نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

نقش روحانیت در انقلاب اسلامی (4)

در این كتاب، همه كار ویژه‎های مربوط به ایدئولوژی انقلابی مطرح شده، نیز از وضع موجود به وضعی نا به هنجار یاد شده، همچنین وضعیت آرمانی از حكومتی ایده‎آل ترسیم شده، راه مبارزه برای رسیدن به آن جامعه آرمانی مطرح شده است. كتاب مشتمل است بر پنج قسمت:
ـ قسمت اول: دلایل لزوم تشكیل حكومت؛ كه در این قسمت امام (ره) سه دلیل عمده برای ضرورت تشكیل حكومت اسلامی مطرح می‎كنند: 1. عمل پیامبر در تشكیل حكومت. 2. ضرورت استمرار اجرای احكام الهی كه فقط در زمان پیامبر ضرورت ندارد،‌بلكه برای همیشه است. 3. ماهیت و كیفیت قوانین اسلام كه بدون حكومت اجرا شدنی نیست.[1]
ـ قسمت دوم: بررسی نمونه‎هایی از احكام اسلامی نظیر احكام مالی، دفاعی، احقاق حقوق و... كه نیاز به حكومت دارند.
ـ قسمت سوم: طرز حكومت اسلامی، در این قسمت ابتدا اختلاف طرز حكومت اسلامی با سایر حكومت‎ها چنین مطرح می‎شود.
«حكومت اسلامی هیچ یك از انواع طرز حكومت‎های موجود نیست. مثلاً استبدادی نیست... حكومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه، بلكه مشروطه است. البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آن... مشروطه از این جهت كه حكومت كنندگان در اجرا و اداره، مقید به یك مجموعه شرط هستند كه در قرآن كریم و سنت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ معین گشته است...»[2]
سپس امام وضعیت زمامداری ایده آل از نظر اسلام را بررسی كرده، علاوه بر شرط‎های عامی، نظیر عقل و تدبیر دو شرط علم به قانون و عدالت را از شرایط اساسی زمامدار اسلامی ذكر می‎كند.[3]
ایشان درباره شروط زمامدار در دوره غیبت امام معصوم از نظر تشیع معتقدند كه «اگر خدا شخص معینی را برای حكومت در دوره غیبت تعیین نكرده است، لكن آن خاصیت حكومتی را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب الزمان (عج) موجود بود برای بعد از غیبت هم قرار داده است. این خاصیت كه عبارت از علم به قانون و عدالت باشد، در عده بی‎شماری از فقهای عصر ما موجود است. اگر با هم اجتماع كنند می‎توانند حكومت عدل عمومی در عالم تشكیل دهند.»[4]
امام (ره) جامعه‎ آینده و آرمانی را كه باید برای آن مبارزه كرد،‌با دقت تمام ترسیم می‎كند و علاوه بر تعیین خصوصیات این حكومت، مشخصاً نوع آن را تحت عنوان حكومت یا ولایت فقیه جامع الشرایط مطرح كرده، نحوه تشكیل و اختیارات آن را بیان می‎كند:
«اگر فرد لایقی كه دارای این دو خصلت باشد، به پا خاست و تشكیل حكومت داد، همان ولایتی را كه حضرت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در امر اداره جامعه‎ داشت دارا می‎باشد و بر همه مردم لازم است از او اطاعت كنند.»[5]
این فرد با عنوان ولی فقیه «همان اختیارات و ولایتی كه حضرت رسول و دیگر ائمه، صلوات الله علیهم، در تدارك و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حكومت فعلی قرار داده است»[6] و ائمه و فقهای عادل موظف‎اند كه از نظام و تشكیلات حكومتی برای اجرای احكام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند.»[7]
ـ قسمت چهارم: در این قسمت حضرت امام، نظریه ولایت فقیه خود را به استناد اخبار و احادیث فقهی ثابت می‎كند. از جمله مقبوله عمر بن حنظله، روایت تحف العقول از سیدالشهدا و... كه ایشان پیش‎تر نیز در كتاب كشف الاسرار به آن اشاره نموده بودند.[8]
ـ قسمت پنجم: برنامه مبارزه كه مهم‎ترین بخش هر ایدئولوژی است منظور توجه خاص امام (ره) بوده، برای پیروان خود توصیه‎ها و راهنمایی‎هایی برای موفقیت مبارزه و تشكیل حكومت اسلامی مطرح می‎كنند:
«اولین فعالیت ما در این راه، تبلیغات تشكیل می‎دهد. تبلیغات و تعلیمات دو فعالیت مهم و اساسی ماست. وظیفه فقهاست كه عقاید و احكام و نظامات اسلام را تبلیغ و به مردم تعلیم دهند تا زمینه برای اجرای احكام و برقراری نظامات اسلامی در جامعه‎ فراهم شود.»[9]
مقدمه آن این است كه حوزه‎های روحانیت اصلاح شود؛ «اما باید در اصلاح فكری و اخلاقی افراد حوزه كوشش كنیم.»[10]
پس از آگاهی بخشی از فعالیت عمده مبارزان، مبارزه منفی با رژیم حاكم خواهد بود، زیرا «برانداختن طاغوت، یعنی قدرت‎های سیاسی ناروایی كه در سراسر وطن اسلامی برقرار است وظیفه همه ماست.»[11] پس باید «روابط خود را با مؤسسات دولتی آنها قطع كنیم با آنها همكاری نكنیم. از هرگونه كاری كه كمك به آنها محسوب می‎شود پرهیز كنیم. مؤسسات قضایی و مالی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدیدی به وجود آوریم.»[12]
به این ترتیب امام (ره) علاوه بر سخنرانی‎های مختلف و پیام‎های متعدد كه در مجموع، ایدئولوژی‎های انقلاب اسلامی را به وجود آوردند، در مجموعه‎ای مدون منشور انقلاب اسلامی را مطرح و چارچوب فكری، ایدئولوژیكی انقلاب را بیان نمودند.
در این جا لازم است به ابعاد دیگری از نقش امام، در بسیج نیروهای انقلابی اشاره نمود كه وی را از سایر رهبران انقلابی متمایز می‎كند. شخصیت قاطع امام (ره)، در مبارزه با رژیم از ایشان علاوه بر فردی ایدئولوگ و رهبری نمادین، رهبری آشتی ناپذیر و آهنین ساخته بود كه رهبری عملی انقلاب را نیز در دست داشت و به قول حامد الگار:
«گرچه گاهی اوقات توصیه‎های اشخاص داخل ایران را در زمینه جزئیات استراتژی می‎پذیرفت؛ اما كلیه‌تصمیمات اساسی را خودش می‎گرفت. با اصراری آمرانه بر انحلال رژیم سلطنتی و بنیان‎گذاری یك حكومت اسلامی، كلیه مدافعان و طرفداران سازش با شاه را ساكت كرد. بدون پافشاری امام و بدون قابلیت او در حفظ وفاداری و اطاعت توده‎های مردم ایران، آنچه به یك انقلاب پیروزمند ختم شده می‎توانست به عنوان مورد دیگری از تقابل میان نیروهای مخالف دولت، بدون اخذ نتیجه ‎ای قطعی به بایگانی تاریخ ایران سپرده شود.»[13]
2 ـ 1. نقش روحانیون برجسته
الف) شهید مطهری
استاد مطهری در جایگاهی دیگر، از جمله روحانیون مبارزی بود كه سنگراندیشه فلسفه و ایدئولوژی را برای مبارزه علیه نظام حاكم برگزیده بود. ایشان به دلیل تدریس در محیط‎های دانشگاهی و حوزوی، نفوذ فكری گسترده‎ای در میان مبارزان داشت. آیت الله خامنه‎ای درباره شخصیت اجتماعی، سیاسی آن شهید می‎فرمایند:
«به نظر من مرحوم مطهری با دو ابزار می‎توانست تفاهم و نزدیكی بین دو قشر روحانیون و تحصیل كرده‎های جدید را به وجود بیاورد: یكی تلاش علمی و دیگری غنای شخصیت خود ایشان. از لحاظ تلاش علمی، ایشان در دانشگاه تدریس كردند و با دانشجویان انس پیدا كردند. در مجامع تحصیل كرده‎ها، مهندسین، پزشكان شركت نمودند و یك قطب و ملجاء و پناهی برای تحصیل كرده‎های جدید شدند و ایشان موفق‎ترین چهره روحانی در میان محیط‎های فرهنگ جدید بودند.»[14]
عمده فعالیت شهید مطهری سخنرانی‎های علمی و سیاسی در مجامع مختلف، تألیف مقالات و كتاب‎های مختلف بود. برای نمونه، در سال‎های 1337 و 1338 كه انجمن اسلامی پزشكان تشكیل شد، استاد مطهری از سخنران‎های اصلی این انجمن بود. به طوری كه در طول سال‎های 1340 تا 1350 تقریباً سخنران منحصر به فرد انجمن بودند.[15]
نمونه دیگر نقش ایشان در تغذیه فكری و ایدئولوژیكی گروه‎های انقلابی بود. شهید اسدالله لاجوردی، درباره نقش ایشان در هدایت جمعیت‎های مؤتلفه می‎گویند: «در حقیقت می‎شود گفت كه تغذیه فكری جمیعت‎های مؤتلفه از ناحیه ایشان بود. كتاب‎هایی كه بعداً به چاپ رسید، خیلی از آنها زمینه‎اش در همان هیأت‎های مؤتلفه بود كه ایشان مطالبی را می‎فرمودند و به صورت پلی كپی منتشر می‎شد و بعداً‌ به صورت كتاب در می‎آمد.»[16]
شهید مطهری نه تنها دست اندركار ادامه ایدئولوژی اصیل اسلامی بود، بلكه از منتقدین اصلی سایر ایدئولوژی‎های انحرافی نیز به شمار می‎آمد. در حقیقت ضرورت تدوین ایدئولوژی اسلامی از نظراستاد مطهری با توجه به احساس نیازی بود كه استاد در این زمینه داشتند و خلاء آن كاملاً در جامعه‎ محسوس بود، ایشان در كتب مختلف سعی نمودند چارچوب نظری چنین ایدئولوژی مبارزاتی را بر مبنای اصول اعتقادی اسلام تدوین نمایند، كه این كتاب‎ها به دو دسته كلی تقسیم می‎شود: دسته اول، كتاب‎هایی هستند كه استاد برای پاسخ‎گویی یا رفع شبهه و یا نقد سایر ایدئولوژی‎های غیر اسلامی به رشته تحریر در آورده است. نظیر «خدمات متقابل اسلام و ایران» كه دیدگاه انتقادی در برابر ناسیونالیست‎های افراطی است. دسته دوم، كتاب‎‎هایی هستند كه استاد در آنها ایدئولوژی اسلامی بر مبنای جهان بینی خاص را طراحی نموده است. مانند «مجموعه جهان بینی اسلامی» كه در ادامه، بخش‎هایی از آن را به منظور آگاهی از نوع ایدئولوژی منظور نظر ایشان مطرح می‎كنیم.
از نظر شهید مطهری، از آنجا كه اسلام دین كاملی بوده، بر فطرت انسانی منطبق است و «به حكم این كه در جهان بینی‎اش قایل به فطرت یگانه است، هم طرفدار ایدئولوژی یگانه است و هم طرفدار فرهنگ یگانه.»[17] «اسلام كه بر چنین جهان بینی بنیاد شده است، مكتبی است جامع و واقع‎گرا. در اسلام به همه جوانب نیازهای انسانی، اعم از دنیایی یا آخرتی، جسمی یا روحی، عقلی و فكری یا احساسی و عاطفی،‌فردی یا اجتماعی توجه شده است.»[18]
ب) شهید بهشتی، متفكر و سازمان دهنده انقلاب اسلامی
شهید بهشتی كه به اعتراف دشمنانش، نویسنده‎ای اسلامی با قدرت سازماندهی بالا بود، نقش مهمی در شكل‎دهی فكری و عملی در انقلاب اسلامی داشت.


[1] . ولایت فقیه، پیشین، مقدمه.
[2] . همان، ص 36 و 32.
[3] . همان، صص 38 و 37.
[4] . همان، ص 40.
[5] . همان، ص 40.
[6] . همان، ص 40.
[7] . همان، ص 46.
[8] . كشف الاسرار، پیشین، صص 188 و 187.
[9] . ولایت فقیه، پیشین، صص 116 و 115.
[10] . همان، صص 126 ـ 125.
[11] . همان، ص 138.
[12] . همان، ص 138.
[13] . حامد الگار، نیروهای مذهبی در ایران قرن بیستم، مجموعه مقالات سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ كمبریج، ترجمه عباس مخبر،‌تهران، طرح نو، 1372، ص 323.
[14] . آیت الله خامنه‎ای، مطهری احیاگر تفكر دینی، مجله كلمه دانشجو، شماره‎های 4 و 5 1374، صص 75 ـ 74.
[15] . علی باقی نصرآبادی، سیری در اندیشه‎های اجتماعی شهید آیت الله مطهری، قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه، 1377، ص 88.
[16] . محمد حسین واثقی راد (گردآورنده)، مصلح بیدار،‌تهران، صدرا، 1378، ص 155.
[17] . همان، صص 232 ـ 223.
[18] . همان، ص 229.

احمد نقيب زاده و وحيد اماني - تلخيص از کتاب نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب، ص 111


١٣:٠٦ - 1392/06/14    /    شماره : ١٥٩٨٤    /    تعداد نمایش : ٧١٠



خروج





   مطالب مرتبط
 نقش روحانیت در انقلاب اسلامی (6) (خبر)
 نقش روحانیت در انقلاب اسلامی (5) (خبر)
 نقش روحانیت در انقلاب اسلامی (3) (خبر)
 نقش روحانیت در انقلاب اسلامی (2) (خبر)
 نقش روحانیت در انقلاب اسلامی (1) (خبر)
 نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب اسلامی (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی و نقش علما و روحانیت (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی و نقش علما و روحانیت (1) (خبر)
 نقش شهدا در پیروزی انقلاب اسلامی برای مردم بازگو شود (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (4) (خبر)
 ماهیت و ویژگی انقلاب اسلامی در كلام امام خمینی(ره) (4) (خبر)
بازدیدها
امروز :422
کل بازديدها :17446791
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :342990