نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > ولایت فقیه 


  چاپ        ارسال به دوست

ششمین مؤلفه مدیریت جهادی نقش مدیر در مدیریت جهادی است


ششمین مؤلفه  مدیریت جهادی نقش مدیر در مدیریت جهادی است

مطالعه تاریخ گذشتگان ما را به نقش و تأثیر مدیریت در ارتقاء و یا انحطاط ملتها واقف می سازد، چه بسیارند ملت‌هایی که از نظر امکانات مادّی و زمینه‌ها و بسترهای مساعد ا ندیشه و فکر و مایه‌های غنی فرهنگی هیچ کمبودی نداشتند ولی به خاطر نداشتن مدیری مدّبر و رهبری حکیم و دانا و آگاه به مقتضیات زمان و مکان که بتواند با برنامه‌ریزی صحیح و سازماندهی نیروهای موجود در اختیار در جهت هدف استفاده نماید، در سراشیبی سقوط و شکست قرار گرفته اند و در مقابل ملتهایی بوده اند که با ظهور انسانی شایسته، که رهبری و مدیریت آن ملت را به عهده گرفته و با سازماندهی و بسیج نیروها از کمترین امکانات بزرگترین افتخارات را به دست آورده است.
گویاترین نمونه در صدر اسلام در نمایش نقش مدیر و تأثیر مدیریت در سرنوشت ملتها، وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) می باشد که موجب پایداری مکتب اسلام تا به امروز گردیده است.
و نمونه بارز از مدیریتی که بر جهاد و شهادت استوار گشت در جهان معاصر، مدیریت بی نظیر حضرت امام خمینی(ره) است که توانست در عصری که دژخیم سایه گثیف خود را مانند چتر قیرگون بر کشور پهناور ایران اسلامی گسترانیده بود و تمامی استکبار شرق و غرب او را حمایت می کردند درهم بشکند و مدیریت جهادی را به عنوان یک تجربه بی سابقه به رخ دولتها و ملتها بکشاند.
اما صدر اسلام را به نظاره می نشینیم، پیامبر گرامی اسلام(ص) در عصری مبعوث به رسالت شد که چراغ فکر و فرهنگ، فضیلت و هدایت به کلّی خاموش شده بود و جانها و جامعه را جهل و تاریکی فرا گرفته بود و شعله های کینه و دشمنی، تفرقه و بی اعتمادی زبانه می زد و منزلت انسانی و حیثیت اخلاقی بشر را به آتش می کشید.
مردمانی که داشتن دختر را ننگ می دانستند و زنده بگور کردن آنان را افتخار، دزدی و درنده خوئی را شجاعت، تعصبات کور برخاسته از هواهای نفسانی را نشانه مسئولیت می دانستند، چنان در گرداب ضلالت و تیره بختی فرو رفته بودند که هیچگونه امیدی به رهایی و نجات آنان نبود، ولی از میان همین جامعه جاهلی و به خواب رفته خداوند متعال شخصیتی را به رسالت برانگیخت تا رهبری و مدیریت این ملت متعصب، جاهل و خون ریز در آن دوران جاهلی و پر از انحطاط را به عهده گیرد و با مدیریت جهادی همراه با منطق و عقل استوار بر وحی بتواند پیام توحیدی را به آنها برساند و آنها را از ضلالت و گمراهی به سوی نور هدایت نماید و عزّت و آزادی را جایگزین همه پستی‌ها و رذالتها نماید.
این مدیریت جهادی خدا محور توانست از همان ملت، امتی موحّد، مجاهد، مصمم و ایثارگر تربیت نماید که از نظر فکری و فرهنگی رشد یابند و به اوج برسند که غذای خود را بین گرسنگان تقسیم نمایند و در مسیر ارزشهای والای انسانی و الهی جان نثاری نمایند، کسب علم را عبادت، مبارزه با طاغوتهای درونی و بیرونی را مایه افتخار، دردمندی نسبت به دردمندان را نشانۀ انسانیت و اخلاص در کارها را ملاک ایمان بدانند.
این مردم در اندک زمانی با مدیریت الهی و جهادی رسول خدا(ص) چنان قدرتمند گردیده که توانستند زمینه‌ای بوچود یاورند که با پی ریزی تمدن بزرگ اسلامی برگی زرین به دفتر انسانیت خود اضافه و فصل نوینی را در تاریخ بشریت بگشایند، متأسفانه دیری نپایید که بعد از رحلت جانسوز مقتدای امت و مدیر و رهبر جهادی مردم راه را به بیراهه مبدّل و در مسیر انحراف قرار گرفتند ملتی که به برکت ا سلام و قرآن توانسته بودند انسجام و اتحادی را که بر اساس مکتب انسان‌ساز اسلام به دست آورده‌اند، تبدیل به تفرقه نمایند، ارزشهای جاهلی جای ارزشهای اسلامی و انسانی را بگیرد و در برابر هجوم بیگانگان تحمل مقاومت را به کلی از دست دادند و در نتیجه با سقوط ذلّت باری روبرو گردند.
ریشه آن همه عظمت و سر افرازی و این همه خفّت و سر افکندگی را باید در مدیریت و رهبری امت جستجو کرد، آن زمانی که مدیریت الهی و جهادی بر امتی حاکم گشت عزّت و شرافت بر جامعه حاکم شد و امت واحده تحت نظام الهی به رشد و بالندگی رسید اما زمانی که رهبری امت از مسیر منحرف شد و شجره ملعونه بنی امیه رهبری جامعه را با اندیشه های آلوده به افکار جاهلیت غصب کرد زمینه همه این شکستها فراهم گردید، بی جهت نیست که وقتی مدیریت جامعه اسلامی به دست شخص فاسدی چون یزید می افتد و خبر آن به امام حسین(ع) می رسد آن حضرت با این سخن خطر مدیریت‌ فاسد را هشدار می دهد و می فرماید: «انّا لله و انّا الیه راجعون وعلی الاسلام السّلام اذ قَد بلیتِ الامة براعٍ مثلُ یزید»، یعنی با مدیریت یزید باید فاتحه اسلام را خواند، تأثیر مثبت و یا منفی مدیریت‌ها را در حیات و ممات ملت‌ها هرگز نمی شود نادیده گرفت تاریخ نمونه های فراوانی را از مدیریت فعال و جهادی و مدیریت منفعل و سست عنصر در صفحات خود به نگارش در آورده است بطوری که در دفتر قطور تاریخ چیزی جز نمایش قدرت مدیریتها و رقابت رهبران چیزی دیگر ثبت نشده است به یک نمونه از آن اشاره می نمایم:  نادر شاه سربازی را می بیند که با چابکی و دلاوری کم نظیری با دشمن می ستیزد و در مدتی کوتاه دهها تن را از پای در می آورد، نادر با شگفتی از او می پرسد: پسر قبل از من هنگامی که ایران دستخوش فتنه و آشوب شده بود و غارتگران یک تنه دهها نفر را سر می بردند تو کجا بودی که امروز این گونه دلیری می کنی؟ سرباز با سادگی مشکل اساسی عدم مدیریت و بی کفایت بودن رهبری ایران قبل از نادر شاه را عنوان نمود با این بیان خطاب به نادر شاه (تو کجا بودی آنوقت؟) منظور این سرباز این بود، که اگر آن زمان شما حاکم و مدیر بودی کارها به سامانی رسید و ایرانیان کشته نمی شدند و این همه غارت و قتل صورت نمی پذیرفت؛ از این نمونه می توان به نقش تأثیرگذار و نقش آفرین مدیریت پی برد. نتیجه می تواند گرفت که مدیریت در هر رده‌ای که باشد از رهبری گرفته تا سرپرستی خانواده در کارائی آن مجموعه نقش به سزای خود را ایفاء خواهد نمود و هر حرکت مدیر دارای آثار و پیامد می باشد و به همین خاطر گفته‌اند که مدیریت هنر است بخاطر ظرافتها، ابعاد و تأثیرات گوناگونی که مدیریت دارد، حال بخاطر اینکه نقش های متنوع مدیریت در یک سازمان مورد توجه قرار گیرد به چند نمونه بطور مختصر در این مقاله اشاره می نمایم.
1 – نقش محوری مدیر:  از خصوصیاتی که با منصب مدیریت درهم آمیخته و مدیر را هرگز گریزی از آن نیست، محوریت مدیر است در این جا می توان ادعا نمود که هر گاه محوریت را از مدیریت جدا کنیم، چیزی دیگر بنام مدیر و مدیریت وجود نخواهد داشت، برای تقریب به ذهن و بیان اهمیت محوریت مدیر در یک دستگاه می توان این گونه مثال زد که اگر تشکیلات و سازمانها را به صورت دایره‌ای بر صفحه ذهنمان ترسیم کنیم مدیر در نقطه مرکزی دایره قرار دارد و با شعاع یکنواخت نسبت به کل دایره ارتباطی یکسان برقرار می کند در واقع این مدیریت است که پرگار تشکیلات را بر محور وجودی خویش به حرکت در می آورد.
حضرت علی(ع) به عنوان رهبر و مدیر جامعه جایگاه خود را چنین توصیف می نماید:  «انّ محلّی منها محلّ القطب من الرّحی، ینحدرُ عنّی السّیلُ، ولا یرقی الیَّ الطّیرُ»، موقعیت من برای خلافت و مدیریت جامعه اسلامی همانند قطب وسط آسیا است علوم و معارف از وجودم چون سیل سرچشمه می گیرد و هیچ پرنده‌ای قله آگاهی و بینش مرا فتح نمی کند.
در جای دیگر حضرت علی(ع) مدیریت را به رشته ای که از وسط دانه های تبسیح می گذرد تشبیه می نماید و می فرماید:  «وَمکان القیم بالامر مکان النظام من الخرز یجمعهُ ویضُّمهُ، فاَذا انقطَع النّظامُ تَفَرّقَ الخرزُ وذَهب ثّمُ لَم یَجتَمِع بِحَذ فیره ابداً»، نقش مدیر و زمامدار کشور همانند رشته ای است که از وسط مهره‌ها گذشته و آنانرا در یک محور گرد آورده و بیکدیگر پیوند زد. می باشد هر گاه این رشته پاره شود مهره‌ها عامل ارتباط را از دست داده و پراکنده خواهند شد و با گسستن آن رشته دیگر زمینه ای برای گردآوری وجود ندارد.
بنابراین محوریت یکی از ویژگیهای منحصر به فرد مدیریت آنهم در مدیریت جهادی است که باید یک مدیر جهادی آن را حفظ نماید و نقش خویش را با توجه به تأثیر محوریت در مدیریت بخوبی ایفاء نماید، باشد که در نظام جمهوری اسلامی همه این گونه مدیر باشیم.  ان شاء ا...

حسینعلی اکبری نیا

ادامه دارد


٠٩:٣٣ - 1393/07/03    /    شماره : ٣٥٢٦٧    /    تعداد نمایش : ١٠٨٢



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :8148
کل بازديدها :17405276
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :290635