نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > ولایت فقیه 


  چاپ        ارسال به دوست

رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (2)

از همین روست كه نظریه وبر بویژه پس از انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی‌ـ فرهنگی متعاقب آن با نوعی اقبال مجدد مواجه شده است و بخش مهمی از كوششهای نظری برای تبیین این رخداد، مستقیم و غیرمستقیم، متأثر از دستاوردهای اندیشه وبر است».[1]
تردیدی نیست كه امام دارای بارزترین ویژگیهای كاریزمایی بود و عشق و علاقه‌ای كه مردم به او داشتند براحتی از شیفتگی توده‌های مردم نسبت به ایشان قابل مشاهده است نمونه‌هایی از این علاقمندی در مراسم استقبال از امام هنگام ورود به ایران یا هنگام سخنرانیهای ایشان و حتی پس از رحلتشان در مراسم تشییع جنازه مشاهده می‌گردد. اما با تأمل بیشتر متوجه می‌شویم كه رابطه امام و مردم قبل از آنكه رابطه‌ای بر مبنای سلطه و قدرت كاریزمایی حضرت امام باشد رابطه‌ای براساس منطق و عقلگرایی بوده ا ست.
در طول دوران رهبری امام هیچ دستوری از طرف ایشان صادر نشده مگر مقدمات لازم برای آمادگی ذهنی مردم فراهم شده و دلایل اتخاذ آن تصمیم به صراحت و با بیانی گویا برای مردم شرح داده شده باشد و جالب‌تر اینكه حتی در مواردی كه اقشار فراوانی از مردم نظر دیگری غیر از نظر امام داشتند با اینكه یك تصریح و تأكید یا یك دستور امام بر انجام نظر ایشان كفایت می‌كرد معذلك تا زمانیكه مردم توجیه نشده و به باور مطلوبی نرسیده بودند، امام نه فقط سكوت اختیار می‌كرد بلكه اجازه می‌داد نظر مردم اعمال شده و منتظر می‌ماند تا در عمل درستی یا نادرستی نظرش به اثبات برسد. و لازم به ذكر است این در شرایطی بود كه با عشق و علاقه وافری كه مردم به امام داشتند هر دستوری كه می‌دادند برای آنان مطاع بود. به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت كه علیرغم وجود همه ویژگیهای یك رهبر كاریزما در حضرت امام و با وجود علاقه فوق‌العاده توده‌های مردم به ایشان رابطه رهبری و مردم در انقلاب اسلامی مبتنی بر اقتدار كاریزماتیك نبوده یا به بیانی روشنتر امام این اقتدار را وسیله استیلاء و سلطه خود بر مردم یا پیروی و تقلید كوركورانه آنها از خود قرار نمی‌داد.
2. امام به عنوان مرجع تقلید
از آنجا كه در مكتب تشیع باب اجتهاد همچنان مفتوح مانده و این خود نه تنها موجب رشد و شكوفایی فقه شیعه شده بلكه مسئله اجتهاد و تقلید در مكتب تشیع را از دو جهت اهمیت و اعتباری خاص بخشیده است. یكی از آن جهت كه فقها در امور مربوط به مسائل شرعی خبره و آگاهند و نسبت به مسائل با عدالت اسلامی عمل می‌كنند و دیگری پیروی متعبدانه همراه با انتخابی آگاهانه است. لذا شیعیان یا باید خود مجتهدی عادل و آگاه به تمام مسائل فقهی و علوم مربوطه بوده و یا از مجتهدی جامع‌الشرایط كه به مرجع تقلید مشهور و صاحب رساله عملیه می‌باشد تقلید كنند. طبیعی است كه بخاطر عدم دسترسی همه مردم در نقاط مختلف به مراجع تقلید، روحانیان نقش رابط و منتقل كننده افكار و نظریات آنها را داشته و بدون آنكه سلسله مراتبی خاص به وجود آورند بعنوان واسطه میان رهبران بزرگ مذهبی و مردم نقش مهمی را برعهده می‌گیرند. نظرات و فتاوی مراجع را برای مردم در مساجد و منابر بازگو كرده و متقابلاً مسائل و مشكلات مردم را به رهبران مذهبی منتقل می‌كنند.
با توجه به مراتب فوق روحانیان شیعه توانسته‌اند با كسب قدرت ویژه نقش حساس و مهمی در حركتهای سیاسی ـ اجتماعی خصوصاً در یك قرن اخیر ایفا كنند. و هر زمان كه با قدرت سیاسی حاكم به مبارزه پرداخته بر قدرت سیاسی حاكم فائق شده‌اند.[2]
همانطور كه در تاریخ ایران مشاهده می‌شود نقش مراجع تقلید در شكل‌گیری و پیروزی نهضتها بسیار حائز اهمیت بوده و از آنجا كه فتاوی مراجع همانند حكم پیامبر اكرم و اطاعت از آن واجب است لذا مراجع می‌توانند در بحرانهای سیاسی با صدور فتوا مردم را به عرصه سیاست كشانده و در جهت نیل به اهداف انقلاب از حمایت و اطاعت مردم استفاده كنند و این همان قدرتی است كه به وسیله آن میرزای شیرازی با صدور فتوای تحریم تنباكو توانست یك قرارداد بین‌المللی را كه مغایر با منافع و مصالح ملی كشور می‌دانست براحتی و بدون خونریزی و آشوب فسخ كند همچنانكه در گذشته‌های نسبتاً دورتر مراجع تقلید با صدور حكم جهاد علیه روسیه تزاری توانستند سیاستمداران داخلی و خارجی را به تغییر مواضع خود ناچار سازند. و به این ترتیب قدرت فائقه و مذهبی مراجع تقلید شیعه موجب شده است هر زمان ضرورت اقتضا كند با گسیل مردم، از آن در رهگذر پیشرفت مقاصد ملی و مذهبی مردم استفاده كنند و این حداقل مشابهت فراوانی با همان قدرت و سلطه‌ای دارد كه ماكس وبر از آن بعنوان سلطه و اقتدار سنتی یاد می‌كند.
با وصف آنكه روحانی بودن آیه الله كاشانی، مرحوم مدرس و بسیاری دیگر از روحانیان از جمله شیخ فضل الله نوری و بهبهانی و. . . در نهضتهایی همچون نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت و. . . به حضور مردم در صحنه تحولات اجتماعی كمك شایانی می‌كرد اما از آنجا كه هیچكدام از این رهبران در جایگاه مرجع تقلید نبودند نتوانستند از اقتدار مرجعیت در پیشبرد اهداف سیاسی ـ اجتماعی خود كاملاً بهره برند. «مردم براساس اعتقاد به امامت و تداوم آن در شكل نظام ولایت فقیه، رهبری فقیه جامع‌الشرایط را مبین از یك ایدئولوگ پذیرا هستند و قدرت و نفوذ معنوی فقیه در حد مرجع تقلید به معنی حكومت بر دلها است و اطاعت در كلیه شئون زندگی براین اساس است كه فتوای او همان حكم خداست و پیروی از ولی‌فقیه اطاعت از فرمان امام و در نهایت اطاعت رسول خدا است كه قرآن صریحاً می‌گوید: «و من یطع الرسول فقد اطاع ا. . . ».[3]
اطلاق حجت بر فقیه عادل كه در متون اسلامی آمده، این اعتقاد و باور را ایجاد می‌كند كه این قدرت فراتر از اطاعت از قدرتهای مادی است. این قدرت تا حدی عمیق و كارا است كه بعضی از اندیشمندان یكی از اصلی‌ترین دلایل پیروزی انقلاب اسلامی را همانا مرجعیت امام خمینی ذكر كرده‌اند. از جمله آن، در مقاله‌ای تحت‌عنوان «نهاد مرجعیت در دوران نهضت و نظام» این چنین مطرح می‌گردد كه «امام دو بعد داشتند از یك سو مرجع تقلید بوده و از سوی دیگر مصلحی مبارز و آزادیخواه و در یك كلام«مرجع مصلح» و راز موفقیت امام نیز در همین نكته نهفته است. نفوذ و اعتبار امام برپایه مبنای تقلید بوده و زبان رهبری ایشان نیز «زبان تكلیف» كه مردم با این مبنا و این زبان انس دیرینه داشته‌اند. »[4]
در بررسی زندگی سیاسی حضرت امام و دوران بیست و پنج ساله رهبری انقلاب اسلامی ملاحظه می‌گردد كه علیرغم برخورداری ایشان از موقعیت مرجعیت و اینكه هر فتوایی را كه صادر می‌كردند بی‌چون و چرا توسط مقلدین ایشان اطاعت می‌شد بطوریكه در مورد سلمان رشدی كه یك مسئله خارجی نسبت به كشور ما محسوب می‌شد فتوا صادر نمودند و ملاحظه گردید كه همین فتوا چه تبعات عظیم بین‌المللی را دربرداشت و برای كشورهای غربی به صورت یك معضل اساسی درآمد معذلك ایشان در تمام دوران مبارزات و رهبری انقلاب تنها در موارد بسیار معدودی از چنین موقعیت و اختیاراتی استفاده كردند البته غیر از مواردی كه تفكرات عرضه شده را شدیداً بازدارنده دانسته و یا مغایر با اصول و موازین اسلامی تشخیص می‌دادند. و در همین رهگذر در آغاز مبارزات خود در سال 1341 تقیه را تحریم كرده و با این عبارت كه «تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب». مانع و رادع مهمی را كه بر سر راه مبارزه مسلمانان متدین و معتقد بود برطرف نمودند.[5]
در اوج مبارزات ملت در سالهای 56 و57 و علیرغم تمایلی كه انقلابیون به جهاد مسلحانه داشتند امام از صدور هر حكمی مبنی بر وجوب جهاد و مقابله مسلحانه علیه رژیم شاه و حامیان آن خودداری ورزیدند. و حتی در طول دوران جنگ تحمیلی با آنكه می‌توانستند با صدور یك فتوا قاطبه مردم را به حضور در جبهه ملزم و متعهد كنند ترجیح دادند مردم با آگاهی و بصورت داوطلبانه در جبهه‌های جنگ حضور یابند. با این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت با آنكه امام از اختیارات فوق‌العاده مرجعیت برخوردار بودند معهذا از این توان برای پیشبرد اهداف رهبری انقلاب استفاده چندانی نكرده بلكه آنچه مردم را به حضور در صحنه تشویق می‌كرد، نوعی دیگر از رابطه بین رهبری و مردم كه كمتر به آن توجه شده و از آنچه تا به حال به آن اشاره شد و مبتنی بر رابطه‌ای صرفاً عاشقانه و تعبدی كوركورانه بود كاملاً متفاوت است و بطور كلی همچنانكه متعاقباً توضیح داده خواهد شد امام برای تداوم و گستردگی هرچه بیشتر انقلاب بر شیوه دیگری تكیه داشت كه هم در نوع خود و هم در نهضتها و مبارزات انقلابی كاملاً استثنایی و بی‌بدیل بوده است.
3. امام بعنوان مرشد و آگاهی‌دهنده
با مطالعه در زندگی امام و رابطه او با مردم در دورانهای قبل و بعد از انقلاب به این نكته مهم برمی‌خوریم كه امام در بیشتر مواقع نه فقط بعنوان یك رهبر كاریزما و نه تنها بعنوان یك مرجع تقلید بلكه بعنوان یك معلم و مرشد نیز عمل می‌كرده است. وی در وادی تعلیم و تربیت هم از لحاظ عملی و هم در وادی نظری، استادی نمونه بود. او با روشهای تربیتی خویش موفق شد جامعه‌ای را كه سالها بلكه در دو سه قرن اخیر در خمودی و ضعف و جهالت بسر برده و به نوعی بی‌تفاوتی سوق داده شده بود پیشگام نهضت بزرگ دینی ساخته و تحولی عظیم در آن بوجود آورد.


[1]. مقاله ارزیابی كاریزما در تطبیق با واقعیت انقلاب اسلامی ایران، نوشته علی محمد حاضری مجموعه مقالات دومین كنگره بین‌المللی امام خمینی و احیاء تفكر دینی، جلد سوم.
[2]. تحلیلی بر انقلاب اسلامی، نوشته نگارنده، صفحه 106.
[3]. ریشه‌های انقلاب اسلامی، تألیف عباسعلی عمید زنجانی، صفحه 25.
[4]. انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن، مجموعه مقالات، جلد دوم، مقاله نهاد مرجعیت در دوران نهضت و نظام، نوشته آقای هدایت جلیلی.
[5]. صحیفه امام، جلد اول، صفحه 17.

دكتر منوچهر محمدي- مجله حضور، ش45


٢٠:٢٤ - 1392/09/08    /    شماره : ٢٣٦٣٢    /    تعداد نمایش : ٧٤٩



خروج





   مطالب مرتبط
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (6) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (5) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (4) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (3) (خبر)
 رابطه امام خمینی و مردم در انقلاب اسلامی (1) (خبر)
 رابطه متقابل ولایت فقیه و مردم (2) (خبر)
 مردم سالاری از دیدگاه امام خمینی (ره) (2) (خبر)
 امام خمینی (ره) و دوستان و یاران (2) (خبر)
 رابطه متقابل ولایت فقیه و مردم (1) (خبر)
 امام خمینی (ره) و عزّت مردم (خبر)
 امام خمینی (ره) و رزمندگان (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :2116
کل بازديدها :16826759
بازديدکنندگان آنلاين :13
بازديدازاین صفحه :281413