نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

تأثیر پذیری انقلاب اسلامی از فرهنگ و تاریخ شیعه (2)

اینجاست كه نقش مكتبها روشن می شود. از جمله خصوصیات اسلام شیعی این است كه به پیروانش حس پرخاشگری و مبارزه و نفی وضع نامطلوب را می دهد.»[1]
4- ریشه های عقیدتی انقلاب
در باور شیعه در زمان غیبت حضرت ولیعصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - هر حكومتی غاصب و ظالم است و تصرف در بیت المال توسط آنها حرام می باشد؛ به هر شكل و در هر قالبی باشد مگر آنكه نایب آن حضرت ـ كه در زمان حال فقها هستند ـ حكومت را در دست بگیرد. شیعه همواره آرزوی تشكیل حكومت عدل و به سامان آمدن جهان را دارد. طبق این عقیده از نظر شیعه سیر تاریخ به سوی وضع آرمانی می باشد كه با حضور حضرت ولیعصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - عملی خواهد شد و به قول حمید عنایت:
«آنچه به امیدواری شیعه به پیروزی نهایی بر ظلم و ظالم رنگ موجبیت تاریخی می دهد انتظار فرج و رجعت ـ ظهور‌ـ امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - می باشد. انتظار فرج و ظهور باعث شده كه شیعه در آمادگی مستمر بوده و در زمان غیبت زمینه ظهور را فراهم كند.»[2]
حامد الگار در این مورد می گوید:
«ریشه انقلاب به موضوع امامت در دیدگاه شیعه و مسأله غیبت امام عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - و پیامدهای سیاسی آن عقیده ارتباط دارد كه تجلی عینی اعتقاد به نیابت است. شیعیان هرگونه سلطه و اقتدار سیاسی را در زمان غیبت نامشروع می دانند.»[3]
5- عصیان مردم در هنگام جریحه دار شدن عواطف مذهبی
یكی دیگر از تأییدات این قسمت نظریه تحقیق عصیان مردم در هنگام جریحه دار شدن عواطف مذهبی است. مرحوم مطهری در این مورد می فرماید:
«... آن عامل تعیین كننده ای كه همه عوامل دیگر را در بر گرفت و توانست همه طبقات را به طور هماهنگ در مسیر واحد منقلب بكند جریحه دار شدن عواطف اسلامی این مردم بود. مردم می دیدند كه مقررات اسلامی عملاً چگونه دارد نقض می گردد.»[4]
و در جای دیگر می فرماید:
«در سال 55 رژیم تصمیم گرفت تاریخ هجری را تبدیل به شاهنشاهی كند. این كار از جنبه سیاسی و اقتصادی اهمیت نداشت. عواطف مذهبی مردم را جریحه دار كرد كه رهبری چنین عملی را دشمنی با پیامبر و اسلام نامید و در نتیجه در مردم عصیان ایجاد كرد و از تحریك وجدان اسلامی آنها به بهترین وجه در پیشبرد نهضت بهره برداری نمود.»[5]
نویسنده كتاب سقوط ناگهانی در این مورد می گوید:
«یكی از عوامل سقوط رژیم جریحه دار ساختن احساسات مذهبی مردم مانند عدم مراعات عفت عمومی، به كار گماردن بهاییها در مشاغل حساس و تغییر تاریخ اسلامی به شاهنشاهی.»[6]
انفجار نور یا پیروزی انقلاب اسلامی
اینك به مرحله دوم فرضیه یعنی پیروزی انقلاب می پردازیم و شواهدی را ارائه می كنیم كه می توانند ولو به طور نسبی به صحت نظریه دلالت كنند:
1- تحلیل رهبری انقلاب
تحلیل رهبری انقلاب و كیفیت رهبر شدن امام خمینی - رحمه الله علیه - و عناصر موجود در رهبری ایشان گواهی روشن است بر اینكه انقلاب اسلامی ایران در حد عامل اصلی پیروزی از فرهنگ و تاریخ و سیره شیعه اثر پذیرفته است.
مرحوم مطهری با طرح این سؤال كه چه شد امام رهبر شد؟ می گوید:
«بی شك، از جان گذشتگی، مبارزه با ستمگری، دفاع سرسختانه از مظلوم، صداقت، صراحت، شجاعت و سازش ناپذیری رهبر در انتخاب او به مقام رهبری نقش داشته است اما مطلب اساسی چیز دیگر است. امام خمینی - رحمه الله علیه - از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی خاست، مردمی كه در طول تاریخ حماسه محمد - صلی الله علیه و آله -، زهرا - علیها السلام -، حسین - علیه السلام -، زینب - علیها السلام -، ابوذر... و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه ها با روحشان عجین شده بود. بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند. علی را، حسین را در چهره او دیدند او را آیینه تمام نمای فرهنگ خود كه تحقیر شده بود تشخیص دادند.»[7]
مردم از رهبری بر مبنای آیه شریف اطاعت از اولوالامر و به عنوان تكلیف شرعی اطاعت می كردند و به حرفهایش گوش می دادند. پس رهبری ثمره فرهنگ شیعه است و عنوان مرجع و عمل به فتوای مراجع از الفاظ مأنوس در فرهنگ و تاریخ شیعه است. یعنی آیا اگر امام مرجع نبود و یا از زبان فرهنگ مردم حرف نمی زد باز موفق می شد؟
مرحوم مطهری در جواب سؤال فوق می گوید:
«اگر امام پیشوای مذهبی نمی بود و اگر مردم ایران در عمق روحشان یك نوع آشنایی و انس و الفتی با اسلام نداشتند و اگر عشقی كه مردم با خاندان پیامبر دارند وجود نمی داشت و اگر نبود كه مردم حس می كردند كه این ندای پیامبر - صلی الله علیه و آله - و ندای حضرت علی - علیه السلام - و یا ندای امام حسین - علیه السلام - است كه از دهان این مرد بیرون می آید محال بود نهضت و انقلابی به این وسعت در مملكت ما به وجود آید.»[8]
در جای دیگر می فرماید:
«امام به این علت رهبر بلا منازع شد كه علاوه بر اینكه واقعاً شرایط و مزایای یك رهبر در شخص ایشان جمع بود، ایشان در مسیر فكری و روحی و نیازهای مردم قرار داشت ولكن دیگران در این مسیر به اندازه ایشان قرار نداشتند. معنی این سخن اینكه امام با همه مزایای شخصی كه دارا بود اگر اهرمهایی كه روی آنها دست می گذاشت و جامعه را به حركت در می آورد از نوع اهرمهایی بود كه دیگران روی آن دست می گذاشتند و اگر امام منطقی را انتخاب می كردند كه دیگران داشتند امكان نداشت در به حركت درآوردن جامعه موقعیتی را كسب كند.»[9]
بنابراین رهبری امام مرهون مذهب و فرهنگ و تاریخ و سیره شیعه می باشد و لذا اگر به فرض عامل پیروزی انقلاب مردم، رهبری بوده باشد باز آنچه عامل اصلی پیروزی است مذهب می باشد؛ زیرا رهبری، مردم را با زبان و انگیزه و مذهب به حركت وا می داشت و این ممكن نمی شد مگر اینكه رهبری از مقام مرجعیت دینی حرف بزند. برای همین است كه در كتاب «بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی - رحمه الله علیه -» بعد از بیان ضرورت اینكه امام باید در فكر و انگیزه محركی می بود كه بتواند نظر عامه مردم را به خود جلب كند و جامعه روحانیت را با مردم هم صدا سازد و بدون آن نهضت امكان نداشت می گوید:
«در چنین حالتی امام می بایستی از موضع مرجعیت حركت نماید و اولین شعار نهضت را در قالبهای مذهبی بریزد تا از ریشه عمیق فكری مذهبی توده ها بهره مند گردد.»[10]
2- بیداری و آگاهی مذهبی مردم هدیه بزرگ رهبری
یكی از راههای سلطه استبداد داخلی واستعمار خارجی بر ملت، ناآگاهی یا غفلت آن ملت از خود و فرهنگ و مذهب خود است. یعنی به وجود آمدن یك حالت بی هویتی و سرگردانی. بدین جهت استعمار خارجی همراه با استبداد داخلی تلاش می كند برای سلطه ظالمانه خود یا ادامه آن، ملتها را از فرهنگ ملی و مذهبی خویش بیگانه كند، استقلال فكری و هویت آنها را بگیرد تا با ایجاد روحیه وابستگی به خود هیچ مانعی در راه چپاول ملتها نماند. غربیها در برخورد با مردم شرق به خصوص مسلمانان همواره این روش یعنی تحقیر فرهنگ و مذهب را به كار برده و خودشان را كعبه آمال معرفی كرده اند و بدین وسیله به سلطه دست یافته وادامه داده اند. بدیهی است راه نجات از چنین گرفتاری بیداری مردم است و هویت و شخصیت پیدا كردن مردم است واین هدیه ای بود كه رهبری انقلاب به مردم داد و در پی این آگاهی از مذهب و فرهنگ و پیدا كردن شخصیت گم شده، انقلاب به پیروزی رسید. به عبارت دیگر همین كه فكرها مذهبی شدند و مذهب در متن زندگی آمد، مردم حاضر شدند زندان بروند، تبعید بشوند، شهید بدهند اما نجات پیدا كنند و این عامل پیروزی انقلاب بود.
مرحوم شهید مطهری در این مورد می فرماید:
«رهبری توانست با آشنا ساختن مردم با فرهنگ و تاریخ خود این فكر تحقیر شده را از مردم دور كرده و استقلال و شخصیت بدهد، یعنی توانست به مردم بگوید شما خود یك مكتب و یك فكر مستقل دارید خود می توانید بر روی پای خود بایستید. همانا اباعبدالله الحسین - علیه السلام - مردم را آگاهی بخشید و به خوشان مطمئن نمود. در پی این آگاهی مردم بود كه نهضت به پیروزی رسید.»[11]
و در ادامه می فرماید:
«رهبری انقلاب ایران از این طریق به مردم ما شخصیت داد خود واقعی و هویت اسلامی آنان را به آنها بازگرداند. این بزرگترین هدیه رهبری به ملت بود. او ایمان از دست رفته مردم را به آنان بازگرداند و اعلام كرد تنها اسلام نجات بخش است. او جهاد اسلامی را و وظیفه نوعی و دینی و بالاخره اجر شهیدان را مطرح كرد. مردمی كه سالها آرزو داشتند در زمره یاران امام حسین - علیه السلام - باشند، به ناگاه خود را در صحنه ای مشاهده كردند كه امام حسین - علیه السلام - را به عینه می دیدند و همین باعث شد كه بپا خیزند و از سرچشمه عشق به خدا وضو سازند و یك سره بانگ تكبیر بر هرچه ظلم و ستمگری است بزنند.»[12]
نتیجه می گیریم كه قوی ترین حربه دفاعی این انقلاب و مؤثرترین اسلحه پیشرفت آن ایمان ملت به نیروی خویش و بازگشت به ارزشهای اصیل اسلامی است. ابرقدرتها از یك چیز وحشت دارند و آن آگاهی و بیداری مسلمانان است و راه این بیداری آشنایی با تاریخ و فرهنگ خودی است كه رهبری انقلاب این كار را به وجه احسن انجام داد.[1] . همان، ص 43.
[2] . حمید عنایت، اندیشه سیاسی معاصر اسلام، ترجمه خرمشاهی، ص 51.
[3] . حامد الگاری، انقلاب اسلامی در ایران به نقل انقلاب اسلامی و ریشه های آن مأخدشناسی توصیفی (1)، ص 48.
[4] . مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 93 و 112 و بررسی اجمالی نهضتهای صد ساله اخیر ص 65 و محمدی، منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، ص 90 و 103.
[5] . مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 42.
[6] . انقلاب اسلامی و ریشه های آن مأخذشناسی توصیفی (1)، ص 203، انتشارات معاونت امور اساتید.
[7] . مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 94.
[8] . همان، ص 40 و صحیفه نور، ج 1، ص 307 و 57-54 در مورد زبان آشنایی مردم.
[9] . مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 40.
[10] . حمید روحانی، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج 1، ص 109-107، قم ، انتشارات اسلامی.
[11] . مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 93.
[12] . همان، ص 95.
محمد صادقي - ايدئولوژي رهبري و فرايند انقلاب اسلامي، ج 2، ص 121- 145
  1  2  3    4 


١٣:٠٢ - 1392/06/17    /    شماره : ١٦١٥١    /    تعداد نمایش : ٥٩٥



خروج





   مطالب مرتبط
 تأثیر پذیری انقلاب اسلامی از فرهنگ و تاریخ شیعه (3) (خبر)
 تأثیر پذیری انقلاب اسلامی از فرهنگ و تاریخ شیعه (1) (خبر)
 تأثیر پذیری انقلاب اسلامی از فرهنگ و تاریخ شیعه (3) (خبر)
 تأثیر پذیری انقلاب اسلامی از فرهنگ و تاریخ شیعه (2) (خبر)
 تأثیر پذیری انقلاب اسلامی از فرهنگ و تاریخ شیعه (1) (خبر)
 انقلاب اسلامی ایران و تأثیر آن بر نظریه‌های علوم اجتماعی (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی و فرهنگ سیاسی شیعه (خبر)
 علل پیروزی انقلاب اسلامی ایران(2) (خبر)
 فرهنگ انقلاب اسلامی بتدریج درحال نفوذ درسراسرجهان (خبر)
 رابطه قرآن و تاریخ (2) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :1349
کل بازديدها :17428070
بازديدکنندگان آنلاين :12
بازديدازاین صفحه :342609