نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > انبیاء و ائمه 


  چاپ        ارسال به دوست

سید کیست وبه چه کسانی سیدگویند

سید در لغت
«سَ ی یِ د» سید بر وزن فعیل و در اصل «سَیود» بوده که سید شده است و به معنی سرور و آقا است و ریشه‌ی واژه «سید» در حدیث «الحسن و الحسین سید الشباب اهل الجنة» رسول خدا(ص) است. سید [سَ ی یِ د] به معنای پیشوا، مهتر قوم، سرداد (آنندراج) (غیاث اللغات)
سید بر وزن فعیل به معنای فاعل، از اوزان صفت مشبهه می‌باشد که در معانی مختلف به کار رفته است. پیشوا، مهتر قوم، سردار، دانا، فاضل، آقا، حکیم و لقب نوادگان پیامبر خدا(ص)، از جمله معانی استعمال شده برای این کلمه است.(1)

کلمه «سید» در لغت به معنای سرور، مهتر، بزرگ، آقا، پیامبر خدا(ص) و آن که از اولاد حضرت رسول باشد (به واسطه حضرت زهرا[س]).
سید به معنای آقا و اطاعت شده (مطاع)، رئیس و بزرگ نیز آمده است.(2)
اما «سادات» جمع الجمع «سادة» است، سادة به معنی خانم‌ها نیست، بلکه به معنی آقایان است، پس سادات نیز که جمع آن است نباید برای خانم‌ها به کار رود و به معنای مریم‌ سادات باید گفته شود سیده مریم.
«سادات» جمع سادات (سادة) است که در اصل سیدة بود، جمع تکسیر سائد و سائد بر وزن فاعل به معنی سید است، پس سادات جمع الجمع سائد می‌باشد نه جمع سید (غیاث) (آنندراج).
سید در لغت به معنی آقا و بزرگ است و این واژه را گاهی به تخفیف تلفظ می‌کنند و می‌گویند «سید».
«سید» به معنای چیره‌دست، ارباب، استاد، کارفرما، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن و ... آمده است.(3)

سید در اصطلاح
سید در اصطلاح به کسانی که از طرف پدر هاشم جد رسول خدا(ص) انتساب دارند گفته می‌شود. گر چه از بعضی روایات و فتاوای برخی فقها استفاده می‌شود که افرادی که از طرف مادر نسبت آنها به یکی از ائمه(ع) و در نهایت به رسول خدا(ص) می‌رسد، از ذریه پیامبر خدا(ص) محسوب می‌شوند و قابل احترام هستند، اما آن سیدی که احکام فقهی شامل حالش می‌شود و در توضیح‌المسائل فقها مطرح شده، بنابر فتوای مشهور و اکثر فقها، آن کسی است که از طرف پدر سید باشد، بنابراین هر کسی که نسبش به هاشم جد رسول خدا(ص) برسد از سادات محسوب می‌شود و نسب ائمه معصومین علیهم‌السلام از همین باب است.(4)
سید در میان شیعیان ایران، عراق و لبنان به کسانی گفته می‌شود که خود را از نسل پیامبر(ص) می‌دانند. در میان اهل سنت هم‌چون عربستان سعودی، اصطلاح «شریف» به جای «سید» بکار می‌رود و ملک حسین پادشاه سابق اردن را «شریف حسین» نیز می‌نامیدند.
سیادت عنوانی است اعتباری، نه تکوینی که بر مردان و زنانی که نسبشان به هاشم بن عبد مناف (جد دوم رسول خدا[ص]) می‌رسند اطلاق می‌شود. بنابراین هر کسی، که سلسله‌ی نسب او به هاشم بن عبد مناف یا فرزندان او برسد، «سید» محسوب می‌شود. برخی به عموهای پیامبر(ص) مثل ابوطالب، عباس و حمزه می‌رسند. فرزندان عباس عموی پیامبر(ص) که اصطلاحاً به آنان بنی عباس می‌گویند، سید محسوب می‌شوند. هم‌چنین فرزندان ابوطالب به نام‌های طالب، عقیل، جعفر طیار و علی(ع) و نسل آنان، سیدند.
پیامبر خدا(ص) از طریق پسری، نسلی ندارد، چون پسرانش (طیب، طاهر، قاسم و ابراهیم) در کودکی از دنیا رفتند. نسل آن حضرت فقط از طریق دخترش حضرت فاطمه زهرا(س) ادامه پیدا کرد.

فرزندان حضرت زهرا(س) به نام‌های حسن و حسین، زینب و ام‌کلثوم از طریق پدرشان امام علی(ع) نیز سید بودند. تمامی ائمه معصومین علیهم‌السلام و فرزندانشان از طریق امام علی(ع) به هاشم و از طریق فاطمه(س) به پیامبر(ص) می‌رسند و «سید» هستند. اگر چه سیادت به جهت نور وجودی پیامبر تجلی یافته است، اما این در انحصار فرزندان پیامبر(ص) قرار ندارد، بلکه از جهت انتساب به طالب، علی، عقیل و جعفر (فرزندان ابوطالب) و انتساب به عباس و حمزه (عموهای پیامبر) نیز سیادت حاصل شده و حضرت علی(ع) سید بوده است و فرزندان او نیز سید هستند.
از آنجایی که نسل پیامبر خدا(ص) بیشتر مورد توجه مسلمانان می‌باشد و نسل رسول خدا(ص) از دخترش حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) می‌باشند، لذا بیشتر مورد توجه و احترام هستند و از بقیه‌ی سادات معروف‌تر و مشخص‌ترند.
«سید» نامی است که در ایران به ذریه پیامبر(ص) اطلاق می‌شود و در ترکیه و قلمرو پیشین عثمانی به آنان «میر» می‌گفتند و در عربستان لقب «شریف» اطلاق می‌گردد.

قابل ذکر است که «سید» بیشتر از دو لقب «میر» و «شریف» استعمال می‌شده است.
سیادت از رسول اکرم(ص) شروع شد، سیادت یک نوع شرافت معنوی است که در دودمان پیغمر اسلام(ص) وجود دارد.
اساساً این یک موضوع عمومی است که دودمان و فرزندان شریف و برجسته به تناسب مقام بزرگ خاندان آنها به میان تمام اقوام، دارای احترام و شخصیت هستند. بنابراین احترام و شخصیت «سیادت» در نظر ما برای همان نسبی است که با بزرگ‌ترین شخصیت عالم انسانیت یعنی پیغمبر اسلام(ص) دارند.
ریشه‌ی سیادت، همان عظمت پیامبر(ص) و علی(ع) از نظر صفات و روحیات و اعمال است. آنان به خاطر شخصیت والای‌شان آقا و بزرگ بودند، البته شعاع این سیادت و بزرگی به جد اعلای پیامبر(ص) «هاشم» می‌رسد، فرزندان او نیز از این راه کسب افتخار می‌کنند.
«سید» در اصل به معنای کسی است که صاحب مجد و عظمت است و به همین اعتبار، نسل پیامبر خدا(ص) را «سید» می‌گویند.
کسانی که نسب آنان به پیامبر(ص) و امیر مؤمنان علی(ع) و عباس ـ عموی پیامبر ـ و در نهایت به هاشم بن عبد مناف ـ جد آنان ـ برسد، اصطلاحاً «سید» نامیده می‌شوند. و چون «سید» عنوانی است اعتباری و مسلمانان، جهت احترام به پیامبر(ص)، به خویشاوندان او احترام می‌گذارند و آنان را آقا و سید می‌دانند. کلمه‌ی «سید» در قرآن کریم در یک‌جا به معنی شوهر (سوره یوسف/25) و در جای دیگر (آل عمران/39) به معنی عابد و پرهیزکار آورده شده، اما در عرف جامعه‌ی اسلامی، واژه «سید» بر نوادگان پیامبر(ص) از نسل امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) اطلاق می‌گردد.(5)

ریشه و تبار سادات
نسب پیامبر(ص) به این صورت می‌باشد:
حضرت محمد(ص) – عبدالله – عبدالمطلب – هاشم – عبد مناف – قصی – کلاب – مره – کعب – لوبی – غالب – فهر – مالک – نضر – کنانه – خزیمه – مدرکه – الیاس – مضر – نزار – معد – عدنان.(6)
عبدالمطلب، جد اول پیامبر اسلام(ص) ده پسر به نام‌های: عباس، حمزه، عبدالله، ابوطالب، زبیر، حارث، حجل، مقوم، ضرار و ابولهب، بعضی از نسب شناسان، پسر دیگری برای عبدالمطلب ذکر کرده‌اند به نام «غیداق» با این فرد، عبدالمطلب، دارای یازده پسر می‌شود، ولی صاحب جواهر احتمال داده که غیداق همان حجل است، بعضی از نویسندگان پسر دیگری هم برای عبدالمطلب ثبت کرده‌اند به نام «قثم».
با این حساب عبدالمطلب دارای دوازده پسر بوده است ولی به نضر می‌رسد که عبدالمطلب دارای ده پسر بود و این ده پسر را در آن زمان «السادة العشرة» می‌گفتند. السادة العشرة به معنای ده سرور بودند، در آن زمان عبدالمطلب در میان مردم عرب با عنوان «سید البطحاء» و «ابو الساده العشره»، معروف بود و چون دارای شرف و سیادت بود، او را سید می‌نامیدند و در همان زمان، تمام عرب سیادت، سروری و زعامت او را پذیرفتند، قبیله‌ی قریش زعامت و سیادت او را قبول کردند و عرب دیگر هم او را به عنوان زعیم و رئیس پذیرفتند. تا آنجا که در زمان عبدالمطلب، ابرهه برای تخریب کعبه با نیروهای خود در نزدیکی مکه استقرار یافت، عبدالمطلب به نزد ابرهه رفت، ابرهه در ضمن سخنانش به عبدالمطلب گفت: «یحق لک ان تکون سید قومک؛ تو را سزد که سید و زعیم قوم خودت باشی». بنابراین در آن عصر، در میان مردم، تنها عبدالمطلب را سید می‌گفتند و هرگاه این کلمه تنها و بدون قید یاد می‌شد، عبدالمطلب را شامل می‌گردید و عرب آن زمان به هر کسی سید نمی‌گفتند.
قابل ذکر است که جد دوم پیامبر خدا(ص) «هاشم» است، هاشم را مردم آن منطقه «قمر» می‌گفتند که به معنای «ماه» می‌باشد. جد سوم پیامبر خدا(ص) عبد مناف است، عبد مناف در عصر خود در میان مردم به «سید» معروف بود، چون دارای شرف، مجد و عظمت و سیادت بود.

جد چهارم پیامبر(ص) «قصی» نام داشت، او همه‌ی قریشیان را به مکه آورد و قریشیان او را به عنوان زعیم قبول کردند و به این ترتیب قبیله‌ی قریش به وجود آمد و همه‌ی امور مربوط به کعبه به دست آنان افتاد. جد دوازدهم پیامبر(ص) نضر بن کنانه است، نضربن کنانه را قریش می‌گویند و همه‌ی کسانی که از نسل او هستند، قریشی می‌نامند، زمانی که قصی نسل زنده‌ی نضر را جمع‌آوری و سازمان‌دهی کرد، قبیله‌ی قریش به وجود آمد، با این حساب، هم‌اکنون تمام سادات کره‌ی زمین، قریشی هستند. برخی از نسب شناسان می‌گویند: فهر، قریش اول است، مالک، قریش دوم و نضر، قریش سوم می‌باشد.(8)

پدر پیامبر خدا(ص)، عبدالله است، زمانی که عبدالله و همسرش آمنه وفات نمودند، سرپرستی پیامبر(ص) بر عهده‌ی پدر بزرگش عبدالمطلب قرار گرفت و او پیامبر(ص) را محبوب دل خود می‌دانست؛ روزی عبدالمطلب با افراد خود تشنه بود و پیامبر(ص) کودکی خردسال بیش نبود، عبدالمطلب به آن افراد گفت، «انی اری انه سیادتی علیکم، یوم و هو سیدکم؛ من به حقیقت می‌بینم روزی می‌آید که او سید و سرور شما می‌گردد. این پیش‌گویی عبدالمطلب تحقق یافت و حضرت محمد(ص) سید و سالار همه شد.(9)

نسل پیامبر خدا(ص)
نسل پیامبر(ص) با دخترش حضرت فاطمه(س) ادامه یافت و فرزندان حضرت فاطمه(س) فرزندان پیامبر(ص) هستند و پیامبر خدا(ص) نسبت به اولاد حضرت فاطمه زهرا(س) محرم می‌باشد و با هیچ کدام از نسل فاطمه(س) نمی‌تواند ازدواج کند، بنابراین هر کس که نسبش به حضرت زهرا(س) می‌رسد، فرزند پیامبر(ص) محسوب می‌گردد، همان‌گونه که حضرت عیسی(ع) از طریق مریم(س) به نسل حضرت ابراهیم(ع) ملحق می‌گردد.(10)
در زمان جاهلیت، برای زن ارزشی قائل نبودند و نسب را تنها از طریق پدر می‌دانستند، ولی دین اسلام، این دیدگاه را باطل اعلام کرد. در تفسیر عیاشی آمده است که روزی حجاج کسی را دنبال یحیی بن معمر فرستاد، یحیی را آوردند، حجاج گفت: شنیده‌ام که تو گمان می‌کنی حسن و حسین پسران رسول خدا(ص) هستند و این را از قرآن می‌گویی، در صورتی که من قرآن را از اول تا آخر خواندم ولی این مطلب را نیافتم، یحیی بن معمر گفت: شما سوره‌ی انعام را نمی‌خوانی؟ در سوره‌ی انعام آمده است: و من ذریه داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین، و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس کل من الصالحین.
مگر عیسی در این آیه از نسل ابراهیم(ع) شمرده نشده است؟ حجاج گفت: درست می‌گویی، این آیه را خواندم.(11) ذکر این نکته ضروری است که، کسی که  مادرش سیده است، خودش سید محسوب نمی‌شود و لکن به جهت انتساب به خاندان پیامبر اکرم(ص) دارای احترام است و احکام سادات بر آن صدق نمی‌کند.

طبق فتوای مراجع عظام تقلید، هر کس فقط مادرش سیده است، از فرزندان حضرت زهرا(س) محسوب می‌شود و به خاطر انتساب به آن حضرت از شرافت سیادت بهره‌مند است و در شرف نسب آنها شکی نیست و فقط بنابر احتیاط، سهم سادات به سید از ناحیه‌ی مادر نمی‌رسد، مطابق با فتوای بعضی از مراجع، آنهایی که از طرف مادر سید هستند، «میرزا» خطاب می‌شوند و کلمه‌ی «شریف» در اصطلاح مردم ممالک عربی به کسانی اطلاق می‌شود که از اولاد حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) باشند و گاهی بر اولاد حضرت علی(ع) اطلاق می‌شود، گر چه از اولاد حضرت زهرا(س) نباشند و کلمه‌ی «نقیب» به معنای پیشوای سادات می‌باشد و وظیفه حفاظت و نگهبانی از سادات است و خود او باید صاحب فضل و منقبت باشد.(12)

علت استفاده‌ی سادات از رنگ سبز و عمامه‌ی سیاه
برای استفاده سادات از رنگ سبز و عمامه‌ی سیاه، روایتی از پیامبر خدا(ص) و ائمه علیهم‌السلام دیده نشده است، ولی می‌توان احتمالاتی به شرح ذیل برای استفاده از این دو رنگ در نظر گرفت:
الف) یکی از سه پرچم پیامبر خدا(ص) به رنگ سبز بوده است.
ب) در بعضی از روایات آمده است که پیامبر خدا(ص) لباس سبز می‌پوشیده است.
ج) قرآن رنگ لباس بهشتیان را سبز می‌داند.(کهف/31)
د) سادات بخاطر جریان‌های تاریخ، انگیزه‌های مذهبی و اجتماعی از شعارها و علائم خاصی استفاده می‌کردند.
هـ) استفاده سادات از عمامه‌ی سیاه، تأسی و پیروی از جد بزرگوارشان رسول خدا(ص) می‌باشد.(13)

شناخت سادات ایران
در کشور ایران از قدیم الایام، سادات وجود داشته‌اند، گروهی از آنان به مقامات علمی رسیده‌اند، به گونه‌ای که در عصر و زمان خود به شهرت بسزایی نایل آمده و آوازه‌ی آنها در اقصی نقاط جهان پیچیده است.
سادات بر حسب موقعیت اجتماعی و سیاسی زمان خویش اقدام به مهاجرت به کشورهایی چون: ایران، آسیای صغیر، یمن، شام و شمال آفریقا در طی قرون نموده‌اند.
پس از ورود اسلام به ایران در قرن نخست هجری، اولین گروه بنی‌هاشم وارد ایران شدند، این مهاجرت در نیمه قرن دوم هجری اندکی بیشتر، و سپس در اواخر قرن دوم تا نیمه قرن سوم شتاب زیادی گرفت، در این زمان، گروه‌های فراوانی از سادات به شهرها و نواحی مختلف کشور مهاجرت کردند، و برای این مهاجرت می‌توان چند عامل ذکر کرد:
1. ستم بیش از حد حکام، از شکنجه گرفته تا قتل و غارت در عراق و حجاز به دستور معاویه، یزید بن معاویه، مروان بن حکم و عبید الله بن زیاد.
2. خروج علیه حاکم زمان به عناوین و اغراض مختلف مانند: قیام زید بن علی(ع)، قیام یحیی بن عبد الله (برادر نفس زکیه)، قیام عیسی بن زید بن علی سجاد(ع)، قیام ابن طباطبا در کوفه در زمان هارون الرشید.
3. ولایت‌عهدی امام رضا(ع) در خراسان و دعوت آن حضرت از سادات مدینه برای مسافرت به ایران.
4. پدید آمدن حکومت شیعی علویان در ایران (مازندران)
امنیت اجتماعی و مناسب بودن شرایط زیست از قبیل: آب فراوان، زمین مرغوب و قابل کشت و زرع و ...

شاخه‌های اصلی سادات ایران
در ایران، شش گروه عمده از سادات وجود دارند که عبارتند از:
1. حسنی، از نسل فرزندان امام حسن محتبی(ع) (3- 95ق).
2. حسینی، از نسل فرزندان امام علی السجاد(ع) (38- 95ق).
3. محمدی یا محمدیان، از نسل محمد اکبر معروف به «ضفیه» (15 یا 18- 84ق).
4. موسوی، از نسل فرزندان امام موسی کاظم(ع) (128- 183ق).
5. رضوی یا رضویان از نسل محمد الاعرج بن احمد بن موسی مبرقع (218- 296ق) فرزند امام محمد تقی(ع).
6. هاشمی، از نسل عقیل و جعفر از فرزندان ابوطالب(ع).

و در پایان، شکی نیست که در میان مسلمانان، خصوصاً شیعیان، سادات از حرمت و احترام ویژه‌ای برخوردارند، و این احترام بخاطر شرافت معنوی است که این عزیزان بواسطه‌ی ارتباطی که با پیامبر خدا(ص) دارند و «سیادت» در واقع به خاطر عظمت پیامبر خدا(ص) در دودمان آن حضرت وجود دارد و اجداد آن حضرت تا جد اعلای ایشان (هاشم) را شامل می‌گردد.
قابل توجه است که به غیر از امام سجاد(ع) در جریان کربلا از فرزندان سید الشهداء کسی زنده نماند، در نتیجه سادات حسینی از نسل امام سجاد(ع) محسوب می‌شوند و فرزندان امامان بعدی نیز، همه از سادات حسینی می‌باشند، چه فرزندان امام محمد باقر(ع) و چه فرزندان ائمه‌ی دیگر.(14)

علی مصباح نهاوندی

 


منابع و مآخذ
1.     لغت‌نامه دهخدا، علی اکبر دهخدا و ... (لغت سید).

2.     عروة الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، ج 4، ص 306.

3.     جامع الانساب، آیت الله سید محمد علی روضاتی، ج 5، ص 34.

4.     عروةا لوثقی، همان.

5.   تاریخ طبرستان، رؤیان و مازندران، محمد بن حسن بن اسفندیار، تصحیح عباس اقبال آشتیانی، به اهتمام محمد رمضانی، ص 198)

6.     سیره‌ی ابن هشام، ج 1، ص 1، بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 15، ص 104.

7.     بحارالانوار، همان، ص 130.

8.     الرسالة الاسدیّه فی انساب السادات العلویه، عبیدلی سبواری، با مقدمه آیت الله مرعشی نجفی، ص 5.

9.     بحارالانوار، همان، ص 143.

10.المیزان فی تفسیر القرآن، علامه سید محمد طباطبایی، ج 7، ص 241.

11.همان، ص 261.

12.الغدیر، علامه امینی، ج 4، ص 207-205؛ جامع الانساب، همان، ج 1، ص 37-30.

13.شجره‌نامه بزرگان ایران و سادات مازندران (سایت).

14.تاریخ طبرستان، رؤیان و مازندران، همان.

 

علی مصباح نهاوندی

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی قم

 


١٠:٠٩ - 1392/11/14    /    شماره : ٢٦٧٣١    /    تعداد نمایش : ١٨٠٧



خروج





   مطالب مرتبط
 مراتب و اقسام توبه (خبر)
  تدابیر و قوانین دینی برای تطبیق تعالیم اسلامی با مقتضیات زمان (خبر)
 دعا و نماز در کنار این ستون فضیلت دارد (خبر)
 نشانه های ظهور حضرت قائم(عج) (خبر)
 9 اردیبهشت: وفات امامزاده سیدمحمد فرزند امام هادی(ع) (خبر)
 14 اردیبهشت: رحلت آيت ‏اللَّه "سيد محسن امين عاملي" (خبر)
 سودمندی معامله با خداوند متعال (خبر)
 کاروان زائران صلح سوریه به قم رسید (خبر)
 غرب نمی‌تواندملت ایران راازرسیدن به حق هسته‌ای بازدارد (خبر)
 کسانی دم از حقوق بشر می‌زنند که آدم‌کشی کرده‌اند (خبر)
 یکشنبه10فروردین:رحلت آيت‏ اللَّه سيدحسين بروجردي (خبر)
بازدیدها
امروز :35
کل بازديدها :17252359
بازديدکنندگان آنلاين :12
بازديدازاین صفحه :317474