نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب اسلامی (3)

پیامبر رحمت هدف از بعثت خود را تمام كردن كرامتهای اخلاقی دانست و فرمود: انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق[1]
این امر نشان دهنده آن است كه از دیدگاه پیامبر خاتم و خاتم ادیان الهی، تا چه اندازه اصول و كرامتهای اخلاقی ارزشمند و مهم است به گونه ای كه حضرتش هیچ گاه حتی در سخت ترین شرایط ذره ای از این اصول عدول نكرد همانطور كه ائمه علیهم السلام نیز در سیره خود، این مطلب را به اثبات رساندند و تقدم ارزشهای اخلاقی را بر چیزهای دیگر نشان دادند. به عنوان یك نمونه امام حسن - علیه السلام - را می بینیم كه به عهد خود با معاویه پایبند و وفادار باقی می ماند هر چند كه معاویه عهد می شكند و بر سر پیمان با آن حضرت نمی ماند. بدین ترتیب امام علیه السلام نشان می دهد كه عهد شكنی حتی با امثال معاویه نیز جایز نیست.
ه ـ ضرورت فعالیتهای سیاسی زنان و اصل تقدیم مصلحت اهم بر مهم
بدون شك نه تنها اصل انجام فعالیت های سیاسی برای زنان جایز است (چنانكه پیش از این بطور استدلالی تبیین گردید) بلكه گاهی ضروری نیز هست همچون زمان دفاع از كیان حكومت اسلامی در برابر هجوم كفار و مشركان اعم از هجوم فرهنگی و نظامی و همانند قیام در برابر یك حكومت فاسد چنانكه در ابتدای انقلاب اسلامی شاهد حضور فعال و گسترده زنان مسلمان در تظاهرات مردمی بر ضد رژیم فاسد پهلوی بودیم. بدون تردید الگو و اسوه این زنان در فعالیتهای سیاسیشان، روش و سیره حضرت زهرا - سلام الله علیها - بود كه بعد از رحلت پیامبر- صلی الله علیه و اله - برای تائید امام بر حق زمان خود از خانه بیرون امده همراه با همسر بزرگوارش به منازل مهاجرین و انصار رفته آنان را به حقیقتی كه پایمال شده بود اشنا كردند و از آنان یاری طلبیدند.
لكن نكته ای كه در اینجا بسیار حائز اهمیت است آن است كه زن مسلمان مسوولیتهای خود را بر اساس اصولی كه تاكنون تبیین شد به دقت مورد توجه و بررسی قرار دهد و همواره مصلحت اهم و اصل مهمتر را بر مصلحت مهم مقدم دارد. تنها از یك بعد به قضایا نگریستن جامعه را دچار افراط و تفریط می كند. زن مسلمان نبایدد به بهانه فعالیتهای سیاسی، وضعیت خانوادگی خود را اشفته سازد و یا نسبت به آن كم توجه باشد. شوهر و فرزندان دراین میانه حقی بر او دارند چنانكه او نیز بر شوهر و فرزندان خود حقی دارد. پس از رعایت این حقوق است كه نوبت به پذیرش فعالیتهایی در خارج از خانه می رسد همانطور كه حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - نیز چنین بود.
همچنین نباید به بهانه پرداختن به امور داخلی خانه، یكسره فعالیتهای سیاسی را كنار بگذارد. به راستی اگر چنین كاری صحیح بود پس چگونه می شد انقلاب شكوهمند اسلامی ایران رابه پیروزی رسانید؟ آیا بدون شركت خیل عظیم زنان مسلمان، چنین پیروزی بزرگی نصیب ملت ایران می گردید؟ مسلما خیر.
همان فاطمه ای كه اهمیت اداره امور داخلی خانواده و تربیت فرزندان را برای ما تبیین كرد، ارزش فعالیت سیاسی زن را نیز در دفاع از حق و حقیقت تبیین نمود. اشتباه آن است كه مافقط به یك جنبه كار آن حضرت بنگریم و اشتباه بزرگتر آن است كه اهم و مهم را در سیره آن حضرت تشخیص ندهیم و به دام افراط و تفریط گرفتار اییم.
اسلام دین اعتدال است پس بر پیروان آن نیز رعایت چنین اعتدالی لازم است: و كذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهدا علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا (بقره / 143) و اینچنین شما را امت میانه ای قرار دادیم تا به مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه است.
بعد از آن كه اصل جواز مشاركت سیاسی زنان و اصول حاكم بر آن از دیدگاه اسلام تبیین گردید به سومین قسمت از بحث كه بررسی موارد خاص از مشاركت سیاسی می باشد می پردازیم و به طور مشخص موضوع ولایت، قضاوت و وكالت (یا نمایندگی سیاسی) زنان را مورد بحث قرار می دهیم. در این قسمت سعی ما بر آن است كه با ارائه دلایل نظریات مخالفین و موافقین به طور مختصر، به نقد آنها پرداخته در نهایت، نظریه قویتر را برگزینیم.
1 ـ ولایت و رهبری
الف ـ دلایل مخالفین:
كسانی كه زن را مجاز به تصدی ولایت و رهبری در جامعه نمی دانند به دلایل متعددی استناد كرده اند كه به برخی از آنها اشاره می كنیم:
1 ـ روایات خاصه:
روایات متعددی وجود دارد كه هر یك به نحوی بر عدم جواز ولایت و رهبری زنان دلالت دارد. اگر چه بسیاری از این روایات از نظر سند ضعیفند ولی كثرت آنها و نیز وجود برخی روایات صحیح السند در میان آنها در مجموع، موجب وثوق و اطمینان به صدورشان از معصوم - علیه السلام - می گردد. در ذیل به ذكر برخی از آنها می پردازیم:
الف ـ روایتی است كه شیعه و سنی آن را از رسول خدا نقل كرده اند به این مضمون كه حضرت فرمود: "لن یفلح قوم ولوا امرهم امراه" هرگز رستگار نمی شود قومی كه ولایت امر خود را به زن بسپارد. این روایت علاوه بر آن كه در بسیاری از كتب معتبر حدیثی اهل سنت مانند صحیح بخاری[2]، سنن نسائی[3] و سنن ترمذی[4] و مسند احمد بن حنبل[5] امده است از طرق شیعه نیز در تحف العقول[6] ذكر شده و در هر حال تواتر معنوی دارد به گونه ای كه اطمینان به صدور مضمون آن از پیامبر اكرم - صلی الله علیه و اله - حاصل می شود.
ب ـ روایت صدوق در كتاب خصال از امام باقر علیه السلام: "لیس علی النسا اذان و لا اقامه و لا جمعه و لا جماعه... .. و لا تولی المراه القضا و لا تولی الاماره... "[7]
ظاهر تعبیر "لاتولی المراه القضا و لا تولی الاماره" (زن عهده دار قضاوت و امارت نمی شود) با توجه به این كه سیاق آن با جمله های ما قبلش فرق دارد و نهی در قالب نفی است، بر حرمت و فساد قضاوت و امارت (رهبری) زن دلالت می كند.
ج ـ در اخر كتاب روایی من لایحضره الفقیه در ضمن وصایای پیامبر اكرم - صلی الله علیه و اله - به علی - علیه السلام - امده است: "یاعلی لیس علی النسا جمعه و لا جماعه... . و لا تولی القضا... . "[8] استدلال به این روایت از باب طریق اولویت است یعنی وقتی به عهده گرفتن مقام قضاوت برای زن جایز نباشد به طریق اولی تصدی مقام ولایت و رهبری نیز برای او جایز نخواهد بود زیرا اهمیت رهبری بسیار بیشتر از قضاوت است و شرایط لازم در رهبر بسی سنگینتر از شرایط لازم در قاضی می باشد.
د ـ در حدیثی كه اهل سنت از پیامبر اكرم - صلی الله علیه و اله - روایت كرده اند می خوانیم:
"... .. و اذا كانت امراوكم شراركم و اغنیاوكم بخلائكم و اموركم الی نسائكم فبطن الارض خیر لكم من ظهرها"[9] هنگامی كه فرمانروایان شما بدانتان باشند و ثروتمندان شما بخیلانتان و امور شما به دست زنانتان باشد پس آن گاه درون زمین برای شما بهتر از روی آن است (كنایه از انكه مرگ برای شما بهتر از زندگی است)
این حدیث از طریق شیعه در تحف العقول امده است.[10]
ه ـ امیر المومنین علی - علیه السلام - در نامه ای برای امام حسن - علیه السلام - چنین می نویسد: "... . و لاتملك المراه من امرها ما جاوز نفسها فان المراه ریحانه و لیست بقهرمانه"[11] و زن را بر انچه از حدود نفسش فراتر رود مسلط مكن زیرا زن چون گیاهی است خوشبو نه كارفرما و قهرمان.
چنانكه ملاحظه می شود دلالت این روایات بر عدم جواز ولایت و امارت زن كاملا واضح است و در میان آنها روایات معتبری نیز هست كه سندشان مورد قبول می باشد، علاوه بر این كه در كتب معتبر روایی نیز ذكر شده اند كه خود موجب وثوق به صدور آنها می گردد.(توضیح این مطلب به زودی خواهد امد)
2 ـ اولویت قطعیه
عدم جواز امامت جماعت زن برای مردان از مسائل مسلم فقه امامیه می باشد. علامه مولی احمد نراقی در این مورد می گوید: "... . لا تجوز امامه المراه للرجل باتفاق العلما كما عن المعتبر بل بالاجماع المحقق و المحكی فی التذكره و المفاتیح و شرحه و عن المنتهی و روض الجنان و الذكری و غیرها و هو الدلیل علیه" [12] و مرحوم شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر می نویسد: "... لا یجوز امامه المراه لهم بلا خلاف اجده فیه نقلا و تحصیلا بل فی الخلاف و المنتهی و التذكره و الذكری و الروض و عن غیرها الاجماع علیه".[13]
ملاحظه می شود كه این دو فقیه بزرگ تصریح كرده اند كه در مساله عدم جواز امامت زن برای مردان در نماز هیچ مخالفی وجود ندارد بلكه بسیاری از فقهای شیعه از نفی خلاف بالاتر رفته ادعای اجماع كرده اند. بدون شك مساله رهبری اهمیتی به مراتب بیشتر از امامت جماعت دارد بنابر این اگر برای زن جایز نباشد كه در نماز جماعت امامت مردان را بر عهده گیرد به طریق اولی جایز نخواهد بود كه در امور اجتماعی امام و رهبر مردان بلكه كل جامعه اسلامی شود. بدین ترتیب بر اساس قیاس اولویت كه حجیتش در نزد شیعه و سنی مسلم است[14] به وضوح می توان عدم جواز تصدی ولایت و رهبری جامعه را برای زنان به اثبات رساند.
3 ـ ارتكاز قطعی متشرعه
با مراجعه به احكام شرعی مربوط به زن در فقه اسلامی ملاحظه می شود كه آنچه از زن خواسته شده و برای او مطلوب شمرده شده است، حفظ حجاب و عفاف و پرهیز از مخالطت با مردان بیگانه و رسیدگی به امور داخلی منزل می باشد و هر چه كه با این امور منافات داشته باشد، نامطلوب دانسته شده است. از سوی دیگر واضح است كه رهبری و ولایت بر جامعه اسلامی، عادتا موجب می گردد كه زن در معرض رجوع مردان بیگانه قرار گیرد و از انجام وظایف اصلی خود باز بماند.


[1]. كنز العمال / خبر 5217
[2]. صحیح بخاری / ج 3 / ص 90 / كتاب المغازی
[3]. سنن النسائی / ج 8 / ص 227 / كتاب اداب القضاه
[4]. سنن الترمذی / ج 3 / ص 360 / حدیث 2365
[5]. مسند احمد بن حنبل / ج 5 / ص 38
[6]. تحف العقول / ص 35.
[7]. خصال / ص 585 / ابواب السبعین و مافوقه / حدیث 12
[8]. من لا یحضره الفقیه / ج 4 / ص 364 / باب النوادر / حدیث 5762
[9]. سنن الترمذی / ج 3 / ص 361 / حدیث 2368
[10]. تحف العقول / ص 36
[11]. نهج البلاغه فیض الاسلام / ص 939
[12]. مستند الشیعه / ج 8 / ص 35
[13]. جواهر الكلام / ج 13 / ص 336
[14]. ر.ك: محمدرضا مظفر / اصول الفقه / ج 2 / ص 178 سی د محمد تقی حكیم / الاصول العامه للفقه المقارن / ص 317

محمد جواد ارسطا - فصلنامه علوم سياسي، ش 1، تابستان 77


١١:٤٠ - 1392/06/14    /    شماره : ١٥٩٧٤    /    تعداد نمایش : ٦٧٥



خروج





   مطالب مرتبط
 نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب اسلامی (4) (خبر)
 نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب اسلامی (2) (خبر)
 نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب اسلامی (1) (خبر)
 نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب (3) (خبر)
 نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب (2) (خبر)
 نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب (1) (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (3) (خبر)
 نقش زنان و مشاركت آنان در انقلاب (4) (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (2) (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (1) (خبر)
 نقش روحانیت در انقلاب اسلامی (3) (خبر)
بازدیدها
امروز :1077
کل بازديدها :17648775
بازديدکنندگان آنلاين :2
بازديدازاین صفحه :347841