نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > ولایت فقیه 


  چاپ        ارسال به دوست

رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (5)

بینش امام نسبت به حكومت ودولتمردان
در بینش امام حكومت اسلامی صرفنظر از تفاوتهای ظاهری در هدفها و آرمانها، از نظر تشكیلات و اركان نیزتفاوتهای اساسی با نظامهای سیاسی معاصر دارد در این نظریه اكثریت تنها بر مدار حق، مشروعیت می‌یابد و به تبع آن وجوب اعمال ولایت منوط به فراهم بودن شرایط آن و از آن جمله پذیرش عمومی مردم است كه در جریان انتخاب طبیعی مستقیم و یا از طریق انتخاب خبرگان منتخب ملت جلوه‌گر می‌شود. بنابراین پیوند رهبری با مردم به طور طبیعی، پیوندی اعتقادی بنیادی و عمیق است و به همین سبب بود كه امام یكی از مردمی‌ترین نوع حكومتها را پایه‌ریزی و رهبری كرد. در این حكومت برخلاف همه نظامهای سیاسی موجود جهان مردم پس از تعیین رهبری و برگزاری انتخابات از خود سلب مسئولیت نكرده و به خود وانهاده نمی‌شوند بلكه حضور آنان در صحنه اداره جامعه ا سلامی و مشاركت در سرنوشت نظام اسلامی بعنوان یك تكلیف شرعی تضمین می‌شود.
از نظر امام حكومت اسلامی پایه‌اش بر عشق و اعتماد متقابل مردم و رهبری صالح و عادل است ولذا می‌فرمود:
«اگر فقیهی یك مورد دیكتاتوری بكند از ولایت می‌افتد. »[1]
«رهبر و رهبری در ادیان آسمانی و اسلامی بزرگ چیزی نیست كه خود به خود ارزش داشته باشد و انسان را خدای ناخواسته به غرور و بزرگ اندیشی وادارد. »[2] و با چنین برداشتی بود كه می‌فرمود:
«اگر به من بگویید خدمتگزار بهتر از این است كه بگویید رهبر، رهبری مطرح نیست. خدمتگزاری مطرح است. اسلام ما را موظف كرده است كه خدمت بكنیم. »[3] «من با مردم ایران برادر هستم و خود را خادم و سرباز آنان می‌دانم. »[4]
امام خطاب به دولتهایی كه خود را فرمانفرما و برتر از مردم می‌دانستند می‌فرمود:
«دولت در حكومت اسلامی در خدمت ملت است باید خدمتگزار ملت باشد. »[5]
«آگاهی مردم و مشاركت و نظارت و همگامی آنها با حكومت منتخب خودشان. خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه می‌باشد. »[6]
تفاوت این نظریه در باب حكومت و امنیت ملی و اجتماعی با نظریه‌ای كه در دمكراتیك‌ترین نظامهای سیاسی، دولت و حكومت را تنها در پهنه «قدرت» و ابزار و لوازم آن تعریف می‌كند و بر همین مبنا مهمترین ركن امنیت اجتماعی را در قوه قهریه می‌داند، آشكار است.
امام می‌فرماید:
«یك قدرت بزرگ وقتی پایگاه ملی ندارد این قدرت نمی‌تواند بایستد. »[7]
ایجاد خودآگاهی و خودباوری
امام برخلاف نظریه‌پردازان غربی اعم از لیبرالها و ماركسیستها كه معتقد هستند از آنجا كه توده‌ها نا آگاه هستند طبقه روشنفكر و نخبه باید به نمایندگی آنها و در قالب احزاب مهار آنها را بدست گرفته و در جهت آنچه كه بعنوان سعادت و تعالی ایشان تشخیص می‌دهند آنها را هدایت نمایند، معتقد بود رسالت رهبران جامعه این است كه با آموزش كافی، توده‌های مردم را از شرایط حاكم و حقوق و تكالیف آنها آگاه نموده و در نتیجه این باور را در آنها به وجود آورند كه آنها نه تنها می‌توانند خود سرنوشت خود را به دست گیرند بلكه مكلف نیز هستند كه با قیام خود حق خویش را از ظالمین بازستانند.
بهمین جهت امام در رهبری جامعه اسلامی بیش از آنكه به هدایت و نمایندگی اعتقاد داشته و به آن بپردازد و نیز با وجود مشروعیت و مقبولیتی كه داشت جلوتر از مردم حركت نمی‌كرد بلكه مهمترین رسالتی كه برای خود قائل بود ارشاد و تعلیم و آگاهی دادن لازم به مردم بود تا خود تصمیم بگیرند و خود حركت كنند. امام قبل از آنكه معتقد به تحولات سیاسی در مردم باشد معتقد به تحول فرهنگی در آنها بود. براین اساس امام اصولاً نهضت خویش را از آغاز براساس آیه شریفه "ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما به انفسهم" قرار داده و بر تقدم انقلاب فرهنگی تكیه داشت و از طرف دیگر دست زدن به انقلاب و تحولات اجتماعی بوسیله مردم را ضرورتی اجتناب ناپذیر دانسته و معتقد بود كه مبارزات حزبی و پارلمانی نتیجه‌ای نداشته و حتی مبارزات مسلحانه بدون پشتوانه مردمی در شرایطی كه آمادگی لازم در توده‌های جامعه فراهم نشده است بی‌ثمر و بی فایده خواهد بود.
در حالی كه در مكاتب لیبرالیسم و ماركسیسم برای توده‌های مردم نقشی جز تبعیت دیده نشده و رهبران آنها خود را قیم و وكیل مردم دانسته و معتقد بوده و هستند آنچه را خود به عنوان مصلحت و منافع توده‌ها می‌بینند حتی اگر توده‌ها به آن رضایت ندهند باید به مرحله اجرا درآید. بعنوان مثال اگرچه ماركس از حزب كمونیست بعنوان حزبی فراگیر یاد می‌كند و پروسه آگاهی كارگران را برای رسیدن به مرحله انقلاب لازم می‌شمارد درعین حال این رسالت را برعهده تاریخ می‌گذارد ولی لنین از حزب كمونیست بعنوان حزب طبقه نخبگان و جانشین طبقه پرولتاریا یاد می‌كند كه می‌باید برنامه‌های خود در تحقق عدالت اجتماعی را حتی از طریق دیكتاتوری حزبی بمرحله اجرا درآورد. در غرب نیز وجود احزاب سیاسی نه برای آموزش و آگاهی تأسیس می‌گردد بلكه در جهت سوق دادن توده‌های مردم به سمتی كه خود بعنوان تنها راه سعادت آنها تشخیص می‌دهند بوجود می‌آید و مردم را با تبلیغات خود آنگونه هدایت می‌كنند كه براساس خواسته آنها قدم برداشته و بعبارت دیگر بجای ایشان احزاب تصمیم بگیرند و راه دیگری برای آنها باقی نمی‌گذارند. تاكنون ملاحظه نشده است كه حزبی برنامه خود را براساس آموزش و افزایش آگاهی جامعه و فراهم كردن زمینه‌ای قرار دهد كه مردم خود با اختیار و رغبت تصمیم بگیرند.
در حالیكه احترام به رأی و خواسته مردم در نظام رهبری حضرت امام جایگاه فوق‌العاده‌ای داشت ایشان آنچنان به اصل آموزش پایبند بود كه حتی در حساسترین مسئله نیز حاضر به اعمال نظر شخصی خود نبود هرچند كه چنین دخالتی به دلیل محبوبیت و مقبولیت ایشان نزد مردم و مسئولین نظام عادی بوده و نه فقط مشكلی را بوجود نمی‌آورد بلكه مورد قبول و اجرا صمیمانه آنها نیز قرار می‌گرفت. این نكته جالب در بررسی سیره سیاسی امام و در برخورد با مردم به اثبات می‌رسد كه ایشان هرگز تلاش نمی‌كرد مطابق تشخیص و نظر خود مردم را بدون آنكه آمادگی پذیرش داشته باشند به سمت معینی سوق دهد بلكه به خواست آنها تا حدی كه خطری جدی و بنیادین برای اسلام وانقلاب بوجود نمی‌آورد احترام می‌گذاشت. در عین حال با بیانات و پیامهای خود تلاش می‌كرد كه آگاهی لازم را در مردم بوجود ‌آورده تا زمینه پذیرش حقیقت را داشته باشند. برای مثال اسناد و مدارك و خاطرات كسانیكه از نزدیك با ایشان در تماس بودند نشان می‌دهد كه در انتخابات دوره اول ریاست جمهوری علیرغم اقبالی كه نیروهای انقلاب از بنی‌صدر كرده بودند ایشان با انتخاب وی موافق نبوده و به او رأی نیز ندادند. معهذا به خواست مردم احترام گذارده و ریاست جمهوری او را تنفیذ كرده و در عین حال در پیامهای خود آگاهی لازم را به مردم می‌دادند و آنگاه زمانیكه رأی دهندگان به بنی‌صدر واقعاً پی به ماهیت او برده و از رهگذر تظاهرات و راه‌پیمائی‌ها عدم اعتماد خود را به وی ابراز یا به بیانی روشنتر رأی خود را پس گرفتند امام نیز مخالفت خود را علنی كرده نسبت به عزل وی از فرماندهی كل قوا اقدام و نهایتاً نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری رأی دادند.
یا آن زمان كه شورای انقلاب مهندس بازرگان را برای نخست وزیری پیشنهاد كرد علیرغم اینكه امام او را مناسب تشخیص نمی‌داد حكم نخست‌وزیری وی را صادر كرد. و از مردم خواست كه دولت نامبرده را مورد تأیید قرار دهند و همچنین آن زمان كه مجلس خبرگان رهبری نظر مساعد و موافق با انتخاب آیت الله منتظری بعنوان جانشین حضرتش را داشتند امام با این خواسته‌ها علیرغم نظر نداشتن خود نه تنها مخالفت نشان نداد بلكه تا آنجا كه مقدورش بود با خواست مردم همراهی كرد در حالیكه بعدها معلوم گردید كه اولاً حضرت امام با هرسه انتخاب مخالف بوده ثانیاً مخالفت ایشان با هر سه انتخاب موجه نیز بوده است.[8] و تنها خط قرمز امام تخطی نسبت به ارزشهای اسلامی بود كه در مقابل آنها فوق‌العاده حساسیت داشت و معمولاً در این موارد بدون تأمل و تحمل برخورد می‌كرد. زمانیكه جبهه ملی با لایحه قصاص مخالفت نمود در اعلام ارتداد آن تردیدی نكرد و زمانیكه از رادیو شنید كه به ساحت مقدس حضرت فاطمه (س) اهانت شده است فوراً دستور رسیدگی و برخورد را صادر كرد و با اعلام ارتداد و مهدورالدم بودن سلمان رشدی لحظه‌ای به آثار و تبعات سیاسی و بین‌المللی آن توجه نكرد.
همانطور كه مشخص است مكتب تربیتی امام با آنچه كه تحت عناوین جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی در دانشگاههای جهان سوم و ممالك اسلامی تدریس می‌شود هیچ سنخیتی ندارد. اساس نهضت امام بر روش انبیاء استوار بود. این روش در عصر حاضر فراموش شده بود و آنچه كه اكنون به نام علوم انسانی مطرح است تعریف انسان و روابط انسانی در مقوله‌های مختلف لیبرالیسم، سوسیالیسم و یا اومانیسم می‌باشد كه آن نیز خود برآیند عصر رنسانس و نتیجه خود فراموشی و پذیرش اصالت و حاكمیت ماشین بر انسان است. در حالیكه شیوه تربیت امام براساس بازگشت انسان به خویشتن خویش و قرار گرفتن در مسیر الهی بود امری كه به توده‌های جامعه آنچنان قدرت و شجاعتی می‌دهد كه هیچ قدرتی قادر به مقابله با آن نیست.


[1]. صحیفه امام، جلد9، سخنرانی امام در جمع انجمن اسلامی به تاریخ 30/6/58.
[2]. صحیفه امام، جلد 18، صفحه؟.
[3]. صحیقه امام، جلد10، صفحه463.
[4]. صحیفه امام، جلد 5، صفحه 354.
[5]. صحیفه امام، جلد 6، صفحه 463.
[6]. صحیفه امام، جلد4، صفحه 248.
[7]. صحیفه امام، جلد 7، صفحه 511.
[8]. رجوع شود به نامه 6/1/1368 حضرت امام به آیت الله منتظری.

دكتر منوچهر محمدي- مجله حضور، ش45


٢٠:٤٧ - 1392/09/08    /    شماره : ٢٣٦٣٥    /    تعداد نمایش : ٧٨٨



خروج





   مطالب مرتبط
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (6) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (4) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (3) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (2) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (1) (خبر)
 اوج گیری انقلاب اسلامی(1356) و قیام مردم (خبر)
 نقش مردم در اندیشه‌ی امام خمینی (خبر)
 رابطه متقابل ولایت فقیه و مردم (2) (خبر)
 رابطه متقابل ولایت فقیه و مردم (1) (خبر)
 امام خمینی (ره) و عزّت مردم (خبر)
 مردم سالاری از دیدگاه امام خمینی (ره) (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :5548
کل بازديدها :17402676
بازديدکنندگان آنلاين :10
بازديدازاین صفحه :290363