نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > اخلاق و عرفان 


  چاپ        ارسال به دوست

بدبینی و بد بینان


اخلاق و سبک زندگی ( 13)

بدبینی و بد بینان



     انسان چهار سرماية اساسي دارد كه در اسلام همة آن ها در دژهاي قانون قرار گرفته تا محفوظ باشد؛ آن ها عبارتند از جان و مال وناموس و آبرو؛به همين دليل سوء ظن در مورد مؤمنين حرام مي باشد. در خصوص لزوم عدم سوءظن از اميرخوبي ها مولااميرالمؤمنين روايت شده است:«من لم يحسن ظنه استوحش من كل احد»(غررالحكم،ص697).
     به تعبير ديگر چيزي كه زندگي انسان را از حيوانات جدا مي كند و به آن رونق و حركت و تكامل مي بخشد،روح تعاون و همكاري  دسته جمعي است واين در صورتي امكان پذير است كه اعتماد و خوش بيني بر مردم حاكم باشد،در حالي كه سوءظن پايه هاي اين اعتماد را در هم مي كوبد،پيوندهاي تعاون را از بين مي برد و روح اجتماعي را تضعيف مي كند.
    براي ريشه كن كردن اين رذيله اخلاقي مي بايست راهكارهاي مناسب با آن را جستجو كرد.از آن جايي كه اين در پژوهه مجال پرداختن به همة راهكارها نبود تصميم بر اين شد كه مفاسد اين رذيلة اخلاقي مورد واكاوي قرار گيرد تا از طريق انديشيدن به اين آثار وپيامدهاي سوء، كه خود،يكي از راه هاي علاج و درمان بدبيني مي باشد، گامي در آن جهت نيز برداشته شده باشد.


تعريف سوء ظن
بدبيني و ترجيح جانب شر بر خوش بيني و جانب خير در مواردي كه احتمال هر دو وجود دارد.هم چنين بدگماني به خداومخلوق خدابه نحوي كه به شكل اعتقاد قلبي در آيد واعتقاد،گفتار و اعمال طبق آن تنظيم گردد.(نيلي پور،1390)
انواع سوء ظن
الف)سوء ظن ناپسند
1_سوءظن به خدا:يكي از انواع سوء ظن كه بسيار خطرناك و مهلك است ،سوء ظن به خداست كه ممكن است به گونه هاي مختلفي بروز نمايد همچون گمان بد به صفات و افعال خدا؛مانند كفاري كه مي گويند خدا عالم نيست يا كساني كه مي گويند خداوند به امور جزئي مثل كارهايي كه بشردر نهاني انجام مي دهد آگاه نيست ويا مانند افرادي كه به ظاهر معتقدند خداوند به همه چيز داناست اما در عمل مانند كافران گناه مي كنند.
     كسي كه حكمت الهي را در دستگاه آفرينش منكراست،به نحوي سوءظن به خدا دارد ؛آنان كه گمان مي كنند ميان مؤمنين و مفسدين فرقي نيست ،به خداي عادل حكيم بد گمان است.(اكبري،1390،ص59)
در روايات ،از بدگماني به خداوند متعال نهي شده و فرموده اند:
«مبادا گمان بد به خداي عز وجل بر تو غلبه كندكه (اين حالت)ميان تو وخليل و دوستت صلح و آشتي باقي نمي گذارد.»
سنان بن طريف گويد شنيدم حضرت صادق (عليه السلام) فرمودند:
«سزاوار است براي مؤمن اين كه بترسد از خدا آن گونه ترسي كه گويا مشرف به آتش است واميدوار باشد به خدا آن گونه اميدي كه گويا از اهل بهشت است.
سپس فرمودند:همانا كه خداوند در نزد گمان بنده اش به اومي باشد؛اگرخير باشد
خير است و اگر شر باشد شر است»(شيخ حر عاملي،ترجمه صحت،1389).
به اين معنا كه اگر گمان بنده به خدا خوب باشد خدا هم با او به خوبي و احسان و بخشش رفتار كند و اگر گمان بنده به خدا بد باشد خداهم با او رفتار به احسان و نيكي نخواهد كرد.
2_سوءظن به رسول خدا و انبياء: يكي ازابعاد سوءظن، بدگماني به پيامبران است ؛هنگامي كه انبياءالهي اقدام به دعوت و رسالت خود مي كردند،كساني كه منافع خود را در خطرمي يافتند به آنان نسبت هاي ناروا مي دادند واز آن جاكه اكثريت مردم بدون انديشه و تفكر به دنبال رهبرانشان حركت مي كردند به همين دليل براساس گفته هاي بزرگان خويش نسبت به پيامبران الهي گمان بد مي بردند وآنان را دروغگو مي پنداشتند و مي گفتند:«إنا لنظنك من الكاذبين»(اعراف،66)؛ ما گمان مي كنيم كه تو از درغگوياني.(اكبري،همان،ص 72)
3_سوءظن به نظام هستي:بر اساس جهان بيني اسلامي جهان هستي بيهوده آفريده نشده و هيچ چيزي خالي از حكمت و فايده خلق نگرديده ونظام موجود ، نظام احسن و اكمل است ؛اما افرادي كه نسبت به نظام آفرينش شناخت درستي ندارند طبق بينش مادي خود جهان را هدفمند نمي پندارند و احساس پوچي مي كنند.به عنوان مثال شوپنهاور كه از فلاسفه بدبين است مي گويد زندگي سراسر جان كندن است ومرگي است كه دم به دم به تأخير مي افتد وسر انجام اجل مي رسد. (مطهري،عدل الهي،ص89 ).
كسي كه به روزگار به چشم بدبيني مي نگرد وآن را داراي كينه مي انگارد دانسته يا ندانسته براي گردش روزگار اراده اي مستقل از اراده خداوند تصور مي كند .                 بدبيني به روزگار در آثار شعرا وگفتار مردم بسيارديده شده وهمواره به نحوي اين گونه تصورات در ادبيات برخي از مردم مطرح مي شود؛همچون چرخ كج مدار ، روزگار غدارو... .در حالي كه زمانه و روزگارتحت مقررات وقوانين ثابتي در حركت است و از خود اختيار و استقلالي نداردتا داراي كينه و عقده بوده سزاوار ناسزا و دشنام باشد.(اكبري،همان ص 72و79)
4_سوءظن به مردم:فرد بدبين تمام رفتارهاي مردم را با عينك بدبيني مي_ نگرد. يكي از موارد سوءظن به مردم، بدبيني نسبت به همسراست؛ چنين افرادي از در و ديوار برگمان خود شاهد وقرينه پيدا مي كنند و چيزهايي را كه اصلا دليل برخيانت نيستند، به منزله ادله قطعي و انكار ناپذير مي شمارند.(همان ،ص 74)

ب)سوءظن پسنديده
اگرچه درآموزه هاي ديني اصل برآن است كه افرادجامعه نسبت به يكديگر خوش بين باشند اما در برخي موارد به بد گماني و پرهيز از خوش گماني نيز سفارش شده است؛ اين بدين معنا نيست كه انسان سوءظن خود را آشكار سازد و آن ها را متهم كند بلكه به منظور اين است كه بدون اين كه عكس العمل منفي كه سبب اهانت به مؤمن مي شود ظاهر سازد در عمل جانب احتياط را از دست ندهد.مواردي از سوءظن پسنديده عبارتند از:
1-سوءظن به خود:مؤمن نبايد به خود خوش گمان باشد يعني خود را پاك و بي عيب و نقص بداند؛بلكه پيوسته خويش را متهم به كوتاهي در عبادت واجراي فرامين الهي بداند تا بدين وسيله گرفتار عجب و خود پسندي نشود واو را از سوءظن به ديگري باز دارد.امير المؤمنين علي بن ابي طالب(عليه السلام)فرمودند:
«المؤمن لايصبح ولا يمسي الا ونفسه ظنون عنده»(نهج البلاغه،خطبه 176)؛مؤمن شب را به صبح  وصبح را به شب نمي رساند مگر آن كه به نفس خود بد گمان است.
اين نوع بدبيني باعث مي شود كه انسان اعمال خود را فورا حمل برصحت نكرده  بلكه آن را باترازوي الهي ارزيابي كند؛لذا اين مورد از سوءظن به منظور مبارزه با خوش بيني غير واقع بينانه اي كه ناشي از حب ذات است،توصيه شده است. از اين رو است كه مولاي متقيان ويژگي پرهيزكاران را چنين بيان مي كنند:
 «پيوسته خود را به كوتاهي و قصور متهم مي سازند واز اعمال خود نگرانند. هر گاه يكي از آنان را مدح و ستايش كنند از آن چه درباره او گفته شده به هراس مي افتد و مي گويد:من از ديگران نسبت به خود آگاه تر و پروردگارم به اعمال من از من آگاه تر است.»(نهج البلاغه ،خطبه 193).
آن حضرت در جاي ديگر مي فرمايند:«الثقة بالنفس من اوثق فرص الشيطان» (غرر الحكم ،ح 4733) اطمينان و خوش بيني به نفس از استوار ترين فرصت هاي شيطان است.(همان ص 83-81).
2-سوءظن به دشمن: يكي از مواردي كه سوء ظن لازم است سوءظن در برابر دشمنان است.ممكن است دشمن دم ازصلح ودوستي و محبت وتغيير رويه بزند و دست دوستي به سوي انسان دراز كند در اين گونه مواردهرگز نبايد گرفتار  حسن ظن شده و بلافاصله دست دشمن را فشرد و به او اعتماد كرد بلكه بايد احتمال داد كه ممكن است مكر و فريب باشد.(همان ،ص 84)
3-در محيط هاي فاسد: يك اصل كلي در حسن ظن يا سوءظن ،اين است كه آدمي محيط را بنگرد؛اگر در محيط سالم وپاكي كه تمام افراد آن مؤمن هستند سوءظن ورزد واضح است كه كار بسيار زشتي مرتكب شده است اما در محيطي كه فساد برآن حاكم است با حسن ظن به همه افراد آن نگريستن و تمامي مردمان را نيك انگاشتن ،سادگي است.بنابر اين در محيط فاسد تا كسي را نشناخته ودر مورد او به يقين نرسيده ،نبايد به او حسن ظن داشته باشد بلكه بايد با احتياط و دور انديشي عمل كند.امير المؤمنين (عليه السلام)مي فرمايند:«اگر فساد و تباهي بر جامعه چيره گشت وانسان به ديگران خوش بين گردد، خودرا فريب داده است.»(نهج البلاغه حكمت 114).(همان،ص 86).

اهميت پرهيز از سوءظن
در شريعت اسلام علاوه بر اين كه افراد ازگمان بد به ديگران نهي شده اند، از انجام اموري كه زمينه سوءظن ديگران به آنان را فراهم مي كند نيزبه شدت منع شده اند.مرحوم ملا احمد نراقي مي گويد:
مخفي نماند كه چون ظن بد موجب هلاك ابد است به اين جهت شارع مقدس نهي بليغ فرموده اند از اين كه كسي متعرض امري شود كه باعث تهمت باشد و موجب ظن بد ديگران به او شود و ايشان هلاك شوند. » ؛همچنان كه حضرت رسول (صلي الله عليه وآله)فرمودند: «اتقوا من مواضع التهم» واميرالمؤمنين (عليه السلام)فرمودند:«هر كه خود را در محل تهمت در آورد ملامت نكند كسي را كه به او بد گمان شود .»
    مروي است از حضرت امام زين العابدين كه صفيه دختر حي بن اخطب حرم محترم حضرت رسول(صلي الله عليه وآله) حكايت كرد كه زماني حضرت پيغمبر (صلي الله عليه وآله)  در مسجد معتكف بودند .من به ديدن او رفتم بعد از شام از آن جناب مرخص شده روانه منزل شدم.آن عا ليجناب قدري راه همراه من آمد و تكلم مي كرد،شخصي از انصار برخورد وگذشت.حضرت او را آواز داده ، فرمود: اين زن من ،صفيه است.آن شخص عرض كرد چه جاي اين سخن بود؟ حاشا كه من به شما ظن بد برم ! حضرت فرمودند«شيطان در رگ و خون بني آدم جا دارد،   ترسيدم بر شما داخل شود و باعث هلاك شما شود».بنابر اين در فضل پيامبر دو ارشاد عظيم براي امت است ؛يكي اين كه بايد نهايت احتراز از ظن بد كرد ،دوم اين كه هر كسي اگر چه مثل پيغمبر باشد بايد خود را از محل تهمت نگاه دارد
(نراقي ،1348،ص175).
 پيامدهاي سوءظن
 بد بيني يكي از بيماري هاي خطرناك روحي وسرچشمه بسياري از ناكامي ها و    نااميدي ها است.بدبختي درد ناكي است كه در روان آدمي عذاب ايجاد مي كند و اثرش بر روي شخصيت محو نشدني است.
     رنج ها ومحنت ها كانون حساسي است كه ممكن است بدبيني از آنجا آغاز گردد ومنشأ يك نوع طوفان وانقلاب شديدي در عواطف و احساسات شود. بذر بدبيني كه از همين رهگذر در مزرعه دل كشت مي شود ثمر تلخ و ناگوارش را روي افكار و انديشه هاي آدمي به جاي مي گذارد.
    كسي كه آينة روحش ازغبار بدبيني تيره شده است نه تنها زيبايي ها وخوبي هاي آفرينش در آن تجلي نمي كندبلكه خوش بيني قيافه خود را عوض كرده و به صورت ملالت و نكبت ظاهر مي گردد و به واسطه بد گماني نمي تواند اعمال  و رفتار هيچ كس را خالي ازغرض وآلودگي تصور نمايد.
    در چنين افرادي كه روحيه آن ها منفي است قهراً قوة مثبتي وجود ندارد،دائما به قدرت خيال و توهم براي خويش مشقت ايجاد مي كنند وحتي افكار خود را در بارة سوانحي كه شايد هرگز با آن برخورد نكنند، تلف مي سازند. (موسوي لاري، ص42).

در اين پژوهش، به طور كلي مفاسد و پيامدهاي سوء ظن به دو دسته پيامدهاي فردي و اجتماعي تقسيم شده اند كه در ادامه خواهد آمد.
الف) آثار فردي
1-از دست دادن آرامش رواني
اولين زيان بدبيني متوجه خود شخص بدبين مي گردد وكسي كه گرفتار چنين بيماري اخلاقي است قبل از اين كه آثار بد چنين روحيه اي را متوجه ديگران كند خود با درد و رنج روحي و رواني دست به گريبان مي شود و پيوسته با مشكلات روحي به سر مي برد.(اكبري،ص33) .
     رعب ووحشت ازمردم عارضه اي است كه گريبانگيرشخص بدبين مي شود
فارمرمي گويد «آن كسي كه از اظهار افكار و خيلات خود واهمه دارد و در محفل ويا مجلسي كه هر كس عقيده اي اظهار مي كند،او مي ترسد نظر خود را بي پروا بگويد يا آن شخصي كه براي احتراز از ملاقات آشنايان در خيابان هاي بزرگ و در گذرگاه ها يا گردشگاه هاي عمومي متوسل به كوي و برزن و خيابان هاي فرعي كم جمعيت مي شود، دراين گونه افراد جملگي واهمه يا روح بدبيني حكومت مي كند. »(موسوي لاري ،ص48).
    امير مؤمنان (عليه السلام) در اين باره مي فرمايند:«من لم يحسن ظنه استوحش من كل احد»(غررالحكم،ص712)كسي كه گمانش نيك نيست ، از هر كسي وحشت دارد.
2-تحليل نادرست
بدبيني آفتي بزرگ براي سنجش منطقي انسان است.اين صفت در طرز تفكر و ادراك فرد اختلال به وجود مي آورد به گونه اي كه هرگز نمي تواند يك داوري عقل پسند و واقع بينانه از حوادث داشته باشد.
    مولاعلي(عليه السلام)مي فرمايند: «من ساء ظنه ساءوهمه»(تصنيف غرر الحكم ،ص263)كسي كه سوءظن داشته  باشد،تفكر او بد مي شود.(اكبري،ص 35).

3-سستي اراده
    به نظر مي رسد بد گماني وتضعيف اراده،تأثير متقابل دارند؛هم بدگماني به سستي اراده مي انجامد وهم فرجامسستي اراده ،بدگماني است؛زيرا انسان بدگمان آن گونه كه بايد عمل نمي كند،چرا كه از سر ناآگاهي بر اين گمان مي رود كه مانع يا موانعي بر سر راهش هست.از سوي ديگر سست ارادگي به تن آسايي و فرافكني ِبرخاسته از بد گمانيِ به ديگران مي انجامد.(ميرزا عليزاده،1387،ص93)

4-عامل افزايش گناهان
سوءظن موجب ارتكاب گناهان ديگر مي شود.سوءظن ،محبت و دوستي را نابود و نفاق ودو رويي را در ميان دوستان پرورش مي دهد؛زيرا چنين كسي در ظاهر ناچاراست تظاهر به دوستي با رفيقان خود كند درحالي كه در باطن چنين نيست ونسبت به آنها بدبين مي باشد وهمين طرز رفتار موجب پرورش روحي نفاق و دورويي مي گردد.
    فرد بدبين به طور مرتب آمد وشدهاي ديگران را زير نظر مي گيرد،در زندگي آنان تجسس مي كند وبه دليل اضطرابي كه پيدا مي كندپشت سر كساني كه در اثرپندار غلطش معتقد به ناپاكي آنان بوده،زبان به غيبت وسخن چيني مي گشايد واسرارآنان را فاش مي سازد وبه دنبال تأييد نظرات ديگران وهمراه ساختن آن ها با خود در متهم كردن فرد مذكورمي باشد.مولاي خوبي هاحضرت امير المؤمنين (عليه السلام) فرموده اند: «من كثرت ريبته كثرت غيبته»(ميزان الحكمة 15جلدي، ج7،ص3398).

5- فراموش كردن عيوب خود
كسي كه كه بدبيني به مردم خوي او شد،هيچ گاه عيب و نقص هاي خود رانمي_ بيند تا درمقام درمان خود برآيد وهمه روزه بر عيوبش افزوده مي شود تا هلاك گردد.(اكبري،ص 40).از امير مؤمنان رسيده كه«سوءظن به مردم انسان را از عيب هاي خود غافل مي كند.»(نهج البلاغه ،حكمت219).

6-تباهي عبادت
از ديگر آثارسوءظن اين است كه عبادت را تباه مي كند و بار گناهان را زياد مي_ گرداند.اين معناازكلام مولي الموحدين به دست آمده است درجايي كه فرموده اند «اياك ان تسيء الظن فإن سوءالظن يفسد العبادةويعظم الوزر»(شرح غررالحكم ، ج2،ص308).
7-تأثير بر جسم
اثر سوء بدبيني فقط مربوط به روح نيست،بلكه بر روي جسم نيز آثار مخربي دارد و درمان بيماري ها رامشكل مي سازد.در روايات نيز به اين مطلب اشاره شده است؛
«المريب ابدا عليل»(ميزان الحكمة،ج7،ص3398)؛بدبين همواره بيمار است.
«لايلقي المريب صحيحا»(تصنيف غررالحكم،ص72)؛ بدبين را سالم و صحيح نمي توان يافت.
8-عقوبت اخروي
بدبيني به ديگران از گناهان كبيره است و قرآن در سورة فتح به صراحت آن را گناه شمرده است.
 
  ب) آثار اجتماعي
1-سرايت بدبيني و نااميدي به افراد ديگر
همان طور كه تأثير و نفوذ فرد اميدوار و نيرومند در اطرافيانش مسري است و همه از عظمت روح واميدواري او جان مي گيرند،شخص بدبين نيز به به ديگران تلقين رنج و اضطراب مي كند و اميد را كه همچون چراغي نور افشان راه پر پيچ وخم زندگي راروشن مي كند، از آن ها مي گيرد.(موسوي لاري،ص43).
    بنابر اين يكي اززمينه هاي بدبيني، مجالست وهمنشيني با افراد بدبيناست ؛زيرا بدبيني مثل ويروس است وسريع انتقال مي يابد.كسي كه اطراف اورا افراد بدبين
 احاطه كرده اند،ديد اونسبت به همه،بدبينانه است.(اكبري،ص32).
     در بيان مولاي متقيان نيز اين امراشاره شده است:«مجالسة الاشرار تورث الظن
 بالاخيار» (امالي صدوق،ص531).همنشيني با بدان سبب بدگماني به نيكان
 مي شود.
2-تفرقه، جدايي و تيرگي روابط
از زيان بارترين نتايج سوءظن اين است كه رشتة الفت و مودت مردم را از هم مي گسلد و موجب تفرقه و جدايي مي شود.امير مؤمنان علي بن ابي طالب (عليه السلام )اين گونه هشدار مي دهند:«لا يعدمك من حبيب سوءالظن »(بحار الانوار،
 ج74،ص232)؛مراقب باش سوءظن دوستت را از تو نستاند.
3-اعتماد زدايي
اعتماد مهم ترين سرماية جامعه است و از مهمترين آثار سوءظن ،بي اعتمادي است .(اكبري،ص38).«شر الناس من لايثيق بأحد لسوء ظنه ولايثيق به احد لسوء فعله»(كنز الفوايد،ج2،ص182)؛بدترين مردم كسي است كه به خاطر سوء ظن به كسي اعتماد نمي كند وبه خاطر اعمال بدش كسي نيز به او اعتماد نمي كند.

4-حوادث وجنايات
در بسياري از موارد،بدبيني عامل بسياري از جنگ ها ،نزاع ها،حوادث،مصائب و پرونده هاي جنايي مي شود؛مخصوصا در مواردي كه سوءظن به نواميس خود پيدا كنند يا گمان كنند كه ديگران در پي اموال يا نواميس آن ها هستند؛به گونه اي كه مي توان گفت يكي از عوامل حوادث ناگوار ،سوءظن هاي بي جا است كه بي گناهان را هدف گيري كرده است.(اكبري ،ص37).
اين مطلب نيز در كلام مولا آمده است:«سوءالظن يفسد الامور ويبعث الشرور» (خصال صدوق،ص624).
برخي ديگر از پيامدهاي سوء ظن عبارتند از (نيلي پور،ص337):
*عاملي براي نفوذ وسوسه هاي شيطان است.
*سبب سستي و كوتاهي دراحترام به برادر مؤمن خواهد شد.
*سبب تقصير و كوتاهي در اداءحقوق ديگران مي شود.
*نگاه تحقير آميز به ديگران را تقويت مي كند.
*قضاوت هاي عجولانه و زود باوري را درپي دارد.
*باعث عدم اعتماد به نفس مي گردد.

درمان سوء ظن
گرچه اين پژوهش به بررسي آثار سوء وپيامدهاي سوءظن اختصاص داشت اما ازآن جايي كه يادآوري مفاسد و پيامدهاي بدبيني ،خود يكي از راه هاي درمان آن محسوب شمرده مي شود ،خالي از لطف نيست كه در پايان به طور اجمال برخي ديگر از راه هاي علاج اين رذيلة اخلاقي ذكر گردد.
     براي رهايي از اين صفت مي توان از راه هاي زير كمك گرفت:
*يادآوري خوبي هاي حسن ظن
*اعتنا نكردن به گمان هاي بد
*عدم تغيير در برخوردها بر مبناي سوءظن در عوض احترام بيشتر نسبت به كساني كه در مورد آن هاسوءظن داريم.
*خير خواهي براي افراد مورد سوء ظن و اجتناب از غيبت آن ها.
*فرار از تنهايي و بيكاري.
*پاك كردن دل و باطن. (نيلي پور، ص338)
*روزه گرفتن (روزه از آن جهت كه باعث صفا بخشي روح،تقويت اراده وتعديل غرايز وكسب تقوا است،شيوه اي براي مبارزه با بد گماني محسوب مي شود.)
(ميرزا عليزاده،ص110).
 
 




   



فهرست منابع

1-اكبري،محمود؛ خوش بيني و بد بيني.انتشارات فتيان،قم،1390،چاپ اول.
2-شيخ حر عاملي؛جهاد النفس.ترجمه علي صحت.نشر بقية الله،1389،چاپ اول.
3-عليزاده،ميزا؛مثبت انديشي يا منفي نگري؟.دانشگاه علوم اسلامي رضوي،مشهد، 1387،چاپ اول.
4-موسوي لاري،مجتبي؛بررسي مشكلات اخلاقي ورواني.دفتر نشراسلامي،قم،بي تا ، بي چا.
5-نراقي،ملا احمد؛معراج السعادة.انتشارات علميه اسلاميه ،بي جا،1348،بي چا.
6-نيلي پور،مهدي؛بهشت اخلاق.انتشارات مرغ سليمان ،اصفهان،1389،چاپ اول












































١٣:٤٦ - 1393/09/05    /    شماره : ٣٧٩٠٨    /    تعداد نمایش : ٧٥١



خروج





   مطالب مرتبط
 در بین افراد جامعه دروغ چقدر رواج دارد؟ (خبر)
 دروغ (خبر)
 تکبر (خبر)
 غیبت و غیبت کنندگان (خبر)
 آثار تربیتی و اخلاقی نماز (خبر)
 گامهای عملی بسوی تهذیب اخلاقی(5) (خبر)
 حمایت از مسئولان نظام وظیفه‌ای دینی و اخلاقی است (خبر)
 گام های عملی بسوی تهذیب اخلاقی4 (خبر)
 خير اخلاقي (خبر)
 الزام اخلاقي (خبر)
 نظريه هاي اخلاقي Ethical theories (خبر)
بازدیدها
امروز :2438
کل بازديدها :16131344
بازديدکنندگان آنلاين :1
بازديدازاین صفحه :283608