نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > ادیان و فرق 


  چاپ        ارسال به دوست

آیین كالونی

اشاره
ژان کالون را باید مهم‌ترین رهبر و الاهیدانِ‌ نهضت اصلاح دینی پس از لوتر دانست. کتاب مبادی دین مسیحی او مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اثر الاهیاتی در دوره‌های اولیة حیات نهضت اصلاح دینی است؛ کالون مهم‌ترین رهبر کلیساهای اصلاح‌شده بود؛ او در شهر ژنو حکومتی مسیحی برپا کرد و رهبری آن را بر عهده گرفت. روایت کالون از الاهیات در بین پروتستان‌های فرانسه، هلند و اسکاتلند مقبولیت و حاکمیت یافت و آیین کالونی حرکتی قوی و پرنیرو در انگلستان و قسمت‌هایی از آلمان و اروپای مرکزی بود. این مقاله سعی دارد تا تصویری خلاصه اما روشن و قابل‌فهم از اندیشه‌های اصلی کالون و جریانی که به آیین کالونی مشهور است ارائه کند.

 مقدمه
آیین کالونی نظام الاهیاتی‌ای است كه اصلاحگر فرانسوی، ژان كالون، شكل داد. او عمده مباحث خویش را در كتاب مبادی دین مسیحی[1] (1536ـ1559) مطرح كرد. این ساختار كلامی ــ كه نشان‌دهندة شایستگی كالون برای لقب «نابغة الاهیاتی نهضت اصلاح دینی» است نخستین عرضة نظام‌مندِ پروتستانتیسم بود که پس‌زمینه‌ای عقیدتی نیز برای بیشتر كلیساهای غیرلوتری سنت اصلاح‌شده[2] فراهم آورد.

این مقاله آیین کالونی را تحت عناوین ذیل مورد بررسی قرار می‌دهد:

  1. آیین کالونی؛ یك نظام الاهیاتی
  2. ساختار الاهیاتی
  3. تحولات تاریخی
  4. گسترش جغرافیایی

1. آیین کالونی؛ یك نظام الاهیاتی
هرچند آیین کالونی یك ساختار نظام‌مند است، اما سیستم به معنای اصطلاحی و کامل آن ــ یعنی نظامی با یك ایدة اصلی، شكل‌گیری و تكوین روشن و واضح، و هماهنگیِ كامل؛ مانند آنچه در مکتب ارسطو، مكتب كانت و یا فلسفة توماسی می‌بینیم ــ نیست. در عوض، آیین کالونی بیانی مبتنی بر كتاب‌مقدس، مستدل و مشروح از اصول انجیلی و پروتستانی را به‌عنوان دفاع اصلی خویش ارائه می‌كند؛ هرچند این تنها دفاعش نیست. كالون آموزه‌های اصلاحاتِ اولیه: عادل‌شمردگی به وسیله ایمان (تنها ایمان)[3]كه فیض الهی آن را عطا كرده است (تنها فیض)،[4] اولویت و برتری كتاب‌مقدس و كشیش‌بودن تمام معتقدان واقعی را به کار گرفت؛ او از این آموزه‌ها، ساختاری جدید ایجاد كرد كه خصوصیات و اعمال آن تفاوت بسیاری با آیین لوتری یا آیین انگلیكن، دیگر اصلاحات اقتدارگرای[5] قرن شانزدهم، داشت.

 سیستم نسبی
كالون 27 ساله بود كه اولین نسخه از كتاب خود، مبادی دین مسیحی، را منتشر كرد. آن‌چنان كه خودش در «نامه‌ای به پادشاه» (فرانسیس اول، 1515ـ1547) ــ كه در مقدمة همین كتاب آورده ــ گفته است، قصد او از تألیف كتاب مبادی این بوده است كه شرحی در نهایت سادگی دربارة تعالیم مسیحیت بنویسد تا به وسیلة آن «كسانی كه مایه‌ای از شور و تعصب دینی دارند، به آن تعصب صورتِ یك ایمان و خداشناسی حقیقی بدهند».[6]

كالون در مابقی عمرش ــ تا زمان انتشار نسخة نهایی كتابش به زبان لاتین (1551) و ترجمة فرانسه آن (1560) ــ كتاب خویش را شرح و بسط داده، بازبینی و منتشر كرد تا اینكه به بیانی كامل، معتبر و موثق از آیین کالونی تبدیل شد. برخلاف بسیاری از الاهیدانان، عقاید كالون در طول زمان ثابت ماند. نسخة پایانی مبادی دین مسیحی از نظر حال و هوا و تعالیم تفاوتی با نسخة اول (1536) نداشت. تفاوت نسخه‌های متأخر با نسخه‌های پیشین در میزان مستدل بودن و تفصیل مباحث و استدلال‌هایی بود كه كالون در دفاع از عقاید خویش مطرح می‌كرد.

آموزشی كه كالون در علم منطق در كولژ دومنتگو دیده بود و همچنین تحصیلات حقوقی او نزد حقوقدانان اورلئان و بورژ در ساختار اندیشة الاهیاتی او آشكار است.

 ایده اصلی
در گذشته گرایش به این بود که تقدیر ازلی را نقطة اصلی الاهیات كالون بدانند. بعدها قدرت مطلق خداوند و بسیار متأخرتر، الوهیت مسیح به‌عنوان اصلِ سازندة آیین کالونی مطرح شد. هرچند بهترین ایده‌ای كه امروزه وجود دارد این است كه آیین کالونی یك نظام منسجم نیست كه حول یك عقیدة مركزی شکل گرفته باشد. به نظر می‌رسد کالون بیش از آنکه ساختار الاهیات خود را بر محور یک مفهومِ انتزاعیِ مرکزی بنا کند، ترجیح می‌دهد مجموعه‌ای از ایده‌های کتاب مقدسی را گرد هم آورد.

 منابع
منبع اصلی و بلامنازع نظام الاهیاتی كالون كتاب‌مقدس بود. كالون كتاب‌مقدس را به‌طور كامل خوانده بود و آن را كاملاً می‌دانست و تقریباً بر تمامی كتاب‌های آن شرح و تفسیر نوشته بود. شاید هیچ یك از رهبران اصلاح دینی دانشی چنین گسترده دربارة «عهد قدیم» نداشتند. استفادة كالون از كتاب‌مقدس فوق‌العاده و قابل‌مقایسه با سلف او، مارتین لوتر، است. لوتر بیان می‌كند كه مطالعة كتاب‌مقدس باید با توجه به روشن‌سازی اصول عادل‌شمردگی به وسیلة ایمان ــ شرط لازمی[7] كه او در آموزه‌های كتاب‌مقدس می‌شناساند ــ باشد. در مقابل، كالون می‌گوید تمام بخش‌های كتاب‌مقدس، از كتب قانون و مناجات عهد قدیم تا رساله‌های پولس، برای مسیحیان از نظر كارایی برابر هستند. بنابراین كتاب‌مقدس برای كالون، كتابی بود متشكل از متونی كه باید به‌طور كامل خوانده شوند. او از مجموعة متنوعی از كتاب‌های كتاب‌مقدس استفاده كرد تا برنامه‌ای برای اصلاح اشخاص و جامعه عرضه و نظرات الاهیاتی خویش را تأیید كند.

نوشته‌های آبای كلیسا، زمینة مهمی را برای نظام كالون شكل دادند. احتمالاً او اولین بار در كولژ دومنتگو با این آثار آشنا شده است. کالون در تمام عمرش آگاهی خود را در مورد نوشته‌های یونانی و لاتینی آبا عمق بخشید و افزایش داد.[8] هرچند چنین به نظر می‌رسد كه زمانی یوحنای زرین‌دهان فرد مورد علاقة او بوده است، اما تأثیر آگوستین قدیس بر او چشمگیر و بی‌نظیر است. كالون دائماً آثار آگوستین را می‌خواند و بیشتر اوقات از او نقل می‌كرد و احساس می‌كرد كه با او توافقی ‌اساسی و بنیادی دارد.

كالون نویسندگان فلسفة مَدرَسی را نیز می‌شناخت و از آنان بهره برده بود. او با آثار آنسلم، پیتر لومبارد و توماس آكوئیناس آشنا بود؛ اما به نظر می‌رسد كه به‌ویژه به دنز اسكوتوس و ویلیام اوكامی علاقه‌مند بوده است. تعدادی از نویسندگان ریشه و منشأ تصور كالونی از خدا را تعالیم دنز اسكوتوس می‌دانند. هرچند ای. دومرگ، ای. لِسرف[9] و سایرین در این فرضیه تردید كرده‌اند، اما شباهت نظریة كالون در مورد خدا و تعالیم اسكوتوس بیشتر از آن است كه بتوان از آن چشم پوشید.[10] تأثیرات فلسفة نام‌گرایی بر كالون را می‌توان در برتری بخشیدن او به مشیّت الهی دید. این تأثیرات همچنین در اثربخشی به مصایب مسیح،[11] انتقال گناه آدم و طبیعت میانجی[12] به‌عنوان خدا و انسان ــ كه او همة اینها را وابسته به مشیّت الهی می‌داند ــ آشكار است.

كالون با لوتر در مورد آموزه‌های بنیادینی كه به رستگاری انسان مربوط می‌شوند، توافق كامل داشت؛ اما پس از سال 1536، به علت اختلاف در مورد مسئلة شام خداوند از لوتر جدا شد. به‌تدریج هر چه كالون نظام الاهیاتی خویش را بسط می‌داد، اختلاف‌ها دربارة مسائلی مانند مجموعة رسمی كتاب‌مقدس، قضا و قدر، كلیسا، مسیح و آیین‌های مقدس پدیدار می‌شد. هرچند چنین تفاوت‌هایی آیین کالونی را از آیین لوتری متمایز می‌سازند؛ اما در مقایسه با توافق اساسی این دو در مورد آموزة عادل‌شمردگی به وسیلة ایمان اهمیت كمتری دارند.

باید یكی از منابع اندیشة كالون را اندیشه‌های فیلیپ ملانشتون، به‌خصوص در كتاب مباحث کلی الاهیات[13] (1531)، دانست. كالون بر ترجمة فرانسویِ آن مقدمه‌ای نوشت (جنوا 1546). علاوه بر آن، اعتراف‌نامة آگسبورگ[14] را امضا كرد و تصور می‌كرد كه با آن كاملاً موافق‌ است؛ هرچند ــ همان‌طوركه خود او در مقدمه‌اش بر كتاب ملانشتون اعلام كرد ــ با ملانشتون بر سر ارادة آزاد و تقدیر ازلی اختلاف نظر داشت.

 مارتین بوسر و كالون دوستانی صمیمی بودند و این دوستی و توافقِ نظر در آثار ایشان آشكار و مشهود است. خصوصاً در ایدة تقدیر ازلی می‌توان تأثیر بوسر را بر او دید. كالون اندیشة بوسر را در مورد خصوصیت تعیین‌كنندگیِ تقدیر ازلی و همچنین نقشی كه حمد و ستایش، عادل‌شمردگی، و انجام وظیفه در آن داشتند پذیرفت. در عین حال کالون تمایز و تفاوت بین تقدیر ازلی و علم پیشین را پذیرفت، حال آنكه بوسر آن دو را یكی می‌دانست.[15]

 2. ساختار الاهیاتی
چكیده‌ای از عقاید كالون، دورنمایی برای مطالعة مبسوط‌تر و مفصل‌تر دربارة عقاید اصلی اصلاح‌گران به دست می‌دهد:

حكمت حقیقی عبارت است از شناخت خدا و خودمان. و تنها در پرتو شناخت خدا می‌توان به یك خودشناسی حقیقی دست یافت. خداوند خود را در دو كشف [وحی] شناسانده است: به‌عنوان خالق از طریق جهان مادی؛ و به‌عنوان منجی[16] ــ یعنی شناختی از خدا كه نجات‌دهنده است ــ تنها از طریق كتاب‌مقدس. كتاب‌مقدس مسیح را می‌شناساند، میانجی یگانه که رستگاری به وسیلة او حاصل می‌شود. رستگاری از طریق عمل پنهانی روح‌القدس و ایمان به دست می‌آید. ایمان لازم و ضروری است؛ زیرا با سقوط [هبوطِ] آدم، همة انسان‌ها تحت مصیبت گناه و محکومیت الهی قرار گرفتند. رستگاریْ ناشی از رحمت خداوند است؛ این رحمت كسانی را دربرمی‌گیرد كه خداوند از ازل و در ارادة غیر قابل دركش، آنان را برای دریافت آن [رحمت] انتخاب كرده است. سایرین به حق و از روی انصاف از دایرة فیض نجات‌بخشِ او بیرون هستند و از آثار و نتایج گناه خویش رنج می‌برند.

عادل‌شمردگی تنها به وسیلة ایمان محقق می‌شود؛ اما ما به علت کاهلی و جهالتمان به کمک‌های بیرونی‌ای مانند موعظة انجیل در كلیسا و اجرای آیین‌های مقدسِ تعمید و شام خداوند نیازمندیم.

كلیسا هم نامرئی است و هم مرئی: كلیسای نامرئی از كسانی تشکیل شده است كه با اعتراف، زندگی شایان تقلید و شركت در آیین‌های مقدس، اعتقاد خویش به خدا و مسیح را اظهار می‌كنند. كلیسای مرئی این نشانه‌ها را دارد: موعظه كردن و شنیدن انجیل، و اجرای آیین‌های مقدس.

قدرت مطلقِ خداوند
كتاب مبادی دین مسیحی با این جمله آغاز می‌شود: «تقریباً تمام حكمتی كه ما داریم، یعنی حكمت حقیقی و واقعی، از دو قسمت تشكیل شده است: شناخت خدا و شناخت خودمان».[17] تمامیِ ساختار الاهیاتی كالون درصدد ارائة تمام روابط بین انسان و خداست. همان‌طور كه لوتر پیش از وی گفته بود، او نیز اعلام كرد كه «نفس وجود ما چیزی جز ادامة حیات در یك خدا نیست».[18] كالون ــ به علت اعتقاد راسخ خویش یا به‌علت اینكه می‌خواسته دغدغه‌های لوتر در مورد انسان را از بین برده باشد ــ از نظریة لوتر در باب بخشش رایگان خداوند فراتر رفت و به ایدة قدرت مطلقة خداوند رسید؛ خداوند همه کاره است، هم در نظام غایات و هم در نظام وسایل و ابزار؛ همه چیز در جهت جلال خداوند است. این ایده بر دیدگاه او دربارة تحقیق و پرسش عقلانی و منطقی از طبیعت خداوند سایه انداخته است. از نظر كالون سؤال «خدا چیست؟»[19] سؤالی عبث و حتی وقیحانه و گستاخانه است؛ زیرا «ذات خداوند غیر قابل فهم است؛ بنابراین الوهیت او بسیار بالاتر از فهم و درك بشر است».[20]

كالون دربارة خدا در چارچوب ارادة متعالی او می‌اندیشد؛ اراده‌ای كه قانون مسلم و قطعی و «...تنها علت حقیقی همه چیز»[21] است. تمام اوامر و مشیّت‌های الهی ــ كه همه چیز به وسیلة آنها منظم و بسامان است ــ از آن اراده ناشی می‌شوند: خداوند «آنچه را می‌خواهد انجام دهد، امر كرده است و اكنون با قدرت خویش آنچه را امر كرده است اجرا می‌كند».[22] این مشیّت نباید مورد پرسش واقع شود. كالون می‌گوید: «ارادة خداوند بالاترین قانون درستكاری و عدالت است؛ هرچه او اراده كند، به علت همین حقیقت كه خدا آن را اراده كرده است، باید درستكارانه و عادلانه به شمار آید. بنابراین هرگاه كسی بپرسد چرا خداوند چنین كرد، ما باید پاسخ بدهیم: زیرا آن را اراده كرده بود».[23]

نظر كالون در مورد خدا با نظر او دربارة كتاب‌مقدس نیز مرتبط است؛ بنا بر عقیدة كالون هیچ كس نمی‌تواند به شناخت خدا دست یابد مگر اینكه به وسیلة كتاب‌مقدس تعلیم یافته باشد.[24] كتاب‌مقدس باید با ایمان و در پرتو روشنگری روح‌القدس خوانده شود؛ به عبارت دیگر، «كتاب‌مقدس تنها زمانی برای كسب شناختی از خدا ــ شناختی که موجب نجات است ــ كافی خواهد بود كه دقیقاً مبتنی بر تشویق و ترغیب درونی روح‌القدس باشد».[25]

تباهی انسان
زمانی كه انسان از طریق كتاب‌مقدس به خدا می‌نگرد، قدرت مطلقة او را می‌یابد و زمانی كه از طریق كتاب‌مقدس به خودش می‌نگرد، تباهی و فساد كامل خویش را می‌بیند. كتاب‌مقدس موقعیت انسان را در داستان هبوط به تصویر می‌کشد: جایی كه صورت خدا در انسان به‌طور كامل ویران نشده بود؛ «... اما آن [تصویر خدا] به حدی ویران شده بود كه آنچه باقی مانده بود، بی‌اندازه بی‌قواره و بدشكل بود».[26]

مراد كالون از فساد و تباهی كامل انسان، ناتوانی کامل او از ایجاد و یا حفظ رابطه‌ای درخور با خداوند، تنها به وسیلة اعمال خودش، است. كالون بر سامان‌داشتن و قاعده‌مندیِ رستگاری و بر وابستگی كامل انسان به خدا در عادل‌شمرده شدن، تأكید می‌كند. زمانی كه كالون در كتاب مبادی[27] برای لحظه‌ای به آن دسته از علایق انسان كه متعلق به زندگی این جهانی هستند، مانند اندیشه‌های سیاسی، مهارت‌های فنی، فلسفه و علوم انسانی، توجه می‌كند بی‌درنگ می‌پذیرد كه انسان می‌تواند كارهای شگفت‌انگیز بسیاری انجام دهد.

هرچند ارادة انسان محدود به بندگی گناه است؛ اما اگر کسی بپرسد: «آیا انسان مجبور به انجام گناه است؟» كالون پاسخ می‌دهد که اگر انسان مرتكب گناه شود، آن را داوطلبانه و از روی اختیار انجام داده است؛ [زیرا هرچند] انسان گرایشی قوی به گناه دارد؛ اما مجبور به انجام آن نیست.[28] او همچنین چیزهایی كه به نظر می‌رسد ارادة آزاد انسان را انكار می‌كنند کنار می‌گذارد. بنا بر نظر كالون، ارادة انسان از بین نرفته است، اما او به تنهایی نمی‌تواند ایمان را اراده كند؛ «... ارادة آزاد برای قادر ساختن انسان به انجام كارهای نیك كافی نیست؛ مگر اینكه انسان توسط فیض الهی یاری شود».[29] اشارة این اصلاحگر به این مطلب است كه خداوند، با عمل خود، موجب عادل‌شمردگی است نه انسانْ با عمل خودش. به واسطة عادل‌شمردگیْ فرد گناه‌كار پذیرفته می‌شود، هرچند او یك گناه‌كار است ــ زیرا انسان به ناچار و الزاماً گناه‌كار است.

ایمان به مسیح
انسان در وضعیت گناه‌آلود خویش نیازمند رابطه‌ای نجات‌دهنده با خداوند است. او این رابطه را در مسیح، یگانه میانجی، كسب می‌كند؛ اما انسان خودْ حركت به سمت اتحاد با مسیح را آغاز نمی‌كند؛ «ایمان كار اصلی روح‌القدس است»؛[30] ایمان «یك شناخت قطعی و راسخ از خیرخواهی خداوند نسبت به ماست كه مبتنی بر درستی و حقیقت داشتن وعده‌ای است كه، به رایگان، در مسیح داده شده است. وعده‌ای كه هم بر اذهان ما مكشوف است و هم به وسیلة روح‌القدس در قلب‌های ما نهفته شده است».[31] با این حال، حتی ایمان نیز بنفسه نه ارزش دارد و نه قدرت؛ كالون چنین توضیح می‌دهد: «ایمان موجب عادل‌شمردگی می‌شود، نه به این علت كه ایمان به سبب ارزشِ خودْ ما را شایستة درستكار بودن می‌كند؛ بلكه ایمان وسیله‌ای است كه ما با آن درستكاری مسیح را، به رایگان، دریافت می‌كنیم».[32] در اینجا كالون، مجدداً بر قدرت مطلق خداوند تأكید می‌كند و به موازات آن بر این مطلب نیز تأكید می‌كند كه انسان بنفسه نمی‌تواند هیچ كاری برای كسب رستگاری انجام دهد.

ایمانی كه انسان از روح‌القدس دریافت می‌كند، او را با مسیح متحد می‌سازد و این اتحاد و یكی‌شدن پیش‌شرطی است كه به وسیلة آن «... اساساً، ما فیض و رحمتی دوگانه دریافت می‌كنیم: یكی، آشتی با خدا از طریق بی‌گناهی مسیح ــ احتمالاً ما در بهشت در عوض قاضی و داور، پدری رحیم و مهربان خواهیم داشت ــ و دیگری تقدیس به وسیلة روح مسیح كه به سبب آن می‌توانیم بی‌گناهی و خلوص زندگی را بسط دهیم».[33] هدیة اول را كالون عادل‌شمردگی یا عدالت[34] می‌نامد و دومی را تولد مجدد و یا تقدیس.[35]

به واسطة تولد مجدد، مسیح خدای زندة انسان می‌شود و انسان با بدن مسیح پیوند می‌یابد. پیامد و نتیجة این اتحاد و یکی‌شدن این است كه انسان به وسیلة روح مسیح زندگی می‌كند؛ دیگر زندگیِ او به دور از خدا نیست؛ زندگی مسیحی «... عبارت است از ریاضت جسم و تن ما و انسان‌های پیشین، به علاوة حیات‌بخشی روح‌(القدس)».[36] از نظر كالون ایدة عادل‌شمردگی «محور اصلی‌ای است كه دین بر مدار آن می‌گردد».[37] او به عادل‌شمردگی در شكل و هیئت یك محاكمه می‌نگرد كه اگر متهم شاهدی برای تأیید درستكاری خویش بیاورد آزاد شده «یا عادل‌شمرده می‌شود». «ما گناه‌كار هستیم و بنابراین شایستة محكومیت؛ اما به علت اتحاد و یكی‌شدن با مسیح از طریق ایمان، عدالت مسیح را همراه با او دریافت می‌كنیم».[38] ما عادل نمی‌شویم؛ بلكه صرفاً با عدالت مسیح پوشانده می‌شویم. خداوند در حالی كه ما را در مسیح می‌بیند، یا به بیان دقیق‌تر در حالی كه عدالت مسیح را می‌بیند، به «عادل‌شمردگی» حكم می‌كند. این عمل قضایی دارای دو بخش است: بخشش گناهانِ [فرد گنه‌كار] و نسبت دادنِ عدالت مسیح [به او].[39] این دو بخشْ پی‌درپی نیستند بلكه تا حدودی شبیه به دو جنبة یك فعل هستند؛ هرچند در عادل‌شمردگی بیش از یك فعل انجام می‌شود؛ زیرا اگر عادل‌شمردگی یك فعل بود، كارهای خوب فرد گناه‌كاری كه یك بار عادل‌شمرده شده است، مجدداً موجب محكومیت او می‌شد؛ چراکه تمام اعمال انسانْ آلوده به گناه است. بنابراین خداوند نه تنها فرد گناه‌كار را عادل می‌شمرد؛ بلكه فرد عادل‌شمرده شده را در تمام اعمالش نیز عادل می‌شمرد تا آن اعمال به‌عنوان گناه به آن فرد نسبت داده نشوند. نظریة عادل‌شمردگی كالون چنین است.[40]

 تقدیر ازلی
نظریة كالون در مورد تقدیر دوگانة انتخاب‌شدگی یا مطرود بودن، نتیجة منطق و همچنین اصول عقیدتی اوست. به علت اعتقاد او به قدرت مطلق خداوند و ناتوانی كامل انسان از سهیم بودن در رستگاری خویش، ایدة تقدیر ازلیْ بنیاد و شالوده‌ای است که برای نظام الاهیاتی او ضروری است. البته دلایل عمل‌گرایانه نیز در تنظیم و تدوین این ایده نقش داشتند؛ زیرا فرد مؤمن و معتقد فقط زمانی از اعتماد كردن به شایستگی‌ها و اعمال خود برای رستگاری، رها می‌شود كه رستگاری به ارادة خداوند وابسته باشد. علاوه بر این، چنین ایده‌ای برای كلیساشناسی كالون نیز لازم است. كالون می‌گوید: «ما به تقدیر ازلی ــ [یعنی] مشیّت ازلی‌ای كه خداوند به وسیلة آن، با خودش، آنچه را كه اراده كرده است برای هر انسان پیش بیاید، معین می‌كند ــ معتقدیم؛ زیرا تمام انسان‌ها در شرایط و موقعیت یكسانی خلق نمی‌شوند؛ بلكه برای عده‌ای حیات ابدی مقدّر شده است و برای عده‌ای لعنت و نفرین ابدی».[41] این مشیّت چنان مسلم و قطعی است كه از علم پیشین الهی مستقل است و به طریق اولی كسی نمی‌تواند مانع تحقق آن شود.

فیض الهی مقاومت‌ناپذیر است. همان‌طور كه فرد گناه‌آلود، ضرورتاً شر را اراده می‌كند، [ارادة] فرد برگزیده یا عادل‌شمرده شده نیز ضرورتاً با خواست‌ها و علایق خداوند مطابقت دارد.

كالون در شرح رسالة آگوستین، دربارة فساد، فیض و اختیار،[42] می‌گوید: «... این فیض است كه هم انتخاب و هم اراده را در قلب شكل می‌دهد. بنابراین هر كار نیكی كه در پی این اراده می‌آید، میوه و اثر فیض است و قلب ارادة دیگری غیر از ارادة فیض ندارد كه از آن اطاعت كند».[43]

كالون خود را ملزم به تأیید ایدة رانده‌شدگی[44] می‌داند. این مطلب او را می‌ترساند؛ اما با منطق و صراحتی خلل‌ناپذیر بر این مطلب پا می‌فشرد كه تقدیر رانده‌شدگی غیر قابل درك اما مسلماً عادلانه است. فرد رانده‌شده عادلانه محكوم شده است.[45] علت اصلی تأکید کالون بر این تقدیر ترسناك، روشن ساختن این مطلب است كه جلال خداوند در همان رازی است كه خداوند در آن نهفته است.

 كلیسا و آیین‌های مقدس
انسان به علت جهالت و کاهلی خویش به كمك‌های بیرونی محتاج است تا بتواند ایمانی كه به او هدیه شده است را استمرار ببخشد و تثبیت كند. بنابراین كالون اظهار می‌كند كه خداوند منطبق با این ضعف و ناتوانی، كلیسا و دو آیین مقدسِ تعمید و عشای ربانی را ایجاد كرد. كلیسا ــ كه كالون آن را به تبعیت از قدیس سیپریان«مادر» می‌نامد[46] ــ نهادی است كه از جانب خدا بنیان نهاده شده است و به همین دلیل [التزام به آن] ضروری است و نجاتی خارج از آن وجود ندارد: «... به دور از آغوش او [كلیسا] كسی نمی‌تواند به نجات یا بخششی برای گناهان امید داشته باشد».[47]

كلیسا هم مرئی است و هم نامرئی: در جنبة مرئی آن، امت مسیحی قرار دارد؛ اما كلیسای نامرئی دربرگیرندة تمام برگزیدگان خداوند است و با عشای ربانی پارسایان و همچنین با بدن مسیح برابر است. از آنجا که كلیسای مرئیْ افراد رانده‌شده را نیز دربردارد، گسترده‌تر از بدن مسیح است. البته این سخن به این نتیجه منتهی نمی‌شود كه دو كلیسا وجود دارد؛ بلكه یك كلیسا با دو جنبه وجود دارد: كلیسا تا جایی كه موضوع و متعلق ایمان است یا تا حدی كه خدا آن را می‌بیند، نامرئی است و در جایی كه موضوع و متعلق تجربه است و بر انسان‌ها ظاهر می‌شود، مرئی است.[48]

همچنان‌كه لوتر پیش از وی در اعتراف‌نامة آگسبورگ گفته بود،[49] كالون نیز برای حكم كردن به وجود كلیسای حقیقی دو معیار عینی ارائه می‌دهد: «هرگاه دیدیم كه كلام خداوند خالصانه وعظ و شنیده می‌شود و آیین‌های مقدس بر اساس سنت مسیح اجرا می‌شوند، بی هیچ شك كلیسای خداوند وجود دارد».[50]

كالون آیین مقدس را چنین تعریف می‌كند: «نشانه‌ای بیرونی كه خداوند به وسیلة آن بر دل‌های ما مُهرِ وعدة "ارادة خوب خویش نسبت به ما" را می‌زند تا بدین وسیله ضعف ایمان ما را جبران كند؛ آیین مقدس شاهدی از فیض و رحمت الهی نسبت به ما است كه با نشانه‌ای بیرونی و ظاهری تأیید شده است، به همراه تأیید متقابل پرهیزكاری ما نسبت به او».[51] در نظر كالون، آیین‌های مقدس دربردارندة فیض و یا عطاكنندة آن نیستند، بلكه آینه‌ای از حقیقتی هستند كه نماد و سمبل آن می‌باشند. این حقیقت ــ كه به وسیلة مسیح وعده داده شده و اثرگذار شده است ــ همزمان با دریافت نمادهای زمینیِ آیین‌های مقدس اعطا می‌شود. بنابراین كالون در مورد آیین عشای ربانی می‌گوید: «با وجود این، اگر اكنون كسی بپرسد آیا نانْ بدن مسیح و شرابْ خون اوست؟ ما باید پاسخ بدهیم كه نان و شراب علائم قابل رؤیتی هستند كه خدای ما، عیسی مسیح، به وسیلة آنها خون و بدن خویش را بین ما تقسیم می‌كند». كالون در ادامه می‌گوید: «آن حقیقتْ یك راز روحانی است كه قابل رؤیت با چشم نیست و فهم بشر آن را درك نمی‌كند. بنابراین، به علت ضعف ما، به وسیلة نشانه‌های مرئی نشان داده می‌شود. البته در چنین روشی این نشانه‌ها، تمثال و نشانة صرف نیستند؛ بلكه به حقیقت و جوهره و اساس خود می‌پیوندند».[52]

بنابراین، آثار آیین‌های مقدس به سبب وعدة مسیح اعطا می‌شوند، به وسیلة ایمان دریافت می‌شوند، فقط افراد برگزیده آنها را دریافت می‌كنند، و با نشانه‌های بیرونیْ آشكار و قطعی می‌شوند. این آثار موجب یكی‌شدن فرد با مسیح می‌شوند و فرد از مسیح تمام چیزهایی را كه او با مرگ و رستاخیزش كسب كرده است دریافت می‌كند. این امتیازات و منافع چیستند؟ كالون می‌گوید: «تعمید به ما اثبات می‌كند كه پاك و شسته شده‌ایم؛ شام عشای ربانی اثبات می‌كند كه نجات یافته‌ایم».[53] به‌طور خلاصه «... نجات، عدالت، تقدیس و حیات ابدی».[54]

3. تحولات تاریخی

بدون شك آیین کالونی به‌عنوان یک نظام اعتقادی نه تنها به ساختار یک نظام كلیسایی (كه معمولاً نظام پرسبیتری [مشایخی] خوانده می‌شود) تبدیل شد، بلکه روش خاصی از زندگی را نیز به وجود آورد ــ دورة حكمرانی او بر شهر ژنو نمونه‌ای از این روش است. در روند این بسط، آیین کالونی دستخوش تغییر و تعدیل‌های ساختاری و عقیدتی قرار گرفت.

مناقشات الاهیاتی
اولین شكاف در نظم و انضباط الاهیات كالونی در هلند[55] اتفاق افتاد. هلند پس از جنگ موفقیت‌آمیز ویلیام اهل اورانژ[56] (كه در سال 1573 خود را كالونی اعلام كرد) علیه فیلیپ دوم، یك‌پارچه كالونی شد؛ اما انضباط شدیدی كه آیین کالونی مطالبه می‌كرد موجب عكس‌العمل شد. جانشین كالون، تئودور بزا، عقیده‌ای را كه به سوپرالاپساریانیسم[57] [برگزیدگی پیش از هبوط] شناخته می‌شود، به ایدة تقدیر‌ازلی افزود؛ در این عقیده، مشیّتِ برگزیدگی پیش از سقوط انسان قرار دارد؛ به‌طوری كه وضعیت سقوط‌كردة انسان جزئی از برنامة ازلی خداوند است. دیرك كورنهرت،[58] الاهیدان هلندی،[59] عقیدة بزا را با ایدة تقدیر مشروط یا اینفرالاپساریانیسم[60] [برگزیدگی پس از هبوط] زیر سؤال برد. در این ایده، تقدیر الهی جانشین سقوط می‌شود و پس از آن قرار دارد؛ نه اینكه پیش از آن باشد یا آن را معین كند. از نظر كالونی‌های راست‌كیشِ معتقدِ هلند، این ایده كه با نظر بزا متفاوت بود، بدعت‌آمیز تلقی می‌شد. آنان ژاكوب آرمینیوس (هرماندسون)،[61] كه مدتی شاگرد بزا بود، را در سال 1589 دعوت كردند تا نظرات كورنهرت و اینفرالاپساریانی‌ها را رد و ابطال كند؛ اما آرمینیوس در حین مطالعة مسائل فهمید كه نمی‌تواند از نظر راست‌كیشان دفاع كند و در عوض نظری متفاوت با سوپرالاپساریانیسم و اینفرالاپساریانیسم ارائه كرد.

آرمینیوس مورد حملة فرانسیسكوس خوماروس،[62] یك سوپرالاپساریانیست متعصب، قرار گرفت و مجبور شد كه از خود در مقابل اتهامات پلاگیوسی[63] و سوكینی[64] بودن دفاع كند. در سال 1610 پیروان آرمینیوس اعتراض‌نامه‌ای به دولت دادند كه در آن خواستار محافظت دولت از آنها در مقابل كالونی‌های راست‌كیش شده بودند. در این اعتراض‌نامه، رمونسترانت‌ها[65]‌ (پیروان آرمینیوس) پنج نظریه دربارة دیدگاه خویش نسبت به تقدیر ازلی ارائه كرده بودند.[66] مقامات دولتی یك شورای كلیسایی ملی در شهر دورت[67] تشكیل دادند. این شورا از 13 نوامبر 1618 تا 9 می 1619، 154 جلسة رسمی برگزار كرد. در این شورا علاوه بر الاهیدانان هلندی، نمایندگانی از سوئیس، آلمان، اسكاتلند و انگلستان نیز شركت كرده بودند. این شورا كه صورتِ یك شورای جهانی را برای كلیسای اصلاح‌شده پیدا كرده بود، علیه رمونسترانت‌ها حكم كرد. شورا مصوبات خود را ــ كه دیدگاه راست‌كیشی را دربارة تقدیر ازلی تأیید می‌كرد ــ در 93 اصل كه به پنج فصل تقسیم شده بود بیان كرد. این پنج فصل مطابق پنج نظریه‌ای بودند كه آرمینیوسی‌ها در عریضة خویش بیان كرده بودند. پنج اصلی که شورا مطرح کرد عبارت‌اند از: 1. برگزیدگی بی‌قید و شرط؛ 2. فدیة محدود، یعنی عیسی مرد تا تنها برگزیدگان را نجات دهد (نه همه را)؛ 3. انحطاط و تباهی كامل بشر؛ 4. مقاومت‌ناپذیری فیض؛ 5. ثبات قدم نیكان.[68]

الاهیات مبتنی بر عهد[69]
دشواری‌های دیگری نیز برای عقاید كالونی پدید آمد؛ این دشواری‌ها و مشكلات بیشتر در مورد كلیسای مرئی و نامرئی، مقاومت‌ناپذیر بودن فیض و دولت مدنیِ خودكامه بودند، دولت خودكامه‌ای كه وظیفة دینی آن «پاس داشتن و حفاظت كردن از پرستش ظاهری خداوند بود تا از عقیدة بی‌نقص و متین تقوا و موقعیت كلیسا دفاع كند».[70] یکی از حركت‌های جدیدی كه آموزه‌های كالون را برای یافتن راه‌حل برای چیزی كه شبیه سخت‌گیری لاینحل به نظر می‌رسید، تغییر داد «الاهیات مبتنی بر عهدِ» آیین پیوریتن[71] بود. آیین پیوریتن ابتدا در میانة قرن 16، به صورت اعتراضی به لباس تعیین‌شده برای كشیشان و سنت‌های مربوط به نماز در کلیسای انگلستان پدیدار شد. این حركت در الاهیات اساساً كالونی بود؛ اما هستة اصلی آن را نوعی تقوا و پرهیزكاری تشکیل می‌داد. از آنجا كه پیوریتن‌ها به رابطة صحیح انسان با خدا به‌عنوان روش زندگی می‌پرداختند و در عین حال تقدیر ازلی خداوند را نیز تعیین‌كنندة همه چیز می‌دانستند، ایدة الاهیات مبتنی بر عهد را بسط و پرورش دادند. آنها پی بردند كه تمام تاریخِ رستگاریْ رشته‌ای از پیمان‌ها و عهدها بین انسان و خدا بوده است و حتی دولت كه از كلیسا حمایت می‌كند نیز یك عهد دارد.

اهمیت این پیمان‌ها آن است که در حالی كه از نظر الاهیاتی قدرت مطلق خداوند را اثبات می‌کنند، مطلق بودن قدرت خداوند را نسبت به توانایی انسان برای عمل كردن به آن، انعطاف‌پذیر می‌كنند. وظیفة انسان عمل كردن به عهد خود با خداوند است. درخواست‌های خداوند، درست مثل قراردادهای حقوقی و تجاری امروزه، معقول و در حد توان انسان هستند.

بنابراین خدایِ تقدیر ازلی و محكومیت مقاومت‌ناپذیرِ كالون به خدای پیوریتن ــ كه می‌توان با زندگی درستكارانه او را خدمت كرد و او نیز كسانی را كه چنین زندگی كنند از برگزیدگان به حساب می‌آورد ــ تبدیل شد. بر این اساس، آیین پیوریتنی حد وسطِ پروتستان راست‌كیشی و لیبرال به حساب می‌آید؛ حد وسطِ اختیارباوری و عقل‌باوری؛ حد وسطِ فرمانروایی خدا و فرمانروایی انسان.

4. گسترش جغرافیایی

اولین موفقیتِ آیین کالونی در ژنو حاصل شد؛ تحت رهبری کالون (از 1541 تا 1564) این شهر به کامل‌ترین نمونه از اجتماعی تبدیل شد که در یک جامعة کاملِ کالونی به هم پیوسته بودند. چه در امور شهری و چه در امور کلیسایی، ژنو را برگزیدگان[72] اداره می‌کردند.

 حکومت کلیسا
کالون بر اساس نظرش دربارة کتاب مقدس (افسسیان، 4: 11؛ رومیان، 12: 7؛ اول قرنتیان، 12: 28) و نیز بر اساس رسم و شیوة کلیسای اولیه،‌ در کتاب فرمان‌های کلیسایی[73] اعلام کرد: «چهار مقام وجود دارند که خدای ما [مسیح] آنها را برای ادارة کلیسای خویش بنیان گذاشت: اول، کشیشان؛[74]دوم، عالمان؛[75] بعد مشایخ و چهارم شماسان».[76] کشیشان موعظه می‌کردند و آیین‌های مقدس را اجرا می‌کردند. عالمان وظیفة آموزش را بر عهده داشتند ــ که در پرتو تشویق و ترغیب آیین کالونی، موجب شکوفایی مدارس و دانشگاه‌ها شد. مشایخ در اجرای نظم شرکت داشتند؛ و شماسان از بیماران و مستمندان نگهداری می‌کردند.

انجمن کشیشان[77] ــ که از کشیشان و غیر روحانیان تشکیل می‌شد ــ مسئول حیات دینیِ جمعی ِ‌شهر بود. در زمان رهبری کالون، این انجمن در درجة اول به محکمة امور اخلاقی تبدیل شد. در مواقع نیاز، تصمیمات انجمن توسط شورای شهر ژنو ــ که وظیفه‌اش فقط ارتقای نظم اجتماعی نبود، بلکه تعالی کلیسای اصلاح‌شده را نیز وظیفة خود می‌دانست ــ عملی می‌شد. ژنو، تحت رهبری کالون، نه تنها به نمونه‌ای تبدیل شد که کالونی‌ها به آن به‌عنوان یک آرمان می‌نگریستند، بلکه پناهگاهی برای پناهندگان پروتستان نیز بود و از طریق همین پناهندگان بود که اندیشه‌های کالون به‌طور گسترده و تا دور دست منتشر شد.

 نویسنده در ادامة مقاله، روند گسترش آیین کالونی در سوئیس، آلمان، فرانسه، کشور هلند، اسکاتلند، انگلستان و امریکای شمالی را بیان می‌کند که از ترجمة آن صرف‌نظر کردیم؛ زیرا هدف از ترجمة این مقاله عرضة گزارشی از اندیشه‌های الاهیاتی کالون و سیر تاریخیِ آیین کالونی است و بررسی گسترش جغرافیایی برای رسیدن به این مقصود ضروری نیست.

تأثیرات آیین کالونی
ماکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی، در اثر کلاسیک خود، اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری،[78](1902) آیین کالونی را عاملی بنیادی و مهم در پیدایش جهان مدرن دانست. وبر می‌گوید تأکید آیین کالونی بر برگزیدگیِ الاهی موجب پیدایش فرهنگ «ریاضت‌کشی دنیوی» ‌شد که در آن، کالونی‌ها امید داشتند تا از طریق فعالیت و کارهای دنیایی، ثمرات برگزیدگی‌شان را نشان دهند.[79] عرفی‌شدنِ[80] این گرایش‌ها تأثیری عمیق در ظهور سرمایه‌داری مدرن داشت؛ چنان‌که کشورهایی که تأثیر اندیشه‌های کالونی در آنها قوی‌تر بود، به پیشروان صنعت، بانک‌داری و اقتصاد مدرن تبدیل شدند. بحث دربارة این «تز وبر»[81] بر بیشتر کتاب‌های تاریخی قرن بیستم حاکم بود. این نظریه مدافعان و منتقدان قدرتمندی داشت که دربارة نقاط قوت و ضعف نظریة وبر ــ که ژن مدرنیته را در آیین کالونی می‌شناساند ــ بحث می‌کردند. اخیراً محققان نشان داده‌اند که نگرش‌های سنتی و حتی کهنه و منسوخی دربارة تجارت و امور مالی نه تنها در آثار کالون بلکه در بین پیروان قرن هفدهمی و هجدهمی او نیز وجود داشته‌ است. امروزه عقیده بر این است که صنعت‌گرایی و سرمایه‌داری مدرن در تأثیرات و تحولات گوناگونی ریشه دارند و یگانه عامل آنْ عرفی‌شدنِ آموزة کالون دربارة نجات انسان نیست.

با این همه، آیین کالونی، در طول چهارصد سال که از ظهورش می‌گذرد، به‌عنوان یک هدف و جهت‌گیری کمک بسیاری به فهم رابطة انسان با خدا کرده است. شاید پیروان امروزین کالون تمام اصول تعالیم او را نپذیرند؛ اما در سنت اصلاح‌شده، برخی از مبانی و اصولی که او در کتاب مبادی و دیگر نوشته‌هایش مطرح کرده است همچنان در مباحثات ایشان دربارة توانایی و ضعف انسان تکرار می‌شوند. این اصول شامل این موارد است: تأکید کالون بر وضعیت پست انسان در حضور خدای متعال، نگرش او در باب قدرت فیض الاهی، و تأکیدش بر آموزه‌های کتاب مقدس به‌عنوان قانونی که مسیحیان باید از طریق آن به دنبال اصلاح جامعه باشند.
 
کتاب‌نامه


Calvin, John , Opera quae supersunt omnia, ed. G. Baum et al., 59 v., Corpus reformatorum 29–87.
Institutes of the Christian Religion, ed. J. T. McNeill, tr. F. L. Battles, 2 v., Philadelphia, 1960.
Theological Treatises, tr. J. K. S. Reid, Philadelphia, 1954.
Concerning the Eternal Predestination of God, tr. J. K. S. Reid, London, 1961.
Baudrillart, A., Dictionnaire de théologie catholique, ed. A. Vacant, 15 v., Paris 1903–50; Tables générales 1951–, 2.2:1398–1422, earlier bibliog.
Bouyer, L., The Spirit and Forms of Protestantism, Westminster, MD, 1956.
Congar, Y., Catholicisme, 2:421–424.
Dowey, E. A., The Knowledge of God in Calvin’s Theology, New York, 1952.
Forstman, J. H., Word and Spirit . . ., Stanford, 1962.
Ganoczy, A., Calvin, théologien du ministère et de l’Église, Paris, 1964.
Graham, W. F., Later Calvinism, Kirksville, MO, 1994.
Hartvelt, G. P., Verum corpus: Een studie over een centraal hoofdstuk uit de Avondmaalsleer van Calvijn, Delft, 1960.
Hunter, A. M., The Teaching of Calvin . . . (2d ed.), London, 1950.
Krusche, W., Das Wirken des Heiligen Geistes nach Calvin, Göttingen, 1957.
Mackinnon, J., Calvin and the Reformation, New York, 1962.
McNeill, J. T., The History and Character of Calvinism, New York, 1954.
Monter, E. W., Calvin’s Geneva, New York, 1967.
Neeser, M., Le Dieu de Calvin d’après l’institution de la religion chrétienne, Neuchâtel, 1956.
Niesel, W., The Theology of Calvin, tr. H. Knight, Philadelphia 1956.
Prestwich, M., (ed.), International Calvinism, Oxford, 1985.
Quinn, J. , H. F. DAVIS et al., A Catholic Dictionary of Theology, London, 1962–1:313–317.
Ruland, V., ‘‘The Theology of New England Puritanism’’, Heythrop Journal, 5 ,1964.
Schnucher, R., (ed.), Calviniana, Kirksville, MO, 1988.
Smiths, L., Saint Augustin dans l’oeuvre de Jean Calvin, Assen, 1957.
Sprenger, P., Das Rätsel um die Bekehrung Calvins, Neukirchen, 1960.
Steinmetz, D., Calvin in Context, New York, 1995.
Stuermann, W. E., A Critical Study of Calvin’s Concept of Faith, Tulsa, 1952.
Weber, O., Die Religion in Geschichte und Gegenwart, 7 v. (3d ed.), Tübingen, 1957–65.
Wendel, F., Calvin . . . , tr. P. Mairet, New York, 1963.
Zeeden, E. W. and J. Marlet, Lexikon für Theologie und Kirche, ed. J. Hofer and K. Rahner, 10 v. (2d, new ed. Freiburg 1957–65), 1966, 2:891–898.
R. Matzerath and P. Soergel, "Calvinism", in New Catholic Encyclopedia (2nd ed.), vol. 2, Detroit: Catholic University of America: Tomson / Gale, 2003, pp. 890-6.


[1]. Institutes of Christian Religion
[2]. Reformed tradition؛ نهضت اصلاح دینی که در اواخر قرون وسطا آغاز گشت،‌ دربرگیرندة چهار حرکت بود: آیین لوتری، کلیسای اصلاح‌شده، نهضت اصلاحگرایی بنیادین (آناباپتیست‌ها) و اصلاحات کاتولیکی. سه حرکت اول در دستة اصلاحگرایی پروتستانی قرار دارند؛ اما دستة چهارم حرکتی بود که درونِ کلیسای کاتولیک اتفاق افتاد. سنت اصلاح‌شده در تحولات کنفدراسیون سوئیس ریشه داشت و در ابتدا در اثر مساعی و اندیشه‌های تسوینگلی آغاز شد. پس از مرگ تسوینگلی در جنگ 1531، جانشین او، هاینریش بولینگر، رهبری حرکت را بر عهده گرفت. در 1550، ژنو پایگاه و کالون سخنگوی اصلی این نهضت شد و در نتیجه، اندیشه‌های کالون و پس از او تئودور بزا بر «کلیسای اصلاح‌شده» حاکم شد. معمولاً از اصطلاح «آیین کالونی» برای اشاره به اندیشه‌های دینی کلیسای اصلاح‌شده استفاده می‌شود که تلویحاً به این معناست که این اندیشه‌ها اساساً کالونی هستند. الیستر مک‌گراث، مقدمه‌ای بر تفکر نهضت اصلاح‌دینی (ترجمه بهروز حدادی، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،‌ 1382)، ص61ـ56. م

[3]. sola fides
[4]. sola gratia
[5]. magisterial reformations؛ اصطلاح «نهضت اصلاح‌گرایى اقتدارگرا» ناظر به شیوه‌اى است كه بر اساس آن، اصلاحگران اصلى با حاكمان عرفى، مانند شاهزادگان، قضات دادگاه‌ها یا شوراهاى شهر پیوند برقرار كردند؛ در حالى كه اصلاحگران بنیادستیز [آناباپتیست‌ها] مقامات یادشده را فاقد هر گونه حقى در مورد كلیسا مى‌دانستند. اصلاحگران اصلى [=اكثریت] معتقد بودند كه كلیسا دست‌كم تا حدى تابع و پیرو نهادهاى عرفى دولت است. قاضى دادگاه ــ كه یكى از صاحبان قدرت بود ــ مى‌توانست در امور مربوط به كلیسا دخالت كند؛ همان‌گونه كه كلیسا مى‌توانست براى اجراى مقررات، سركوب بدعت و حفظ نظامِ خود از اقتدار قاضى دادگاه بهره گیرد. منظور از اصلاح‌گرایى اقتدارگرا، توجه به این پیوند نزدیك میان قدرت و كلیسا بود كه در كانون برنامة اصلاحى نویسندگانى چون مارتین لوتر یا مارتین بوسر قرار داشت. الیستر مک‌گراث، مقدمه‌ای بر تفکر نهضت اصلاح ‌دینی، ص57. م
[6]. Library of Christian Classics, 20:9.
[7]. sine quanon
[8]. فهرست کامل این ارجاعات را ببینید: the labrary of Christian classic, 21:1592-1634.
[9]. E.Doumergue, E.Lecerf
[10]. E.g, Institutes, 3.23.2.
[11]. Institutes, 13.17.1.
[12]. Mediator
[13]. Loci Communes؛ نام کامل این کتاب Loci Communes Rerum Theologicarum (Commonplaces of Theology) است؛ این اثر در سال 1521 منتشر شده است که در این مقاله به اشتباه، احتمالاً تایپی، 1531 گفته شده است."Melanchthon", Microsoft® Encarta® 2008 [DVD]. م
[14]. Confession of Ausburg؛ ملانشتون مؤلف این اعتراف‌نامه بود. تونی لین،‌ تاریخ تفکر مسیحی (ترجمة روبرت آسریان، تهران: نشر و پژوهش فروزان روز، 1380)، ص264. م
[15]. Institutes, 3.21.5.
[16]. Redeemer
[17]. Institutes, 1.1.1
[18]. Ibid.
[19]. "Quist est Deus?"
[20]. Institutes, 1.5.1.
[21]. Ibid, 1.17.1.
[22]. Ibid, 1.16.8.
[23]. Ibid, 3.23.2.
[24]. Ibid, 1.6.2.
[25]. Ibid, 1.8.13.
[26]. Ibid, 1.15.4.
[27]. Ibid, 2.2.13.
[28]. Ibid, 2.3.5.
[29]. Ibid, 2.2.6.
[30]. Ibid, 3.1.4.
[31]. Ibid, 3.2.7.
[32]. Ibid, 3.18.8.
[33]. Ibid, 3.11.1.
[34]. justification or righteousness
[35]. regeneration or sanctification
[36]. Institutes, 3.3.5.
[37]. Ibid, 3.11.1.
[38]. Ibid, 3.11.10.
[39]. Ibid, 3.11.2.
[40]. Ibid, 3.17.5.
[41]. Ibid, 3.21.5.
[42]. De correptione et gratia ad Valentinum, Patrologia latina, 44: 935,936,943.
[43]. Institutes, 2.3.13.
[44]. reprobation
[45]. Institutes, 3.21.7.
[46]. De catholicae ecclesiae unitate 6; Corpus scriptorum ecclesiasticorum latinorum 3.1.214.
[47]. Institutes, 4.1.4.
[48]. Ibid, 4.1.7.
[49]. art. 7.
[50]. Institutes, 4.1.9.
[51]. Ibid, 4.14.1.
[52]. Short Treatise on the Lords Supper, 2.Lirary of Christian Classics, 22, 147.
[53]. Treatise, 4.14.22.
[54]. Ibid, 4.17.11.
[55]. Holland؛ هرچند کشور هلند (Netherlands) نیز غالباً هلند نامیده می‌شود؛ اما هلند منطقه‌ای است که در شمال غربی کشور هلند امروزی واقع شده است"The Netherlands." Microsoft® Encarta® 2008 [DVD] . م
[56]. William of Orange
[57]. Supralapsarianism
[58]. Dirk Coornhert
[59]. DutchTheologian
[60]. Infralapsarianism
[61]. Jacobe Arminius (Hermandszoon)
[62]. Franciscus Gomarus
[63]. Pelagianism؛ پیروان پلاگیوس. او معتقد به ارادة آزاد بشر بود و می‌گفت انسان‌ها با اعمال و تلاش خود،‌ بدون نیاز ضروری به فیض، می‌توانند به رستگاری و نجات دست یابند. او عقیده گناه موروثی (جبلی) را نیز مردود می‌دانست. م
[64]. Socinianism؛ پیروان لایلیوس و فائوستوس سوکینوس،‌ الاهیدانان ایتالیایی که ایمان به خدا را تبلیغ می‌کردند؛‌ اما سایر عقاید مسیحی مانند تثلیث و الوهیت مسیح را انکار می‌کردند. م
[65]. Remonstront(s)
[66]. الف) خدا بر آن شده است تا توسط عیسی مسیح تمام کسانی را که توسط فیض روح‌القدس به او ایمان می‌آورند و تا آخر ایمان خود را به او حفظ می‌کنند نجات بخشد. ب) عیسی مسیح با مرگ خود بر صلیب، امکان برخوردار شدن از عطیة آمرزش گناهان را برای همگان فراهم ساخت؛ اما تنها ایمانداران از این عطیه برخوردار می‌شوند. ج) انسانِ سقوط‌کردهْ به خودی خود و به تنهایی نمی‌تواند عملی انجام دهد که حقیقتاً نیکو باشد. وی نیاز دارد تا از خدا، ‌در مسیح و به واسطة روح‌القدس تولد دوباره یابد تا بتواند آنچه حقیقتاً نیکوست انجام دهد. د) اگر فیض خدا از ابتدا در ما عمل نکند، ما را بیدار نسازد،‌ همراه ما نباشد و با ما همکاری نکند، ما نمی‌توانیم هیچ عمل نیکویی انجام دهیم؛‌ اما این فیض مقاومت‌ناپذیر نیست. هـ) فیض خدا ایمانداران حقیقی را قادر می‌سازد تا به انتها نجات خود را حفظ کنند و رستگار شوند؛‌ اما اینکه آیا ممکن است که سهل‌انگاری و مسامحه از سوی فرد ایماندار، باعث شود که وی این فیض را از دست بدهد چندان روشن نیست. تونی لین،‌ تاریخ تفکر مسیحی،‌ ص2ـ301. م
[67]. Dort (Dordercht)
[68]. Text in P. Schaff, The Creedsof Christendom (1877) 3,550–580.
[69]. Covenant theology
[70]. Institutes, 4.20.2.
[71]. Puritanism
[72]. the elect
[73]. Ecclesiastical Ordinances
[74]. pastors
[75]. doctors
[76]. Library of Christian Classics 22:58.
[77]. The Consistory
[78]. The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism
[79]. از آنجا که طبق آیین کالونی، نجات‌یافتگان را تقدیر الاهی معین می‌کند، انسان‌ها قادر به آگاهی از رستگاری یا عذاب ابدی خویش نیستند. این مطلب تحمل‌ناپذیر است؛ لذا پیروان کالون تلاش می‌کنند تا علائم گزینش خود را در همین جهان بجویند. برای رهایی از عذاب‌های روحی و ترس ناشی از این اعتقاد دو نوع توصیة کشیشی شکل گرفت: از یک سو، باید خود را برگزیده شمرد، هر نوع تردیدی در این باره می‌بایست به‌عنوان وسوسه‌ای شیطانی کنار گذاشته شود؛ از سوی دیگر، برای رسیدن به اعتماد به نفس، کار خستگی‌ناپذیر در یک شغل، بهترین وسیله است. کار و تنها کار است که تردید مذهبی را می‌زداید و یقین به رحمتِ حق را در مؤمن به وجود می‌آورد. به همین علت است که برخی از فرقه‌های کالونی،‌ به عقیدة ماکس وبر، به این نتیجه رسیدند که پیشرفت دنیوی و احتمالاً پیشرفت اقتصادی را دلیل و نشانه‌ای برای گزینش خود در نزد خدا بدانند. ریمون آرون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌شناسی (ترجمه باقر پرهام، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، 1382)، ص 11-609. م
[80]. secularization
[81]. Weber thesis

 
آر. ماتزراث و پی. سورگل

محمـد حقانی فضل

 


٠٩:٥٢ - 1392/04/16    /    شماره : ١٢٤٧٥    /    تعداد نمایش : ٥٠٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :8101
کل بازديدها :17405229
بازديدکنندگان آنلاين :10
بازديدازاین صفحه :143147