نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > ادیان و فرق 


  چاپ        ارسال به دوست

نقد و بررسی عقاید فرقه واقفیه درمورد امامت امام رضا (ع)


نقد و بررسی عقاید فرقه واقفیه درمورد امامت امام رضا (ع)

واقفیان به علت غوطه ور شدن در شبهات اعتقادی و برداشت های نادرست از منابع دینی و گرایش ها دنیا طلبی در سیر امامت توقف کردند و منکر امامت امام رضا (ع) شدند . از مهم ترین ادله واقفیان برای مخالفت با امامت امام رضا (ع) می توان به موارد ذیل اشاره کرد :
1-    عدم تصریح به امامت امام رضا (ع)
از عقاید انحرافی فرقه واقفیه بود . آنان معتقد بودند امام کاظم (ع) هیچ گونه اشاره ای به جانشینی و امامت امام رضا (ع) نکرده است . با توجه به اینکه امام صادق (ع) امامان را وارثان پیامبر معرفی می کند (1) که از امامی به امام دیگر انتقال داده می شود .
امام کاظم (ع) در اعلان امامت فرزندش ، امام رضا (ع) و تاکید بر این مهم فرمود : هرکس در حق فرزندم ستم کرده و امامتش را پس از من انکار کند ، همچون کسی است که در حق علی بن ابیطالب (ع) ستم کرده و امامت او را پس از پیامبر (ص) انکار کرده است . (2) امام واقفیان در انتخاب امام خویش تفسیر به رای کرده و گمراه شدند . فلذا امام رضا (ع) با آگاهی بخشی به شعیان و نقد عقاید ضاله واقفیه ، مبنی بر انتخاب امام توسط مردم ، فرمود : امامت از لحاظ شان بسی برتر از آن است که مردم تنها با میزان عقل و اندیشه به آن رسیده ( زیرا شناخت امور با عقل و اندیشه نسبی است) با رای و انتخاب خود ان را تعیین نموده و بر پا دارند (3) و تاکید می فرماید : امام کسی است که هیچ کسی جامی او را نمی تواند بگیرد و مثل و مانند ندارد . (4) و خداوند او را برای  رهبری مردم بر می گزیند (5) با این وجود گروهی از شیعیان به انکار امامت حضرت پرداختند .
2-عدم تقیه امام رضا (ع) در ابلاغ امامت
از دیگر علل مخالفت واقفیان با امام رضا (ع) است در صدر اسلام عمار ( صحابی پیامبر (ص) ) برای رهایی از آزار و شکنجه مشرکان قریش به دستور پیامبر (ص) تقیه می کرد (6) سیره هر یک از ائمه (ع) در جهت احیاء اسلام ناب محمدی (ع) و حفظ مکتب تشیع ، متناسب با شرایط عصر خود با روش هایی متفاوت با مقوله تقیه برخورد می کردند . قیام امام حسین (ع) سندی بر این ادعاست . سیره مختار اللیثی در این باره می نویسد :( عوامل استمرار حرکت شیعه ، تقیه و دعوت سری است که فرصتی روی داد تا حرکن نوپای شیعه ، بدور از چشم خلفای عباسی و والیان آن رشد کرد (7) اما عدم اعلان آشکار امامت از سوی امامان نیز احتمال شناخت ناقص شیعیان از امام عصر خود و انحرافات آنان در مسیر امامت الهی را برداشت . که مصداق آن انحراف عقیدتی گروهی از شیعیان ، مشهور به واقفیه در عصر رضوی بود . فلذا امام رضا (ع) به دلیل فضای سیاسی آزاد آن زمان خویش و جلوگیری از انشعاب در مذهب تشیع و خطر انحراف در امامت الهی بر خلاف سیره ائمه پیشین به صراحت مقام امامت خویش را اعلام کرد که این اقدام حضرت باعث آگاهی و هدایت برخی از واقفیان گردید و از عقیده باطل خود برگشتند (8)
 ولیکن گروهی از واقفیان سیره متفاوت امام رضا (ع) را نسبت به دیگر امامان در ابلاغ امامت خویش ، بهانه ای برای مخالفت و انکار امامت حضرت قرار دادند از این گروه می توان به ابن ابی حمزه اشاره نمود ، که در مباحثه با امام رضا (ع) می گفت : تو چیزی از اظهار کردی ( اعلان علنی امامت ) که هیچ یک از پدران تو آن را بیان نکرده است (9)
3-مساله غسل امام
از دلایل مخالفت واقفیان با امام رضا (ع) بود ، واقفیان بر اساس روایات اظهار می داشتند که امام را فقط امام معصوم غسل می کند و لیکن براین اساس  امام کاظم (ع) در هنگام شهادت در زندان بود و بعد از شهادت ، امام رضا (ع) بر جنازه امام موسی کاظم (ع) حضور نداشت که حضرت را غسل دهد ، واقفیان مدعی شدند که علی بن موسی (ع) می تواند امام معصوم و جانشین موسی بن جعفر (ع) باشد (10) ولیکن شیخ مفید با نقد آرای آنها روایات مربوط به غسل امام را مربوط به شرایط عادی و طبیعی بیان نموده است و نه شرایط اضطراری و ضروری ای که عباسیان در آن زمان بر ائمه تحمیل کرده بودند (11) همچنین شیخ صدوق در بطلان عقاید ادله واقفیان می نویسد : اخبار غسل امام بوسیله امام معصوم (ع) از جانب امام رضا (ع) به منظور رد عقاید گروهی از واقفیه بیان گردید که می پنداشتند امام کاظم (ع) زنده است و امام پس از او را انکار می کردند ... مضاف بر آن در برخی از روایات نقل شده است که علی بن موسی (ع) بدن پدرش را به گونه ای که بر حاضران پوشیده ماند ، غسل داد (12) ولیکن واقفیان همچنان منکر امامت امام رضا (ع) شدند .
4- مساله فرزنددار نشدن امام رضا (ع)
از دیگر دلایل مخالفت واقفیان با امامت امام رضا (ع) است ، جانشینی امام و انتقال امامت نص الهی از امامی به امام دیگر ( که یکی از فرزندان او است ) از اعتقادات ضروری شیعیان است . فرزنددار نشدن امام رضا (ع) تا سنین چهل و هفت سالگی ، بهانه ای برای گروهی از شیعیان عجول و نا آگاه از حکمت الهی بود که به سبب آن در امامت حضرت امام رضا (ع) دچار تردید شدند و در جهت مخالفت با حضرت ، اعتراض می کردند که چگونه ادعای امامت می کند در حالی که جانشین و فرزندی ندارد . مصداق آن ابن قیاما واسطی از سران واقفیه بود که حضرت در جواب ایشان فرمودند : تو چه خبر داری که من فرزندی ندارم ، خداوند شب و روز را به پایان نخواهد برد .  -کنایه از پایان دنیاست- . تا اینکه پسری به من ارزانی دارد که میان حق و باطل جدایی اندازد . (13) که این حدیث بیانگر این حقیقت که دنیا هیچ گاه از حجت الهی خالی نمی شود . و بعد از ولادت امام جواد (ع) ، امام رضا به ابن قیاما فرمود : خدواند به من فرزندی عطا کرد که از من و آل داود ارث می برد (14) و به این طریق  حضرت امامت امام جواد (ع) را متذکر می شود . با این وجود گروهی از شیعیان به انتساب امام جواد بعنوان فرزند امام جواد (ع) دچار تردید شدند ولیکن قیافه شناسان پس از آزمایش های لازم شهادت دادن حضرت جواد (ع) فرزند امام رضا (ع) است (15) با این تواصیف گروهی منکر شهادت دادن چهره شناسان و در نهایت امامت امام رضا (ع) شدند .
5-مساله سن امام جواد (ع)
 از دیگر ادله مخالفت واقفیان با امامت امام رضا (ع) است . طبق منابع اسلامی امامت ، کمال وجودی امام است و این کمال ، عطیه الهی است نه کسبی ، و طبعا وصول به این مقام در گرو سن و سال نبوده و رشد و کمال وجودی امام با امداد و عنایت الهی همراه بود  که ائمه تجلی این حقیقت هستند (16)با توجه به اینکه تاریخ شهادت امام رضا (ع) و انتقال منصب امامت به فرزند حضرت ،در دوران خردسالی امام جواد (ع) صورت گرفت ، گروهی از شیعیان که بعضا زمان امامت امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) را درک کرده بودند ، پذیرش امامت فرزند امام رضا (ع) برای آنها دور از ذهن و دشوار بود .  به این دلیل برخی از اصحاب بزرگ امام رضا (ع) در مساله امامت حضرت جواد (ع) دچار شک و تردید شدند (17) در مقابل امام رضا (ع) با روشنگری به شکاکیت های آنان پرداخت و در باب تائید علم امامت جواد (ع) فرمود :
امامان دست آموز الهام غیبی هستند ( و گرچه فرشته وحی را نمی بینند امام سخن او را می شنود (18) دشمنان امام رضا (ع) در اعترافات خود ، امداد  غیبی  و عنایت الهی را از فضایل ائمه (ع) برشمرده اند . مامون عباسی در این باره می گوید : ائمه ، نسل و شجره ای هستند که اول و آخرشان همگی در این فضیلت یکسان هستند (19)اما برخی از شیعیان برای صحت و سقم و میزان علوم امام جواد به امتحان ایشان پرداختند و با جواب هایی که حضرت (ع) به سوال های آنان دادند به امامت ایشان ایمان آوردند (20) ولیکن گروهی از شیعیان گمراه امامت امام جواد (ع) رد کردند و به تبع آن با استناد بر اصل جانشینی فرزند بالغ نداشتن امام رضا (ع) امامت حضرت را انکار کردند و به واقفیان پیوستند و مدعی بودند که امام باید فردی بالغ باشد (21)
شعیان در طی سال های متمادی متحمل مصائب بسیاری از جانب حاکمان و خلفا جور شده بودند و با توجه به بشارت ها و نویدهای امامان (ع) نسبت به ظهور مهدی موعود ، که منجی الهی و بر پا کننده عدل و دادگری در دنیا است . دائما در انتظار امام مهدی (عج) بودند ، امام بعضا این انتظار برگرفته از عقاید خالص دستخوش آلودگی می شد و به صورت گروها و فرقه هایی منحرف در میان شیعیان ظاهر می گردید . وحید بهبهانی در این باره می نویسد : شیعیان به علت علاقه شدید به دولت کریمه ائمه (ع) و شدت آرزویشان نسبت به آن و همچنین مشکلات و مصائبی که بر آنها و امامانشان وارد شده بود ...پیوسته، مشتاق و نیازمند برپایی دولت آل محمد (ص) بودند .... از این رو به کرات و بارها از امامان درباره مهدی قائم می پرسیدند تا شاید یکی از ایشان بگوید : او فلانی است .... (22) در همین ارتباط روایات بسیاری نیز از ائمه مبنی بر انتظار ظهور و قیام قائم آل محمد فراخوانده شده است و شیعیان را بر این امر تحریض می نمودند . (23)اما مجموعه عواملی تطبیق این روایات بر مصداقشان را دچار مشکل می کرد و این همان مساله ای بود که درباره فرقه واقفیه روی داد تا در اعتقاد به مهدویت قائم آل محمد دچار انحراف گشته و منکر امامت امام رضا (ع) شدند . واقفیان با استناد به عقاید ضاله در مورد امامت امام رضا (ع) به مخالفت با علی بن موسی الرضا (ع) پرداختند  و در مقابل امام رضا (ع) با اثبات حقانیت امامت خویش و همچنین دفاع شیعیان خاص حضرت ، از امامت علی بن موسی (ع) به مقابله با آنان پرداختند . که این جریان باعث عکس العمل های متفاوت شیعیان نسبت به اقدامات واقفیان در عصر امامت امام رضا (ع) گردید .
سران واقفیه و پایه گذاران این فرقه با تبلیغات گسترده فعالیت بسیاری را برای تخریب و انحراف اندیشه شیعیان در مخالفت با امامت امام رضا (ع) انجام دادند تا با تطبیع شیعیان به اهداف باطل خود رسیده و بدین صورت جامعه شیعی آن عصر را دچار بحران دینداری کردند و این مهم باعث اختلافات عقیدتی بسیاری در حوزه امامت امام رضا (ع) گردید که از آن در احادیث امامان با عنوان فتنه نام برده شده است (24)
 در فضای آلوده آن زمان امام رضا (ع) و اصحاب حضرت با شناخت کاملی که از عقاید باطل فرقه واقفیه داشتند به افشای عقاید انحرافی آنان پرداختند امام رضا (ع) در معرفی آنان فرمودند : آنان ( واقفیان ) با عقولی سرگردان ، ناقص و باید و عقایدی گمراه ککند در صدد نصب امام بر آمدند که جز دوری از مقصد نتیجه ای نخواهند گرفت . آنان خلاف حق سخن گفته اند و به گمراهی عمیقی دچار شده اند و مورد نکوهش ، نفرت و غضب پروردگار قرار گرفته و هلاک می شوند .... (25) و همچنین  در بیان اتمام حجت در موضوع امامت می فرماید : آنچه گفته ام  این است که مردم بنده فرمان و فرمانبر ما هستند . یعنی اطاعت ما بر آنان واجب است . در دیانت باید از ما پیروی کنند و بس ، حاضران به غائبان برسانند سخن این است و بس . (26)
همچنین امام رضا (ع) در مقابل انان به مناظره پرداخت و با معجزات خویش توانست گروهی از زیادی از واقفیان را مانند : عبدالرحمان بن حجاج ، رفاعه بن موسی ، یونس بن یعقوب ، جمیل بن دراج ، حماد بن عیسی و .. را به سوی خود جلب کند . (27) و از سویی دیگر برخی شیعیان خاص حضرت مانند : علی بن اسماعیل ( نوه میثم تمار) و یونس بن عبدالرحمان و دیگر متکلمان امامیه در دفاع از امامت امام رضا (ع) به مناظره  با واقفیان پرداخته و شبهات آنان را پاسخ دادند (28)
اما شیعیان با دو رویکرد متفاوت با انحرافات عقیدتی واقفیه رفتار کردند . برخی از وکلای امام کاظم (ع) با نادیده گرفتنند نصایح و هشدارهای امام رضا (ع) منکر امامت حضرت شدند و با ترویج عقاید بدعت آمیز خود عده ای از شیعیان و اصحاب امام (ع) را گمره نمودند و مصداق (( اذا فسد العالم ، فسد العالم )) گردیدند (29) و به روش های گوناگون به حمایت از واقفیه پرداختند برخی در تبلیغ و تایید واقفیه کتاب نوشتند: ابو محمد علی بن احمد علوی موسوی از جمله واقفیانی است که با نگارش کتابی به نام (( فی نصره الواقفه )) در  انحراف شیعیان تاثیر گذار بود . (30)
و همچنین علی بن حسن طاطری کوفی (31)  در حمایت از واقفیه کتابی به نام الغیبه نوشت (32) واقفیان در تائید دیدگاه واقفیه کتاب هایی در موضوع غیبت مهدی نوشتند که زمان تالیف اکثر کتاب ها قبل از غیبت امام دوازدهم (عج) است . . آنان با استفاده ابزاری از روایات نقل شده از رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) درباره امام مهدی (عج) و قائم آل محمد و تطبیق احادیث بر امام هفتم (ع)  ، امام کاظم (ع) را همان امام مهدی و قائم موعود معرفی کردند و به این صورت دچار بدعت در دین شدند (33) سعد بن عبدالله اشعری در این باره می گوید : بعد از شهادت امام موسی کاظم (ع) فرقه ای اعتقاد داشتند : امام موسی کاظم (ع) نموده ، بلکه از نظرها غایب شده و او همان مهدی موعود است  . رهبرشان محمد بن بشیر ادعا می کرد : امام هفتم او را جانشین خود کرده و تمام مسائلی را که مردم در امر دین و دنیا به ان نیازمند هستند به او عطا کرده و اختیارهای خود را به او واگذار کرده و او را به جای خود نشانده است . محمد بن بشیر ، خود را امام و جانشین بعد از امام موسی کاظم (ع) معرفی نمود و زمان مرگ ، پسرش ، سمیع بن محمد را به جای خود نشاند و اطاعت او را تا خروج امام موسی کاظم (ع) واجب گردانید و به مردم سپرد که هر چه را بخواهند در راه خدا عطا کنند و به سمیع بن محمد بدهند ( 34 ) .
در نتیجه اقدامات واقفین عده ای از شیعیان گرفتار تزویر و سیاست ها ی شیطانی سران واقفیه شده و از مسیر امامیه اثنی عشری خارج شدند . واقفیه تا اواخر غیبت صغرا و حدود سال های 350 هجری در جامعه شیعه حضور داشتند ( 35 ) اما کم کم جذب امامیه یا فرق دیگر شده و از صحیفه روزگار محو گردید .
گروه دیگر از شیعیان در مواجهه با شبهات واقفیان از امامت امام رضا (ع) دفاع کردند و به مخالفت با آنان پرداختند و در جامعه شیعی آن زمان با اثبات امامت امام رضا (ع) و روشن نمودن اذهان مردم در سراسر بلاد اسلامی ،  نقش بسزایی در پیشگیری از انحراف در مکتب تشیع داشته  و با هدایت شیعیان در امر امامت امام رضا (ع) خدمات ارزنده ای به مذهب تشیع روا داشتند .
یونس بن عبدالرحمن از جمله اصحاب خاص و مدافع امامت امام رضا (ع) است. از وی نقل شده است : زمانی که امام کاظم (ع) وفات کرد ، کسی از وکیلان او نبود مگر انکه اموال بسیاری نزد آنان بود و این باعث توقف آنها در امامت امام کاظم (ع) و رد امامت امام رضا (ع) و انکار وفات ابوالحسن (ع) گردید . وقتی که این انحرافات عقیدتی شیعیان را مشاهده کرد و حقیقت امامت امام رضا (ع) برای او محرز گردید با بر ملا کردن عقاید انحرافی واقفیان مردم را  به امامت امام رضا (ع) دعوت نمود و در مقابل دسیسه های سران واقفیه ( پیشنهاد رشوه ) ایمان او متزلزل نگردید (36) .
زکریا بن آدم اشعری از دیگر اصحاب خاص امام رضا (ع) است که به دفاع از امامت امام خود برخاست وی وکیل و نایب حضرت در شهر قم بود (37) شیخ طوسی در کتاب خود فضایل بسیاری را در شان ایشان نقل کرده است و او را متولی و عهده دار امور ائمه معصوم (ع) معرفی نموده است (38)
ذکریا بن آدم با توجه به شرایط و انحرافات عقیدتی آن زمان به ارشاد و هدایت شیعیان می پرداخت و خدمات بسیاری را نسبت به امام (ع) انجام داد و نزد امام رضا (ع)  هم منزلتی والا داشت (39) شیخ صدوق نیز زکریا را دوست و یاور امام رضا (ع) معرفی نمود . (40) امام رضا (ع) نیز درباره اش فرمود : خداوند به برکت وجود او عذاب را از قم دور می کند چنانچه به واسطه وجود پدرم در بغداد بلا و عذاب را از آن شهر دور گردانید (41) او در امور دین و دنیا امین و مورد اعتماد است (42) .
در نتیجه امامت حضرت علی بن موسی بن جعفر (ع) و حمایت اصحاب خاص حضرت اکثر شیعیان  به امامت امام رضا (ع) ایمان داشتند و پیرو مذهب اثنی عشری شده و در آزمون امامت شیعیان در عصر رضوی سربلند برآمدند و بار دیگر شیعیان با تمسک به منصب امامت الهی از فتنه واقفیان زمان رهایی یافتند.
منابع
1- شیخ طوسی – محمد بن حسن ، الامالی ، ص 616 ، دارالثقافه ، قم ، 1414 ق
2- ابن بابویه قمی ( شیخ صدوق ) عیون اخبار الرضا ، ج 1 ص 32
3- کلینی  ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، ص 518 ، ترجمه سید جواد مصطفوی ، چاپ انتشارات علمیه اسلامیه ، تهران
4- کلینی  ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، ص 518 ، ترجمه سید جواد مصطفوی ، چاپ انتشارات علمیه اسلامیه ، تهران
5- کلینی  ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، ص 497، ترجمه سید جواد مصطفوی ، چاپ انتشارات علمیه اسلامیه ، تهران
6-امین ، سید محسن ، اعیان الشیعه ، ج 1 ص 199 ، دارالتعاریف للمطبوعات ، بیروت ، بی تا
7- مختار اللیثی ، سمیره ، جهاد الشیعه ، ص 394 ، دارالجلیل ، بیروت ، 1396 ق
8-شیخ طوسی ، الغیبه ، ص 447 ، مکتبه نینوا ، تهران
9- مختار اللیثی ، سمیره ، جهاد الشیعه ، ص 763 ، دارالجلیل ، بیروت ، 1396 ق
10- ابن شهر آشوب مازندرانی،  محمد بن علی (ع) ، مناقب آل ابی طالب ، ج 3 ص 324 ، دارالاضواء ، بیروت
11- محمد بن نعمان ، شیخ مفید ، الارشاد ، ص 249 ، نشر اسلامیه ، تهران ، 1376
12- ابن بابویه قمی ( شیخ صدوق ) عیون اخبار الرضا ، ص 105 ، الاعلمی ، بیروت ، 1404 ق
13- کلینی  ، محمد بن یعقوب ، الکافی ، ج 1 ،  ص 320، انتشارات علمیه اسلامیه ، تهران ، 1362 ش
14-صفار ، محمد بن حسن ، بصایر الدرجات ، ص 138 ، کتابخانه مرعشی ، قم ، 1404 ق
15- کلینی  ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، حدیث شماره 993-986، ترجمه سید جواد مصطفوی ، چاپ انتشارات علمیه اسلامیه ، تهران
16- الناصری ، محمد حبیب، الواقفیه دراسه تحلیلیه ، ج 1 ص 20 ، الموتر العالمی للامام الرضا (ع) ، مشهد ، 1409 ق
17- کلینی  ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، ص 435، ترجمه سید جواد مصطفوی ، چاپ انتشارات علمیه اسلامیه ، تهران
18- طبرسی ، احمد بن علی ، الاحتجاج ج 2 ص 245 ، نجف ، 1966
19-شیخ مفید ، محمد بن نعمان ، الارشاد ، ص 298 ، کتابفروشی اسلامیه ، تهران 1376 ش
20-  شیخ مفید ، محمد بن نعمان ، الارشاد ، ص 256 ، کتابفروشی اسلامیه ، تهران 1376 ش
21-وحید بهبهانی ، محمد باقر ، فواید الاوحید ، ص 41 ، مکتب اعلام الاسلامی ، قم 1404 ق
22- ابن بابویه قمی ( شیخ صدوق ) کمال الدین و تمام النعمه ج 1 ص 286 و 644 ، دفتر انتشارات اسلامی ، قم 1416 ق
23- خویی ، معجم رجال الحدیث ج 3 ص 176 ، دارالزهرا ء ، بیروت
24- ابن بابویه قمی ( شیخ صدوق ) عیون اخبار الرضا
25- کلینی  ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، ص 483، ترجمه سید جواد مصطفوی ، چاپ انتشارات علمیه اسلامیه ، تهران
26- شیخ طوسی ، الغیبه ، ص 47 ، مکتبه نینوا ، تهران
27-نوبختی ، حسن بن موسی ، فرق الشیعه ، ص 81 ، صححه و علق علیه ، محمد صادق آل بحرالعلوم ، المطعبه الحیدریه ، 1355
28- تستری ، قاموس الرجال ، جامعه المدرسین ، موسسه نشر اسلامی ، 1417 ق
29-طوسی ، محمد بن حسن ، الغیبه ، ص 30 ، موسسه المعارف الاسلامیه ، قم ، 1417 ق
30- طوسی ، محمد بن حسن ، الفهرست ، ص 273 ، موسسه آل البیت ، قم ، 1420 ق
31-نجاشی ، احمد بن علی ، رجال نجاشی ، ص 255 ، موسسه نشر اسلامی ، بی جا ، 1418 ق
32- ابن بابویه قمی ، شیخ صدوق ، علل الشرایع ، ص 235 ، مکتبه الحیدریه ، بی تا
33- نوبختی در فرق الشیعه و ابو حاتم رازی در الزینه می نویسند که امروز – حوالی سال های 300 به آنان ممطوره گویند ولی شیخ صدوق و شیخ مفید به گونه ای حرف می زنند که گویا دیگر از واقفیه خبری نیست .
34- ابن بابویه قمی ، شیخ صدوق ، علل الشرایع ، ص 235 ، مکتبه الحیدریه ، بی تا
35-داوری ، مسلم ، اصول علم الرجال ، چاپخانه نمونه . 1416 ق
36-طوسی ، الغیبه ، ص 211 ، مکتبه نینوی الحدیثه ، تهران
37-مجلسی – محمد باقر ،بحارالانوار ، ج 2 ص 251 ، بیروت
38- شوشتری ، قاضی نور الله ، ج 1 ص 417 ، چاپ سوم ، کتابفروشی اسلامیه 1365 ش
39-محمد بن نعمان ( شیخ مفید ) ، الاختصاص ، ص 87 ، تصحیح علی اکبر غفاری ، جامعه المدرسین ، قم
سید ابراهیم آهنگری



٠٥:٤٨ - 1395/05/21    /    شماره : ٥٩٩٦٢    /    تعداد نمایش : ٣٨٦



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :15670
کل بازديدها :16739219
بازديدکنندگان آنلاين :2
بازديدازاین صفحه :136829