نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

انقلاب اسلامی، بارقه ای الهی (2)

اصولاً رهبری قیام با دیدی الهی به آینده مبارزه با شاه می نگریستند و اوضاعی امید بخش برای ایشان بخوبی روشن بود.[1] امام تأكید نموده اند: «من این (پیروزی) را مستند به شخص نمی دانم، مستند به ملّت نمی دانم، یك تحوّلی در این ملت پیدا شد با دست خدای تبارك و تعالی، آن تحوّل روحی بود، ملتی كه از سایه پاسبان می ترسید در خیابان ریخت و گفت: مرگ بر شاه. این تحول الهی بود نه انسانی، انسان نمی توانست یك همچو كاری بكند.هر كس خیال كند كه فلان (شخص) این كار را انجام داد صحیح نیست. خدا این كار را انجام داد. این ید غیبی بود كه بر سر این ملّت سایه افكند...و بر قدرت های بزرگ موفق كرد...»[2] هیچ بشری چنان قدرتی ندارد كه این گونه مردم را بیدار كند و تمامی عوامل و شواهد مؤید آن است كه حركت كاملاً غیر عادی است و منبعث از لطف خداوند می باشد.[3] امام كه رهبری این انقلاب را در تمامی ابعاد عهده دار بود تأكید می نمایند اگر تصور نمائید تمامی قوای انسانی جمع شوند و بتوانند در قلبی دگرگونی ایجاد كنند، هرگز نمی توانند این خداوند است كه در برهه ای از تاریخ دل ها را متحوّل ساخت و ملّتی را در مقابل تمامی قدرت های شیطانی به مقاوت و پایداری واداشت و دست همه اجانب را از ایران كوتاه ساخت، امام اصرار دارند كه حتی این پیروزی را به شخص ایشان ارتباط ندهند بلكه به لطف خداوند متعال اتصال داشت،[4] امام این پیروزی را هدیه ای غیبی می دانند و می افزایند از آغاز نهضت تا مراحل بعد چنین نشانه های غیبی كاملاً قابل مشاهده بود و حتی خاطرنشان می نمایند همانگونه كه جنود غیبی در آغاز نشر اسلام، حامی لشكریان اسلام بود در ماجرای انقلاب اسلامی چنین نیروهای ناپیدایی همگام و همراه امّت مسلمان گردید و پیروزی را برای آنان به ارمغان آورد البته چنین حمایتی وقتی محقق می گردد كه مردم برای خدا قیام كنند، به پروردگار خویش توكّل نمایند، به عهدی كه با قرآن و اسلام بسته اند عمل كنند. امام انقلاب را اعجازی دانسته اند كه همه را برای فتح و ظفر بسیج ساخت و قدرت های بزرگ را تهدید نمود.[5]

محورهای شگفتی قیام
1- اساس انقلاب اسلامی بر این اصل استوار گردید كه مردم بر حسب اعتقادات و باورها و نیت های خالصانه جلو آمدند و مبارزه را آغاز كردند و چون در همه ایمان و رضایت حق ریشه داشت، با یكدیگر متحد شدند قطره های جدا از هم، اجتماع نمودند و به صورت سیلی بنیان كن، بنیان بیداد و دست های بیگانه را از بن قطع نمودند، آنها بدون توجه به گرفتاریهای فردی همصدا شدند و در پرتو وحدت كلمه و پناه قدرت اسلام پیروزی پرمایه ای را تحصیل نمودند، انسجام ملت به جایی رسید كه اجانب احساس نمودند، قادر نخواهند بود چنین بنیان مرصوصی را در هم بشكنند ناگزیر تسلیم گردیدند. تمامی اختلاف های قومی، گروهی، جغرافیایی، فردی و اجتماعی كنار نهاده شد و همه فریاد می زدند اللّه اكبر، این ویژگی سبب شد كه پیروزی اعجاز آوری كه تصورش از طریق مجاری طبیعی و مادی امكان نداشت حاصل گردد، همه می گفتند ما رژیمی را كه به ترویج فساد، ابتذال و جفا روی آورده است نمی خواهیم، اخوّت ایمانی قیام آنان را چنان با ابهت ساخت كه چرثومه های رذالت در مقابل آن مقاومت نكرده و نابود گشت، البته این تحوّل روحی كه آحاد جامعه را به هم متصل ساخت، از جانب خدا بود، اوست كه قلب ها را بهم پیوند داد و دشمنان از چنین قدرت و اراده ای خبر نداشتند و نمی توانستند آن را درك و فهم كنند.
جالب این است كه تمامی اقشار در این نهضت حضوری فعال داشتند و یك زبان نابودی باطل را خواستار شدند حتی آنهایی كه بعدها به مخالفت برخاستند در هنگام مبارزه با استبداد به اقیانوس خروشان ملّت پیوستند، كودكان همان شعاری را می دادند كه بزرگسالان تحقق آن را می خواستند، شهری و روستایی، بازاری، كارگر، كشاورز، دانشگاهی و حتی برخی نیروهای نظامی درون تشكیلات رژیم پهلوی هم زبان شدند، شعور دینی همه را به تحرك و تحول و جنبش وادار نمود. و امام خمینی ضمن اشاره به این نكته مهم فرموده اند: «هیچ دستی نمی تواند اینطور وحدت كلمه درست كند الّا دست خدا، خدا این كار را كرد این وحدت كلمه ای كه بین همه اقشار پیدا شد...نمی تواند یك آدم درست كند از اوّل كه دیدم یك همچو وحدتی پیدا شده است(متوجه گردیدم) باید یك غیب در كار باشد. من امیدوار شدم لهذا هیچ وقت سستی در كارم نبود برای این كه امید داشتم كه خدا این كار را انجام می دهد...»[6] امام در جمع گروهی از دانشگاهیان كشور در تاریخ 28 بهمن 1358 فرمودند: «...من نمی توانم تصور بكنم كه بشر بتواند یك ملت... را در مدت كوتاهی هم زبان بكند، هم قلب بكند كه بچّه دو سه ساله زبان باز می كند و همین مسایل را می گوید. آن پیرمرد هشتاد ساله هم همین را می گوید. زن و مرد و صغیر و كبیر همه یك روال حركت كردند. جز اراده الهی نمی شود باشد و من هم از اوّل این معنا را چون احساس كرده بودم امیدوار شده بودم به (پیروزی) این نهضت، نهضتی كه ملّت به خواست خدا وحدت پیدا كرده است، پیروز خواهد شد...»[7]
2- مردم با دست خالی و بدون خوف و هراس به ستیز با عوامل جور و كارگزاران ستم به مبارزه ای بی امان، مداوم روی آوردند. طبیعی است ملّتی كه با ایمان به خدای خویش و توكل به خالق هستی به سوی هدفی پاك گام برمی دارد خداوند در قلب و اعماق وجودش آرامشی معنوی می افكند و این موضوع، حقیقتی قرآنی است: «هو الّذی انزل السكینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایماناً و للّه جنود السموات و الارض و كان اللّه علیماً حكیما؛[8] (اوست كه بر دل های مؤمنان آرامش فرستاد تا به ایمانشان پیوسته بیفزاید و از آن خداست لشكرهای آسمانی و زمین و خداست دانا و حكیم) قرآن تأكید می فرماید: «فانزل السكینه علیهم و اثابهم فتحاً قریباً؛[9] پس آرامش بر آنها فرو فرستاد و به فتحی نزدیك پاداششان داد. این بدان جهت بود كه خدا از ایمان آنان آگاه بود و چنین باوری را محبوبشان ساخت و در دل های آنان بیاراست و كفر و نافرمانی را در نظرشان مكروه گردانید: «حبّب الیكم الایمان و زیّنه فی قلوبكم و كرّه الیكم الكفرو الفسوق و العصیان؛[10] در آیه بعدی خداوند این نكته را نیز فضل و نعمت الهی می داند: «فضلاً من اللّه و نعمهً و اللّه علیم حكیم؛[11] جهان اسلام و تمامی انسان ها مشاهده كردند كه ملت غیور ایران به بركت ایمان و پارسایی با دست تهی از ساز و برگ نظامی ابرقدرت ها را به زانو درآورد، انقلاب شكوهمند اسلامی را با همه مشكلاتی كه در پیش روی داشت، برق آسا به ثمر رسانید و نقشه های جنایتكاران تاریخ و نیز توطئه های ابرقدرت ها و گروهك های چپ گرا و راست گرا با قلبی مشحون از ایمان یكی پس از دیگری بی اثر ساخت، امام خمینی (ره) می فرمایند: «و خدا خواست كه با قدرت الهی، این تحول پیدا بشود، تحول معجزه آسا، یك تحولی كه زن و مرد و بچه و بزرگ در مقابل توپ و تانك بایستند و بگویند دیگر مسلسل اثر ندارد، مسلسل می كشت آنها را، لكن قدرت روحی این طور شده بود كه مشت شان را گره می كردند و می گفتند اثر ندارد...خدا بود كه قلب های ما را جوری كرد كه دیگر نترسیم از آن هیاهو و (دیگر) نتوانند آنها را به ما تحمیل كنند».[12]
جوان ها از شهادت هراسی نداشتند بلكه كشته شدن در راه خدا را یك زندگی جاویدان تلقی می كردند و این شجاعت و شهامت در جامعه ای بوجود آمد كه از پاسبان می ترسید.
امام خمینی در جمع پزشكان قم در 16 اسفند 1357 فرمودند: «همین جهت كه دیروز از یك ستاره دار (درجه دار نظامی) آن طور خوف و وحشت می كرد مشتش را گره كرد، مقابل همه ایستاد و همه را بیرون كرد، این غیر از تقدیر الهی نیست، ایمان است، ایمان به خدا این كار را كرد.»[13] قلب های ضعیف، قوی شدند و از شهادت، فداكاری و مقاومت در برابر تهاجم نظامیان استقبال كردند، در فرازی از بیانات امام خمینی در 19 اردیبهشت 1358 آمده است: «اراده خدا طوری می كند كه یك ملت ضعیفی كه هیچ دستش نیست قیام می كند، اللّه اكبر می گوید و كم كم قشرها به او متصل می شوند، رودخانه های عظیم هی به آن متصل می شود ارتش (و) ژاندارمری به آن متصل می شود، یك اجتماع مركب از این چیزهایی كه با هم بد بودند، همه با هم خوب شدند و ارتش برای ملت، ملت برای ارتش و همه برای اسلام، این كاری بود كه خدا كرد.»[14]
حاكمیت بی چون و چرای اختناق آمیز نقطه امنی باقی نگذاشته بود، همه جا، لب ها را می دوختند و حنجره ها را می بریدند، دست را می بستند، پاها را می شكستند، حتی در كنج خانه ها فراغت و امنیتی احساس نمی گردید شیطان تیره گی خود را در همه جا گسترانیده بود اما در قلب مؤمنان جایی نداشت، در آن فضای پر وحشت امّتی مسلمان و مؤمن به رهبری مردی خدایی از تبار ابراهیم و از نسل رسول اكرم(ص) و اهل بیت او در برابر چنین فضای رعب آوری قیام كرد و سخن از حق گفت تا آن كه پیروزی را در آغوش كشید.
3- این حركت الهی دشمنان را دچار هراس ساخت، نیروهای مسلّح رژیم قادر بودند با امكانات نظامی پیشرفته از طریق هوا و زمین مردم تظاهر كننده را از بین ببرند و تمامی شهرهای ایران را بمباران كنند امّا خداوند رعبی در دل آنان افكند كه از چنین جنایتی منصرف شدند و حتی آنان به صف مردمی كه اللّه اكبر می گفتند پیوستند.


[1] . بیانات آیه اللّه لنكرانی، سرگذشت‏های ویژه از زندگی امام خمینی، ج 6، ص 115.
[2] . صبح امید، ص 3.
[3] . نك: ندای حق، ص 118.
[4] . صبح امید، ص 3.
[5] . نك در جستجوی راه از كلام امام، دفتر دهم، ص 136، 148، نیز دفتر 22، ص 235.
[6] . صحیفه نور، ج سوم، ص 352.
[7] . همان، ص 300.
[8] . سوره فتح، آیه 4.
[9] . سوره فتح، آیه 18.
[10] . سوره حجرات، آیه 7.
[11] . همان، آیه 19.
[12] . صحیفه نور، ج 4، ص 131 - 130.
[13] . در جستجوی راه از كلام امام، دفتر 10، ص 128.
[14] . صبح امید، ص 3.

غلامرضا گلي زواره


٠٢:٢١ - 1392/05/15    /    شماره : ١٤٠٣٥    /    تعداد نمایش : ٣٨٣



خروج





   مطالب مرتبط
 انقلاب اسلامی، بارقه ای الهی (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی، بارقه ای الهی (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی، بارقه ای الهی (1) (خبر)
 مقاومت، گفتمان اصلی انقلاب اسلامی است (خبر)
 بسیجی، پیر میدان دار عشق (خبر)
 انقلاب اسلامی، تحجر و سنت (4) (خبر)
 انقلاب اسلامی، تحجر و سنت (3) (خبر)
 انقلاب اسلامی، تحجر و سنت (2) (خبر)
 انقلاب اسلامی، تحجر و سنت (1) (خبر)
 آسیب شناسی انقلاب اسلامی، ضرورتی برای تداوم (4) (خبر)
 آسیب شناسی انقلاب اسلامی، ضرورتی برای تداوم (3) (خبر)
بازدیدها
امروز :157
کل بازديدها :15857488
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :312155