نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > ولایت فقیه 


  چاپ        ارسال به دوست

امام خمینی و احیای تفكر دینی(1)

چكیده:
آنچه در ذیل می آید نگاهی به زوایای مختلف احیای تفكر دینی در مكتب امام خمینی رحمه الله است. سلوك و روش ایشان در احیای اندیشه اسلامی برگرفته از سنت و روش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در صدر اسلام یعنی انعكاس شیوه رفتاری او و نیز تاسی از رویه اهل بیت علیهم السلام بود. از مهمترین ویژگیهای نهضت بزرگ احیاگری امام خمینی رحمه الله تشخیص موانع و تحریفات عارض بر دین و جامعه دینی و ارائه راهكارهای جدی و اهتمام در اجرای آنها بود. بازسازی تفكر دینی از ناحیه ایشان در دو حوزه نظری و عملی صورت پذیرفت. بعضی از مؤلفه های این بازسازی در عرصه نظری احیای قلمرو دین از حیث جامعیت آن نسبت به تمامی شؤونات دنیوی و اخروی انسان و مبارزه با سكولاریزم است. تشكیل حكومت اسلامی، احیای حج ابراهیمی و نماز جمعه نمونه هایی از این بازسازی در حوزه عملی است.
بازسازی و احیای تفكر دینی، یكی از مقوله هایی است كه از گذشته های دور، مورد توجه احیاگران دینی بوده و هست. این مقوله از حیث غایتی كه دنبال می كند، امری شریف و ستودنی است؛ چرا كه در پی صیانت از دین و دینداری در جوامع دینی است؛ یعنی از آن جا كه احیاگری دینی در پی كالبد شكافی دین از حیث شناخت و رفع چالش ها و موانعی است كه رشد و بالندگی دین را به مخاطره می اندازد و در واقع حفظ و بازسازی دین را در مقطعی كه دچار آسیبها و تحریف هایی در عرصه نظری و عملی می گردد، به عهده دارد، از توجه خاص شرع مقدس برخوردار بوده و امری ضروری می نماید.
با یك نگاه تاریخ گرایانه به گذشته درمی یابیم كه تاریخ، معرف افراد بزرگی است كه در برهه های مختلف به احیای تفكر دینی پرداخته اند. و به گواهی تاریخ، بدون تردید موفقترین احیاگر مسلمان دوره معاصر، بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه الله است. نوشته حاضر به اصول و مبانی احیای تفكر دینی از نظرگاه این بزرگ مرد الهی می پردازد، اما قبل از پرداختن به این مهم، توجه به نكاتی ضروری است.
1- فرق اصلاح و احیا: از آن جا كه دو اصطلاح مذكور از حیث بار معنایی، در جهت یاری رساندن به دین و تفكر دینی مشتركند، توجه به وجه تمایز آنها به منظور عدم القای در مغالطه، امری بجا و تبیین ماهوی هر یك از آنها خالی از فایده نخواهد بود.
اصلاح:
عموما اصلاح و اصلاح طلبی در عرف متداول سیاسی و اجتماعی را می توان: «هواداری از سیاست تغییر زندگی اجتماعی یا اقتصادی و یا سیاسی اما با روشهای ملایم و بدون شتاب »[1] دانست. امروزه وقتی می گویند اصلاح، یعنی سامان دادنهای آرام و تدریجی غیربنیادی[2] و اصلاح در عرف سیاسی نیز ایجاد و تغییرات در بخش هایی از یك نظام است، البته با تحفظ بر ساختار اساسی و اصلی آن. نكته قابل توجه آن است كه اصولا اصلاح در دین، معقول نیست بلكه آنچه متصور است اصلاح در اندیشه دینی است و اصلاح در اندیشه دینی «زمانی معنا خواهد داشت كه جهت اصلی دین در اندیشه دینی محفوظ باشد. اندیشمند دینی، روح و جان دین و سمتگیری دین را به خوبی دریافته باشد، اما در لابه لای مجموعه عقاید و باورهای دینی اش، مواردی بر خطا می رود. و مصلح اندیشه دینی آن كسی است كه می كوشد تا این موارد خطا را به صلاح و صواب مبدل سازد. اگر ناراستیهایی در جای جای اعتقادات دینی یك دیندار مشاهده شد و در حالی كه سمت و سوی اندیشه دینی بر صواب باشد، این جا، جای اصلاح اندیشه دینی است.»[3]
احیا:
احیا به معنای زنده كردن است. اماته نقطه مقابل آن است، پس احیا زنده كردن چیزی است كه از بین رفته است. آیات و روایات عدیده ای، احیا را جان دادن به كالبد بی جان و روح بخشیدن به موجود بی روح دانسته اند «و الله انزل من السماء ماء فاحیا به الارض بعد موتها»[4] احیا برای كالبد بی جان ضرورت دارد و عدم تحقق آن مستلزم محقق نشدن آن موجود بی جان است و یا این كه موجودی كه رو به زوال است در صورت عدم احیا، از بین می رود؛ یعنی همان طور كه اگر روح در كالبد بی جان جاری نشود، آن كالبد ذی روح نمی گردد، عدم احیای آن نیز با از بین رفتن آن، مساوق خواهد بود.
از طرفی احیا از امور اضافیه است؛ یعنی بدون تصور طرف و متعلق، تصور معقول ندارد. تعلق احیا به هر امری نیز ممكن است؛ از جمله به دین و تفكر دینی، اما هرگاه متعلق آن، دین باشد نمی توان به ظاهر معنای احیا تمسك كرد؛ چرا كه متعلق احیا از این خصوصیت جدا نیست كه هم می تواند بمیرد و هم زنده شود و هرگاه دین متعلق احیا قرار گیرد، لازمه آن تصور از بین رفتن دین است در حالی كه دین از بین رفتنی نیست و مردن دین تصور معقول و مثبت ندارد. پس می توان گفت:
«منظور از احیا یا بیداری به طور عموم، توجه كردن به جنبه هایی است كه دچار غفلت یا فراموشی شده اند؛ برای مثال یك مكتب فكری (را در نظر بگیرید كه) در بعضی جنبه ها مورد توجه است در حالی كه جنبه های دیگر آن به طور كلی به دست فراموشی سپرده شده كه در نتیجه آن پوششی از غفلت و فراموشی، آن مكتب را در بر می گیرد. شخصیت هایی كه منجی جوامع انسانی هستند، جنبه های فراموش شده یك مكتب فكری را احیا كرده و شكلی جدید به آن می بخشند و به جامعه مرده خود، روح تازه ای اعطا می كنند.»[5]
از این روی موضوع احیای دینی، تلقی و برداشتهای غلط از دین و آموزه های دینی است كه در این صورت وظیفه احیاگر دینی، ازاله ابهام و تصحیح برداشتهای ناصواب و نیز زدودن غبار انحراف از ساحت دین است.
احیاگری در صلاحیت كیست؟
اصولا واگذاری امور تخصصی به عنصر غیر متخصص، امری است غیر معقول كه پیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال دارد. نه تنها آن امر به سر منزل مقصود نمی رسد بلكه چنین گزینشی موجب انحراف و تباهی آن می گردد. احیاگری نیز از این مقوله مستثنی نیست. درك صحیح اصول و مبانی دین، آشنایی كامل به موقعیت زمانی و مكانی احكام، و نیز شبهات و بدعتهای زمانه كه بر ساحت دین وارد می شود، قدرت تشخیص حقیقت از باطل، از شرایط احیاگری دینی است. احیاگر دینی، زمانی می تواند غبار تحریف را از چهره دین بزداید كه به این اصول مسلم متصف باشد و در آن صورت نه تنها احیاگری او امری ممدوح بلكه واجب خواهد بود. حضرت نبی اكرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«اذا ظهرت البدع فی امتی لیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله »[6]
اگر در امت من بدعتها ظاهر شوند، بر عالم لازم است كه علم خود را آشكار سازد كه اگر چنین نكند لعنت خدا بر او باد.
و در روایتی دیگر در خصوص عالمی كه به احیای دین نپردازد آمده است كه متعفن ترین بو را در جهنم خواهد داشت و تمام جنبندگان او را لعنت می كنند.[7]
آغاز احیاگری دینی در اسلام
از آن جا كه احیا در مقابل اماته است، پس از هر اماته ای باید در انتظار احیا و تحقق آن بود. بدیهی است ادیان الهی در طول دوره های خود، از كینه توزی دشمنان در امان نبوده اند. از این رو در تشعشع و نورافشانیشان دچار قبض و بسطهایی می شدند و گاهی به سبب دسیسه های دین ستیزان، حقایق دینی بر خداپرستان مخفی می گردید. و همین امر اعتقاد به احیاگری تمام انبیا را تصحیح می سازد. و در خصوص احیاگری دینی در اسلام باید گفت:
«گذشته احیا، گذشته بسیار غم انگیز و دردناكی است؛ چرا كه گمراهان از همان ابتدای بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله فعالیتهای وسیع و گسترده ای را شروع كردند و در اولین فرصت بعد از رحلت رسول اكرم صلی الله علیه و آله دین را جدای از سیاست قلمداد كردند. آنها اسلام را در حد پرستش و عبادت محدود كرده بودند. این روند همچنان ادامه داشت تا این كه در زمان بنی امیه و بنی عباس روشهای دیگری را برگزیدند. ممنوع كردن نقل احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و احادیث مربوط به فضائل خاندان رسالت، اشاعه احادیث جعلی و ساختگی، توهین و گستاخی به حضرت علی علیه السلام، اذیت و آزار ائمه علیهم السلام، قتل عام مسلمانان، ترویج عقاید یهود و نصارا و به فراموشی سپردن سیرت نبوت از جمله عواملی بودند كه حقایق دینی را محو و یا كمرنگ كردند (. از این رو می توان گفت) احیای دین از زمان رسول اكرم صلی الله علیه و آله شروع شد و تا زمانهای مختلف ادامه داشت.»[8]
در چنین موقعیتهای غمباری، احیای دین و فرهنگ دینی، امری لازم و واجب بود و این امر نه تنها از زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله انجام گرفت بلكه ائمه علیهم السلام و پس از آنها علما و فقهای دینی نیز، امر احیای دین را در راس امور قرار دادند.
در قرون اخیر، امر احیاگری توسط افرادی از قبیل سید جمال الدین اسدآبادی، شهید آیت الله مدرس، سید قطب، شهید مطهری و... و بالاخره حضرت امام خمینی رحمه الله به اوج خود رسید. «عماد بزی » كه نویسنده ای از كشور استرالیاست، می نویسد:
«عظیمترین و موفقترین احیاگر مسلمان دوره معاصر، بی شك امام خمینی رحمه الله است كه با اعلان دوره ای جدید، سیر تاریخ را تغییر داد و با فرستادن نیروهای جدید به میدان انقلاب، تغییرات عمیقی بوجود آورد كه عمق آنها را نسلهای آینده بهتر درك خواهند كرد».[9]
امام خمینی و شیوه احیای تفكر دینی
چنان كه از سلوك و عملكرد امام خمینی رحمه الله مشهود است، شیوه ایشان در احیای اندیشه اسلامی، شیوه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله بوده است؛ یعنی انعكاس همان شیوه رفتاری پیامبر صلی الله علیه و آله در صدر اسلام و نیز ادامه طریق و روش اهل بیت علیهم السلام.


[1]. داریوش عاشوری، دانشنامه سیاسی (فرهنگ اصطلاحات و مكتب‏های سیاسی)، انتشارات مروارید، تهران، چاپ ششم 1380، ص 72 .
[2]. مرتضی مطهری، نهضت‏های اسلامی در صد ساله اخیر، انتشارات صدرا، چاپ بیست و پنجم، مهر 1378، ص 6 .
[3]. همان، ص 324 .
[4]. نحل/65 .
[5]. سید محمد ثقفی، احیای هویت اسلام در انقلاب امام خمینی، مجموعه «بازسازی تفكر دینی در اندیشه امام خمینی‏» به كوشش علی داستانی بیركی، چاپ و نشر عروج، ص 153 .
[6]. شیخ كلینی، اصول كافی، ج 1، باب البدع و الرای و المقاییس، ج 2، ص 70 .
[7]. علامه مجلسی، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1403 ق، 1983 م . ج 2، ص 72 .
[8]. سید حسن حسینی بلخی، امام خمینی و احیای اندیشه فراگیر دین، مجموعه «بازسازی تفكر دینی در اندیشه امام خمینی‏» به كوشش علی داستانی بیركی، چاپ و نشر عروج، چاپ اول 1380، ص 94 .
[9]. عماد بزی، مبادی و اصول احیای دین بر مبنای اندیشه امام خمینی، مجموعه مقالات، ج 2، ص 439 .

حسن رضائي مهر - مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه


١٦:٣٩ - 1392/09/01    /    شماره : ٢٢٩٨١    /    تعداد نمایش : ٦٠٧



خروج





   مطالب مرتبط
 امام خمینی و احیای تفكر دینی (4) (خبر)
 امام خمینی و احیای تفكر دینی (3) (خبر)
 امام خمینی و احیای تفكر دینی (2) (خبر)
 امام خمینی (ره) وارث خلافت انبیاء (ع) (2) (خبر)
 خمینی كبیر؛ احیاگر عزت اسلامی (خبر)
 خمینی كبیر؛ احیاگر عزت اسلامی (خبر)
 بیداری اسلامی واحياي هويت ايماني توسط امام خمینی (خبر)
 دستاوردهاي سياسي انقلاب اسلامي ايران (خبر)
 امام خمینی(ره) اسلام ناب را عملی کرد (خبر)
 14بهمن:تشريح مواضع نظام اسلامي توسط امام خميني (خبر)
 اهمیت دادن به وحدت اسلامی (خبر)
بازدیدها
امروز :872
کل بازديدها :15877673
بازديدکنندگان آنلاين :6
بازديدازاین صفحه :266708