نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > اخلاق و عرفان 


  چاپ        ارسال به دوست

نیت در عبادات

نیت، چیست؟ عبادت چیست؟ آیا نیت را هم می توان کار دانست؟ آیا در هر کاری نیت لازم است؟ کارهایی که یک انسان در زندگی خود انجام می دهد، چند دسته است؟ آیا قصد و نیت انسان مهم تر است یا کار و عمل خارجی او؟ آیا تمامی نیت های انسان مورد حسابرسی قرار می گیرد؟ چگونه کرام الکاتبین(فرشتگان مراقب اعمال انسان) از نیت خوب یا بد انسان اطلاع پیدا می کنند؟ با این که عمر انسان محدود است، چرا عده ای برای ابد در بهشت هستند و عده ای برای ابد در جهنم؟ این موضوعات تقریباً کلیه مباحثی است که در این مقاله مطرح می شود.

نیت چیست؟ کار چیست؟
نیت را می توان همان قصد و انگیزه انسان برای انجام یک کار دانست. و کار، محدود به تلاش فیزکی بدن نیست و شامل هر گونه فعالیت و تلاش مربوط به جسم و روح می شود. بنا بر این طرح ها و برنامه هایی هم که انسان برای زندگی خود و دیگران درعرصه های گوناگون فرهنگی و اقتصادی و سیاسی در نظر می گیرد، کار می باشد و حتی شامل قصد و نیت هم می شود. امام صادق می فرماید:‏« أَلَا وَ إِنَّ النِّيَّةَ هِيَ الْعَمَلُ» ؛ آگاه باشید که نیت ،همان عمل است.
البته در عرف، همواره یا در بسیاری از موارد، منظور از کار و عمل، همان فعالیت های بدنی و فیزیکی است.

انواع نیت و کار
     گاهی قصد و نیت انسان برای کاری که می خواهد انجام بدهد  خیر است و گاهی شر.  و آن کار هم یا خیر است یا شر. بنا بر این،چند نوع نیت و کار وجود دارد که آنها را با ذکر مثال، توضیح می دهیم:
ـ کار خیرو نیت خیر، مثال آن گرفتن روزه به نیت رسیدن به پاداش اخروی است.
ـ کار خبر و نیت شر، مثال آن ساختن بیمارستان به نیت شهرت است.
ـ کار شر و نیت خیر، مثال و مصداق نوع سوم در موارد غفلت و اشتباه و جهل اتفاق است. مثلاً انسان با اسلحه به طرف حیوانی که به طرفش حمله ور شده، شلیک می کند ولی اشتباهاً به یکی از دوستانش که در آن حوالی بوده، اصابت می نماید. یا این که قصد می کند به فرد مسلمانی گوشت کباب شده بدهد، خرچنگ یا خرگوشی را شکار می کند و نیتش را عملی می نماید. در اینجا گرچه نیتش خیر بوده ولی به سبب این که نمی دانسته خوردن این دو حیوان حرام می باشد، عملی ناشایست انجام می دهد.        
ـ کار شر و نیت شر، مثال آن کاملاً واضح است و تمامی گناهان را در بر می گیرد. مثلاً کسی که غیبت می کند، به هیچ وجه نمی توان گفت که قصد و نیت خیر از غیبتی که نموده، داشته است. آری اگر از روی فراموشی عیب دیگری را آشکار کند، هر چند دچار غیبت نشده ولی چون به هر حال، باعث ریختن آبروی آن فرد شده، باید او را از خود راضی کند. در تمامی گناهان قصد و نیت شر وجود دارد و نمی توان گفت که کسی گناهی مرتکب می شود ولی نیتش خیر می باشد.

آیا نیت انسان مورد پاداش یا کیفر قرار می گیرد؟
با توجه به این مطلب که نیت انسان، هم کار و عمل است، می توان گفت که نیت انسان هم محاسبه می شود؛ اگرخیر باشد، مستحق ثواب و پاداش و اگر شر باشد، مستحق عذاب است. ولی وقتی روایات اسلامی را مطالعه می کنیم، درمی یابیم که خداوند برای انسان به اصطلاح، ارفاق قائل شده و به او تخفیف هایی داده است.
روایات چه می گوید؟ براساس تعدادی از روايات، نيت گناه، گناه نيست. در روایتی از امام باقر یا امام صادق آمده است: «إنّ الله تبارك و تعالي جعل لآدم في ذرّيّته من همّ بحسنةٍ ولم يعملها كتبت له حسنة ومن همّ بحسنةٍ وعملها كتبت له بها عشراً ومن همّ بسيّئةٍ ولم يعملها لم تُكتب عليه [سيّئة] ومن همّ بها وعملها كتبت عليه سيّئة» یعنی خداوند متعال این گونه در نسل آدم مقرر نموده که اگر قصد کار خیر بنماید ولی انجامش ندهد، یک عمل نیک برایش نوشته می شود. ولی اگر آن را انجام دهد، ده عمل برایش نوشته می شود. و چنانچه تصمیم به گناه بگیرد ولی انجامش ندهد، گناهی در نامه عملش نوشته نمی شود. ولی اگر مرتکب آن گناه شود، یک کار زشت برای او ثبت می شود.  
در روایت حضرت صادق آمده است: «إنّ المؤمن ليهمّ بالحسنة ولايعمل بها فتُكتب له حسنة وإن هو عملها كُتبت له عشر حسناتٍ وإنّ المؤمن ليهمّ بالسيّئة أن يعملها فلايعملها فلا تكتب عليه»

در اینجا چند نکته ضروری وجود دارد که شایان ذکر است:
اول این که تخفیف مورد نظر در مورد نیت گناه، مربوط به قصد ها و نیت های موضعی و مقطعی است که در کنار و همراه با گناه و یک عمل شر صورت می گیرد. ولی اگر قصد و نیت شر در انسان به صورت یک ویژگی راسخ که در عمق جانش ریشه دوانیده، در آید، حکم دیگری دارد. به عبارت دیگر، ظاهراً آنچه در روایات پیرامون بخشش خداوند نسبت به نیت و قصد شر مطرح شده، مربوط به افرادی است که مؤمن هستند و بنای آنها بر اطاعت فرامین الهی است ولی بر اثر هواهای نفسانی دچار گناه می شوند نه کسانی که ایمانی به خدا و روز قیامت ندارند  و بنایشان بر مخالفت با فرامین الهی است. آیت الله جوادی آملی می گوید: طبق برخی از احاديث، نيت نه تنها گناه بلكه عامل و محور خلود و جاودانه بودن در بهشت یا جهنم  است. اين نيت، اعتقاد راسخ در قلب است؛ نه صرف ميل به گناه یا عمل خیر. كسي كه كفر در قلب او رسوخ كرده، اگر ساليان متمادي در دنيا بماند همين كفر، عقيده اوست و آنچه باعث تراوش گناه برای او می شود، اعتقادِ كفرآلود اوست، همان‏گونه كه ايمان سبب تراوش اطاعت از دستورات الهی است.

دوم: در روایت بعدی که شبیه روایت اول است، محور بحث، اعمال مؤمن می باشد.. و با توجه به همین حدیث می توان گفت که ظاهراً منظور حدیث گذشته هم اعمال افراد با ایمان است؛ زیرا افراد بی ایمان که اعتقادی به خدا و روز قیامت ندارند، همواره یا معمولاً طبق امیال نفسانی و وهم و خیال خود و حداکثر، قوانین و مقرراتی که حکومت هایشان برای آنها در نظر گرفته اند، عمل می کنند. و از سوی دیگر، بر اساس منطق اسلام عمل خیر فقط از انسانی که ایمان دارد، جاری می شود  و اگر انسان کافر کار خوبی انجام دهد، از نظر قرآن و روایات ما به آن نمی توان عمل خیر گفت؛ به این معنا که ارزش و پاداشی در آخرت داشته باشد و او را به بهشت ببرد و مانع عذابش شود. در آیات شماره 103 تا 106 سوره  کهف می خوانیم: اى پيامبر، بگو: آيا شما را آگاه كنم كه زيانكارترين مردم از لحاظ كردار كدامند؟ آنها كه سعى و تلاششان در زندگى دنيا به هدر رفته است، در صورتى كه گمان مى‏كنند كارهاى نيكى انجام داده‏اند. آنها كسانى هستند كه به آيات و معجزات پروردگارشان و به لقاى او كافر شدند، لذا اعمالشان همه به هدر رفت و نابود شد و در روز قيامت نيز هيچ ارزشى براى نيكوكاريهاى آنها قائل نخواهيم بود. .بدين سبب، كيفر آنها جهنّم خواهد بود زيرا كفر ورزيدند و آيات و معجزات من و نيز پيامبران مرا مورد استهزاء قرار دادند. بنا بر این، افراد کافر و مشرک و منافق از دایره بحث خارج هستند.

سوم: در عبادتی مثل روزه، نیتِ خودداری از خوردن و کارهایی که روزه را باطل می کند، جزء یا شرط این عبادت است. و اگر کسی نیت کند که از این کارها( که به آن مفطرات روزه می گویند) خودداری نکند، دچار گناه می شود  بنا بر این این که می گویند نیت گناه گناه نیست، در غیر از عبادت هایی است که نیت در آنها شرط یا جزء آن عبادت است. آیت الله جوادی آملی در این باره گوید: عباداتي كه در آنها نيّت حدوثاً و بقائاً جزء يا شرط است، در صورتي كه ابطال و قطع آن عمل حرام باشد، اخلال در نيّت گناهي مستقل است، زيرا قطع آن ترك واجب و حرام است؛ مانند نيّت در روزه ماه رمضان. روزه، نيت اِمساك از مفطرات است، بنابراين قطع نيّت روزه و عزم بر ترك آن حرام است، پس اگر خود نيّت مورد تكليف باشد، هرگونه كاستي در آن گناه است و حرمت فقهي دارد.

آیا نیت مهم تر است یا عمل خارجی؟
بسیاری از اعمالی که مردم انجام می دهند، از نظر ظاهری شبیه هم است. مثال: دو نفر درمانگاه می سازند؛ یکی در شهر است و یکی در شهردیگر. دو نفر نرم افزارهایی درست می کنند؛ یکی در ایران و درکشوری دیگر. وقتی موقع حسابرسی اعمال می شود، خداوند به فردی که درمانگاه در اصفهان ساخته، پاداش خوب می دهد و به دیگری، نه. به کسی که در کامپیوتر ساخته، باغ و بوستانی فرحناک و بسیار زیبا می دهد و به دیگری، نه. علت این تفاوت در قصد و نیت این افراد است. چون یکی قصد داشته که مردم مؤمن و مسلمان درمان شوند و دیگری در صدد بوده نام و نشانی در بین مردم داشته باشد. نیت آن یکی این بوده که مسلمانان بتوانند در آیات قرآن و متون اسلامی راحت تر تحقیق کنند و با نگارش کتاب و مفاله ندای اسلام را به گوش جهانیان برسانند اما نیت فرد دیگر آن بوده که افراد نامحرم از راه دور هم بتوانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند.
بنا بر این چون با قصد و نیت، زشتی و زیبایی کارها مشخص می شود، نیت عمل از خود عمل، بسیار  مهم تر است. »  امام صادق می فرماید: «النیة أَفْضَلُ‏ مِنَ‏ الْعَمَلِ‏» ؛ ارزش نیت از عمل بیشتر است.
رسول خدا به سبب این که اساس و شالوده اصلی هر عمل را نیت درست می کند، فرموده اند:« إنما الأعمال بالنيات ... و لا قول و لا عمل إلا بالنية.»؛ یعنی کارهای انسان در گرو نیت های او و وابسته به آنهاست.
و منظور ایشان از عبارت بعدی هم نظیر عبارت نخست است، و آن را می توان این گونه توضیح داد: هر گفته و عملی در پرتو قصد و نیت انسان شکل و فالب حود را پیدا می کند؛ اگر شر باشد، قول و فعل را شر می کند و اگر خیر باشد، آنها را خیر می کند.
نظیر کلام حضرت رسول(ص) در فرمایش امام سجاد(ع) است: «لَا عَمَلَ إِلَّا بِالنِّيَّة»

کارهای پنج گانه مکلفین     
از یک دیدگاه می توان گفت: دستورات فقهی اسلام مجموعه ای از باید ها و نبایدهاست. به کارهایی که باید آنها را انجام داد، واجبات الهی گویند. و به کارهایی که نباید آنها را انجام داد، محرمات الهی گویند. بعضی از کارها هم وجود دارد که به آنها مستحبات گویند. و منظور از مستحبات اموری می باشند که انجام آنها بهتر است. دسته دیگر، مکروهات است و منظور، کارهایی می باشد که بهتر است ترک شود. بر مابقی کارها نام «مباح» گذاشته و منظور، اموری است که انجام و ترک آنها مساوی است. مثال هایی در این رابطه: اگر دشمن به کشور اسلامی حمله ور شود، دفاع کردن واجب می باشد. شکار حیوانات خشکی برای حاجی حرام است. وضو گرفتن برای خواندن نماز میت، مستحب است. نوشیدن آب بعد از غذای چرب، مکروه است.  
و اما مکروه، اگر در اعمال عبادی از این واژه استفاده و مثلاً گفته شود فلان کار مکروه است، منظور، بهتر بودن ترک آن کار نیست بلکه منظور این است که فضیلت و ثوابش از کار مشابه آن کمتر است.  مثلاً اقتدا کردن فرد مقیم به فرد مسافر مکروه است. یعنی ثواب این نماز جماعت از نمازی که فرد مقیم به کسی مثل خود ـ که مقیم در شهر است ـ اقتدا می کند، کمتر است. و اگر از این واژه در غیر عبادات استفاده شود، منظور، بهتر بودن ترک آن است. مثال آن خوردن نیم خورده حیوانات حرام گوشت  و خوردن گوشت اسب و الاغ است.
     و امور مباح، شامل بیشتر کارهای روزمره انسان مثل خوردن و خوابیدن و راه رفتن می شود. اکنون باید پرسید که از بین این کارهای پنجگانه کدامیک عبادت است. بحث بعد در این زمینه می باشد.

عبادت چیست؟
از یک زاویه می توان کارهای  واجب و مستحب را به واجب و مستحب تعبدی و  توصلی تقسیم کرد. امر به معروف و نهی از منکر، نجات فرد غریق از غرق شدن، کفن و دفن مرده، پاک کردن و شستن موضعی از مسجد که نجس شده، مربع یا مربع مستطیل کردن قبر، بستن دهان و چشم میتی که دهان و چشمش باز مانده،، مثال هایی برای واجب و مستحب توصلی، و نمازهای یومیه، نماز غفیله، روزه روز 27 ماه رجب ،  غسل روز جمعه، مثال هایی برای واجب و مستحب تعبدی است. در اوامر تعبدی باید عملی را که به انجامش مأمور شده ایم،برای خدا انجام دهیم. اما در اوامر توصلی فقط کافی است که آن کار انجام شود و نیت قربی(یعنی قربة الی الله) در آن شرط نیست.
تفاوت دیگر واجب و مستحب تعبدی با توصلی در استحقاق پاداش و عدم آن است. یعنی کسی که مثلأ دهان و چشم مرده ای را که باز مانده، بدون نیت قربی می بندد و قصدش از این کار، حفظ پرستیژ ظاهری مرده است و همچنین او را فقط به این خاطر که تعفنش باعث اذیت مردم نشود،  دفن می کند، هیچ ثوابی به او در عالم آخرت نمی دهند ولی کسی که به فقیری به خاطر خشنودی خدا کمک می کند، شایسته ثواب است. البته اگر اوامر توصلی را قربة الی الله انجام بدهیم، مشمول ثواب و پاداش الهی می شویم.
آیت الله جوادی آملی در این خصوص می گوید:« در احكام توصّلي گرچه نيل به ثوابْ متوقف بر قصد قربت و نيّت اطاعت از خداست، ليكن در تحقّق اصل امتثالْ صرف انجام دادن آن عمل كافي است.»

در کارهای حرام و مکروه هم که لازم است یا بهتر است ترک شود، گرفتن ثواب به قصد و نیت انسان بستگی دارد. و اگر کسی کار حرامی را به این نیت ترک کند که مردم او را فردی متدین و مقدس به حساب آورند، نه تنها پاداشی دریافت نمی کند که به سبب ارتکاب ریا، شایسته مجازات می باشد. احتمالاً ترک مکروه هم همینطور می باشد.
نتیجه این که بدون قصد قربت هیچ کاری رنگ و بوی عبادت به خود نمی گیرد؛ گرچه انسان برای انجام آن سختی های بیشماری را به جان بخرد. از همینجا می توان به جایگاه بسیار ارزشمند نیت پی برد و متوجه شد که تا چه اندازه بین واقعیت یک کار که توسط دو نفر به طور مستقل انجام شده، و ظاهر آن یکسان است، می تواند تفاوت باشد. اگر عامل نیت را در نظر نگیریم، بایستی برای هر دو نفر امتیاز واحدی ثبت کنیم ولی واقعاً این طور نیست. یعنی ارزش کاری که این دو نفر انجام داده اند، یکی نیست. چون یکی از آنها رنگ و لعاب زیبایی هم به کارش زده و با نیت قربة الی اللهی که نموده، آن را نورانی کرده است. البته اگر دقیق تر شویم، درمی یابیم که تفاوت این دو کارِ به ظاهر مشابه، بسیار بیشتر از این است؛ زیرا نیتی که هنگام انجام یک کار می کنیم، با آن کار اتحاد بنیادین پیدا می کند و واقعیت آن را به طور اساسی دگرگون می کند. و اصولاً به خاطر همین اثر شگرفی که دارد، از نیت به عنوان روح و عنصر اصلی عمل یاد می کنند. و به خاطر همین تأثیر اساسی است که اسلام برای نیت، اهمیت فوق العاده قائل شده است.  و برای همین است که می گویند:« یحشر الناس علی نیاتهم »؛ یعنی مردم در روز قیامت بر اساس نیت هایی که داشته اند، زنده می شوند.

خیال پردازی های ریاکاران
در عبادت خدا نباید چیزی را شریک او  قرار دهیم؛ یعنی فقط باید خدا را بپرستیم. « وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئا...».
اگر چیزی را شریک خداوند در عبادت او  قرار دهیم، دچار شرک در عبادت می شویم. و معلوم است که این کار عبادت نیست و بلکه معصیت خداوند به شمار می رود. این کار نه تنها از دید قرآن کریم و روایات که از نظر عقل هم کاملأ غلط است. چون موجودی را که شریک خداوند در عبادت خود قرار می دهیم، نقشی در زندگی ما نداشته و ندارد. مثلأ کسی که نماز خود را در محلی می خواند که فرد دیگری او را می بیند، و تعریفش می کند، آیا غیر از خیالی باطل نتیجه درستی عایدش می شود؟ آیا آن فرد، خیر و منفعتی به آن نمازگزار می رساند؟ آیا شرّ و مصیبتی را از او دور می کند؟ پاسخ آن منفی است؛ زیرا آن فرد ممکن است اصلاً توجهی به نماز وی نکرده باشد. و چنانچه توجهی کرده باشد، ممکن است اصلأ برای او اهمیتی نداشته باشد. اگر هم برای او اهمیت دارد، آن قدر برایش مهم نیست که به فکر انجام کاری برای نمازگزار بیفتد. و اگر خیلی برایش مهم است و تصمیم دارد کاری برایش انجام دهد، چون توانایی انجامش را در خود نمی بیند، عملأ اقدامی برای نمازگزار نمی کند. حتی اگر در خود توانایی انجام کاری را ببیند، شاید مانعی درونی یا بیرونی مثل بخل نگذارد مثلأ مقداری پول به عنوان تشویق به نمازگزار بدهد. و به فرض این که هیچ مانعی در راستای واکنشی که فرد شاهد می خواهد نسبت به نمازگزار نشان دهد، وجود نداشته باشد و کار خیری برای او انجام دهد، از کجا بدانیم که کار خبر را به خاطر دیدن آن نماز انجام می دهد؟ شاید تا چشمش به نمازگزار می افتد، در ذهنش یاد کار نیکی که نمازگزار چند روز پیش برای وی انجام داده، نقش می بندد و مصمم می شود مثلأ با خرید یک دسته گل، سپاسگزاری خود را نشان دهد نه این که مثلأ از طولانی بودن نماز وی خوشش آمده و دسته گل را به این خاطر می خرد. اصلأ شاید فرد شاهد در آن لحظه به فکر نماز و دراز و کوتاه بودن نماز نیست؛ اینها فکر و خیال پوچ و بی اساس نمازگزار است. حتی ممکن است که فرد شاهد اگر از نیت وافعی نمازگزار اطلاع پیدا کند، سخت ناراحت شود و با چهره ای درهم کشیده، به سرعت آن مکان را ترک کند.

در نهایت، باید این را بپرسیم که اگر عکس العمل به ظاهر مثبتی از ناحیه فرد شاهد نسبت به نمازگزار صورت گیرد، آیا عامل اصلی آن واکنش، فرد شاهد است؟ نقش خداوند در این بین چیست؟ چنانچه آن واکنش به ظاهر مثبت، مصداقی از مصادیق رحمت و نعمت است، آن را در حقیقت، خداوند است که به نمازگزار عنایت کرده و فرد شاهد، واسطه آن می باشد. مگر در قرآن نیامده است که : « و ما بکم من نعمة فمن الله... »؟  بنا بر این متوجه می شویم که خیال پردازی ها و محاسبه نمازگزار از واقعیت فاصله های زیادی دارد.
پس بهتر است که خالصانه برای خداوند که مالک همه چیز است و خیر و نیکی به دست اوست، عبادت کنیم و به امید فضل و رحمت بیکرانش در دنیا و آخرت باشیم و به موجودات ضعیفی همانند خود ـ که در هر جهت مثل خود ما محتاج و نیازمند هستند و تمامی شؤون زندگیشان را خداوند اداره می کند ـ امیدی نداشته باشیم مگر در این حد که واسطه ی فیض و رحمت الهی هستند.

خلوص در عبادت و درجات آن
یک عمل، زمانی عبادت به حساب می آید، که آن را برای خدا انجام بدهیم. و اگر به ظاهر آن عمل اکتفا کنیم، حتی اگر نماز هم باشد، عبادت خدا نخواهد بود. توضیح مطلب: می توان گفت هر عملی از دو قسمت تشکیل شده است: قسمت ظاهری و قسمت باطنی. ظاهر هر عملی مثل نماز و روزه برای هر کسی قابل مشاهده است اما باطن عمل این گونه نیست. باطن عمل، روح و حقیقت آن را تشکیل می دهد. اگر باطن عمل، خراب باشد، ظاهر آن هم خراب و بی ارزش می شود. و اگر خوب باسد، ظاهر آن هم خوب می شود. البته نیتهای انسان ها حتی در اعمال خوبی که به جا می آورند، یکسان نیست. و به عبارتی، درجه خلوص افراد، متفاوت است.  چون برخی از انسان ها مثلأ روزه را برای آن که در عالم آخرت، سپر بلایشان باشد، می گیرند. در واقع، این انسان ها روزه را به خاطر ترس از جهنم می گیرند. و برخی روزهرا به خاطر رسیدن به نخمت های بهشت می گیرند. اینها در واقع،  تاجر هستند. و گروهی دیگر ـ که تعداد آنها بسیار اندک است ـ فرامین الهی را صرفأ به خاطر عشق به خداوند عالم و این که آن ذات مقدس، شایسته فرمانبری و اطاعت است، انجام می دهند. امام صادق(ع) می فرماید:« إِنَّ الْعُبَّادَ ثَلَاثَةٌ: قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ‏ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَبَ الثَّوَابِ فَتِلْكَ‏ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ‏ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ. »؛ عبادت کنندگان خدا سه دسته هستند: جمعی از آنها خدا را به سبب ترس از جهنم عبادت می کنند. این گونه عبادت، عبادت بندگان است[ که از ترس این که مبادا در اثر نافرمانی، دچار مجازات شود، سرور و مولای خود را اطاعت می کند]و جمعی خداوند را برای دست یابی به پاداش و ثواب عبادت می کنند. این گونه عبادت، عبادت اجیرهاست[ که در مقابل پولی که از ناحیه اجیر کننده به آنها می رسد، به دستور او گوش فرا می دهند.] و گروهی خداوند را از روی عشق و علاقه به او می پرستند. این عبادت، عبادت ابرار، و برترین عبادت است.
و به تبع تفاوت در خلوص، پاداش افراد هم متفاوت می شود؛ یعنی هر کس عبادتی را خالصانه تر انجام دهد، اجر و پاداش بیشتری می گیرد. بالاترین پاداش از آنِ دسته سوم است.

آیا ما مستحق پاداش هستیم؟
البته اگر دقیقتر بیندیشیم، متوجه می شویم که هیچکس مستحق ثواب نیست و نمی تواند خود را به خاطر عمل نیکی که کرده، از خداوند طلبکار بداند. چون هیچ انسانی حتی پیغمبر و ولی خدا، نمی تواند بدون توفیق الهی و یاری او نیت کار خیر کند و آن را به جا آورد. این خداوند است که نیت کار خیر را به دل انسان می اندازد و او را در انجامش یاری می کند.  آیت الله جوادی آملی می گوید: نيّتهاي خير تنها از ناحيه خداي رحمان است و هر خاطره خوبي كه از قلب مي‏گذرد، تعليم حق است كه بايد آن را شنيد و به آن عمل كرد

نقش نیت در جاودانگی انسان در بهشت یا جهنم
در یک تقسیم بندی می توان گفت که انسان ها دو نوع نیت دارند: یک نوع نیت مربوط به کارهایی است که در ایام زندگی خود داشته اند. و نوع دوم ـ که در راستا و ادامه نیت اول می باشد ـ نیت هایی است که انسان ها برای زندگی ابدی خود ترسیم کرده و داشته اند ولی در دنیا به خاطر فانی و زودگذر بودنش، قابل اجرا نبوده است. این دو نوع نیت هم به افراد با ایمان ربط دارد و هم به افراد بی ایمان.
توضیح این که انسان های مؤمن به دلیل اعتقاد به خدا و روز قیامت و حسابرسی اعمال، به کارهای خیر مشغول می شودند و قصد و نیت آنها از انجام خوبیها رضایت خدا و مسائل اخروی است. و این سیره و رفتار، باعث شده که خدا محور شوند. ولی انسان های کافر، به دلیل دوری از خدا و عدم اعتقاد به معاد و حسابرسی اعمال، به کارهای شر مشغول می شوند و قصد و هدفی از کارهای خود جز ارضای هواهای نفسانی ندارند و اگر احیاناً کار خیری انجام می دهند، چون بدون قصد قربت است، ارزشی در آخرت ندارد.

طبیعی است که یک انسان که حدود 70 سال عمر می کند، با کارهایی که کرده، شخصیت خود را ساخته است. و برای همین اگر تا ابد هم در دنیا به سر ببرد، مانند همین 70 سال زندگی می کند. ولی نمی تواند همیشه در دنیا باشد و کارهایی را که می کرده، ادامه بدهد، اما قصد و آرزوی انجامشان را در دل می کند. و این کاملاً طبیعی است. زیرا شخصیت او در پرتو همین کارها ـ که در اثر تکرار، به صورت عادت و صفت درآمده ـ شکل گرفته و درست شده و  نمی تواند از آنها دست بشوید و رهایشان سازد. چون در اعماق وجودش نشسته است. و همین قصد و آرزوی نوع دوم است که جاودانه بودن او را در بهشت یا جهنم رقم می زند. شخصی به نام ابو هاشم گوید: از امام صادق در باره جاودانه بودن در بهشت و جهنم سؤال کردم. امام فرمود: علت جاودانگی دوزخیان در آتش جهنم این است که تصمیم داشتند اگر همواره در دنیا باشند، از دستورات خداوند سرپیچی کنند. و علت جاودانگی بهشتیان در بهشت آن است که تصمیم داشتند اگر برای ابد در دنیا باشند، مطیع خداوند باشند. بنا بر این جهنمیان به سبب نیت هایشان و بهشتیان به سبب نیت هایشان جاودانه هستند.

نیت خوب و بد چگونه فهمیده می شود؟  
هر انسانی می داند که از انجام هر کاری چه قصد و نیتی داشته است. اما دیگران از قصد او اطلاع ندارند. در اینجا این پرسش را می توان مطرح کرد که فرشتگانی که اعمال خوب و بد انسان را می نویسند، چگونه از قصد و نیت او باخبر می شوند؟  امام كاظم(ع) در پاسخ به اين سؤال كه دو فرشته ای  که مراقب و مواظب اعمال انسان هستند، چگونه از نيت گناه يا کار خیری كه مي‌خواهد انجام بدهد، با خبر می شوند و سپس آن را می نویسند، فرمودند: بوي باغ و بستان و بوي گنداب يكي نيست. كسي كه اراده كار نیک می كند، از درون او بوي خوش استشمام می شود و با قلمِ زبان و مركّبِ آب دهان، آن را ثبت مي‌كنند و كسی كه اراده کار زشت می كند، از درونش بوي بدي متصاعد مي‌شود و فرشتگان با زبان و آب دهان او آن را ثبت مي‌كنند.


منابع
ترجمه تفسیر المیزان، محمد باقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، قم، پنجم، 1374.
توضیح المسائل آیت الله العظمی اراکی.
الكافي، محمد بن يعقوب کلینی، ‏علی اکبر غفارى و محمد آخوندی، على اكبر و آخوندى، دار الكتب الإسلاميه، تهران، چهارم، ‏ 1407.
کتابخانه دیجیتالی اسرا(مجموعه آثار آیت الله جوادی آملی).
کلمة التقوی، محمد امین زین الدین، سوم، 1413.
المحاسن‏، احمد بن محمد بن خالد برقی، جلال الدین محدث، دار الكتب الإسلاميه، قم‏، دوم، 1371 ق‏

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی قم


١٥:١٠ - 1392/09/19    /    شماره : ٢٤٣٤٤    /    تعداد نمایش : ٤٧٥



خروج





   مطالب مرتبط
 مقام شريف انسانيت (خبر)
 روش برخورد با افراد خشن و عصبانی چیست؟ (خبر)
 باید امنیت و ثبات اقتصادی در خانواده ها فراهم شود (خبر)
 چرادرروابط همسایگی رعایت لازم رانمیکنیم (خبر)
 عرفان کریشنا مورتی(Krishna murti) (خبر)
 جايگاه اديان و مذاهب در عرفان اوشو (خبر)
 عرفان کارلوس کاستاندا(Carlos Castaneda) (خبر)
 ویژگی های سلوک در عرفان کاستاندا (خبر)
 بررسی تصویب قطعنامه پارلمان اروپادرکمیسیون امنیت ملی (خبر)
 خطبه فدک؛ سند محکمی برای حقانیت شیعه (خبر)
 تأثیرات عفو و بخشش در زندگی افراد (خبر)
بازدیدها
امروز :8214
کل بازديدها :17405342
بازديدکنندگان آنلاين :3
بازديدازاین صفحه :305349