نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (2)

پس از تبعید امام خمینی، این تصور قوت گرفت كه باید جواب خشونت را با خشونت داد. از این زمان به بعد گروه‌های مختلفی با روش مبارزه مسلحانه به وجود آمدند. گروهی از جوانان مذهبی عضو نهضت آزادی نیز، از این گروه جدا شده و سازمانی را با هدف مبارزه چریكی به وجود آوردند. از این رو، از سال 1344 به بعد، جوّ سیاسی دانشگاه‌ها رادیكالیزه شد. اما فعالیت‌ها و تشكل‌های سیاسی علنی در محیط دانشگاه‌ها وجود نداشت و افراد مذهبی عمدتاً در هیئت‌های مذهبی و انجمن‌های دینی، كه مسائل قرآنی، اخلاقی و دینی در آن‌ها مطرح بود، با یكدیگر ارتباط داشتند. از این رو، تا سال 1347 و 1348 در اثر خفقان شدید، تحرك سیاسی قابل توجهی در سطح دانشگاه‌ها دیده نمی شود.[1]
فضای فرهنگی دانشگاه‌ها نیز متناسب با فرهنگ حكومتی بود. هدف از تحصیل اخذ مدرك بود، و در محیط دانشگاه حتی فعالیت مذهبی جدی صورت نمی گرفت. در مهر ماه 1348 رئیس دانشگاه شیراز طی بخشنامه ای ورود دختران با پوشش چادر را به محیط دانشگاه ممنوع اعلام كرد. دانشجویان مسلمان دانشگاه شیراز، اطلاعیه ای در اعتراض به اقدامات ضداسلامی مسئولان دانشگاه منتشر كردند و روحانیان شهر نیز، با خودداری از اقامه نماز جماعت، دست به اعتصاب زدند. این اقدامات موجب عقب نشینی حكومت شده و بخشنامه منع ورود دانشجویان با حجاب به دانشگاه لغو شد. در اسفند همین سال، دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به افزایش بهای بلیط اتوبوس، اتوبوس‌های شركت واحد را در مقابل دانشگاه، سنگباران كردند كه منجر به درگیری دانشجویان با پلیس و كشته و مجروح شدن عده ای از دانشجویان شد و دانشگاه تهران بار دیگر تعطیل گردید. این اعتراض، نخست غیر سیاسی بود و دانشجویان زیادی در آن شركت كرده بودند، ولی كم كم حال و هوای سیاسی پیدا كرد و دانشجویان دانشگاه‌های تهران با برپایی تظاهرات خواستار آزادی بازداشت شدگان گردیدند.
در این دوران در دانشگاه ها، اعتراضات صنفی هم وجود داشت كه نمونه آن اعتصاب 13 خرداد 1349 دانشجویان شیراز در اعتراض به افزایش شهریه بود. در آذر ماه 1349 دانشجویان دانشگاه تهران تظاهراتی در اعتراض به مشكلات صنفی و عدم آزادی در كشور، به راه انداختند و با سر دادن شعارهایی علیه انقلاب سفید شاه و ملت نظیر: «مرگ بر این سفیدی انقلاب، مرگ بر انقلاب فرمایشی» فصل جدیدی را در مبارزه گشودند. به دعوت مراجع سرشناس تقلید، درس‌های حوزه علمیه قم نیز در هماهنگی و همسویی با دانشجویان تعطیل شد. در سال 1349، اگر چه پاره ای اقدام مسلّحانه از سوی سازمان‌های چریكی صورت گرفت، و از سویی دیگر، شریعتی افكار دانشجویان را به خود جلب كرده بود و همچنین شهادت آیه اللّه سعیدی سرفصل جدیدی در جنبش داشنجویی رقم زد، اما شدت خفقان هنوز به حدی بود كه دانشجویان از انجام اقدامات فراگیر درمانده بودند. از این رو، اغلب اعتراضات جنبه صنفی پیدا می كرد. از نظر حكومت، اعتراضات صنفی در دانشگاه می توانست تمرینی برای حركت‌های سیاسی باشد كه البته چنین برداشتی از حركت‌های صنفی دانشجویان صحیح هم بود. از این رو، حكومت از آن جلوگیری می كرد. حركت‌های صنفی این امتیاز را داشتند كه عده وسیع تری از دانشجویان را پوشش داده و از نظر مانور تبلیغاتی ـ روانی مؤثر می افتادند.[2]
از نظر فرهنگی هم تلاش وسیعی برای استحاله دانشجویان و ترویج ابتذال صورت می گرفت. سالن‌های دانشگاهی كه برای كنفرانس‌های علمی تأسیس شده بودند، از نظر متصدیان امور، مكان مناسبی برای اجرای مراسم و برنامه‌های مغایر با فرهنگ و مذهب جامعه ایران بودند. در سال 1349 قرار بود تالار خواجه رشیدالدین فضل اللّه (تالار وحدت) دانشگاه تبریز، كه به تازگی ساخت آن به اتمام رسیده بود، توسط یكی از خوانندگان هرزه زن افتتاح شود ولی پیش از هر اقدامی دستخوش حریق شد. اجرای مراسم رقص در این دانشگاه نیز سابقه داشت. دانشجویان در مقابل این تلاش‌ها مقاومت می كردند. هر چند تعداد آن‌ها اندك بود، اما همین مقاومت‌ها خود به محوری برای ارتباط و تجمع دانشجویان تبدیل می شد.

جنبش دانشجویی در سال‌های نزدیك به انقلاب
از آغاز سال 1350، فعالیت‌های سازمان‌های چریكی رو به گسترش نهادند. در 15 فروردین 1350، پنجاه نفر در یك درگیری مسلحانه در سیاهكل (جنگل‌های شمال كشور) دستگیر شدند. به موازات حركت‌های چریكی، در دانشگاه‌ها نیز تحركات سیاسی شدت گرفتند. در 11 اردیبهشت 1350 دانشجویان دانشگاه تهران، علیه جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی دست به تظاهرات زدند. پلیس با حمله به دانشجویان، حدود دویست نفر را دستگیر كرد. به دنبال آن، در پی درخواست مقامات دانشگاه‌ها برای سركوب دانشجویان، پلیس در دانشگاه‌ها مستقر شد. دانشجویان دانشگاه صنعتی و دانشجویان هنرسرای عالی نارمك هم دست به تظاهراتی علیه رژیم زدند. در پی این حوادث،امام خمینی(قدس سره)نیز در نجف ضمن بیاناتی از ملت ایران خواستند كه به مبارزه با جشن‌های 2500 ساله برخیزند. در اواخر مهرماه سال 1350 دانشكده فنی دانشگاه تبریز به دنبال دو هفته اعتصاب و تحصن دانشجویان تعطیل گردید. در بهمن ماه همین سال، عده ای از اعضای دستیگر شده گروه‌های چریكی دانشجویی، محاكمه و اعدام شدند.[3]
سال 1350 را می توان نقطه عطفی در انتقال از دهه چهل به دهه پنجاه دانست. ایران در این سال، در اوج خفقان بود. هیچ تجمع سیاسی وجود نداشت و تنها دو حزب «ایران نوین» و «حزب مردم»، كه كاملا حكومتی بودند، فعالیت داشتند و نیروی مستقلی امكان عرض اندام نداشت. افراد مذهبی آگاه و انقلابی در محیط دانشگاه‌ها نه تنها به شدت در اقلیت و موضع ضعف قرار داشتند، بلكه در برابر مباحث تئوریك و ایدئولوژیك نیز فاقد نظام فكری كاملی بودند.
از سال 1350 نیروهای مذهبی، رو به بالندگی و رشد گذاشتند و گرایش بیشتری به خواندن ایجاد شد. مطالعه آثار استاد شهید مطهری، كه اغلب بر پایه‌های نظام فكر دینی استوار شده بود، در تغییر موازنه قوا به نفع دانشجویان مذهبی نقش مهمی داشت. در همین ایام، اعتراض دانشجویان دانشكده فنی تبریز نسبت به پذیرش فوق دیپلمه‌ها در دانشكده، در 5 اسفند 1350 منجر به تشنج در سطح دانشگاه و زد و خورد شدید و خونینی با گارد دانشگاه شد و چنان بازتاب یافت كه دو روز بعد، هیئتی از سوی نخستوزیر برای رسیدگی به وضع دانشگاه تبریز عازم آنجا شد.[4] سال 1351 درگیری‌های مسلّحانه، ترور و انفجارها علیه رژیم و دستگیری و اعدام مخالفان توسط حكومت به صورت گسترده تری در آمد. به مناسبت نهم خرداد، كه رئیس جمهور آمریكا و همسرش وارد ایران شدند نیز انفجارهایی در چند نقطه تهران صورت گرفتند. در درون دانشگاه سال 1351 تا 1353 سال‌های ناآرامی بود. حركت‌های صنفی به بهانه اعتراض به ناسالم بودن غذا و وضعیت سلف سرویس، اعتراض به شهریه، امتحانات و... پی در پی تكرار می شود.
یكی از مهم ترین رویدادهای سال 1353 این بود كه بر اثر وقوع بحران نفتی در جهان و پس از جنگ اعراب و اسرائیل، قیمت نفت به چهار برابر افزایش یافت. این رویداد، منشأ پیامدهای اجتماعی و سیاسی مهمی در كشورهای تولیدكننده نفت و از جمله در ایران گردید. یكی از اثرات عمده آن بر روند دانشگاه‌ها و پذیرش دانشجو بود. با صعود ناگهانی درآمد نفت، رژیم شاه با بهره برداری از توان و امكانات مالی جدید، گام‌های جدیدی را برای تثبیت موقعیت سیاسی خود و ترویج فرهنگ مبتذل شاهنشاهی و خنثا كردن نارضایتی‌ها از طریق ایجاد رفاه برداشت.
اما هنگامی كه سنّت الهی بر این قرار گیرد كه ظلم دگرگون شود، همه این تدابیر نتیجه منفی برای رژیم در پی داشت و همین گام‌ها در بلندمدت در جهت براندازی ظلم قرار می گرفت. نمونه ای از آن، رایگان شدن تحصیل دانشگاهی به دلیل درآمدهای باد آورده نفتی بود. در نتیجه این اقدام، نیروهای جدیدی وارد دانشگاه شدند كه آنجا را به كانون شراره‌های ضد ظلم بدل كردند و توازن فكری و سیاسی موجود در دانشگاه را به هم ریختند. تا پیش از این ماجرا، تحصیل در دانشگاه، شهریه ای بود و چون مبلغ آن سنگین بود، نوعاً خانواده‌های متوسط به بالا می توانستند فرزندان خود را برای تحصیل به دانشگاه بفرستند. این خانواده‌ها نیز، اغلب از نظر سیاسی محافظه كار یا موافق وضع موجود بودند و از نظر فرهنگی وضعیت موجود را بیشتر می پسندیدند. رایگان شدن تحصیل موجب گردید عده زیادی از خانواده‌های زیر متوسط و ضعیف به دانشگاه راه یابند. از آنجا كه در طبقه محروم جامعه تمایلات مذهبی بیشتر بود و به دلیل ستمدیدگی و استثمار از آمادگی برای مبارزه بر ضد تبعیض برخوردار بودند، این واقعه موجب شد موقعیت نیروهای مذهبی دانشگاه به سرعت بهبود یابد. از این پس، علاوه بر 16 آذر، كه به طور سنتی به سالروز جنبش دانشجویی تبدیل شده بود، و همه نیروهای مسلمان و ماركسیست، مشتركاً به بزرگداشت آن می پرداختند، 15 خرداد نیز، كه نماد جنبش اسلامی بود، وارد تقویم جنبش دانشجویی شد. این روز یادآور سركوب قیام 15 خرداد سال 1342 و تبعید حضرت امام در سال 1343 بود. بزرگداشت این روز جزو افتخارات نیروهای مذهبی در برابر رقیبان بود. اما رژیم نسبت به بزرگداشت چنین روزی حساسیت فوق العاده ای نشان می داد.[5]


[1]. محسن مدیرشانه چی، احزاب سیاسی ایران، تهران، رسا، 1357، ص 32.
[2]. محمّد تربتی سنجابی، قربانیان باور و احزاب سیاسی، تهران، آسیا، 1375، ص 53.
[3]. اسنادی از جنبش دانشجویی در ایران، ص 28.
[4]. محمّدصادق زیباكلام، مقدّمه ای بر انقلاب اسلامی، تهران، روزنه، 1372، ص 124.
[5]. سیدحمید روحانی، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، 1356، ص 246.

مرتضي شيرودي - مجلة معرفت، ش 98، ص 29



١١:٥٤ - 1392/06/14    /    شماره : ١٥٩٧٧    /    تعداد نمایش : ٦٨٥



خروج





   مطالب مرتبط
 امام خمینی(ره) و جنبشهای اسلامی معاصر (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (5) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (1) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (5) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی (1) (خبر)
 علل پیروزی انقلاب اسلامی ایران(2) (خبر)
بازدیدها
امروز :8270
کل بازديدها :17647219
بازديدکنندگان آنلاين :16
بازديدازاین صفحه :347755