نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > اخلاق و عرفان 


  چاپ        ارسال به دوست

غیبت


1)    تعریف غیبت
مرحوم شیخ انصاری از بعضی از بزرگان و علماء نقل کرده است که اجماع و اخبار معصومین دلالت دارد بر این‌که حقیقت غیبت آن است که از دیگری در پشت سرش چیزی بگویی که اگر او بشنود ناراحت شود.(1)
در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام می‌خوانیم که غیبت آن است که درباره برادر مسلمانت چیزی بگویی که خداوند آن را بر او مستور داشته است.(2)

2)    اقسام غیبت
گاه تصور می‌شود که غیبت تنها با زبان است در حالی‌که حقیقت غیبت آن‌گونه که دانستیم، اظهار عیوب پنهانی که اگر صاحبش بشنود ناراحت می‌شود. این کار ممکن است به وسیله زبان انجام گیرد یا از طریق قلم و یا حتی اشارات چشم و ابرو. گاه ممکن است در لباس جدی باشد و گاه در لباس جدی و طنز و ای بسا گناهان و غیبت‌هایی که در لباس شوخی و طنز انجام می‌شود، خطرناک‌تر از گناهانی است که در لباس جدی است چرا که انسان در شوخی و طنز آزادی بیشتری احساس می‌کند و مطالبی را که به صورت جدی قادر بر بیان آن نبود در لباس شوخی و طنز بیان می‌کند. اضافه بر این گاه غیبت با تعبیرات کنایی صورت می‌گیرد مثلاً هنگامی که سخن از مؤمنی به میان می‌آید، می‌گوید بگذریم شرع مقدس دهان ما را در این‌جا بسته است و با این تعبیر نشان می‌دهد که او مرتکب گناهان زشتی شده است و ای بسا اگر صریحاً بیان می‌کرد چیز کمی به نظر می‌رسید. اما چون با اشاره اجمالی بیان می‌کند ذهن طرف به سراغ هر گناهی می‌رود و یا اینکه می‌گوید فلان کس دارای صفات خوبی است ولی ... سپس سکوت می‌کند.

و گاه در مقام خیرخواهی و دلسوزی می‌گوید: «خداوند عاقبت فلان کس را به خیر کند، یا می‌گوید من از عاقبت او سخت بیمناکم و در واقع گناه را در لباس طاعت عرضه می‌کند و به گفته بعضی بزرگان مرتکب گناه مضاعفی می‌شود. هم غیبت و هم ریاکاری غیبت از این نظر که با همین گفتار سربسته معایب زیادی را به طرف نسبت داده است و ریا از این نظر که می‌خواهد بگوید من اهل غیبت نیستم و مطیع فرمان پروردگارم».

3)    انگیزه‌های غیبت
حسد، خودخواهی و خودبرتربینی، غرور و نخوت، انحصارطلبی، کینه‌توزی، جاه‌طلبی، دنیاپرستی و علاقه به مال و مقام، ریاکاری، تزکیه نفس و اظهار پاکی و تقوا، ایجاد سرگرمی، سوء‌ظن، انتقام‌جویی، تشفی قلب و فرونشاندن غضب، سخریه و استهزاء

در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است: «سرچشمه غیبت به ده نوع تقسیم می‌شود:
تشفی قلب، فرونشاندن آتش غضب، هم‌گامی با دیگران، تهمت زدن، تصدیق عجولانه خبری که صدق و کذب آن آشکار نشده، سوء‌ظن ،حسد، استهزاء، اظهار تعجب، ابراز ناراحتی وخویشتن‌آرایی، اگر می‌خواهی سالم بمانی به یاد خالق باش نه به یاد مخلوق، این سبب می‌شود که به جای غیبت از عیوب دیگران عبرت بگیری و به جای گناه پاداش برای تو حاصل شود»(3)

4)    درمان غیبت
درمان این بیماری خطرناک اخلاقی از جهاتی با درمان سایر بیماری‌های اخلاقی مشابه و از جهاتی متفاوت است.
درمان اصلی هر بیماری جسمی یا روانی و اخلاقی جز با ریشه‌یابی عوامل آن و قطع کردن آنها امکان‌پذیر نیست. و از آنجا که عوامل زیادی در بروز و ظهور این صفت زشت مؤثر است باید به سراغ آنها رفت. حسد و کینه‌توزی، انحصارطلبی، انتقام‌جویی، کبر و خودبرتربینی از عوامل مهمی بود که آدمی را به سراغ غیبت می‌فرستاد و تا اینها از وجود انسان ریشه‌کن نشود این صفت ریشه‌کن نخواهد شد.

راه دیگر برای درمان این صفت زشت توجه به پی‌آمدهای سوء معنوی و مادی فردی و اجتماعی آن است. هرگاه انسان به این نکته توجه کند که غیبت او را از چشم مردم می‌اندازد و به عنوان فردی خائن، حق‌نشناس، ضعیف و ناتوان در جامعه معرفی می‌کند. حسنات او را از بین می‌برد، سیئات دیگران را بر دوش او می‌گذارد، عبادات او تا چهل روز پذیرفته نمی‌شود.

راه دیگر این است که غیبت‌کننده باید به این حقیقت توجه کند که نیروهای انسانی محدود است. اگر نیرویی را که صرف از بین‌بردن آبروی اشخاص و شکستن موقعیت اجتماعی آنها می‌کند صرف رقابت‌های صحیح و سازنده نماید، ای بسا در مدت کوتاهی از رقیبان خود پیشی گیرد و مقام والایی را که انتظار دارد در جامعه برای خویش فراهم سازد بی‌آنکه ضربه‌ای بر فرد یا جامعه وارد کند به تعبیر دیگر چه بهتر است که انسان به جای تخریب دیگران به آبادانی خانه خویش بپردازد.

غیبت‌کننده باید توجه کند که غیبت کردن یکی از نشانه‌های بارز ضعف و ناتوانی و فقدان شخصیت و عقده خودکم‌بینی است و او با غیبت کردن این صفات درونی خود را آشکار می‌کند و پیش از آنکه شخصیت اجتماعی طرف را بشکند شخصیت خود را درهم می‌کوبد. این نکته نیز حائز اهمیت است که برای ترک غیبت مخصوصاً در مورد کسانی که این کار زشت برای آنها عادت شده است قبل از هر چیز مراقبت شدید و نظارت اکید بر زبان و سخنان لازم است و دوری از دوستان که او را به غیبت تشویق می‌کنند و دوری از مجالسی که مهیا برای غیبت است ضرورت دارد. در حدیثی از امام علی علیه‌السلام می‌خوانیم: «مجلسی به وسیله غیبت آباد نشد مگر اینکه از نظر دین خراب گشت»(4)

5)    شنیدن غیبت
همان‌گونه که غیبت کردن از گناهان بزرگ است شرکت در مجلس غیبت و گوش دادن به سخنان غیبت‌کننده نیز از گناهان بزرگ محسوب می‌شود چرا که تمام مفاسد غیبت مربوط به همکاری دو طرف است. غیبت‌کننده و شنونده غیبت، اگر کسی حاضر نشود به غیبت گوش کند، علاوه بر این که گامی در طریق نهی از منکر برداشته شده، ماهیت غیبت تحقق نمی‌یابد. نه عیوب کسی فاش می‌شود، نه آبروی انسانی می‌ریزد، نه هتک حرمت می‌شود و نه مفاسد دیگر اجتماعی به بار می‌آید. در حدیثی از امام علی علیه‌السلام می‌خوانیم هنگامی که مشاهده کرد کسی نزد فرزندش امام حسن علیه‌السلام غیبت‌ می‌کند:

«فرزندم! گوش خود را از این‌گونه سخنان پاک دار، چرا که او (غیبت‌کننده) کثیف‌ترین چیزی را که در ظرف خود داشت انتخاب کرد و در ظرف تو ریخت»(5) پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: «مجلسی با غیبت آباد نمی‌شود مگر اینکه از نظر دین ویران گردد. حال که چنین است خود را از شنیدن غیبت پاک دارید؛ چرا که گوینده و شنونده هر دو در گناه شریکند»(6)

6)    غیبت در احادیث
در حدیثی می‌خوانیم که: «روزی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با صدای بسیار بلند خطبه خواند به گونه‌ای که به گوش زنانی که در خانه‌هایی که نزدیک بودند رسید، فرمود: ای گروهی که به زبان ایمان آورده‌اید و در قلبتان ایمان نیست، غیبت مسلمان نکنید و در صدد کشف عیوب آنها نباشید، چرا که هر کس در صدد کشف عیوب برادر مسلمانش باشد، خداوند در صدد کشف عیوب او خواهد بود تا آنجا که در درون خانه‌اش رسوایش می‌کند»(7)

در حدیث دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌خوانیم که فرمود: «بدترین ربا بردن آبروی مسلمان از طریق غیبت و مانند آن است»(8)

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «غیبت بر هر مسلمانی حرام است و حسنات را از میان می‌برد؛ همان‌گونه که آتش هیزم را می‌سوزاند و نابود می‌کند»(9)

در حدیث قدسی آمده است که خداوند به حضرت موسی علیه‌السلام خطاب کرد و فرمود: «کسی که بمیرد در حالی که توبه از غیبت کرده باشد، آخرین کسی است که وارد بهشت می‌شود و کسی که بمیرد و اصرار بر آن ورزد و توبه نکند اولین کسی است که وارد دوزخ می‌شود»(10)

در حدیث دیگری از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می‌‌خوانیم که فرمود: «کسی که در طریق غیبت برادر مسلمانش و کشف عیوب پنهانی او گام بردارد اولین گامی که بر‌می‌دارد در جهنم می‌گذارد»(11)

در حدیث دیگری از همان حضرت می‌خوانیم که فرمود: «کسی که غیبت مرد مسلمان و یا زن مسلمان بکند، خداوند نماز و روزه او را تا چهل روز قبول نمی‌کند، مگر اینکه صاحب غیبت از او راضی گردد»(12)

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «کسی که سخنی درباره فرد باایمانی نقل کند و هدفش این باشد که عیبی بر او نهد و شخصیتش را در هم بشکند تا از چشم مردم بیفتد خداوند او را از تخت سرپرستی خودش به تحت سرپرستی شیطان می‌فرستد و شیطان او را نمی‌پذیرد»(13)

امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «از غیبت بپرهیز که تو را در پیشگاه خدا و مردم مبغوض می‌کند و اجر و پاداش تو را (در برابر اعمال صالح) بر باد می‌دهد»(13)


1.    مکاسب محرمه شیخ انصاری، ص 41
2.    وسائل الشیعه، ج 8
3.    بحارالانوار، ج 72، ص 275
4.    روضة الواعظین، ص 542
5.    میزان الحکمة، ج 3، ص 2339
6.    بحارالانوار، ج 75، ص 259
7.    جامع السادات، ج 2، ص 303
8.    جامع السادات، ج 2، ص 303
9.    جامع السادات، ج 3، ص 305
10.    جامع السادات، ج 3، ص 302
11.    همان مدرک، ص 303
12.    بحارالانوار، ج 72، ص 258، حدیث 53
13.    اصول کافی، ج 2، ص 358، حدیث 1
14.    غررالحکم، ج 2، ص 687، حدیث 2632
منبع: اخلاق اسلامی در قرآن، آیت‌الله مکارم شیرازی


١٧:٤٥ - 1391/11/14    /    شماره : ٨٩٦٨    /    تعداد نمایش : ٤١٢



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :2531
کل بازديدها :17221019
بازديدکنندگان آنلاين :36
بازديدازاین صفحه :301140