فكر قانون اساسی انداخت و به شاه یاد‎آوری كردند: «آنچه مخالف شرع باشد مخالف با قانون اساسی است و سمت قانونیت پیدا نخواهد كرد[18]» این در حالی بود كه اساسا قانون اساسی هیچگاه در ایران پیاده نمی‎شد و در حقیقت این قانون وسیله‎ای شده بود كه حكومت هر وقت لازم داشت آن را از نهانگاه خود بیرون می‎آورد و هر گاه لازم نداشت گویا در ایران چنین حكایتی و چنان مشروطه‎ای هرگز نبود. با این حال مقطع انقلاب سفید فرصتی را نیز به برخی از علمای شیعه داد كه به شاه گوشزد نمایند كه وی«قانون اساسی را نقض كرده و عملاً لغو می‎نماید[19]» زیرا شاه چنان می‎تاخت كه گویا نهادی به نام روحانیت هرگز در ایران نبوده است در حالی كه از نظر علما: «قانون اساسی،‌ سلطنت و روحانیت را مترادف یكدیگر شناخته و هر دو باید دیانت و رژیم را پشتیبان باشند.[20]»
به هر حال خیلی زود معلوم شد كه چنین سخنانی كاری را از پیش نخواهد برد و چیزی نگذشت كه روحانیون با اشاره به سه اصل مهم قانون اساسی یعنی حقوق ملت، حقوق سلطنت و حقوق روحانیت كه گویای شرط تایید قوانین مجلس از سوی روحانیت بود، به خود حق دادند كه به شاه اعلام نمایند: «شما به حق مسلم و قانونی ما اعتنا نكرده‎اید و نمی‎كنید(پس) ما هم به حق ادعایی شما توجه نداریم.[21]» اینجا همان جایی بود كه تقریبا همه پلهای میان روحانیت و سلطنت بكلی ویران گردید و به قولی:‌ «وقتی تجربه قانون اساسی نیز با شكست مواجه شد بتدریج نزد روحانیون این شناخت حاصل آمد كه نظام سلطنتی باید ملغی شود[22]» یعنی خود قانون اساسی نیز زیر سئوال رفت و این پرسش را برانگیخت كه اصلاً: «این مراد قانون اساسی و متمم آن كه مربوط به سلطنت و ولایت عهدی و امثال آن است، كجا از اسلام است؟[23]» مگر نه اینكه: «سلطنت و ولایت عهدی همان است كه اسلام بر آن خط بطلان كشیده[24]» است.
با این حال علمایی نیز بودند كه تا اواخر رژیم سلطنتی وفاداری خود را به قانون اساسی مشروطیت حفظ كردند آنها چاره كار را نه در تغییر قانون اساسی كه در اجرای آن می‎دانستند. آنها نیز همواره به شاه نصیحت می كردند كه: «پایه‌ دولت باید بر اتحاد و اعتماد و محبت افراد باشد نه زور سر نیزه و زندان. دیگر دوران زور سر نیزه گذشته است.[25]» زیرا: «در اسلام آثاری كه نشان بدهد حكومت در مقابل ملت دست به خشونت بزند سراغ نداریم.[26]»
با وجود این جامعه ایران رو بسوی دیگری داشت شاید بتوان این نظریه را پذیرفت كه: «مردم در جریان قیام مراجع و روحانیت مبارز ـ علیه به اصطلاح انقلاب سفید شاه، مرجعیت جدیدی را می پذیرند.[27]» این سخن حداقل از بعد سیاسی به واقعیت نزدیك است. با وجود این اعتقاد كه می‎گوید مردان الهی را نمی‎توان با سیاستمداران عادی مقایسه كرد[28] و این گفته برخی از یاران امام خمینی كه«امام سیاستمدار نبود امام مرد خدا بود... . مردی بود پاك و به آنچه می‎گفت معتقد[29].» اما ایشان بیش از هر چیز خود را رودرروی ساختار سیاسی ایران می‎دید. این مرجعیت جدید می‎خواست جامعه ایران را به مسیر سیاسی دیگری بكشاند. راهی كه سرانجام به كمتر از براندازی نظام شاهنشاهی چند هزار ساله ایران رضایت نمی‎داد.
شاید در اوایل دهه 1340 برای شاه ایران دشوار بود كه باور كند زمزمه‎هایی كه می‎گوید در مملكت اسلامی و شیعه ما: «نمونه حكومتهای قرون وسطای غرب جلوه‎گر بوده و شاید از آن هولناك‎تر و وحشت‎انگیزتر است[30]»، چه سرنوشتی را برای حكومت او رقم خواهد زد. از این رو ناله‎هایی را هم كه از چهار دیواری زندانها به گوش می‎رسید كه:«دولت هرگونه آزادی قلم و بیان را از بین برده و نمی‎خواهد در قلمرو حكومتش كسی از حق آزادی سخن گوید.[31]»چندان جدی نمی‎گرفت. نتیجه این شد كه دودمان پهلوی در تحلیل روحانیون شیعه،‌ تصویری بهتر از مأموران نابود سازی اعتقادات مذهبی پیدا نكردند با این تفاوت كه مثلا: «رضا خان در این مملكت مثل یك بلدوزر بود و تمام زیبایی‎ها و ظرافت‎ها را بی محابا خراب می‎كرد[32]» اما فرزند او: «بذر اعتقاد و فرهنگ و معرفت را كه بعد از انهدام رضاخانی باقی مانده بود دانه دانه از خاك بیرون می‎كشید و نابود می‎كرد.[33]» كه حاصلی جز بر جای ماندن زمین بی‎حاصل: «مسلمانان خود باخته و سرمایه از دست داده... و دنباله‎رو و مقلد و پاك باخته[34]» بر جای نمی‎گذاشت. پس چاره كار چه بود؟ چگونه می‎توان تا سقوط قطعی حیات معنوی و مادی كشور سكوت اختیار نمود و یا فقط با لاابالیگری و سرباز زدن از هر مسئولیتی در انتظار فرج غیبی نشست؟[35]»
پاسخی كه روحانیون انقلابی برای این پرسش داشتند ناگزیر برآمده از اعتقادات دینی آنها بود.


[1]. ر.ك سید محمد كاظم شریعتمداری: نظرات آیت‎ا...، ص 7.
[2] . ر. ك سید محمد حسینی بهشتی: بررسی علمی ایدئولوژی اسلامی، چاپ دوم، قم، انتشارات هجرت، ص 88 و 89.
[3] . ر. ك روح‎ا... خمینی: «مصاحبه پائزه سرای ایتالیایی»، 11/8/57، صحیفه نور، ج 2،‌ص 186.
[4] . نقل از آیت‎ا.... منتظری، ر. ك محسن كدیور، ص 149.
[5] . ر. ك سید محمد حسینی بهشتی: بررسی علمی و...، ص 88.
[6] . ر. ك سید محمد حسین طباطبایی: بررسی‎های ... ص 166.
[7] . ر. ك مرتضی مطهری: جهانبینی توحیدی، ص 137.
[8] . ر. ك مرتضی مطهری: «وحی و نبوت»، (مجموعه مقدمه‎ای برجهانبینی اسلامی، قم، انتشارات صدرا، ص 160و 161.
[9] . ر. ك همان كتاب.
[10] . ر. ك محمد جواد باهنر: جهانبینی اسلامی، چاپ هفتم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1370، ص 58.
[11] . ر. ك روح‎ا... خمینی« مصاحبه روزنامه آلمانی دنیای سوم، 24/8/57،‌ صحیفه نور، ج 2، ص 364.
[12] . نقل از امام علی(ع ) ر. ك مرتضی مطهری: اسلام و مقتضیات زمان،‌ج 1، چاپ نهم، تهران، انتشارات صدرا، 1373، ص 50.
[13] . ر. ك همان كتاب.
[14] . ر. ك روح‎ا... خمینی:«بیانات در مورد وظایف و مسئولیتهای رؤسا و سلاطین دول اسلامی و علمای اسلام پس از تبعید از تركیه به عراق»، 23/8/1344،‌ صحیفه نور، ج 1، ص 202.
[15] . ر. ك همان بیانات.
[16] . ر. ك سید محمد باقر صدر: «سرچشمه‎های قدرت در حكومت اسلامی» مقاله، ترجمه اكبر ثبوت، مجموعه «همراه با تحول اجتهاد »، چاپ اول، تهران، انتشارات روزبه، 1359، ص 30.
[17] . ر. ك حمید عنایت، ص 280.
[18] . ر. ك سید محمد كاظم شریعتمداری: «متن نخستین تلگرام آیت‎ا... سید كاظم شریعتمداری به امیر اسد‎ا.... علم نخست وزیر درباره تصویب نامه انجمن‎های ایالتی و ولایتی». 28/7/1341 مجموعه «اسناد انقلاب اسلامی»، ج 5، 1374، ص 18.
[19] . ر. ك سید محمد كاظم شریعتمداری: «متن اعلامیه آیت‎ا... آقای سید كاظم شریعتمداری درباره بازداشت امام و فاجعه 15 خرداد 42، 16/3/1342، مجموعه «اسناد انقلاب اسلامی » ، ج 5 ص 70.
[20] . ر. ك سید محمد صادق روحانی: «متن تلگرام آیت‎ا... آقای حاج سید محمد صادق روحانی به شاه درباره تصویب نامه انجمن‎های ایالتی و ولایتی، آبان 1341، مجموعه «اسناد انقلاب اسلامی»، ج 5، ص 19.
[21] . اشاره به متن دفاعیات آیت‎ا... طالقانی پس از دستگیری ایشان بعد از 15 خرداد 1342، ر. ك محسن میرزایی: «چگونگی تأسیس نهضت آزادی و محاكمه آیت‎ا.... طالقانی و مهندس بازرگان»، (مقاله)، روزنامه اطلاعات 26 اردیبهشت 1358، شماره 15855، ص 5.
[22] . ر. ك حامد الگار، ص 35.
[23] . ر. ك روح‎ا.... خمینی: نامه‎ای از امام موسوی، ص 12.
[24] . ر. ك همان كتاب.
[25] . ر. ك سید محمد كاظم شریعتمداری: متن اعلامیه آیت‎ا... آقای سید كاظم شریعتمداری درباره بازداشت امام و 15 خرداد 42 مجموعه اسناد...، ج 5، ص 71.
[26] . ر. ك سید محمد كاظم شریعتمداری: نظرات آیت‎ا....، ص 7.
[27] . ر. ك جلال الدین فارسی: فلسفه انقلاب اسلامی، چاپ اول، تهران، مؤسسه انتشارات امیر كبیر، 1368، ص 369.
[28] . ر. ك محمد رضا حكیمی: امام در عینیت جامعه، چاپ اول، انتشارات فجر، 1396 ق، ص 187.
[29] . ر. ك علی حجتی كرمانی، ص 53.
[30] . ر. ك سید محمد هادی میلانی: «متن اعلامیه ایت‎ا... العظمی میلانی درباره‌ اوضاع نابسامان كشور»، 14/4/1342، مجموعه«اسناد انقلاب اسلامی »، ج 1، ص 150.
[31] . ر. ك حسینعلی منتظری و عبد‎الرحیم ربانی شیرازی: «متن نامه‌ آقایان حاج شیخ حسینعلی منتظری و حاج شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی از زندان قزل قلعه به آیات عظام و مراجع قانونی و قضایی كشور»، 16/6/1345، مجموعه«اسناد انقلاب اسلامی»، ج 2، ص 152.
[32] . ر. ك سید علی خامنه ‎ای «مصاحبه صدا و سیما پیرامون شخصیت شهید مطهری» (توسط غلامعلی حداد عادل )، مجموعه مصاحبه‎های حضرت آیت‎ا.... سید علی خامنه‎ای در دوران ریاست جمهوری به گردآوری سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، چاپ اول، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی،‌ 1368، ص 15.
[33] . ر. ك همان مصاحبه.
[34] . ر. ك سید محمود طالقانی: هدایت قرآن، چاپ اول، تهران، انتشارات سید جمال، ص 33و 34.
[35] . ر. ك سید محمود طالقانی: «پیام آیت‎ا.... طالقانی» (پیامی كه در سال 1340 برای تأسیس نهضت آزادی نوشته شد )، روزنامه اطلاعات، 26 اردیبهشت 1358،‌ 15855،‌ ص 5.

فرهاد شيخ فرشي - تلخيص از کتاب نقش سياسي عالمان شيعي در انقلاب اسلامي، ص 67- 92
 


١٧:٣٢ - 1392/06/17    /    شماره : ١٦١٧٠    /    تعداد نمایش : ٦٦٨



خروج





   مطالب مرتبط
 انقلاب اسلامی در اندیشه سیاسی عالمان شیعی (5) (خبر)
 انقلاب اسلامی در اندیشه سیاسی عالمان شیعی (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی در اندیشه سیاسی عالمان شیعی (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی در اندیشه سیاسی عالمان شیعی (1) (خبر)
 ماهیت و ویژگی انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی(ره) (4) (خبر)
 مبانی مدینه فاضله اسلامی در اندیشه سیاسی امام(ره) (4) (خبر)
 مبانی مدینه فاضله اسلامی در اندیشه سیاسی امام(ره) (4) (خبر)
 وظایف مدیراسلامی باتکیه بروظایف سازمانی (خبر)
 تحقق حکومت شیعیان عراق به برکت انقلاب اسلامی (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (4) (خبر)
 ثابت و متغیّر در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) (4) (خبر)
بازدیدها
امروز :3877
کل بازديدها :17421811
بازديدکنندگان آنلاين :7
بازديدازاین صفحه :342520