نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

نقش حوزه علمیه در انقلاب اسلامی (2)

«... انقلاب، روحانیون را به میدان زندگی و آشنایی آورد. چه طور ممكن است شما مدافع قلعه‌یی باشید ـ اسمتان این است كه مدافع و بسته باشید و ندانید كه پشت دیوار قلعه و پای خندق‌ها و در یك كیلومتری آن ـ تا چه رسد در پنج فرسخی آن ـ چه می‌گذرد! مگر می‌شود شما مدافع این قلعه باشید؟ وضع ما این طوری بود... .»
«امروز نسبت به گذشته، از این جهت خیلی خوب شده است. این، تأثیر انقلاب بوده است. یك تأثیر انقلاب این بود كه ما را وارد مسایل سیاسی و مسایل زندگی كرد، بینش‌های ما را باز كرد و روحانیت را به صورت مجموعه، وارد صحنه‌های گوناگون زندگی نمود.»[1]

قدر نعمت
روحانیت، بیش از دیگر اقشار، می‌بایست قدر و ارج انقلاب را بداند؛ حرمت آن را بشناسد؛ آن را نعمت الهی بداند و در سپاس و شكر خداوندی، بیان و عمل خویش را به كار گیرد. روحانیت، بایستی انقلاب را ظهور امید مكنونِ هزار و چهار صد ساله‌ی شیعه بداند؛ از این منظر به آن بنگرد و در پاسداری آن بكوشد.
مقام معظم رهبری در سخن زیر، به روشنی این منظر را گشوده‌اند و نكات ارجمندی را بیان داشته‌اند:
من گاهی این شك در ذهنم به وجود می‌آید كه بعضی از ما معممان، عمق عظمت تشكیل حكومتی بر اساس اسلام ـ یعنی حكومت قرآن و احكام اسلامی و فقه آل محمد ـ علیهم افضل صلواه الله ـ را درست متوجه نشویم. تشكیل این حكومت، چیز بسیار عظیمی است. انسان وقتی در وسط ماجرایی است، عظمت آن را حس و درك نمی‌كند.
شما ملاحظه بفرمائید، بعد از سال 41 ـ یعنی سالِ صلح امام مجتبی ـ علیه الصّلاه و السّلام ـ تا دوران تشكیل نظام جمهوری اسلامی، یك روز، حكومتی بر پایه‌ی قرآن كه شخص عادلی هم در رأس آن حكومت باشد، تشكیل نشده بود. این، شوخی است؟ یعنی امام صادق ـ علیه الصّلاه و السّلام ـ و اما باقر و امام موسی بن جعفر و ائمه‌ی بعد از حادثه‌ی عاشورا ـ علیهم سلام الله ـ بر طبق آنچه كه انسان از مجموع حالات اینها به دست می‌آورد ـ همت‌شان این بوده است كه برای دوران نزدیك به زمان خودشان، یك نظام اسلامی به وجود بیاورند؛ حالا بعضی بالمباشره، بعضی هم بالتسبیب. در این زمینه، روایاتی هم داریم. روایتی از امام صادق ـ علیه الصّلاه و السّلام ـ است كه خدای متعال، امر خلافت و ولایت الهی را، برای سال هفتاد معین كرده بود؛ اما «فلمّا الحسین اشتذّ غضب الله علی اهل الارض». این، عبارت حدیث است. بعد خدا آن را تا سال 160، به تأخیر انداخت. ما به شما گفتیم و شما آن را افشا كردید، خدای متعال آن را به تأخیر انداخت... (ائمه ـ علیهم السّلام ـ)، ‌این طوری كار می‌كردند؛ یعنی حركت برای تشكیل نظامی كه بر اساس قرآن به وجود بیاید.
از ائمه ـ علیهم السّلام ـ كه بگذریم، امامزاده‌ها ـ جناب زید بن علی، جناب حسین بن علی (شهید فخ)، جناب محمد بن عبدالله (صاحب نفس زكیه)، جناب ابراهیم بن عبدالله و دیگران ـ برای تشكیل یك حكومت عدل و یك حكومت علوی، تلاش می‌كردند... .
نهضت‌های صحیحی كه تشكیل شده است، برای این به وجود می‌آمد كه بلكه بتوانند حكومتی تشكیل بدهند كه این حكومت، بر پایه‌ی قرآن باشد. بر پایه‌ی قرآن، یعنی چه؟ یعنی اولاً، قوانین بر اساس حكم دینی باشد. ثانیاً، آن كسی هم كه در رأس حكومت قرار می‌گیرد، با معیارهای دینی برای حكومت، منطبق باشد.[2]
حكومت دینی، آرمان‌ نهفته‌ی عالمان دین نیز بود. آنان در درون خویش، در سوز و گداز بودند و از انفصال شریعت و حكومت، در رنج بسر بردند و روزگار وصل مجدد آن دو را در دل پروراندند:
من در حالت بعضی از علمای بزرگ دیده‌ام كه آرزو و امید تشكیل حكومت، در آنها هم بوده است. از جمله، مرحوم سید رضی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ است كه از بعضی اشعار و منافسات او با خلیفه‌ی عباسی، این معنا به دست می‌آید. معلوم می‌شود كه آن بزرگوار، آرزو و طموح حكومت و خلافت را داشته است. بعد هم خیلی زود در جوانی ـ سال 406 ـ از دنیا می‌رود؛ یعنی تقریباً سی سال قبل از برادر بزرگش علم الهدی. همچنین ابن طاووس، چنین تفكری داشته است كه من در یكی از كتاب‌های او دیده‌ام. البته الآن بعید العهدم، ولی احتمال می‌دهم كه در «كشف الحجّه» ـ از كتاب‌های نفیس ابن طاووس كه برای پسرش نوشته است ـ باشد. او، در این كتاب می‌نویسد كه من از اخبار اهل‌بیت فهمیده‌ام كه كسی از این خاندان ـ یعنی خاندان بنی‌هاشم ـ در دوران غیبت به حكومت می‌رسد و تشكیل حكومتی می‌دهد و من امیدوار بودم كه او، من باشم. گویا آن بزرگوار، شرایطش را در خود جمع می‌دیده، كه لابد در كسی مثل ابن طاووس هم جمع بوده است.[3]
در سده‌ی اخیر كه نهضت‌های اجتماعی در جوامع شیعی رخ نمود، عالمان دین حضور فعال داشتند و نقش هدایت و رهبری را بر عهده گرفتند. انگیزه‌ی این حضور، علاوه بر همگامی با دردها و مشكلات مردمی، این نكته نیز بود كه حكومت، به شریعت نزدیك‌تر شود و مدیریت جامعه، با دیانت انطباق بیشتری بیابد:
نزدیك به زمان خود ما، علمای بزرگی كه مشروطیت را امضا كردند ـ مثل مرحوم آخوند خراسانی و آقا شیخ عبدالله مازندرانی و مرحوم آسیّد اسماعیل صدر و دیگران ـ حرف‌شان این بود كه می‌گفتند: ما یك قدم به آنچه كه به حكومت اسلامی نزدیك است، نزدیك‌تر می‌شویم... . وقتی آن اصل را در متمم قانون اساسی دوران مشروطه گذاشتند، مرحوم شیخ فضل الله نوری و دیگران، به نظرشان می‌رسید كه دیگر كار بسیار بزرگی كرده‌اند. واقعاً هم كار بزرگی بود.[4]
انقلاب اسلامی، به آن آمال تاریخی عینیت داد و در گستره‌یی غیر قابل انتظار، به تطبیق شریعت و حكومت پرداخت. اگر آرمان عالمان مشروطه خواه، آن بود كه فقیهان منتخب، ناظر قوانین مجلس شورای ملی باشند ـ اصلی كه جز در مجلس دوم، آن هم به گونه‌یی نیم‌بند اجرا نشد ـ در انقلاب اسلامی، علاوه بر تحقق آن اصل در قالب شورای نگهبان، اهمر‌های دیگر نظارت شرعی نیز پیش‌بینی گردید؛ از جمله نظارت عام ولیّ فقیه بر تمامی دستگاه‌های اجرایی و حكومتی. این گام‌ها، گرچه اكنون آسان و ساده به نظر می‌رسد؛ اما مروری بر تاریخ تشیع، قدر و ارج آن را می‌نمایاند:
«شما آرزوهای هزار ساله و امیدهای انباشته را، با آنچه كه در یك برهه از زمان و در یك فرصت رحمانی و در حال نفحه‌یی از نفحات ربوبی، به دست یك مرد الهی به وجود آمده است، مقایسه كنید... این، یك فرصت الهی بود و خدای متعال، اسباب آن را جمع آورد؛‌ حتی كسی مثل امام را برای این كار قرار داد. «و انّ الله اذا اراد شیئاً هیّأ اسبابه.»[5]
دریغمندانه باید گفت كه با تمامی این احوال، جمعی از روحانیون، این عظمت را ارج نمی‌نهند؛ به اندك بهانه، ره قهر و بی‌مهری در پیش می‌گیرند؛ پاره‌یی از نواقص را بزرگ می‌شمرند و گام‌های عظیم پیموده را نادیده می‌انگارند:
«حقیقت این است كه بعضی از روحانیون، خودشان را جزو این انقلاب ندانستند. حقیقت این است كه بعضی از روحانیون، بارهای سنگین مسئولیتی این انقلاب را تحمل نكردند. حتی بالاتر، حقیقت این است كه بعضی از این روحانیون، حاضر نشدند حتی پیام انقلاب را بعد از پیروزی آن، باور كنند. چیزی كه برای ملت‌های دنیا و ملت‌های مستضعف و برای بسیاری از ناظران جهانی قابل فهم بود، برای اینها قابل فهم نبود! بعضی‌ها بودند كه عیب‌های كوچك را در نظام جمهوری اسلامی، عمده و بزرگ كردند.»[6]
آنان، بار سنگین مسئولیت‌های انقلاب را رها می‌كنند و متوقعانه از انقلاب، كارایی را تمنا می‌دارند. خرده بینی و عیب جویی می‌كنند؛ گویا حكومتِ بی‌عیب و نقص را جست و جو می‌دارند و محدودیت و مشكلات حكومت در جامعه‌ی بشری را، به فراموشی می‌سپرند:
«تا در گوشه‌یی، مختصر نابسامانی‌یی ـ به عقیده و سلیقه‌ی كسی ـ پیدا می‌شود، ریش بجنباند و بنا به اعتراض و اشكال و یاوه گویی كند. تا در اداره‌یی، برایش مشكلی پیدا شد و یك مأمور دولتی، به او چپ نگاه كرد، یاوه بسراید كه حالا هم مثل زمان فلان است!»
آیا این، ناشی از نفهمیدن آنچه كه واقع شده است، نیست؟ آیا این، ناشی از عدم معرفت نعمت خدا نیست؟ یا خدای نكرده، ناشی از انكار نعمت خدا نیست؟ «یعرفون نعمه الله ثم ینكرونها». این، جفا به حركت با این عظمت نیست؟ مگر وقتی حكومت درست و صحیح شد و موازین حكومت، موازین كاملی شد، در تمام سراسر این حكومت، همه‌ی كارها درست خواهد بود؟ چنین چیزی، از كجا ثابت شده است؟
زمان امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ كه مثال عدل و تقواست ـ دیگر شما كسی را می‌شناسید كه اعدل و اتقی و اصدقِ فی احكام الله و اخشنِ فی ذات الله از امیر المؤمنین باشد؟ ـ این حكامی كه بر ولایات مسلط بودند و خود ایشان فرستاده بود، آیا همه‌ی اینها، ابوذر و سلمان بودند؟ نه، چهار نفر مثل ابوذر و سلمان و عمار بودند؛ مابقی آدم‌های عوضی بودند. این تاریخ را بردارید نگاه كنید.
یكی از استاندارهای امیرالمؤمنین، «زیاد بن ابیه» بود كه بر منطقه‌ی وسیعی حاكم بود. بسیاری از این قبیل، در اطراف و اكناف بلاد اسلامی بودند.
امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ، سردار بزرگ جنگش، «عبیدالله بن عباس» بود. كه می‌دانید شبانه رفت و با معاویه ـ كه آن طرف بود ـ مذاكره كرد، از او پول گرفت و لشكرگاه خودش را ترك كرد و به دشمن، پناهنده شد.


[1] . سخنرانی در دیدار با علما و روحانیون نوشهر، 18/2/1372.
[2] . سخنرانی در دیدار با علما و روحانیون تبریز، 5/5/1372.
[3] . سخنرانی در دیدار با علما و روحانیون تبریز، 5/5/1372.
[4] . سخنرانی در دیدار با علما و روحانیون تبریز، 5/5/1372.
[5] . سخنرانی در دیدار با علما و روحانیون تبریز، 5/5/1372.
[6] . سخنرانی در جمع طلاب علوم دینی، در مدرسه‌ی فیضیه، 27/2/1363.


٠٠:٣٢ - 1392/05/21    /    شماره : ١٤٢٧٦    /    تعداد نمایش : ٥٤٢



خروج





   مطالب مرتبط
 نقش حوزه علمیه در انقلاب اسلامی (3) (خبر)
 نقش حوزه علمیه در انقلاب اسلامی (1) (خبر)
 نقش حوزه علمیه در پیشبرد آرمان های اسلام انقلاب (خبر)
 نقش شهدا در پیروزی انقلاب اسلامی برای مردم بازگو شود (خبر)
 همایش نقش حوزه‌های علمیه در توسعه سنت وقف (خبر)
 تعاملات حوزه علمیه با شورای انقلاب فرهنگی (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (3) (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (2) (خبر)
 نقش زنان در انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی (ره) (1) (خبر)
 نقش مردم در اندیشه‌ی امام خمینی (خبر)
 «نقش دانش آموزان درانقلاب اسلامی» (خبر)
بازدیدها
امروز :8196
کل بازديدها :17405324
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :342209