نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

آیةاللّه العظمى فاضل لنکرانى قدس‌سره

مراقبت از عمر

قیل لابى الحسن الرضا(ع): کیف اصبحت؟ فقال(ع): «اصبحت باجل منقوص و عمل محفوظ والموت فى رقابنا والنار من ورائنا و لاندرى ما یفعل بنا...»1. اگر‌چه سلسله سند این روایت مشخص نیست، ولى کلمات ائمه معصومین:، به‌خصوص در این نوع مطالب حکیمانه اخلاقى و اجتماعى، خود گواه بر خودشان هستند.

به حضرت رضا(ع) گفته شد: شما چگونه شب را به صبح آوردید؟ حال شما هنگام ورود به روز جدید چطور است؟ ایشان در جواب فرمودند: در حالى صبح کردم که عمرم کوتاه شده، عملم ضبط شده، مرگ چون طوقى به گردنمان افتاده، آتش را پشت سر داریم و نمى‌دانیم با ما چه مى‌کنند. رسول گرامى اسلام(ص) مشابه این سؤال را از جوانى مى‌پرسند. او در پاسخ، معارف بسیار بالایى را مطرح مى‌کند: «اصبحت یا رسول‌اللّه موقنا»2؛ روز را آغاز کردم، در حالى که همه چیز براى من روشن است و به همه چیز یقین دارم، ناله‌هاى اهل دوزخ را مى‌شنوم و... .

تفاوت آن روایت با این حدیث این است که مخاطب در آن روایت، رسول اکرم(ص) بوده و همه چیز براى آن حضرت قابل فهم است، ولى در این‌جا مخاطب، فردى عادى و از عامه مردم است و حضرت امام رضا(ع) واقعیات را به‌گونه‌اى متناسب با حال او بیان مى‌فرماید، به طورى که هم براى او قابل فهم باشد و هم موجب تنبّه و موعظه گردد؛ از این رو، پاسخ حضرت در این روایت بیان حال ماست، نه حال ایشان.

قسمت اول: «اصبحت باجل منقوص»؛ در حالى صبح کردم که یک روز را پشت سر گذاشتم و یک روز از عمر مقدرم کاسته شد؛ آن‌هم کاسته‌شدنى که قابل جبران نیست، و این یک واقعیت است. وقتى انسان مى‌بیند کسى در سن پنجاه‌سالگى از دنیا رفته و کلمه «پنجاه سال» را درباره دیگران مى‌شنود، روى آن حساب کرده و با خودش مى‌گوید: خب، او آدم مسنّى بوده و در سن کهولت از دنیا رفته است، اما هنگامى که خودش به سن پنجاه سال رسید، با اندک تأملى نسبت به گذشته خود مى‌بیند، این عمر پنجاه‌ساله در زمانى بسیار کوتاه بر او گذاشته است؛ مثل این‌که واقعاً بیشتر از پنج روز یا پنج ماه در این دنیا زندگى نکرده است! چطور پنجاه سال به این سرعت گذشت؟!

بنابراین آینده هم، چندان طولانى نخواهد بود. پنج یا ده سال، کم‌تر یا بیشتر، بالاخره پایان کار این زندگى دنیوى بازگشت به سوى خداوند است؛ از این رو، یکى از گرفتارى‌هاى انسان، کوتاهى مدت اقامت او در این دنیاست. حضرت مى‌فرماید: در حالى صبح کردم که مى‌دانم مدت اقامت من در این دنیا بسیار اندک است؛ به‌طورى که اصلاً قابل ملاحظه نیست. نکته قابل توجه آن است که هر چیزى در دنیا، حتى کسالت‌هاى شدید، قابل جبران است، اما آن چیزى که دیگر قابل جبران و بازگشت نیست، عمر است. یک لحظه از عمر هم قابلیت بازگشت ندارد، البته مواردى که در قرآن کریم بیان شده، اعجاز بوده و از مسئله عمومى و عادى خارج است.

پس باید از این سرمایه‌اى که پیوسته رو به پایان است، کمال استفاده را ببریم؛ براى مثال، اگر تاجرى سرمایه‌اى دارد و مى‌داند که این سرمایه نه‌تنها تا آخر عمر افزایش نخواهد یافت، بلکه هر روز ناچار است مقدارى از آن‌را براى گذران زندگى خود خرج کند، این شخص براى چنین سرمایه‌اى چقدر ارزش قائل است؟! سرمایه عمر نیز چنین است، بلکه به مراتب بالاتر و ارزشمندتر است؛ بنابراین باید این موقعیت‌ها، امکانات، فرصت‌ها و این نیروى جوانى را غنیمت بشمارید.

یک انسان مخصوصاً اگر اهل علم بوده و علاقه‌مند به علم، تبلیغ و ترویج و معارف دین باشد، مى‌تواند استفاده بسیارى از عمرش بکند. مگر صاحب جواهر بیشتر از یک انسان بود؟! ببینید چه موفقیت بزرگى به دست آورد؛ آن هم در شرایط سختى که نجف آن روز داشت! نجف امروز با تمام امکاناتى که براى آن فراهم است، بیشتر از هفت ماه از سال، قابل سکونت نیست. صاحب جواهر در نجف آن روز با نبودن وسیله آسایش، نه آب در حد کفایت، نه امکانات، نه وسایل خنک‌کننده و... جواهرى نوشت که اهل علم، حتى فقهاى بزرگ ما در هیچ مسئله‌اى خود را از آن بى‌نیاز نمى‌بینند، و حتى براى حصول و مزید اطمینان از مطالبى که در کتاب‌هایى هم که بعد از جواهر تألیف شده، باید به جواهر مراجعه کرد.

او هم یک انسان بود، اما از وقت و سرمایه عمرش کاملاً استفاده کرد. و همین‌طور ـ بحمداللّه‌تعالى ـ بزرگان و علماى شیعه در طول تاریخ، از شیخ طوسى; گرفته تا علماى زمان‌هاى بعد، جداً از این سرمایه استفاده کرده‌اند و این براى ما درس است. خود شما دیده‌اید که حتى در این زمان چه بزرگان موفقى داشته‌ایم؛ به‌طورى که مى‌بینیم چه طلاب فاضلى را تربیت کرده‌اند، و ده‌ها تألیف، مؤسسات، تبلیغات و خدمات گوناگون به عالم اسلام از ایشان باقى مانده است. همه این‌ها براى این است که ارزش فرصت‌هاى خود را درک نموده‌اند و از این سرمایه عمر حداکثر استفاده را کرده‌اند.

مبادا با خود بگویید: من به تنهایى چه نقشى مى‌توانم داشته باشم؟! توجه داشته باشید که شما نیز مانند آن بزرگواران مى‌توانید هزاران نقش داشته باشید؛ به‌شرط این‌که براى فکر، عمر، جوانى و امکانات خود، ارزش قائل شوید و بدانید که این سرمایه، روز‌به‌روز از دست انسان گرفته و کم مى‌شود و هرگز چیزى جاى آن را پر نمى‌کند. این بیان امام رضا(ع) باید خیلى مورد توجه و اهتمام قرار گیرد، به‌خصوص براى ما اهل علم.

حضرت در قسمت دوم روایت مى‌فرماید: «و عمل محفوظ»؛ در حالى صبح کردم که عمل من ضبط‌شده و تحت کنترل است. انسان در این دنیا از یک زندانى بسیار خطرناک بین‌المللى، که تمام جزئیات اعمال و رفتارش تحت کنترل است، به مراتب بیشتر کنترل مى‌شود. دوستان ما قبل از پیروزى انقلاب، به‌خصوص کسانى که حکومت در مورد ‌آنان، حساسیت بیشترى داشت، وقتى از زندان بیرون مى‌آمدند، رژیم نسبت به تمام حرکات آنان، حتى نسبت به یک سرفه آنان، حساسیت داشت؛ مثلاً تصور مى‌کرد این سرفه، اشاره به یک مطلبى است و مى‌خواهند یک پیامى را به دیگرى برسانند؛ حتى روى نگاهشان و روى همه حرکات و سکناتشان حساب مى‌شد. آن همه مراقبت و حساسیت، در برابر نظارت الهى و مراقبت مأموران و فرشتگانى که اعمال انسان را ثبت و ضبط مى‌کنند، صفر است.

دیگر هیچ مجالى براى آزادى، به معنایى که ما فکر مى‌کنیم، نیست؛ حتى یک نظر خائنانه که کسى اصلاً نمى‌تواند آن‌را تشخیص دهد، نیز از قلم او نمى‌افتد: «یعلم خائنة الاعین»؛ براى مثال، وقتى شخصى در مسیر خود با زن نامحرمى روبه‌رو مى‌شود، قصد، کیفیت و چگونگى نگاه او را کسى نمى‌فهمد، ولى خداوند تبارک‌وتعالى و آن‌هایى که از طرف او مأموریت دارند، همه را ثبت و ضبط مى‌کنند. «و ما تخفى الصدور»؛ تمام آن‌چه را که در سینه‌ها و دل‌ها از بغض، کینه، حسد و سایر رذایل اخلاقى، پنهان کرده‌اند تحت نظارت الهى قرار دارد.

حضرت در قسمت سوم روایت مى‌فرماید: «والموت فى رقابنا»؛ در حالى صبح کردم که مرگ همانند طوق در گردن‌هاى ماست، یعنى هیچ فاصله‌اى بین ما و مرگ وجود ندارد. مرگ، گریبان انسان را گرفته و هیچ علت و سبب ظاهرى هم لازم ندارد. بسیارى از افراد را دیده‌ایم که از سلامت کاملى برخوردار بودند؛ شب با سلامت کامل خوابیدند، ولى در یک لحظه زندگى آنان به پایان رسیده و دیگر از خواب برنخاستند.

حضرت در قسمت چهارم مى‌فرماید: «والنار من ورائنا ولا ندرى ما یفعل بنا؟»؛ در حالى صبح کردم که آتش پشت سرماست. نمى‌دانیم سرنوشت ما چگونه رقم خواهد خورد و با ما چه خواهد شد؟ اگر کسى به این مسایل توجه داشته باشد و این فرصت‌ها را از دست ندهد و کاملاً مراقب باشد، سرنوشت خوبى در انتظار او خواهد بود، ان‌شاءاللّه‌تعالى.


منابع
1- تحف‌العقول /808
2- کافى، 2/52

 

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی قم


٠٠:٤٠ - 1392/12/23    /    شماره : ٢٨٤٨٠    /    تعداد نمایش : ١١٦٢



خروج





   مطالب مرتبط
 انديشه هاي اجتماعي فارابي (خبر)
 تقدیر آیت الله فاضل لنکرانی از طرح آرامش بهاری در قم (خبر)
 ذکری که 99 درد را درمان می کند (خبر)
 آینده سد 15 خرداد قم در معرض تهدید خطر فاضلاب (خبر)
 پیشرفت 53 درصدی پروژه تصفیه خانه فاضلاب قم (خبر)
 چگونه بوی فاضلاب را از بین ببریم؟ (خبر)
 حدیث إنّ الغَضَبَ مِن الشّیطانِ(4) (خبر)
 عرضه حدیث بر امامان ع (12) (خبر)
 نظم (خبر)
  مدرن‌ترين تصفيه‌خانه‌هاي فاضلاب ايران در قم (خبر)
 مبانی مدینه فاضله اسلامی در اندیشه سیاسی امام(ره) (4) (خبر)
بازدیدها
امروز :9479
کل بازديدها :15856158
بازديدکنندگان آنلاين :16
بازديدازاین صفحه :62971