نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > اخلاق و عرفان 


  چاپ        ارسال به دوست

آثار صفات عاليه

مرجع عالى قدر شيعه، مرحوم حضرت آيةالله العظمى حاج شيخ محمدعلى اراكى قدس الله نفسه الزكيه، شب ها پس از اداى نماز مغرب و عشاء در مدرسه فيضيه به صحن مطهر حضرت فاطمه معصومه3 مى رفتند و در كنار مرقدى فاتحه مى خواندند. از ايشان سؤال شد: اين قبر از كيست؟ فرمودند: مرقد حاج سيدعبدالمطلب رشتى است، كه نه با من خويش بوده نه رفيق، فقط منقبتى از درياى مناقب اميرالمؤمنين7 را براى من گفت كه من نشنيده بودم اكنون به پاس حرمت وى، هر شب برايش فاتحه مى خوانم. سيدعبدالمطلب كه شخصى موثق و مورد اعتماد من بود، روزى به منزل مرحوم آيةالله العظمى سيدمحمدتقى خوانسارى آمد و چنين گفت: وقتى كه من براى تحصيل به نجف اشرف مشرف شدم، در آن جا شنيدم پيرمردى پينه دوز هر شب جمعه نزديك غروب، از نجف به كربلا طى الارض مى كند و در حرم مطهر امام حسین7 مشغول عبادت مى شود و صبح شنبه دوباره با طى الارض به نجف باز مى گردد.

به فكر افتادم صحت اين مطلب برايم اثبات گردد، لذا از خود او هرچه پرسيدم چيزى دستگيرم نشد. سرانجام يكى از دوستان را به كربلا فرستادم تا غروب پنج شنبه نزديك كفش دارى حرم منتظر رسيدن نامه اى از من باشد و خودم هم در موقع غروب پنج شنبه به دكان و مغازه آن پيرمرد در نجف اشرف رفتم. نامه اى به او دادم و گفتم من كارى فورى دارم خواهش مى كنم وقتى به كربلا رسيديد، نامه را در اسرع وقت به فلانى كه نزديك كفش دارى ايستاده برسانيد، پيرمرد پذيرفت و نامه را از من گرفت. پس از خداحافظى از او، او درب مغازه اش را بست و رفت.دوست ما در كربلا در همان محل موعود، نامه را در زمان غروب پنج شنبه دريافت كرد!
بدين ترتيب بر ما روشن شد كه پيرمرد مذكور با طى الارض به كربلا می رود.

در يكى از روزها به نزد پيرمرد رفتم و صحبت از طى الارض كردم، ولى بازهم پيرمرد اظهار بى اطلاعى كرد و زير بار نمى رفت؛ سرانجام كارى كه با او كرده بوديم را برايش باز گفتم. آن پيرمرد سخت ناراحت شد. من به او گفتم: آيا ممكن است اين مقام را به من هم تعليم كنى؟ پيرمرد به قبر مطهر حضرت اميرالمؤمنين7 اشاره كرد و گفت: اين آقا جد تو است يا جد من؟! گفتم: جد من است!
گفت: هرچه من دارم از اين بزرگوار است؛ از من چه مى خواهى؟!
آيةالله العظمى بهجت هم می
فرمودند: آقاى حاج سيدعبدالمطلب، ناقل اين داستان، عالمى خوب و اهل رياضت بود، من با او رفت وآمد داشتم. آن پيرمرد پينه دوز را هم ديده بودم و كفش هاى خود را براى تعمير به او مى دادم. او عادت داشت در مقابل كار خود، قيمتى را معين نكند، بلكه هرچه به او مى دادند قبول مى كرد و سخنى هم نمى گفت؛ و عادت ديگر او، اين بود كه هر شب دوشنبه، جمعى از مؤمنين را به منزلش دعوت می كرد و آنان را اطعام مى نمود.

منبع: كتاب روزنام ههايى از عالم غيب
آیت الله سید محسن خرازی

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی قم


١٩:١٧ - 1392/09/18    /    شماره : ٢٤٢٩٣    /    تعداد نمایش : ٦٤٨



خروج





   مطالب مرتبط
 آثار نگاه کردن به آیات قرآن و تلاوت آنها (خبر)
 آثار و خصوصیات مخلصین در قرآن (خبر)
 حکایت آثار طمع (خبر)
 گناه، آثار آن و راه‌های جبران (خبر)
 شخصیت سیاسی و عرفانی حضرت امام(ره) (5) (خبر)
 شخصیت سیاسی و عرفانی حضرت امام(ره) (4) (خبر)
 شخصیت سیاسی و عرفانی حضرت امام(ره) (3) (خبر)
 شخصیت سیاسی و عرفانی حضرت امام(ره) (2) (خبر)
 شخصیت سیاسی و عرفانی حضرت امام(ره) (1) (خبر)
 دیدگاه عرفانی اخلاقی امام خمینی (ره) (3) (خبر)
 دیدگاه عرفانی اخلاقی امام خمینی (ره) (2) (خبر)
بازدیدها
امروز :8252
کل بازديدها :17405380
بازديدکنندگان آنلاين :5
بازديدازاین صفحه :305350