نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > انبیاء و ائمه 


  چاپ        ارسال به دوست

نگاهی به حیات نورانی رسول خدا(ص) قسمت دوم

به نام خداوند رحمان و رحیم
نگاهی به حیات نورانی رسول خدا(ص)
قسمت دوم
محمد اصغری نژاد
خصایص پیامبر(ص)
     پاره ای از امور و احکام و ویژگی های مربوط به رسول خدا(ص) به عنوان «خصائص النبی» در منابع اسلامی مطرح شده که نمونه هایی از آنها به قرار ذیل است:
     1ـ  شب زنده داری.
     2ـ  یکی از احکام اختصاصی رسول خدا این بود که می توانست با زنی که خود را به ایشان هبه می کرد، بدون مهر و جاری ساختن صیغه، ازدواج کند. در بخشی از آیه 50 از سوره احزاب آمده است: «وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ‏»؛ یعنی زن مؤمنى كه خود را با رضايت بخواهد به پيامبر ببخشد در صورتى كه پيامبر قصد ازدواج با او را داشته باشد: البته اين نوع ازدواج [بدون مهريه‏] فقط براى تو كه پيامبر هستى مجاز است نه ساير مؤمنان.
     3ـ ازدواج با بیش از چهار زن به طور دائم.
     در تعداد همسران آن حضرت اختلاف وجود دارد اما گفته شده که همگان بر این عقیده هستند که رسول خدا هنگام رحلت 9 همسر داشت. البته نباید گمان کرد که انگیزه رسول خدا برای ازدواج مانند ما انسانهای معمولی بوده است. چنین رویکردی از شخصیتی که خداوند والا مرتبه او را به داشتن اخلاق عظیم و مانند آن از ویژگی های بسیار برجسته و بی مانند، ستوده، امکان ندارد. ازدواج‏هاي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بر اساس اهداف ذیل بوده است:
     أ. كسب نيرو و همراهي اقوام ديگر با ايشان.
     ب. دلجويي از برخي از اقوام و إيمِن شدن از شرّ خويشاوندان آن زن.
     ج. تأمين هزينه زندگي برخي از زنان بي‏سرپرست و تشويق ديگران به رعايت حال و تأمين زندگي اين زنان.
     د. مبارزه با برخي از سنّت‏هاي جاهلي.
     4ـ آن حضرت همچنانکه از جلو می دیدند، از پشت سر هم می توانستند ببینند.
     5ـ یکی از ویژگی¬های پیامبر(ص) نصر به رعب است؛ یعنی یاری کردن آن حضرت از طریق القای ترس از ایشان در دل دشمن.   علامه محمد تقی مجلسی ـ پدر نویسنده بحار الانوار ـ در این باره گوید: در بسيارى از روايات وارد شده است‏ که خداوند سبحان ترس از من را در دل دشمنان تا آنجا که دشمن از من به فاصله یک ماه راه دور می باشد، مى‏اندازد... 
     6ـ یکی از ویزگی های رسول خدا(ص) «خاتم النبیین» بودن ایشان است. آیت الله جوادی آملی گوید: خاتم يعني مُهر، كه در پايان نوشته‏ها قرار مي‏گيرد. وقتي نويسنده هر آنچه لازم بود، بيان داشت و مقاصد خود را عنوان كرد، پايان نوشتار خود را مهر كرده، ختم آن را اعلام مي‏دارد. خداي سبحان كه با جهانيان سخن مي‏گويد، از راه فرستادن وحي براي هدايت انسانها برنامه دارد. لذا نه تنها عيساي مسيح، بلكه همه انبيا كلمات الهي هستند منتها در باره حضرت يحيي آمده است كه: «مصدّقاً بكلمة من الله»و در باره حضرت عيسي آمده است: «يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسي ابن مریم» انبيا كتاب حقّ و كلام حق هستند. خداي سبحان با فرستادن آنها براي جوامع بشري پيام مي‏فرستد. پس از پايان گفتار و كلماتش، سلسله ‏نبوتشان را با فرستادن پيامبر اكرم (ص) ختم، و صحيفه رسالت آنان را با وجود مبارك خاتم المرسلين، مهر كرده است پس هرگز جا براي نبوت و رسالت فرد ديگري نيست، لذا مي‏فرمايد: رسول اكرم زيور همه انبيا و خاتم آنان بوده، و سلسله نبوت، با آن حضرت مهر شده و پايان پذيرفته است.
     ازاين جمله ، نه تنها استفاده مي‏شود كه پيغمبر اكرم‏(ص) دارای همه مزاياي مشترك و مزاياي فرد فرد انبيا، و بعضي از خصايص ويژه است كه انبياي قبلي فاقد آن بوده‏اند بلكه نكته ديگري هم از آن  استفاده مي‏شود و آن این كه تا روز قيامت احدي بهتر از پيغمبر اسلام نخواهد آمد؛ زيرا رسول خدا انسان كامل است و هر چند ميليونها سال بگذرد كاملتر از او نخواهد آمد. و اگر كاملتر از ایشان کسی يافت مي‏شد، حتماً او به مقام خاتميّت مي‏رسيد نه رسول اكرم.
     7ـ هر کس که بخواهد وارد شهر مقدس مکه شود، بایستی محرم شود اما رسول الله می توانستند بدون احرام هم به آنجا بروند.
     8ـ مسواک زدن.
     9ـ حرام بودن صدقه واجب بر آن حضرت.
     10ـ این که همسران آن حضرت به عنوان «امهات المؤمنین»(مادران اهل ایمان) مطرح شده اند.
     11ـ برابری با تمامی پیامبران در معجزاتی که به آنان داده شده است.
     12ـ این که قرآن مجید در بین تمامی پیامبران به آن حضرت داده شد و تا روز قیامت باقی است و استمرار دارد.     
نگاهی به اخلاق و سیره پیامبر(ص)
     در باره اخلاق و سیره و رویکردهای پیامبر(ص) در زمینه های مختلف مطالب و گزارشهای فراوانى در كتب تفسير و تاریخ و غیر آن آمده است كه شایسته است مورد استفاده قرار بگیرد. و ما در اینجا گوشه هایی از آنها را ذکر می کنیم. امید است با عنایات حضرت حق به آنها و دیگر اموری که پیرامون سیره آن بزرگوار نقل کرده اند، توجه کافی بنماییم.
     ـ پيامبر اکرم(ص) با همنشينانش پیوسته خوشرو و متبسم و سهل الخلق و ملايم بود. هرگز خشن و سنگدل و پرخاشگر و بد زبان و عيبجو و مديحه‏گر نبود.
     ـ هيچكس از آن بزرگوار مأيوس نمى‏شد. هر كس به در خانه رسول خدا(ص) مى‏آمد، نااميد بازنمى‏گشت.
     ـ مجادله نمی فرمود و پرگويى نمی کرد.
     ـ در كارى كه به ایشان مربوط نمی شد، وارد نمی گشت.
     ـ كسى را مذمت و سرزنش نمى‏كرد.
     ـ در پی لغزشها و عيوب پنهانى مردم نبود.
     ـ هرگز سخن نمى‏گفت مگر در امورى كه در آنها ثواب الهى را اميد داشت.
     ـ در موقع سخن گفتن به قدرى نفوذ كلمه داشت كه همه سكوت اختيار مى‏كردند و تكان نمى‏خوردند. هنگامى كه ساكت مى‏شد، اصحاب به سخن گفتن می پرداختند اما نزد آن حضرت هرگز نزاع و جدال نمى‏كردند.
     ـ هر گاه فرد غريب و ناآگاهى با خشونت با پیغمبر(ص) سخن مى‏گفت و درخواستى مى‏كرد، تحمل مى‏نمود. به يارانش مى‏فرمود: هر گاه كسى را ديديد كه حاجتى دارد، نیازمندیش را برطرف سازید.
    ـ اسم‏هاي نامناسب اصحابش را تغییر می داد؛ چنان كه اسم سلمان پيش از اسلام روزبه بود و حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) پس از آزاد كردن او نامش را تغيير داد:
     ـ با سنتهای خرافی و جاهلی مبارزه می کرد.
     ـ به دلیل آنکه در حد اعلای گرایش توحیدی بود، از غير از خدا، از هيچ‌ چيز نمي‌ترسيد تا آنجا‌ كه خدا به آن حضرت‌ فرمود: در راه خدا كارزار كن و جز درباره خويشتن تكليفى ندارى و مؤمنان را هم تحريك بر جنگ كن...
     اين عالي‌ترين درجه ترس از خدا و نهراسيدن از غیر خداست.
     امام صادق در باره شجاعت بی نظیر رسول خدا می فرماید: خدا پيامبر را به تكليفى مكلف ساخت كه به هيچ يك از آفريدگان خود چنان تكليفى نكرده بود. به او تكليف كرد كه اگر گروهى را نيابد كه با او به كارزار برخيزند، خود به تنهايى بر همه مردم خروج كند. و هيچ يك از بندگان خود را- پيش از آن و پس از آن- به چنين تكليفى مكلف نكرد. سپس امام صادق اين آيه را تلاوت كرد: فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ‏  یعنی در راه خدا كارزار كن و جز درباره خويشتن تكليفى ندارى.
     امام على می فرماید: : در جنگ بدر، به پيامبر(ص) كه از همه ما به دشمن نزديكتر بود، پناه جستیم. دليرى و صولت او در آن روز از همه مردم بيشتر و سختتر بود.
     در نهج البلاغه از حضرت علی(ع) نقل شده است: هر گاه آتش جنگ، سخت شعله‏ور مى‏شد، ما به رسول اللَّه پناه مى‏برديم. هيچيك از ما به دشمن نزديكتر از آن حضرت نبود.


     ـ كسي كه به خطه ولايت الهي بار مي‌يابد، به گونه‌اي تسليم مي‌شود كه خلاف آنچه را كه انجام مي‌شود، هرگز نمي‌طلبد. او مي‌داند كه كار او را كسي عهده‌دار است كه «أرحم الراحمين» و «أحكم الحاكمين» است. در سيره رسول الله(ص) نقل شده كه ايشان هرگز ليت و لعل و كاشكي و نظائر آنها را درباره آنچه واقع مي‌شد، نمي‌فرمود .
     ـ كلام كسي را هنگام احتجاج و مناظره قطع نمي‏كرد،
     ـ مطالب مهمّ را سه بار تكرار مي‌كرد تا مخاطبان آن را به خوبی بفهمند و حجت به آنها برسد.
     ـ همهٴ پيامبران الهي به هنگام بحث با مخالفان خود، با آنها برخوردي دلسوزانه و مشفقانه داشتند. البتّه آنگاه كه نوبت به نبرد و جهاد مي رسيد، هم لحن و هم رفتارشان به تندي مي گراييد؛ امّا هنگام احتجاج و مناظره، دوستي و مسالمت در گفتار و رفتار آنان كاملاً مشهود بود. مثلاً به نحوهٴ برخورد حضرت «نوح» (عليه السلام) با مخالفان خود بنگريد: آنها نزد نوح آمدند و گفتند: «إنّا لَنَراكَ في سَفاهَةٍ؛ما تو را نابخرد يافته ايم.» نوح مي توانست اين گفتار گستاخانه را با تندي پاسخ دهد؛ امّا بسيار برادرانه به آنان گفت: «لَيْسَ بي سَفاهَةٌ و لكِنّي رَسولٌ مِن رَبِّ العالَمينَ؛ من نابخرد نيستم، بلكه فرستاده اي از سوي پروردگار جهانيانم.»
     رفتار پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) با مخالفان به هنگام احتجاج و بحث، همینگونه بود. كافران مي پنداشتند كه دين الهي نيز همانند افسانه هاي پارسيان وحكايت هاي پادشاهان و پهلوانان، ساخته و پرداختهٴ خيال است. از اين رو جسورانه به پيامبر مي گفتند: إنْ هذا إلاّ أساطيرُ الأوَّلينَ؛ اين نيست جز افسانه‏هاي پيشينيان.» وپيامبر در پاسخ، نخست به آنان نمي گفت كه در گمراهي به سر مي برند؛ بلكه مي فرمود: «إنّا أو إيّاكُم لَعَلي هُديً أو في ضلالٍ مُبينٍ؛ يكى از دو گروه، ما يا شما، بر طريق هدايت و يا بر گمراهى آشكار هستيم.»
     ـ پيامبر جز با ياد خدا- جلّ اسمه- بر نمى‏خاست و نمى‏نشست؛ و جاى خاصى در مجالس براى خود انتخاب نمى‏كرد، و ديگران را نيز از اين كار باز مى‏داشت. و چون به مجلسى مى‏رسيد در آخرين نقطه‏اى كه جاى نشستن بود مى‏نشست و به ديگران نيز مى‏فرمود تا چنين كنند. حق صحبت هر يك از همنشينان خود را ادا مى‏كرد، تا چنان نباشد كه يكى بينديشد كه ديگرى را براو ترجيح داده است. هر كه با او مى‏نشست يا براى تقاضاى نيازى در كنار او مى‏ايستاد، او را هنگامى ترك مى‏كرد كه كارش تمام شده و از كنار او رفته باشد. چون كسى چيزى از او مى‏خواست، يا آن چيز را به وى مى‏داد، يا با زبانى خوش از او عذر خواهى مى‏كرد. همه مردم از گشاده‏رويى و خلق خوش او بهره‏ور مى‏شدند، و او براى ايشان همچون پدر بود، و همه در حقوق نزد او برابر بودند. مجلس او مجلس بردبارى و آزرم و شكيبايى و امانت بود: در آن بانگها بلند نمى‏شد، و حرمتها مورد اهانت قرار نمى‏گرفت؛ در آن بزرگان را احترام مى‏گزاشتند و بر خردان رحمت مى‏آوردند، و نيازمندان را بر خود ترجيح مى‏نهادند و از بيگانگان پاس مى‏داشتند.
منابع
ایضاح الفوائد، فخر المحققین، تحقیق اشتهاردی و دیگران، اول، 1378ق
تحریر الاحکام، حسن بن یوسف حلی، مؤسسه آل البیت(ع)، مشهد.
جامع المقاصد، محقق کرکی، تحقیق و نشر مؤسسه آل البیت(ع)، قم، اول، 1408
الحياة، محمد رضا  حکیمی و دیگران، ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏،تهران‏، 1380 ش‏، اول‏
شرایع الاسلام، محقق حلی، تحقیق صادق شیرازی، استقلال، دوم، 1408.
الطبقات الکبری، محمد بن سعد كاتب واقدى، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، انتشارات فرهنگ و انديشه، 1374ش.
کتابخانه دیجیتالی اسراء(مجموعه آثار آیت الله جوادی آملی).
لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه‏، محمدتقى بن مقصودعلى‏ مجلسی، مؤسسه اسماعيليان، قم‏، 1414 ق‏، دوم‏





٠٥:٥٢ - 1393/10/01    /    شماره : ٣٩١٢١    /    تعداد نمایش : ٦٦٢



خروج





   مطالب مرتبط
 غزوه خیبر (خبر)
 22 اردیبهشت: وفات"عباس بن عبدالمطلب"عموي پيامبر(ص) (خبر)
 پیامبر(ص) اهل مدارا بود اما اهل غفلت نبود (خبر)
 27دی:آغاز غزوه‏ "دُومةُالجَندل" به رهبري پیامبر(ص) (خبر)
 گفتگوی پیامبر(ص) با حارثه (خبر)
 بیانات پیامبر(ص) در عظمت امام حسین(ع) (خبر)
 خطبه پيامبر(ص) در روز غدير (خبر)
 حادثه غدیر و خطبه پیامبر(ص) (خبر)
 علی(ع)دست پرورده پیامبر(ص) (خبر)
 پیمان برادری با پیامبر(ص) (خبر)
 پیك و نماینده مخصوص پیامبر(ص) (خبر)
بازدیدها
امروز :4265
کل بازديدها :17422199
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :321694