نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

روحانیت و مبارزه با استبداد پهلوی (5)

چنین شد كه امام خمینی به یك چهره بی‎مانند جهانی تبدیل گردید و انقلاب ایران بر صدر اخبار جهان جای گرفت. از این پس بحران در ایران به راهی رفت كه برای شاه چاره‎ای جز تكیه بر مهم‎ترین تكیه‎گاه داخلی خود یعنی ارتش شاهنشاهی باقی نگذاشت. تصمیم شاه برای تشكیل یك دولت نظامی آن هم درست از پی دولتی كه خود را آشتی ملی می‎خواند به خودی خود گویای سرگردانی شاه میان آشتی جویی و شدت عمل بود اما آن چه بیش از همه منجر به شكست این هر دو دولت شد عملكرد متناقض آنها بود.
در این فرآیند كه دودمان پهلوی را یك گام دیگر به سوی سرنگونی پیش برد مواضع مشترك روحانیون در مخالفت با هر گونه راه حل برآمده از یك كابینه نظامی نقش مهمی داشت. علما طی نامه‎هایی از نخست وزیر خواستند: «راضی نشوید در تاریخ ثبت شود كه ارتش ایران بعد از سالها استراحت ملت را هدف قرار داد.»[1] در زمان كابینه ارتشبد ازهاری، روحانیون كه پس از واقعه 17 شهریور با گرایش به سوی جریان انقلابی هماهنگی بیشتری یافته بودند عملا به پیروی از مواضع شاخص‎ترین چهره انقلابی خود یعنی امام خمینی پرداختند. امام خمینی نیز صریحاً اعلام كرد: «من همیشه با روش مسالمت آمیز مخالفت كرده‎ام. شاه به هیچ وجه نمی‎تواند و نباید سلطنت كند.»[2] برای امام خمینی پذیرفتنی نبود كه شاه با اعتراف به گناهان پیشین به راحتی تطهیر شود و همچنان بر تخت سلطنت تكیه زند، استدلال امام خمینی این بود: «اگر مجرمی به گناه خود اعتراف نمود بر حسب اعترافش باید محاكمه و مجازات شود».[3] همچنین برای امام خمینی پذیرفتنی نبود كه شاه پس از ادعای شنیدن پیام انقلاب یك ملت همچنان با وعده اصلاحات آن هم با تشكیل یك دولت نظامی بر سر جای خود بنشیند، از این رو اعلام نمود: «اگر این پیام را شنیده و می‎خواهد به پیام ملت عمل كند چرا كنار نمی‎رود و سرنوشت مردم را به دست خودشان نمی‎سپارد و دائما خود را با سرنیزه به مردم تحمیل می‎كند؟ و آیا در چنین صورتی باز هم ما بپذیریم كه شاه می‎خواهد دموكراسی برقرار كند.؟»[4]
با این حال امام خمینی در این زمان نیز همچنان نگران روحانیون و سیاسیونی بود كه احتمال می‎رفت نسبت به چنین سخنان توبه آمیزی از سوی شاه انعطاف بیشتری نشان دهند و این گونه بود كه به شدت راه چنین انعطافی را بست و اعلام نمود: «اگر یك روحانی، یك سیاسی بخواهد بگوید كه شاه امروز آمده است توبه كرده است، خوب دیگر ببخشید، این را مردم خائن می‎دانند.»[5] خلاصه : «اگر این قدمها را ما سست بگیریم... قلم های ما را خورد خواهند كرد...اگر این مار زخمی این دفعه گرم بشود همچون زهری بر ایران و ایرانی خواهد زد كه تا ابد سرش را نتواند بلند كند.»[6]
آیت الله طالقانی همزمان با ماه محرم و همزمان با كشتار مردم تهران در آغاز این ماه با واكنش‎های تند خود رهبری حركت را در داخل كشور به دست گرفت و اعلام نمود: «شعائر و تظاهرات این ماههای سوگواری همگی باید با محتوای سیاسی و اعتراضی به وجود رژیم سلطنتی موجود كشور باشد، دستهای سوگواری بر سر و سینه‎ها كوبیده می‎شد باید به مشتهای گره كرده و اعتراض علیه وضع موجود تغییر جهت دهد.»[7] چند روز پس از این مواضع در روز تاسوعای حسینی ـ همزمان با روز جهانی حقوق بشر ـ آیت الله طالقانی ترتیب راهپیمایی سراسری گسترده‎ای را داد كه ـ همچون آیت الله بهشتی در راهپیمایی عید فطر ـ بر قانونی و مسالمت آمیز بودن آن تأكید شد.[8] راهپیمایی گسترده‎ای كه پایان حكومت پهلوی را خیلی زودتر از آن چه پیش بینی می‎شد نوید داد.
در خارج كشور نیز به دنبال نگرانیهای موجود درباره احتمال تغییر جهت انقلاب، امام خمینی از همان آبان ماه سال 1357 كوشید به ارائه سیمای روشنتری از حكومت آینده به عنوان یك جمهوری بر پایه اسلام بپردازد، بدین صورت كه: «هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است و برنامه ما تحصیل آزادی و استقلال است و تصفیه وزارت خانه‎ها و حذف ماده‎هایی كه رضا شاه و شاه فعلی با سرنیزه در قانون گنجانده‎اند و حذف مواد مربوط به سلطنت مشروطه»[9] چنین مواضعی كه در جهت شفاف‎تر و دست یافتنی‎تر كردن هر چه بیشتر اهداف حركت انقلابی جامعه و به منظور تداوم آن بود عملاً دولت نظامی را به گرداب شكستی كشاند كه چندان هم غیر قابل پیش‎بینی نبود. بدین ترتیب دیگر ادامه كار دولت نظامی ازهاری امكان پذیر نبود. اینك شاه در عین حال به خروج خود از كشور می‎اندیشید واپسین راه باقی مانده را نیز آزمود كه البته بسیار دیر هنگام‎تر از راه حل‎های پیشین بود. شاه در شرایطی كوشید به طور جدی‎تری همكاری مخالفین میانه‎رو را برای مقابله با مخالفین انقلابی جلب نماید كه دیگر میانه‎روها نیز به انقلابیون پیوسته بودند و حسن نیت شاه را حتی نزدیكان او نیز باور نداشتند به قول یكی از آنها: «هیچ كس از شاه خاطرش جمع نبود كه واقعاً این پشت آدم می‎ایستد یا نه، او گذشته‎اش، گذشته‎ای بود كه همه رجال سیاسی نسبت به او بیمناك بودند.»[10] چنین بیم و امیدی را در مذاكرات دكتر كریم سنجابی و دكتر غلامحسین صدیقی با شاه می‎توان تشخیص داد. مذاكراتی كه نه شاه توانست در آن امتیازات لازم را برای تشكیل یك دولت به آنها بدهد و نه سران سرشناس جبهه ملی انگیزه‎ای برای پشت كردن به امواج سهمگین انقلاب را یافتند. از این رو طرح شاه برای مهار انقلاب با ابزار یك كابینه ملی، پیش از آغاز محكوم به شكست شد.
شاه به ناگزیر به امید یاری جستن از كابینه مشابهی با یكی دیگر از مخالفین پیشین و اعضای جبهه ملی یعنی دكتر شاپور بختیار به توافق رسید اما موقعیت او نیز به گونه‎ای نبود كه حتی بتواند جبهه ملی را با خود همسو كند چه رسد به روحانیونی كه مدتها بود به كمتر از براندازی حكومت رضایت نمی‎دادند.
با این حال بختیار امید داشت كه با خروج شاه بر امواج انقلاب سوار شود آن هم با عباراتی كه مثلاً: «دولت اینجانب نتیجه مسلم انقلابی است كه از دو سال پیش برای رفع تجاوزات مستمر و فجایع غیر قابل توجیه كه در كشور صورت گرفته، آماده به كار می‎باشد.»[11] اما این گونه مواضع و همچنین خروج شاه از ایران بر خلاف انتظار نخست وزیر جدید نه تنها موقعیت او را استحكام نبخشید بلكه انگیزه‎های براندازی دولت او را نیز ـ به ویژه نزد رهبران روحانی ـ تقویت كرد.
در حقیقت پیش از تشكیل كابینه بختیار بارها امام خمینی به خروج شاه از ایران اشاره كرده بود كه مثلاً: «اگر بخواهد آرامش پیدا بشود، ایشان دست زن و بچه‎اش را بگیرد و برود از این مملكت نجات بدهد خودش را برای این كه من خوف این دارم كه یك آشوبی بشود و بچه‎های كوچك این ها را هم بكشند و ما میل نداریم یك همچو چیزی كه بچه كوچك‎ها هم از بین بروند.»[12] از این رو رفتن شاه نه تنها نتواست آن گونه كه بختیار می‎خواست به عنوان یك پیروزی برای شخص او محسوب شود بلكه چونان یك گریز ناگزیر از برابر حركت انقلابی مردم ایران تلقی شد كه به زودی می‎توانست سرنوشت مشابهی را نیز برای بختیار رقم زند، یا آن گونه كه برخی از روحانیون در اعلامیه‎های خود می‎نوشتند: «خواهی دید آخر كه این مرغ طوفان هم از این دیار گریزد».[13] نا امیدی بعدی بختیار در ارتباط با ارتش بود. در حقیقت شاه با رفتن خود ارتشی را برای بختیار باقی گذاشت كه سالهای طولانی از قدرت غیر مسئولی دستور می‎گرفت كه بزرگترین نگرانی‎اش كابوس یك كودتای احتمالی بود. از این رو خود فرماند‎هان ارتش معترف بودند كه: «هیچ كس جرأت نمی‎كرد كار بكند چون حتی مسایل خیلی كوچك مثلاً یك نفر ستوان می‎خواهد زیارت كربلا برود باید به شرف عرض برسد».[14]كمترین پیامد چنین محدودیت‎های گذشته از مسئولیت گریزی سران ارتش این بود كه: «افسرها به مسائل سیاسی بی اعتقاد و بی اعتنا شده بودند به علت ترس از اینكه متهم بشوند به عدم وفاداری به رژیم.»[15]رهبران ارشد نیز در طول حكومت شاه چنان بر تهدید خارجی از سوی عراق یا شوروی متمركز شده بودند كه به قولی: «حتی حاضر نبودند قبول كنند كه ممكن است مسائل داخلی، روزی نیروهای مصلح را تهدید كند.»[16]
ضربه‎ای كه از پی رفتن شاه آن هم به دنبال یك بحران داخلی بر سران ارتش وارد شد كاری تر از آن بود كه شخصی مانند بختیار بتواند آن را ترمیم كند به ویژه آن كه برخی از سران ارتش از اینكه بختیار با وجود شورای سلطنت خود را «فعال ما یشاء» می‎دانست ناراضی بودند.[17]
با وجود همه این مسایل درونی در آن زمان كمتر كسی از میان رهبران مخالف تا این حد به نقاط ضعف ارتش آگاهی داشت از این رو نگرانی از یك كودتا در ماههای آخر حكومت پهلوی بسیار جدی شد و بختیار نیز می‎كوشید از این نگرانی به سود بقای دولت خود استفاده كند.
كوششی كه در این شرایط امام خمینی و برخی دیگر از رهبران روحانی انجام دادند این بود كه پیشاپیش شكست هر كودتای نظامی احتمالی را اعلام نمایند با این عبارات كه: «ما از كودتای نظامی ترسی نداریم، ملت ایران به كودتاهای نظامی عادت كرده است. ما پنجاه سال است زیر بار كودتا هستیم، كودتای رضا خان، كودتای محمد رضا»[18] این در حالی بود كه تلاش چند ماهه روحانیون برای تأثیرگذاری بر بدنه ارتش تردیدهای مؤثری را نسبت به هر گونه حركت خشونت آمیزی پدید آورده بود، اعلامیه‎هایی كه می‎كوشید انقلاب را رو در روی ارتش قرار ندهد یعنی به ارتش اعلام كند: «ایران كشور شما است و ملت ایران ملت شما است، به ملت بپیوندید.»[19]


[1] . ر.ك سید محمد رضا گلپایگانی: «متن تگلرام آیت الله العظمی گلپایگانی به غلامرضا ازهاری ـ نخست وزیر ـ درباره كشتار مردم مسلمان»، 27/8/57، مجموعه « اسناد انقلاب اسلامی» ، ج 1، ص 574.
[2] . ر.ك روح الله خمینی: «مصاحبه خبرنگار خبرگزاری فلسطینی وفا»، 24/9/57، صحیفه نور، ج 2، ص555.
[3] . ر.ك روح الله خمینی: «مصاحبه روزنامه هلندی دی ولت گرانت»، 16/8/57، صحیفه نور، ج 2، ص 248.
[4] . ر.ك همان مصاحبه.
[5] . ر.ك انقلاب ایران به روایت ...، ص 267.
[6] . ر.ك روح الله خمینی: «بیانات در مورد تمدن بزرگ و اصلاحات ارضی»، 11/8/57، صحیفه نور، ج 2، ص 183.
[7] . ر.ك سید محمود طالقانی: « متن اعلامیه آیت الله آقای حاج سید محمود طالقانی به مناسبت تاسوعای حسینی و دعوت مردم به راهپیمایی در همین روز»، 14/9/57، مجموعه «اسناد انقلاب اسلامی»، ج 2، ص 495 و 496.
[8] . ر.ك همان اعلامیه .
[9] . ر.ك روح الله خمینی: «مصاحبه رادیو و تلویزیون لوكزامبورك»، 11/8/57، صحیفه نور، ج 20 ، ص 168.
[10] . نقل از دكتر احسان نراقی، ر.ك انقلاب ایران به روایت ...، ص 292 .
[11] . نقل از سخنرانی دكتر شاپور بختیار در زمان جلب رأی اعتماد مجلس ، ر.ك انقلاب ایران به روایت ... ، ص 313.
[12] . ر.ك روح الله خمینی: «بیانات در مورد عوامفریبی و تشبثات رژیم شاه»، 12/8/57، صحیفه نور، ج 2، ص 194.
[13] . ر.ك محمد صدوقی: «متن اعلامیه شهید حاج شیخ محمد صدوقی در خصوص غیر قانونی بودن حكومت شاپور بختیار»، 27/10/57، مجموعه «اسناد انقلاب اسلامی»، ج 2، ص 607.
[14] . نقل از ارتشبد فریدون جم رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران در سالهای 1348 تا 1350 . ر.ك انقلاب ایران به روایت ... ، ص 186.
[15] . نقل از سپهبد سعید رضوانی معاون ستاد بزرگ ارتشتاران در عملیات و آموزش، ر.ك همان كتاب ، ص 187.
[16] . ر.ك ا. داچ هایزر : مأموریت مخفی در تهران( خاطرات ژنرال حایزر) ، ترجمه سید محمد حسین عادلی چاپ سوم، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، ص 64.
[17] . چنین نارضایتی‌هایی در اظهارات ارتشبد عباس قره باغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران در زمان انقلاب به چشم می‎خورد . ر.ك انقلاب ایران به روایت ... ، 342.
[18] . ر.ك روح الله خمینی: «مصاحبه با خبرنگاران خارجی »، 9/11/57، صحیفه نور، ج 3، ص 190.
[19] . ر.ك روح الله خمینی‎‎:« پیام به ملت ایران به مناسبت چهارم آبان روز عزا و مبدأ بدبختی ملت ایران» ، 4/8/ 57، صحیفه نور، ج 2، ص 109.


فرهاد شيخ فرشي - برگرفته از کتاب نقش سياسي عالمان شيعي در پيدايش انقلاب اسلامي، ص 220- 265


٠٢:١٢ - 1392/05/21    /    شماره : ١٤٢٨٩    /    تعداد نمایش : ٤٣٢



خروج





   مطالب مرتبط
 روحانیت و مبارزه با استبداد پهلوی (6) (خبر)
 روحانیت و مبارزه با استبداد پهلوی (4) (خبر)
 روحانیت و مبارزه با استبداد پهلوی (3) (خبر)
 روحانیت و مبارزه با استبداد پهلوی (2) (خبر)
 روحانیت و مبارزه با استبداد پهلوی (1) (خبر)
 جمعه8فروردین:قيام مردم يزد عليه رژيم پهلوي (خبر)
 روحانیت محل رجوع و مورد اعتماد مردم است (خبر)
 عالمان دین باید با جریانات باطل مبارزه کنند (خبر)
 همکاری بغداد و مسکو در زمینه مبارزه با تروریسم (خبر)
 جزئیات جلسه اخیر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی (خبر)
 1 اسفند: روز روحانيت و دفاع مقدس (خبر)
بازدیدها
امروز :5432
کل بازديدها :17402560
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :341869