نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > انبیاء و ائمه 


  چاپ        ارسال به دوست

زندگی امام سجاد(ع)

زندگی امام سجاد(ع)

امام زین‌العابدین(ع) در سال 36 هجری در روز فتح بصره به دنیا آمد. در آن ایام هنوز حضرت علی(ع) مرکز حکومت را از مدینه به کوفه منتقل نکرده بود و بعضی از مورخان سال ولادت وی را سال 38 هجری قمری می‌دانند.
وی فرزند امام حسین(ع)، سومین امام شیعیان جهان و مادرش «شهر بانو» یا «شهر بانویه» و یا «شاه زنان» دختر یزدگرد سوم آخرین پادشاه ایران بود.

کنیه و القاب حضرت
کنیه‌های حضرت سجاد(ع): ابوالحسن، ابومحمد و ابوعبدالله است.
لقب‌های امام سجاد(ع): زین‌العابدین، ذوالثفنات، سیدالعابدین، قدوة‌الزاهدین، سیدالمتقین،« امام‌المؤمنین، زکی، زین‌الصالحین، منارالقانتین، عدل، امام‌الامة و بکاء که شهرت ایشان به دو لقب «سجاد» و «زین‌العابدین» بیشتر از سایر القاب است.
علل پیدایش القاب مبارک امام علی بن الحسین(ع)
1ـ از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است:
نزد پیامبر(ص) نشسته بودم، امام حسین(ع) در دامان پیامبر(ص) نشسته بود و آن حضرت با او بازی می‌کرد، ناگاه پیامبر(ص) فرمود: ای جابر! او دارای فرزندی می‌شود که نام او علی است، چون روز قیامت شد، ندا می‌شود «سیدالعابدین»، سرور عبادت‌کنندگان برخیزد. در این وقت آن فرزند به پا می‌خیزد. آن فرزند نیز فرزندی خواهد داشت که نامش محمد خواهد بود، پس اگر او را دیدی سلام ما را به او برسان.(1)
2ـ هرگاه زهری از علی بن الحسین روایت می کرد، می‌گفت:
زین‌العابدین علی بن الحسین به من گفت: ...، سفیان بن عیینه به او گفت: چرا به او زین‌العابدین می‌گویی؟ زهری پاسخ داد: چون از سعید بن مسیب شنیدم که از ابن عباس روایت می‌کرد و می‌گفت: پیامبر اکرم(ص) فرموده است: چون روز قیامت به پا شود، منادی ندا می‌کند زین‌العابدین؛ زینت عبادت‌کنندگان کجاست؟ گویا می‌بینم فرزندم علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب(ع)، از میان صفوف پیش می‌آید.(2)

خلفای معاصر امام سجاد(ع)
1ـ یزید بن معاویه (61 ـ 64)
2ـ عبدالله بن زبیر (61 ـ 73)
3ـ معاویة بن یزید (چند ماه از سال 64)
4ـ مروان بن حکم (نه ماه از سال 65)
5ـ عبدالملک بن مروان (65 ـ 86)
6ـ ولید بن عبدالملک (86 ـ 96)(3)

دیدگاه معاصران و دانشمندان و مورخان درباره امام سجاد(ع)
مورخان، فقها و علمای هم عصر امام سجاد(ع)، چه آنان که از دوستان بوده‌اند و یا از دانشمندان حضرت، درباره وی سخنانی گفته‌اند که به تعدادی از آنها اشاره می‌شود:
1ـ عبدالله بن عباس علی‌رغم اینکه از نظر سن، از امام سجاد(ع) بزرگ‌تر بود، او را بسیار بزرگ می‌داشت و از سر خضوع در برابر او خم می‌شد، هرگاه او را می‌دید به احترام او از جای برمی‌خاست و با صدای بلند می‌گفت: «خوش آمدی ای حبیب من و ای پسر حبیب من»(4)
2ـ محمد بن مسلم قرشی زهری که او را صفت فقیه داده‌اند و یکی از پیشوایان مشهور عالم شام و حجاز بود با اینکه در خط اهل بیت(ع) نبود در کلمات خود به ارزش‌ها و صفات والای آن امام اشاره می‌کرد:
«من هیچ یک از هاشمیان را چون علی بن حسین ندیده‌ام ...»
«در میان اهل بیت(ع) مردی افضل از علی بن الحسین دیده نشده است»
«... کسی را فقیه‌تر از او (امام سجاد) ندیدم»
3ـ عبدالملک بن مروان، یکی از دشمنان امام سجاد(ع) است که درباره او زبان به اعتراف گشوده است و خطاب به وی می‌گوید: همانا تو بر خاندان خود و بر تمام اهل زمانه خود برتری بزرگی داری و به قدری از فضل، علم، دین و ورع بهره‌مند گردیده‌ای که جز پدرانت کس دیگری بدان پایه نرسیده است.(5)
4ـ یعقوبی می‌نویسد:
او از برترین مردم و سخت‌کوش‌ترین آنان در عبادت بود و به همین دلیل «زین‌العابدین» نام گرفته است و از فرط وجود آثار سجده بر پیشانی به «ذوالثفنات» صاحب پینه‌ها ملقب گردیده است ...»(6)
5ـ ذهبی صاحب سیر اعلام النبلاء می‌نویسد: جلالت قدر وی عجیب و به خدا قسم برازنده او بود، او از نظر شرافت، آقایی، علم، خداشناسی و عقل کاملی که داشت کاملاً شایسته مقام امامت عظمی بود ....(7)
6ـ محمد بن طلح قرشی شافعی می‌نویسد: «او زینت عبادت‌کنندگان، الگوی زاهدان، سرور تقوا‌پیشگان و مؤمنان است، خلق و خویش گواه صادقی بر این است که از نسل پیامبر خدا(ص) مقام قرب و نزدیکی او به خداوند از اوصافش پیدا است. پینه‌های پیشانیش، نماز و شب‌زنده‌داری‌های بسیار، روگردانی او از دنیا و بی‌اعتنایی‌اش به آ،ن دلیل زهد فراوان او است. اخلاق پرهیزگارانه برایش مهیا شد، ولی او به مقامی مافوق آن رسیده و انوار تأیید ربانی بر او تابیده و او در پرتو آن راه هدایت را در پیش گرفته است. انس و الفت وی با اذکار و اوراد و عبادات بوده و وفاداریش در ادای وظیفه بندگی زینت وی گردیده است، بسا که از درازی شب مرکبی راهوار برای طی سفر آخرت فراهم ساخته و از تشنگی روزهای بسیار داغ، راهنمایی برای این سفر طولانی تهیه دیده بود. کرامت و خوارق عاداتی را که از او سر زده، چشمان بینا دیده و در روایات متواتر ثبت کرده‌اند که همه این مسائل شاهد بر این معنی هستند که او از پادشاهان جهان آخرت است.(8)

جلوه‌هایی از شخصیت امام سجاد(ع)
1ـ بردباری: امام سجاد(ع) از بردبارترین مردم بوده و بسیار خشم خود را فرو می‌خورد که به یک نمونه‌ از آن اشاره می‌شود:
آن حضرت کنیزی داشتند که هنگام وضو آب بر دست مبارکشان می‌ریخت، روزی ظرف آن از دست او افتاده و به صورت امام(ع) اصابت کرده و صورت ایشان را مجروح ساخت. کنیز فوراً این آیه از قرآن را تلاوت کرد: «والکاظمین الغیظ» و کسانی که در هنگام غضب، خشم خود را فرو می‌خورند. امام نیز به سرعت فرمودند: خشم خود را فرو خوردم. با شنیدن این کلام و دیدن بردباری امام، کنیز امید بست تا چیز بیشتری از امام بخواهد. لذا دنباله آیه را تلاوت کرد: «والعافین عن الناس» و کسانی که از گناهان مردم درمی‌گذرند. امام(ع) فرمودند: خدا از تو درگذرد. سپس کنیزک قسمت پایانی آیه شریف را تلاوت نمود: «و الله یحب المحسنین» و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. امام(ع) نیز در جواب او فرمودند: برو که تو را آزاد کردم.(9)
2ـ سخاوت امام سجاد(ع)
امام(ع) از سخاوتمندترین افراد بود و دست بخشش او همواره بر فقرا و مساکین گشوده بود و از جود و بخشش وی گفته‌اند:
محمد بن اسامه مریض شد. امام(ع) به عیادت او رفتند. چون امام(ع) در مجلس نشستند، محمد شروع به گریه کرد. امام(ع) به او فرمود: «چه چیز تو را به گریه انداخته است؟» عرضه داشت: قرض دارم. امام(ع) فرمود: چه مقدار بدهکاری؟ پاسخ داد: پانزده هزار دینار، امام فرمود: قرضت بر عهده من و از جابر خاست تا قرض او را ادا نمود(10).
امام سجاد(ع) با فقیران همنشینی نموده و مواظب بود تا احساسات و عواطف آنان به هیچ نحو جریحه‌دار نشود، هنگامی که به سائلی چیزی می‌داد، او را می‌بوسید تا اینکه سائل احساس ذلت نکند. و چون گدایی به سراغش می‌آمد او را چنین خطاب می‌کرد: خوش آمدی ای کسی که توشه آخرت مرا بر دوش می‌کشی.(11)
3ـ صدقه دادن امام سجاد(ع)
محبوب‌ترین چیز نزد امام(ع)، صدقه دادن پنهانی بود تا کسی او را نشناسد. او می‌خواست تا تنها پیوندش با نیازمندانی که به آنها کمک می‌کرد، محبت خدای متعال و برادری مستحکم اسلامی با نیازمندان جامعه باشد. امام(ع) در راه ترغیب به این عمل می‌فرمود: صدقه پنهانی، آتش غضب خداوند را فرو می‌نشاند.
امام سجاد(ع) پسرعمویی داشتند که بعضی از شب‌ها به در خانه‌اش رفته و مقداری پول به او می‌دادند. آن شخص که ایشان را نمی‌شناخت به ایشان می‌گفت: علی بن الحسین اصلاً توجهی به حال من ندارد و آن حضرت را نفرین می‌کرد. امام(ع) این کلمات را می‌شنید، ولی از وی درگذشته و خود را به او معرفی نمی‌کرد، وقتی که امام سجاد(ع) از دنیا رفتند، آن کمک‌های شبانه قطع شد و آن مرد فهمید آنکه در دل شب به او کمک می‌کرده، امام علی بن الحسین(ع) بوده است، لذا همیشه به حالت گریه و برای عذر‌خواهی به سر قبر ایشان می‌آمد.(12)
4ـ عزت نفس امام سجاد(ع)
در زمان خلافت ولید بن عبدالملک کسی از وابستگان حکومت، مالی را از آن حضرت غصب کرده بود، در ایام حج که ولید به مکه آمده بود به ایشان گفته شد: کاش از ولید درخواست می‌کردید تا حق شما را باز گرداند، حضرت در پاسخ ایشان این کلام را در عالم عزت نفس بیان فرمودند: وای بر تو! آیا در حرم خداوند عزوجل از غیر او حاجت بخواهم؟ من از اینکه دنیا را از خالق آن طلب کنم ابا می‌کنم. حال چگونه از مخلوق چون خود، دنیا را طلب کنم.(13)
5ـ روش زندگی خانوادگی امام سجاد(ع)
امام(ع) در برخورد با اهل خانه خود از رئوف‌ترین، نیکوکارترین و مهربان‌ترین افراد به حساب می‌آمد و چیزی را بر آن ترجیح نمی‌داد. از ایشان نقل شده که فرمود: اگر خانواده من میل به گوشت داشته و من هم چند درهمی پول داشته باشم، بیشتر دوست دارم که به بازار بروم و برایشان گوشت تهیه کنم تا اینکه با آن پول بنده‌ای بخرم و در راه خدا آزاد کنم.(14)
6ـ رفتار با پدر و مادر
امام سجاد(ع) زحمات و خوبی‌های مادر گرامی‌اش را با همه توان و انواع نیکویی‌ها پاسخ داد. از زیباترین نیکی‌های او به مادرش این بود که هرگز با مادرش بر سر یک سفره غذا نخورد، بعضی از مردم ایشان را مورد سرزنش قرار داده و می‌گفتند: تو نیکوکارترین مردم و فامیل دوست‌ترین آنانی! چگونه است که با مادر خود غذا نمی‌خوری؟ آن حضرت جوابی به آنان دادند که دنیا مانند چنین ادب و کمالی را کسی جز گوینده این جواب ندیده است. بیم آن دارم که دستم را به سوی لقمه‌ای دراز کنم که مادرم به آن چشم داشته باشد و بدین ترتیب عاق او شوم.(15)
7ـ رفتار امام سجاد(ع) با بردگان
امام سجاد(ع) با بندگان خود نیز با عطوفت، مهربانی و مدارا رفتار کرده و با آنان چون فرزندان خود برخورد می‌نمود. محبت و مدارایی که آنان زیر سایه امام سجاد(ع) می‌دیدند حتی در سایه پدران خود هم ندیده بودند، آن حضرت حتی بردگان را که مرتکب گناه می‌شدند، نیز مجازات نمی‌کرد.
روزی یکی از بندگان خود را صدا کرد و او جواب آن حضرت را نداد. بار دوم او را صدا کرد و باز جواب نداد. بار سوم با کمال لطف و مدارا به او فرمود: پسرم آیا صدای مرا نشنیدی؟ پاسخ داد: چرا، شنیدم. امام(ع) فرمود: پس چرا جواب مرا ندادی؟ گفت: چون از تو در امان بودم. امام(ع) در حالی که شکر خدای را این‌چنین به جای آورد، از آنجا خارج شد: «شکر خدایی را که بندگان مرا از من در امنیت قرار داده است».(16)

1.    احقاق الحق، ج 12، ص 13.
2.    علل الشرایع، ج 1، ص 269.
3.    سیره پیشوایان، ص 234.
4.    تهذیب التهذیب، ج 9، ص 445.
5.    بحارالانوار، ج 46، ص 75.
6.    تاریخ یعقوبی، ج 3، ص 46.
7.    سیرالاعلام النبلاء، ج 4، ص 240.
8.    مطالب السؤل، ج 2، ص 41 / پیشوایان هدایت امام زین‌العابدین(ع)، ص 29ـ 23.
9.    امالی صدوق، ص 168.
10.    ارشاد، ج 1، ص 146.
11.    پیشوای هدایت، امام زین‌العابدین(ع)، ص 33.
12.    کشف الغمه، ج 2، ص 319.
13.    بحارالانوار، ج 46، ص 64.
14.    بحارالانوار، ج 46، ص 97.
15.    مناقب آل ابیطالب(ع)، ج 4، ص 176.
16.    پشوایان هدایت زین‌العابدین حضرت امام سجاد(ع)، مجمع جهانی اهل بیت(ع) ص 48ـ31.


١٣:٤٢ - 1394/03/02    /    شماره : ٤٤٥٩٨    /    تعداد نمایش : ٣٩٧



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :474
کل بازديدها :17252798
بازديدکنندگان آنلاين :26
بازديدازاین صفحه :317534