نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > ادیان و فرق 


  چاپ        ارسال به دوست

خاخامی که روحانی شد


خاخام آقا بابا


  خاخام آقابابا، مشهور زمانه بود و كوچه‌اي كه منزلش در محله يهوديان تهران ـ عودلاجان ـ واقع بود، به نام خودش بود، روحاني محل و بزرگ يهودیان در تهران بود.

اين شهر شلوغ، يك روي ديگر هم دارد، يك روي نوستالژيك، خاكش را كنار بزني، صندوقچه اسرار تهران را پيدا مي‌كني، به خصوص منطقه دوازدهش، عودلاجان، قورخانه، مولوي، ميدان اعدام، توپخانه و كاخ گلستان، باغ ملي. تهران هرچه نداشته باشد، يادگاري زياد دارد؛ آنقدر از قاجار و پهلوي يادگاري گذاشته‌اند كه كافي است يك ديوار دور منطقه دوازده تهران بكشيم و اسمش را بگذاريم موزه

مسجدي در محاصره پرده‌فروش‌ها
خيابان مولوي را با پرنده‌فروشي‌هايش مي‌شناسند، پرنده‌فروشي‌هايي كه ديگر نيست و حالا تبديل شده‌اند، به قفس فروشي. از خيابان مولوي و پرنده‌فروشي‌هايش چند صد قدم به غرب بياييد، ناگهان فضا عوض مي‌شود، چند قدم بعداز بيمارستان و زايشگاه اكبرآبادي بين انبوه موتورهاي در حال استراحت پيك‌هاي موتوري بازار تهران، تابلوي كوچك و مظلومانه، مسجد مظفري پيداست، خود مسجد هم در محاصره پرده فروشي‌هاست

همه چيز مسجد معمولي معمولي است، حتي ساختمانش هم معمولي و تازه تاسيس است، ولي حتما بايد سراغ آن قبر مخصوص را بگيري كه خادم پير اما سرپاي مسجد يك نگاه براندازانه بكند و شما را ببرد انتهاي مسجد، فرش‌ها را كنار بزند و قبر «فخر‌الاسلام محمدرضا، خاخام سابق يهود» را نشانتان بدهد، فخر‌الاسلام هم مهمان خانه خداست، اما برخلاف آن خواب‌گزارهاي غريبه و گذري، سال‌هاست كه در خانه خدا خوابيده است.نزدیک به ۲۰۰سال

در امّت كليم خدا پيشوا شدم
ديدم محمّد است محمدرضا شدم
قبر ساده است و تنها، تنها قبر مسجد مظفري، كف مسجد رو به قبله، قبر حجت‌الاسلام حاج محمدرضا، خاخام سابق يهود، صاحب كتاب رديه بر يهود، يك سنگ قبر قديمي هم دارد كه به ديوار نصبش كرده‌اند، اما بدسليقگي كرده‌اند و طلقي روي سنگ گذاشته‌اند كه عملا نوشته‌هاي سنگ قبر اوليه را ناممكن مي‌كند

اما فخرالاسلام و خاخام آقاباباي سابق كه بود؟ ملا آقابابا، خاخام بزرگ يهود در دوره فتحعلي‌شاه قاجار بود، در سال ۱۲۳۷ هجري قمري ـ ۱۸۲۲ ميلادي ( حدود ۱۹۰ سال قبل) به همراه بيش از ۷۰ نفر از پيروان يهودي‌اش اسلام آورد



خاخام آقابابا، مشهور زمانه بود و كوچه‌اي كه منزلش در محله يهوديان تهران ـ عودلاجان ـ واقع بود، به نام خودش بود، به اصطلاح روحاني محل و بزرگ يهود در تهران بود، اما اسلام آورد.
اسلام آوردن خاخام بزرگ يهود در تهران آنقدر مهم بود كه در مجلس اسلام آوردنش، علماي بزرگي چون ملا احمد نراقي و ميرزا بزرگ قائم‌مقام هم در آن مجلس حاضر شدند. شگفتي داستان به همين جا ختم نمي‌شود، خاخام سابق خيلي زود به كسوت روحانيت شيعه درآمد و شد «حجت‌الاسلام محمدرضا فخر‌الاسلام». 

اما شگفتي ديگر زندگي اين خاخام روحانی شده، رديه‌اي بود كه او به زبان عبري بر يهوديت نوشت، البته متن عبري كتاب ظاهراً با توطئه‌هاي عمدي مفقود شده، اما ترجمه فارسي‌اش منتشر شده است، البته صد سال قبل و با چاپ سنگي و قديمي

داستان فخرالاسلام مورد توجه مستشرقان غربي قرار گرفته بود، دانيل زاديك در كتاب « مباحثات ديني شيعيان امامي با يهوديان در اواخر قرن هجدهم و نيمه نخست قرن نوزدهم ميلادي» با ترجمه جواد مرشدلو ماجراي فخر‌الاسلام را چنين روايت مي‌كند: «كتاب فخرالاسلام سال‏ ۱۲۹۲ هجري ـ ۱۸۷۵ ميلادي ـ منتشر شد و منبع ارزشمندي از استدلال و ادّله را براي مسلمانان فراهم آورد. تغيير دين رضايي و احتمالا كتابش، آن‌طور كه گزارش شده است، باعث گرايش گروه‏ پرشماري از يهوديان به اسلام شد؛ در سال ۱۲۹۲ هجری قمری بيش از هزار نفر يهودي به اسلام گرويدند، اين كتاب زندگي اجتماعي يهوديان ايران را متحول و موجي از رديه‌نويسي‌ها و انتقادات را عليه آنان فراهم كرد.» 

محمدرضا فخرالاسلام، دو سال هم از پنجاه سال سلطنت ناصرالدين شاه قاجار را درك كرد و سرانجام در ۱۲۶۶ هجري قمري جان به جان‌آفرين تسليم كرد و مهمان خانه خدا شد تا امروز. تنها تكريم وي شايد اين بود كه بازماندگانش، قبرش را در سال ۱۳۵۲شمسي بازسازي كردند و به جاي سنگ قبر قديمي ـ كه ذكرش را شنيديد ـ يك سنگ قبر امروزي با خط نستعليق جايش گذاشتند



فخرالاسلام شيخ محمدرضا در ابتداي كتابش، چنين خود را معرفي مي‌كند:
 
» كمترين حقير فقير از سلسله علماي بني‌اسرائيل بودم و در ميان ايشان از افاضل و اعيان بودم و همگي علماي بيت‌المقدس و ارباب فهم آن طايفه به فضل و تتبع من معترف بودند و در تمام عمر مشغول به تحصيل علوم و مطالعه كتب سماوي و در مقام و متابعت رسوم انبياء سلف و علماي خلف بودم و در آن تجسس و طلب به غير از تميز ميانه حق و باطل اديان و وصول به طريق حق و ايقان مطلبي و مقصودي نداشتم و پيوسته ظهور راه صواب را از مفتح‌الابواب سائل بودم.«
بشارت به پيامبر آخرالزمان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و اشاره به ظهور منجي آخرالزمان از نسل پيامبر و حتي نام دوازده امام كه در تورات آمده است، از جمله نكات قابل توجه كتاب «منقول الرضايي» فخر‌الاسلام است

نویسنده : بهمن هدایتی

 


١٨:٣٦ - 1391/05/31    /    شماره : ٤٥٦١    /    تعداد نمایش : ٧٩٧



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :8435
کل بازديدها :17647384
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :144753