نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > ولایت فقیه 


  چاپ        ارسال به دوست

امام خمـینی آیه جـمال و جـلال (4)

.. فرستادیم (لیقوم الـنـاس بـالـقـسـط)[1] غایت این است كه مردم قیام به قسط بكنند عـدالـت اجـتماعی در بین مردم باشد... دنبالش هم می فرماید: (و انـزلـنـا الـحـدید) تناسب این چیست؟ تناسب این است كه با حدید بـایـد اینها انجام بگیرد. با بینات، با میزان و با حدید. (فیه باس شدید.)[2]
مـبـارزه بـا سـتـمـگـریها، مهم ترین انگیزه امام در مبارزه با اسـتـكـبـار جهانی بود. امام امت برای یاری ستمدیدگان فلسطین و لـبـنـانـی و دفـاع از عزت مسلمانان به یاری آنان شتافت و اعلام كـرد: دفـاع از مـسـتـضعفان مرز نمی شناسد و اگر در هر گوشه از جـهـان سـتمدیده ای از ما فریاد خواهی كند وظیفه داریم در صورت تـوان او را یـاری كـنـیـم. این اصل مهمی بود كه امام بر سر آن حـاضـر بـه سازش نبود. امام، در برابر كسانی كه خواهان سازش با غـرب بـودنـد و شـعار مبارزه و مذاكره با امریكا سر می دادند و نـیـز در بـرابـر آن دسـته كه سازش مصلحت جویانه را پیشنهاد می كـردنـد و مـی گـفتند سرسختی نشان دادن ما را منزوی می كند، به شـدت ایـستاد و هرگونه سازش و باج دهی به امریكا را رد كرد[3] و بـر آن بـود كـه ملت ما فشارهای اقتصادی را به جان خریده و ذلت سـازش بـا امریكا را نپذیرفته و شرایط تحمیلی غرب، چون شركت در صلح خاورمیانه و شناسایی اسرائیل را نمی پذیرد.
تـجـربـه هـای بـعـدی نشان داد: راه امام درست بوده و خنده های دروغـیـن غـرب بـرای فـریب ما انجام می گرفته و تا غرب كم ترین روزنـه ای بـرای قدرت نمایی و فشار بر مسلمانان پیدا كرده است، كینه های درونی را به نمایش گذاشته است.
امام، در پاسخ كسانی كه به امام پیشنهاد می كردند با دشمن بعثی سـازش كـرده و بـرای جـلـوگیری از خسارت بیش تر، به خواسته های نامشروع صدام و هم پیمانهای او تن دهد، می گوید:
(... آنـهـا كـه به ما اشكال می كنند كه چرا سازش نمی كنید، با ایـن قـدرتهای فاسد، آنها از باب این كه همه چیزرا با چشم مادی مـلاحـظـه مـی كـنند... آنها نمی دانند كه انبیا خدا چه رویه ای داشـتـنـد بـا ظـالـم، چه طور بر خورد می كردند، یا می دانند و خـودشـان را بـه كـوری و كـری مـی زنـنـد. سازش با ظالم،ظلم بر مـظـلـومـیـن است. سازش با ابرقدرتها ظلم به بشر است... انبیای عـظـام، تا آن جا كه توانستند جدیت كردند كه ظلم را از این بشر بـزدایـنـد، بـه مـوعظه، به نصیحت، به امر به معروف، به نهی از مـنـكر، به (انزلنا الحدید و فیه باس شدید)، (آخر الدواء الكی) آخر دوا این است كه داغش كنند. شمشیر آخر دواست.)[4]
5. مـبـارزه بـا بـاغـیان (گردنكشان): آنان كه علیه نظام مشروع اسـلامـی برخاسته اند، آنان كه قصد سست كردن و یا براندازی نظام را دارنـد، آنـان كه بلوا می آفریند، رعب و وحشت ایجاد می كند، امـنـیـت عـمـومـی را بـه خطر می اندازند و در جامعه مفسده، می انـگیزند، به بازگشت از شر انگیزی فراخوانده شوند و در صورت پا فـشـاری، بـه مـبارزه با آنان برخاست، تا مرز درماندگی و از هم پـاشـیـدن تـشكل و هسته مركزی آنان پیش رفت. درباره این افراد، اسـلام شـدیـدتـریـن دسـتورهای جزایی را به حسب موارد و شرایط و چگونگی فساد، صادركرده است:
(انـما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یـقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلك لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم.)[5]
جزای كسانی كه با خدا و پیامبرش جنگ می كنند و در زمین به فساد مـی كـوشـنـد، آن است كه كشته شوند، یا بردار گردند یا دستها و پـاهـایـشـان یكی از چپ و یكی از راست بریده شود، یا از سرزمین خـود تـبـعید شوند، اینها رسواییشان در این جهان است و در آخرت نیز، به عذابی بزرگ گرفتار آیند.
به نظر امام، حاكم اسلامی برابر گونه جرم و جنایت و گونه ستیز و گـردنـكـشـی، یـكی از مجازاتهای چهارگانه را اجرا می كند و اگر مـحـاربـی كـه دستش به خونی نیالوده و اموالی را از میان نبرده بـاشـد، اگـر پیش از آن كه به او دست یابند خود را تسلیم كند و از كار زشت خود پشیمان گردد بخشوده می شود.[6]
مـسـلـمـانان وظیفه دارند گردنكشان و مفسدان را به صلح و آرامش فراخوانند و اگر به كار خود ادامه دادند با آنان بجنگند.[7]
عـلـی(ع) كـسانی كه در بصره علیه نظام اسلامی به ستیز برخاسته و مـنطقه را به آشوب كشیده بودند، دعوت به صلح و سازش كرد. بارها بـه آنان پیغام داد پس از اتمام حجت، با آنان جنگید و آتش فتنه را خاموش كرد.
هـجـوم هـمـه جانبه گروهكهای ستیزه گر علیه نظام اسلامی در آغاز انـقـلاب و نیز هجوم رژیم بعث عراق به سرزمین ایران، نمونه بارز فساد و محاربه با خداوند و پیامبر بود. در بامداد انقلاب و هنوز كـه چـنـد روزی از شـكـست شاه سپری نشده بود، خواسته های سیاسی گـروهكها از انقلاب اسلامی آغاز شد و كشور از همه سو، مورد تهاجم گـروهـكـهای غیرقانونی قرار گرفت. حزب دموكرات، كموله، رزگاری، پـیـكـار و فـدائـیان و... با حمله مسلحانه به تصرف پادگانها و مـراكز دولتی كردستان دست زدند[8] و چنین آشوبهایی در دیگر نقاط ایـران، چـون: خـرمـشـهـر و گنبد، برای تجزیه ایران اسلامی شعله كـشـیـد. گـروهـهای ستیزه جو و محارب و باغی بر حكومت اسلامی در كـردسـتـان، بـه دستور آمریكا، در پی آن بودند كه اسلام را برای هـمـیـشـه از كـردسـتـان برانند و این خطه از میهن اسلامی را به پـایـگـاهـی بـرای اربابان غربی و شرقی خود بدل سازند. فرزندان اسـلام، از هر سو برای پاسداری از عقیده، سرزمین و مرزهای اسلام، روانـه مـرزهای غربی شدند و با خون سرخ خود كه بر پهنه دشتها و كـوهـستانهای غرب كشور به زمین ریختند، توطئه گروهكها را ناكام گـذاردنـد و بـه همراه پیشمرگان مسلمان كرد و دلاوران خدا جو آن دیار، پرچـم قـرآن را بـر بـلـنـدترین قله های این منطقه از میهن اسلامی برافراشتند.
در ایـن مـیان قدرتهای خارجی و گروهكهای وابسته و آنان كه عقبه مـحـاربـان را پـاس مـی داشـته و از شكست عوامل محارب ناخوشنود بـودند، دفاع جانانه و شورانگیز و حماسی فرزندان اسلام را و شور و نـشـور و حـمـاسه ای كه امام در بین امت غیور برانگیخته بود، خـشونت نامیدند و از گوساله های سامری خود صداهایی درآوردند به قـصد فریب مردم و به خواب كردن آنان، كه شكر خدا نقش بر آب شد.
آنـان در تـبـلـیغات خود علیه حركت، رستاخیز، شور، نشور، غیرت، مـردانـگـی، واژه خـشـونت را به كار می بردند، تا به پندار خام خـود، جـلـوی حـركـت قهرمانانه مردم ایران را بگیرند و آنچه را اربابان می خواهند، انجام دهند.
در همان روز كه دولت موقت در مهر ماه 58 اعلان داشت: پنجاه و دو نـفـر از پـاسـداران مـظلومانه در سردشت به دست مهاجمان به قتل رسـیـده و از سرنوشت شماری دیگر از پاسداران خبری در دست نیست، جبهه ملی، در نامه ای سرگشاده نوشت:
(... چه كسی مسئول خون جوانان برومند میهن ماست كه در قسمتی از بـیـابـانـهـا و كـوهستانهای كشور به دست برادران دیگر به زمین ریـخـتـه مـی شـود، آیا عنوان شهادت و شهید و بر پاداشتن مراسم عـظـیـم (تـشـیـیع جنازه و سوگواری می تواند اثرات زیان باراین برادركشی را از میان ببرد.)[9]
كـدام بـرادركـشـی؟ آیـا آنان كه علیه نظام اسلامی، علیه تمامیت ارضـی، بـرای خشنودی آمریكا و دیگر قدرتها، دست به اسلحه بردند و بـا تـمـام توان تلاش می كردند، كردستان را از ایران عزیز جدا سـازنـد و آن را به پادگانی برای آمریكاییان دربیاورند، به نظر این جبهه برادر بودند؟
آیا اینان كه دست خود را به خون سربازان فداكار ارتش و نیروهای مـومـن و بـاوفـای ارتش، سپاه و نیروهای مردمی كه در پادگانهای مـرزی بـه نـگـهـبـانـی از مرزهای ایران اسلامی، استوار ایستاده بـودنـد، آلـودنـد، بـرادرنـد؟ قاسملو كه هیچ گاه در كنار مردم ایـران نبود و از كردی تنها سبقه نژادی را داشت، از كدام پستان مـام مـیـهـن شـیر نوشیده بود كه او را در كنار چمران و كاوه و بروجردی و كاظمی و ... برادر بخوانیم؟
ایـنـان و هـمپیالگیهای اینان، خون ریزیها، خون آشامیها، شكنجه هـا، تـجـاوزهـا و یـغماگریهای گروهكهای آمریكایی تجزیه طلب را نـادیـده مـی انـگـاشـتند و حركت آنان را حرمت آزادیخواهانه می نـامـیـدنـد، ولـی دفاع مردانه جوانان شریف و مردان غیور را از سرزمین اسلامی، خشونت! زهی بی شرمی.
اما امام، بارها گروهكهای محارب و هواداران آنان را اندرز داد، آنـان را آزاد گـذاشـت تـا خـواسـته های خود را در جامعه منتشر كـنـند، برای بیان اهداف خود به مناظره بنشینند، هیاتهای صلح و مذاكره و حسن نیت به كردستان فرستاد، با فرستادگان و نمایندگان احـزاب بـه گفت وگو نشست، بارها كسانی را كه ناآگاهانه آلت دست عـوامـل بیگانه شده و علیه نظام اسلامی دست به آشوب مسلحانه زده بـودنـد بخشید و فرمانده سپاه پاسداران در آن روزهای آتش و خون كه هر روز ملت در تشییع جنازه شهیدی شركت می كرد، اعلام كرد:
به جز سران جنایتكار حزب دموكرات كه دستشان به خون صدها مسلمان بـی گـنـاه آلـوده اسـت دیـگـر اعـضـای این حزب مشمول عفو حضرت امامند.[10]
آیـا ایـن امـام و ایـن یاران و این مردم خشونت طلب هستند؟ كجا چـنین رهبری می توان سراغ داد كه با محارب، با جنگ طلب، با خون ریـز، با قاتل عزیزترین عزیزها، چنین صبورانه و ترازمند برخورد كند؟
در سـال 1360 كه گروه بی شماری از امامان جمعه و بزرگان اسلام و انقلاب، به تیرهای زهرآگین سازمان منافقین به خون خود غلطیدند و مـردم مسلمان به خروش آمده در انتظارمجازات جنایتكاران دست گیر شـده بـودنـد، امام بر توسن سركش انتقام، كه چه بسا بسیار مورد پـسـنـد مردم باشد و او را بیش از پیش مطرح كند، سوار نمی شود، آرام، مـهـربانانه می گوید: ما در پی انتقام جویی نیستیم و هدف از زندان اصلاح مجرمان است!
امام به مسوولان زندانها اعلام می كند: زندانیانی كه قابل اصلاح و بـازگشت از بیراهه اند، ببخشند و اسباب آزادی آنان را از زندان فراهم سازند:


[1] . سوره (حدید)، آیه 25.
[2] . (صحیفه نور)، ج146/15.
[3] . (او به تنهایی یك ملت بود.)/293.
[4] . (صحیفه نور)، ج19/19.
[5] . سوره (مائده)، آیه 33.
[6] . (تحریر الوسیله)، ج493/2.
[7] . سوره (حجرات)، آیه 9.
[8] . (طلوع و غروب دولت موقت)، احمد سمیعی/155، شباویز.
[9] . همان/222.
[10] . همان؛/213 (صحیفه نور) ج 261/8، (ج3/9). (ج 172/10)

سيد عباس رضوي- مجله حوزه، ش 94 و 95


٢٠:٤٥ - 1392/08/30    /    شماره : ٢٢٩٤٣    /    تعداد نمایش : ٦٤٧



خروج





   مطالب مرتبط
 امام خمـینی آیه جـمال و جـلال (6) (خبر)
 امام خمـینی آیه جـمال و جـلال (5) (خبر)
 امام خمـینی آیه جـمال و جـلال (3) (خبر)
 امام خمـینی آیه جـمال و جـلال (2) (خبر)
 امام خمـینی آیه جـمال و جـلال (1) (خبر)
 سیره عملی امام خمینی در ماه رمضان (خبر)
 رمز موفقیت امام خمینی (ره) در انظار یاران (3) (خبر)
 رمز موفقیت امام خمینی (ره) در انظار یاران (2) (خبر)
 رمز موفقیت امام خمینی (ره) در انظار یاران (1) (خبر)
 امام خمینی؛ تجلی تمام ابعاد اسلام (خبر)
 عرفان امام و منازل چهارگانه (3) (خبر)
بازدیدها
امروز :984
کل بازديدها :17648682
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :293210