نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > اخلاق و عرفان 


  چاپ        ارسال به دوست

انگیزه های انفاق با توجه به آیات قرآن

ایمان و انفاق دو سرمایه بزرگ نجات و خوشبختى برای انسانها می باشند. خداوند در قرآن می فرماید: «ءَامِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ وَ أَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكم مُّستَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ ءَامَنُوا مِنكمْ وَ أَنفَقُوا لهَُمْ أَجْرٌ كَبِیرٌ...وَ مَا لَكمْ أَلا تُنفِقُوا فى سبِیلِ اللَّهِ .. لا یَستَوِى مِنكم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْح وَ قَتَلَ أُولَئك أَعْظمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَ قَتَلُوا .. مَّن ذَا الَّذِى یُقْرِض اللَّهَ قَرْضاً حَسناً فَیُضعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِیمٌ ؛ به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از آنچه شما را نماینده ( خود ) در آن قرار داده انفاق كنید ( زیرا ) كسانى كه از شما ایمان بیاورند و انفاق كنند اجر بزرگى دارند ...چرا در راه خدا انفاق نكنید در حالى كه میراث آسمانها و زمین همه از آن خدا است .. كسانى كه قبل از پیروزى انفاق كردند پیكار نمودند ( با كسانى كه بعد از پیروزى انفاق كردند ) یكسان نیستند آنها بلند مقام ترند از كسانى كه بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد كردند ... كیست كه به خدا وام نیكو دهد ( و از اموالى كه به او ارزانى داشته انفاق كند ) تا خداوند آن را براى او چندین برابر كند، و براى او اجر فراوان پر ارزشى است (حدید11-7).

در این آیات علاوه برایمان به یكى از آثار مهم ایمان كه انفاق فى سبیل الله است دعوت نموده است. دعوت به ایثار و فداكارى و گذشت از مواهبى كه انسان در اختیار دارد، منتها این دعوت را مقرون به این نكته مى كند كه فراموش نكنید در حقیقت مالك اصلى خدا است و این اموال و سرمایه ها چند روزى به عنوان امانت نزد شما سپرده شده، همانگونه كه قبلا در اختیار اقوام پیشین بود. ایمان به این حقیقت به انسان روح سخاوت و ایثار مى بخشد، و دست و دل او را در انفاق باز مى كند.

انفاق مفهوم وسیعى دارد كه منحصر به مال نیست، بلكه علم و هدایت و آبروى اجتماعى و سرمایه هاى معنوى و مادى دیگر را نیز شامل مى شود. تعبیر به رؤف رحیم اشاره لطیفى به این حقیقت است كه این دعوت مؤكد و پرشور الهى به سوى ایمان و انفاق مظهرى از مظاهر رحمت الهیه است كه به سراغ همه شما آمده، و تمام بركاتش در این جهان و جهان دیگر عائد خودتان مى شود.

سپس به استدلالى براى مساله انفاق پرداخته مى فرماید: چرا در راه خدا انفاق نكنید در حالى كه میراث آسمانها و زمین از آن او است؟ یعنى سرانجام همه شما چشم از جهان و مواهبش مى پوشید، و همه را مى گذارید و مى روید، پس اكنون كه در اختیار شما است چرا بهره خود را نمى گیرید؟!

از آنجا كه ارزش عمل به خلوص آن است، در پایان آیه مى افزاید: خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است ( و الله بما تعملون خبیر ). هم از كمیت و كیفیت اعمال شما با خبر است و هم از نیات و میزان خلوص شما. و در آخرین آیه مورد بحث باز هم براى تشویق در مورد انفاق فى سبیل الله از تعبیر جالب دیگرى استفاده كرده، مى گوید: كیست كه به خدا قرض نیكوئى دهد و از اموالى كه به او بخشیده است انفاق نماید، تا آن را براى او چندین برابر كند؟ و براى او پاداش فراوان و پر ارزشى است.

قابل توجه اینكه در آیات گذشته براى تشویق به انفاق - اعم از كمك به موضوع جهاد یا انفاق هاى دیگر به نیازمندان - تعبیرات مختلفى دیده مى شود كه هر یك مى تواند عاملى براى حركت به سوى این هدف باشد. در آیه هفتم اشاره به مساله استخلاف و جانشینى مردم از یكدیگر، یا از خداوند در این ثروتها است كه مالكیت حقیقى را مخصوص خدا مى شمرد و همه را نماینده او در این اموال، این بینش مى تواند دست و دل انسان را در انفاق باز كند و عاملى براى حركت در این زمینه باشد.

در آیه دهم تعبیر دیگرى آمده كه از ناپایدارى اموال و سرمایه ها و بازماندن آن بعد از همه انسانها، حكایت مى كند و آن تعبیر به میراث است مى گوید، میراث آسمانها و زمین از آن خدا است و در آیه یازدهم تعبیر از همه حساس تر است: خدا را وام گیرنده، و انسانها را وام دهنده مى شمرد، وامى كه مساله تحریم ربا در آن راه ندارد و چندین برابر تا هزاران برابر در مقابل آن پرداخته مى شود، اضافه بر پاداش عظیمى كه در هیچ اندیشه اى نمى گنجد! اینها همه براى این است كه بینشهاى انحرافى و انگیزه هاى حرص و آز و حسد و خودخواهى و طول امل را كه مانع از انفاق است از میان ببرد، و جامعه اى بر اساس پیوندهاى عاطفى و روح اجتماعى و تعاون عمیق بسازد.

خداوند هم چنین در سوره بقره می فرماید: « الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُمْ فى سبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، سپس به دنبال انفاقى كه كرده اند، منت نمیگذارند و آزارى نمیرسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، و نه ترسى دارند، و نه غمگین مى شوند» (بقره/262).

آنچه در این آیه بیشتر جلب توجه مى كند این است كه قرآن در واقع سرمایه زندگى انسان را منحصر به سرمایه هاى مادى نمى داند، بلكه سرمایه هاى روانى و اجتماعى را نیز به حساب آورده است.

كسى كه چیزى به دیگرى مى دهد و منتى بر او میگذارد و یا با آزار خود او را شكسته دل مى سازد، در حقیقت چیزى به او نداده است زیرا اگر سرمایهاى به او داده سرمایهاى هم از او گرفته است و چه بسا آن تحقیرها و شكستهاى روحى به مراتب بیش از مالى باشد كه به او بخشیده است. بنابراین اگر چنین اشخاصى اجر و پاداش نداشته باشند كاملا طبیعى و عادلانه خواهد بود بلكه مى توان گفت چنین افراد در بسیارى از موارد بدهكارند نه طلبكار زیرا آبروى انسان به مراتب برتر و بالاتر از ثروت و مال است.

البته منظور قرآن تنها این نیست كه پرداخت انفاق مؤدبانه و محترمانه و خالى از منت باشد بلكه در زمانهاى بعد نیز نباید با یادآورى آن منتى بر گیرنده انفاق گذارده شود، و این نهایت دقت اسلام را در خدمات خالص انسانى مى رساند. باید توجه داشت كه منت و آزارى كه موجب عدم قبول انفاق مى شود اختصاص به مستمندان ندارد بلكه در كارهاى عمومى و اجتماعى از قبیل جهاد در راه خدا و كارهاى عام المنفعه كه احتیاج به بذل مال دارد نیز رعایت این موضع لازم است.

فقط‌ نگاه‌ به‌ یك‌ دستور قرآن‌ كریم‌ درباره‌ انفاق‌ و كیفیّت‌ آن‌ بس‌ است‌ كه‌ ما را بدین‌ نكته‌ رهبری‌ كند. اوّلاً قرآن‌ كریم‌ هر گونه‌ انفاقی‌ را امضا نمی‌نماید، و صریحاً اعلام‌ میدارد كه‌ باید انفاق‌ برای‌ خدا و در راه‌ او و بقصد اعلاءِ كلمه‌ دین‌ و حفظ‌ مردم‌ مؤمن‌ از دستبرد شیاطین‌ باشد. و به‌ عبارت‌ موجز انفاق‌ باید فی‌ سبیل‌ الله‌ باشد نه‌ فی‌سبیل‌ الطّاغوت‌. «إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا یُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمْ لِیَصُدُّوا عَن‌ سَبِیلِ اللَهِ فَسَیُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذِینَ كَفَرُو´ا إِلَی‌ جَهَنَّمَ یُحْشَرُونَ؛ كافرین‌ اموالشان‌ را انفاق‌ میكنند برای‌ آنكه‌ راه‌ خدا را ببندند (و مؤمنین‌ پیروز نشوند) بنابراین‌ آنان‌ مالهای‌ خود را انفاق‌ میكنند و بر این‌ پندار باطل‌ حسرت‌ بر دلشان‌ می‌ماند؛ زیرا مغلوب‌ می‌شوند (در این صورت‌ دنیایشان‌ از دست‌ رفته‌) و به‌ سوی‌ جهنّم‌ نیز رهسپار می‌گردند» (انفال/ 36). « مَثَلُ مَا یُنفِقُونَ فِی‌ هَـذِهِ الْحَیَـوةِ الدُّنْیَا كَمَثَلِ رِیحٍ فِیهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُو´ا أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَ مَا ظَلَمَهُمُ اللَهُ وَلَـكِنْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛ داستان‌ كافرانی‌ كه‌ برای‌ پیشرفت‌ مقاصد دنیوی‌ خود اموالی‌ را انفاق‌ می‌نمایند، مانند باد سرد شدیدی‌ است‌ كه‌ به‌ مزرعه‌ و كشتزار قوم‌ ستمگر بوزد و همه‌اش‌ را نابود سازد (و در اینصورت‌ چیزی‌ دستگیرشان‌ نمیشود) و خداوند به‌ آنان‌ ستم‌ ننموده‌ است‌؛ ایشانند كه‌ بر خودشان‌ ستم‌ نموده‌اند» (آل عمران/ 117).


خ/412


٠١:١٨ - 1392/03/03    /    شماره : ١١١٥٥    /    تعداد نمایش : ٥٢٢



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :1344
کل بازديدها :17428065
بازديدکنندگان آنلاين :9
بازديدازاین صفحه :305709