نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

تقواى عملى از ديدگاه امام على (ع)

1 - گفتار: گفتارشان راست و سنجيده است.
2 - لباس: در لباس، معتدل و ميانه رو هستند.
3 - مشى: در روش زندگى و در راه رفتن فروتن و متواضع‏اند.
4 - تقواى چشم: چشمان خويش را از آنچه خداوند بر آنها حرام نموده پوشيده‏اند.
5 - تقواى گوش: گوشهاى خود را وقف شنيدن دانش سودمند ساخته‏اند.
6 - ثبات نفس: در بلا و آسايش حالشان يكسان است.
7 - اشتياق به لقاء الله: اگر روز مرگشان معين نبود، از شوق ثواب و خوف عقاب، روح آنان حتى براى لحظه‏اى هم در كالبدشان قرار نمى‏يافت.
8 - توجه به عظمت خالق: بزرگى و هيبت الهى، دل آنان را فرا گرفته است.
9 - كوچك ديدن مخلوق: خالق در دل آنان بزرگ و غير خالق در ديدگانشان كوچك است.
10 - مشاهده بهشت: آنان چون كسى هستند كه بهشت الهى را ديده و در آن متنعم است.
11 - مشاهده جهنم: و نيز مانند كسى است كه آتش جهنم را مشاهده كرده و در آن معذّب است.
12 - غم دل: قلبهايشان اندوهگين است (غمهاى آنان در دلشان است)
13 - بى آزارى: ديگران از شرشان در امانند.
14 - تناسب جسم: اندامشان نحيف و لاغر است.
15 - كوچكى حاجات: حاجاتشان كوچك و اندك است.
16 - عفت نفس: روح و نفسشان پاك و عفيف است.
17 - صبر: با صبر و استقامت در اين چند روزه دنيا، به راحتى و آسايش ابدى دست يافتند. آنها در شدايد و گرفتارى‏ها بردبار و صبورند.
18 - عدم دلبستگى به دنيا: در برابر جلوه‏گريها و فريبهاى دنيا مقاومت كرده و بدان پشت نمودند و به اسارت آن در نيامدند.
19 - شب زنده دارى: در شب همواره بر پا ايستاده‏اند.
20 - قرائت و ترتيل قرآن: قرآن را با شمردگى و تدبير قرائت مى‏كنند.
21 - درمان با قرآن: جان خويش را با قرآن محزون ساخته و درمان دردهاى خود را از آن مى‏گيرند.
22 - تحقق قرآن در خويش: هرگاه به آيه رحمت و تشويق برسند با طمع و اشتياق تمام بدان روى آورند و آنرا نصب العين خود سازند و هرگاه به آيه عذاب و خوف رسند گوش خويش را براى شنيدن آن باز مى‏كنند، و صداى ناله و به هم خوردن زبانه‏هاى آتش مهيب و هولناك جهنم در گوششان طنين انداز است.
23 - در خواست نجات: با ركوع و سجود و به خاك افتادن در دل شب، از خداوند درخواست رهايى از عذاب و آتش مى‏نمايند.
24 - حلم: در روز بردبارانى دانا و نيكوكارانى پرهيزكارند. عملشان با حلم توأم است.
25 - علم: با آگاهى و علم و معرفت عمل مى‏كنند. در كسب دانش حريصند.
26 - تأثير عجيب خوف خدا: ترس و خوف از خدا آنها را همچون چوبه تيرى لاغر ساخته چنانكه ديگران آنان را بيمار و بى‏خبران ايشان را ديوانه مى‏پندارند، در حالى كه بيمار نبوده، بلكه انديشه‏اى بس بزرگ آنان را بدين وضع در آورده است.
27 - اعمال: اعمال زياد خود را به چيزى نشمرده و از اعمال قليل خويش راضى نيستند، اعمال نيك را انجام مى‏دهند اما باز هم ترسانند.
28 - خود كوچك بينى: همواره خود را (در پيشگاه خداوند) متهم و مقصر مى‏بينند.
29 - در برابر مدح ديگران: در برابر مدح و ستايش ديگران به هراس افتاده و در مقام مناجات عرضه مى‏دارند: من از ديگران نسبت به خودم آگاهترم، و پروردگارم به من از خودم آگاهتر است. خدايا مرا به آنچه به من نسبت مى‏دهند مؤاخذه مفرما و از آنچه درباره من تصور مى‏كنند برترم قرار داده و گناهانى را كه نمى‏دانند بيامرز.
30 - دين: در دين خدا نيرومندند. دين خود را محفوظ نگاه مى‏دارند.
31 - اخلاق: نرم خوى و دورانديشند.
32 - ايمان: با ايمانى مملو از يقين‏اند.
33 - ميانه روى: در حال غنى، ميانه رو هستند.
34 - عبادت: در عبادت خاشعند. قلبشان با خشوع است.
35 - آراستگى: در عين تهيدستى آراسته‏اند.
36 - صبر: در سختى صبورند.
37 - كسب: طالب (كسب و روزى) حلال‏اند.
38 - طمع: از آز و طمع بدورند.
39 - نشاط: در طريق هدايت با نشاط و چالاكند.
40 - كارهاى شايسته: حتى از كارهاى شايسته خود بيمناكند (مبادا پذيرفته نشود).
41 - ياد خدا: شبشان به سپاسگزارى و روزشان به ياد خدا مى‏گذرد.
42 - خواب و بيدارى: با خوف مى‏خوابند و شادمان برمى‏خيزند. ترسشان از غفلت و سرورشان به خاطر فضل و رحمت الهى است كه به آن عطا شده است.
43 - مهار و تأديب نفس: هرگاه نفس او در انجام وظايفى كه خوش ندارد سركشى كند، او هم از آنچه دوست دارد محرومش مى‏سازد.
44 - تعالى روح و علو همت: روشنى چشمش در چيزى است كه زوال در آن راه ندارد (خدا و آخرت)
45 - زهد: بى‏علاقگى و زهدش در چيزى است كه باقى نمى‏ماند (دنيا و غير خدا)
46 - صدق گفتار و كردار: علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با كردار هماهنگ ساخته است.
47 - آرزو: آرزوهايش كوتاه و نزديك است.
48 - لغزش: لغزشش كم است.
49 - خشوع: جانش خاشع و ترسان است.
50 - قناعت: نفسش قانع است.
51 - خوراك: خوراكش اندك است.
52 - آسانى امور: امورش آسان (و بدون زحمت و اذيت) است.
53 - نگاهبان دين: نگاهبان دين خويش است.
54 - در برابر خشم و شهوت: شهوتش مرده (و آن را سركوب كرده). و خشمش را فرو خورده است.
55 - محل اميد: همگان به خيرش اميدوارند.
56 - ياد خدا: اگر در ميان غافلان باشد از ذاكران (خدا) محسوب شده، و اگر در ميان ذاكران باشد از غافلان به حساب نمى‏آيد.
57 - عفو: كسى را كه به او ظلم كرده (و پشيمان شده) مى‏بخشد.
58 - عطا: به آنكس كه او را محروم ساخته عطا مى‏كند.
59 - پيوستن: به آنكس كه پيوندش را قطع نموده مى‏پيوندند.
60 - خوش زبانى و عفت كلام: گفتارش نرم است. از گفته‏هاى زشت و ناسزا بركنار است. مردم را به نامهاى زشت نمى‏خوانند.
61 - تنزه از بدى: زشتى و بدى از او آشكار نمى‏گردد. نيكيهايش هويدا و عيان است.
62 - شكر نعمت: در موقع نعمت و آسايش سپاسگزار است.
63 - دورى از ظلم: نسبت به كسى كه دشمنى دارد، ظلم روا نمى‏دارد. به خاطر دوستى با كسى مرتكب گناه نمى‏شود.
64 - اعتراف به حق: قبل از اينكه شاهد و گواهى بر ضدش اقامه شود، خود به حق اعتراف مى‏كند.
65 - امانت: آنچه را به او سپرده‏اند ضايع نمى‏سازد.
66 - اهميت موعظه: آنچه را به او تذكر داده‏اند به فراموشى نمى‏سپارد.
67 - دورى از القاب زشت: ديگران را با القاب زشت نام نمى‏برد.
68 - رعايت به حقوق همسايگان: به همسايگان زيان نمى‏رسانند.
69 - شماتت نمى‏كند: مصيبت زده را شماتت نمى‏كنند.
70 - دورى از باطل: در محيط و امر باطل وارد نمى‏شود.
71 - همگامى با حق: هيچگاه از دايره حق فراتر نمى‏روند.
72 - سكوت: اگر سكوت كند، سكوتش او را مغموم نمى‏سازد.
73 - سختى براى آسايش ديگران: خود را در سختى قرار مى‏دهد، اما ديگران از جانب او در آسايش‏اند.
74 - خنديدن: اگر بخندد صدايش به قهقهه بلند نمى‏گردد.
75 - شكيبايى: هرگاه بر او ستم شود شكيبايى مى‏كند تا خداوند انتقام او را بگيرد.
76 - سختى براى آخرت: خويش را براى آخرت به زحمت مى‏اندازد و ديگران را در راحتى قرار مى‏دهد.
77 - حفظ مرز دوستى: دورى كردنش از ديگران از روى كبر نيست و اگر كناره‏گيرى كند براى پاك ماندن است. نزديكيش به كسى به خاطر مكر و خدعه نيست. و در معاشرت با نرمى و مهربانى رفتار مى‏كند.

 


١٨:٣٠ - 1391/09/18    /    شماره : ٧٩١٠    /    تعداد نمایش : ١١٨٣



خروج





   مطالب مرتبط
 آيه ثقلت موازينه (خبر)
بازدیدها
امروز :11874
کل بازديدها :17250331
بازديدکنندگان آنلاين :8
بازديدازاین صفحه :68216