نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > انبیاء و ائمه 


  چاپ        ارسال به دوست

طلوع جمال محمد(ص)

در سرزمینی به دور از مدنیت، میان دره‌ای خشک و بی‌حاصل که مردمانش بدترین آیین و زندگی را داشتند در میان سنگلاخ‌ها و مارها اقامت داشته، آب‌های لجن می‌آشامیدند و غذاهای ناگوار و خشن (سوسمار) می‌خوردند و خون یکدیگر را می‌ریختند، از خویشاوندان دوری می‌نمودند. بت‌ها در میانشان برپا و از هیچ گناهی رویگردان نبودند(1) و در عصری که هرج و مرج، توحش، فساد اخلاق عمومی، خرافات و افسانه‌پرستی، جنگ و آتش افروزی، قتل و غارت و فرزند کشی محیط زندگی اعراب جاهلی را تیره و تار ساخته بود و فضائل اخلاقی، مهرورزی، تعالی فرهنگی و معنوی کمترین نمودی در جامعه نداشت و جامعه عرب با سرعت هر چه تمام‌تر در سراشیبی سقوط قرار گرفته و طی طریق می‌کرد، که:

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
پس از طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول(2) سال 570 میلادی در سال عام الفیل در میان شریف‌ترین و نجیب‌ترین خانواده‌های حجاز، یعنی بنی‌هاشم ، کودکی متولد شد، که با شعاع نورش عالم روشن شد و مقدمات تمدن و پیشروی سعادت یک ملت عقب افتاده پی‌ریزی گردید و طولی نکشید که شعاع این نور سرتاسر جهان را در نوردید و اساس علم و آگاهی و تمدن ناب بشری را در تمام نقاط جهان بنیان نهاد.

حوادث هنگام ولادت
در هنگام ولادت این مولود با برکت حوادث مهم و شگفت‌آوری به ظهور رسید:
ابلیس از رفتن به آسمان‌ها منع گردید.
شیاطین را به تیرهای شهاب از درب‌های آسمان راندند.
هر بتی که در هر جای عالم بود بِرو افتاد.
ایوان کسری پادشاه ایران لرزید و چهارده کنگره آن فرو ریخت.
دروادی سماوه که سال‌ها خشک بود، آب در آن جاری شد
آتشکده فارس که هزار سال روشن بود، خاموش شد و...
مادر نوزاد گفت: چون پسرم متولد شد، دست‌ها بر زمین گذاشت و سر به سوی آسمان بلند کرد و به اطراف نظر کرد، پس از او نوری ساطع شد که  همه جا را روشن کرد و به سبب آن نور قصرهای شام را دیدم و درمیان آن روشنایی صدایی شنیدم که می‌گفت: که بهترین مردم را به دنیا ‌آوردی پس نام او را محمد بگذار.(1)

جشن با شکوه نام گذاری
روز هفتم ولادت نوزاد قریش، جد کودک یعنی عبدالمطلب برای تشکر و سپاس از خدای بزرگ، گوسفندی کشت وعده‌ای را دعوت کرد و در آن جشن باشکوه که از عموم قریش دعوت شده بود، نام فرزند خود را «محمد» گذاشت. از او پرسیدند چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردی در صورتی که این نام در میان اعراب کم سابقه است؟
گفت: خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.(2)
عبدالمطلب نام محمد را برازنده این نوزاد دانست و او را محمد نامید تا آن چنان که نزد خداوند بزرگ و ستوده است، در نظر خلق نیز ستوده و برگزیده باشد.

دوران شیرخوارگی
نوزاد قریش فقط سه روز از مادر خود شیر خورد و پس از او دو زن دیگر به افتخار دایگی پیامبر اکرم(ص) نائل شده‌اند.
1.    ثویبه، کنیز ابولهب که چهار ماه پیامبر گرامی را شیر داد و عمل او تا اخرین لحظات مورد تقدیر رسول خدا(ص) و حضرت خدیجه(س) بود. وی قبلا حمزه عموی پیامبر را نیز شیر داده بود. پس از بعثت پیامبر(ص) کسی را فرستاد تا او را از ابولهب بخرد، وی امتناع ورزید، اما تا آخر عمر از کمک‌های پیامبر(ص) بهره‌مند بود.
2.    حلیمه، دختر ابی رویب که از قبیله سعد بن بکر بن هوازن بود و فرزندان او عبارت بودند از عبدالله، انیسه و شیما که آخری از پیامبر(ص) پرستاری نیز نموده است.(3)
همین که وجود پرخیرپیامبر گرامی(ص) به خانه حلیمه راه یافت، برکت و نعمت از هر سو به آن خانه سرازیر شد و تا زمانی که آن حضرت(ص) در میان فبیله حلیمه حضور داشت زراعت‌ها و دام‌های آنان از نعمت و برکت سرشار بود و همه آنها تمام این برکات را از وجود حضرت محمد(ص) می‌دانستند.

بازگشت به خانواده
دایه مهربان حضرت محمد(ص) 5 سال از او محافظت کرد و درتربیت و پرورش او کوشید، در طی این مدت زبان عربی فصیح را آموخت و بعدها حضرتش به این افتخار می‌کرد. بعداً حلیمه او را به مکه آورد و مدتی در آغوش گرم مادر و تحت سرپرستی جد بزرگوارش قرار گرفت.(1)
پیامبر(ص) که موقع تولد پدر خود را از دست داده بود، همراه مادر جهت زیارت آرامگاه پدر و دیدار با اقوام به مدینه رفتند. حضرت محمد 6 ساله نخستین بار دیدگانش به خانه‌ای افتاد که پدرش در آنجا از دنیا رفته و به خاک سپرده شده بود. هنوز موجی از غم و اندوه بر روح او حکمفرما بود که حادثه جانگداز دیگری پیش آمد و امواجی از حزن و اندوه به وجود آورد زیرا هنگام مراجعت به مکه مادر عزیز خود را در میان راه در محلی به نام ابواء از دست داد.(2)
این حادثه محمد(ص) را بیش از پیش در میان بستگانش عزیز کرد و بیش از حد مورد علاقه عبدالمطلب قرار گرفت از این جهت او را از تمام فرزندان خود بیشتر دوست داشت و بر همه مقدم می‌شمرد و هنگامی که در بستر بیماری افتاد، در آخرین روزهای حیات خود به ابوطالب فرمود: از محمد(ص) به نیکویی مراقبت و محافظت کن.
ابوطالب با عبدالله پدر محمد(ص) از یک مادر بودند و شخصیتی بود معروف به سخاوت، نیکوکاری. با درگذشت حضرت عبدالمطلب، ابوطالب – پدر علی(ع) – سر پرستی حضرت محمد را به عهده گرفت و به این ترتیب حضرت محمد به خانه بهترین عموی خود راه یافت و ابوطالب لحظه‌ای از حمایت و یاری او غافل نشد تا این که به سن جوانی رسید و در بین مردم به پاکی، بزرگواری، صداقت، و امانت شناخته شد و در میان مردم به محمد امین شهرت یافت.

ازوداج با خدیجه(س)
وقتی پیامبر اکرم(ص) به سن 25 سالگی رسید، با حضرت خدیجه(س) ازدواج کرد. جناب خدیجه کبری دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی است که نسبش با پیامبر(ص) در قصی یکی می‌شود. خدیجه اولین همسر پیامبر(ص)  بود و تا زمانی که زنده بود، پیامبر(ص)  همسر دیگری نگرفت. او از بهترین زنان رسول خدا(ص) بود. تمام فرزندان پیامبر(ص)  از حضرت خدیجه(س) بود. غیر از ابراهیم که از ماریه قبطیه بود.
از سن حضرت خدیجه(س) هنگام ازدواج با پیامبر اکرم(ص) 40 سال گذشته بود، پیامبر(ص)  بهترین دوره زندگی خود را با خدیجه سپری کرد. او نخستین زنی بود که به رسول خدا(ص) ایمان آورد. در یاری و حمایت از او از هیچ کوششی دریغ نکرد، تمام دارایی و ثروتش را برای تبلیغ اسلام در اختیار او گذاشت. خدیجه بعد از 25 سال زندگی و همراهی با پیامبر(ص)  در سال دهم بعثت در 65 سالگی رحلت کرد(1) رسول خدا(ص) حضرت خدیجه(س) را بسیار دوست می‌داشت و به او احترام می‌گذاشت.

بعثت پیامبر گرامی(ص)
پیامبر اکرم(ص)به مرز چهل سالگی رسیده بود. بر دهانه غار حرا نشسته به افق می‌نگریست، تبلور رنجمایه‌ها در جان او باعث شده بود که اوقات بسیاری را در بیرون مکه به تفکر و دعا بگذراند، تا شاید خداوند بشریت را از گرداب بلاها برهاند. او هر ساله سه ماه رجب، شعبان و رمضان را در غار حرا به عبادت می‌گذرانید، آن شب، 27 ماه رجب بود، پیامبر(ص)  غرق در اندیشه بود که ناگاه صدایی گرم و گیرا در غار پیچید:
بخوان!
بخوان بنام پروردگارت که بیافرید، انسان را از لخته خونی
بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است، همو که با قلم آموخت و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست بیاموخت...(2)
جبرئیل مأموریت خود را انجام داد و پیامبر(ص)  نیز پس از نزول وحی از کوه حراء پایین آمد و به سوی خانه خدیجه رهسپار شد.
آیات فوق برنامه اجمالی رسول(ص) را روشن می‌کند و به طور آشکار می‌رساند که اساس آئین او را قرائت و خواندن، علم و دانش و به کاربردن قلم تشکیل می‌دهد.(3)

دعوت پیامبر اکرم(ص)    
دعوت رسول خدا(ص) پس از مبعوث شدن به رسالت، در دو بخش انجام شد یکی دعوت خصوصی بود که به طور خصوصی با افراد تماس می‌گرفت و آنان را به خداپرستی دعوت می‌کرد و این روش سه سال تمام بدون شتابزدگی ادامه یافت، در این سه سال قریب 40 نفر وارد حوزه سری مسلمانان شدند. و دیگر دعوت عمومی بود. سه سال از آغاز بعثت گذشته بود که پیامبر اکرم(ص) پس از دعوت خویشاوندان، دست به دعوت عمومی زد. روزی در «صفا» روی سنگ بزرگی قرار گرفت و با صدای بلند گفت: «یا صباحاه» (این کلمه در میان اعراب به عنوان زنگ خطر بوده است) ندای پیامبر(ص) جلب توجه کرد، گروهی از قبایل مختلف قریش به حضور وی شتافتند. پیامبر(ص)  رو به جمعیت کرد و گفت: ای مردم! اگر من به شما بگویم: پشت این کوه دشمن موضع گرفته و قصد مال و جان شما را دارد، آیا قبول می‌‌‌‌‌‌‌‌ کنید؟ همگی گفتند: ما در طول زندگی خود از تو دروغی نشنیده‌ایم. بعد گفت: ای گروه قریش خود را از آتش نجات دهید. من شما را از عذاب دردناک می‌ترسانم.
سپس افزود: موقعیت من همانند دیده‌بانی است که دشمن را می‌بیند و برای نجات قوم خود، آنان را خبر می‌کند.(1)
فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر رسول خدا(ص) در دعوت مردم به سوی خداپرستی، سبب شد یک صف فشرده و با ایمان در برابر صفوف کفر و بت‌پرستی به وجود آید و زنگ‌های خطر محافل کفر و شرک به صدا درآید. سران قریش پس از مشورت چنین تصمیم گرفتند: اساس این آئین نو پا و بنیانگذار با استقامت آن را هر طور شده از بین ببرند و لذا از راه‌های تطمیع، دادن وعده‌های رنگارنگ، تهدید، 10 سال در مقابل پیامبر و آئین او ایستادگی کردند اما چون به نتیجه‌ای نرسیدند، تصمیم گرفتند، پیامبر خدا را به قتل برسانند.(2)

هجرت رسول خدا(ص)
رسول خدا(ص) 13 سال در مکه به تبلیغ اسلام پرداخت و در برابر همه سختی‌ها و ناملایمات چون کوه ایستادگی کرد و از هدف مقدس الهی خود تا پای جان دست برنداشت.
از طرفی زمینه پیشرفت اسلام در یثرب، که بعدها مدینه نامیده شد، فراهم گردیده بود. مردم مدینه از جنگ‌های داخلی بین دو قبیله اوس و خزرج که ده‌ها سال ادامه داشت، به ستوه آمده و به فکر انتخاب حاکم و خاتمه دادن به کشتارها بودند. برای این کار جمعی از سرشناسان خود را برای مشورت به مکه فرستادند ورود فرستادگان مصادف با دعوت علنی پیامبر اکرم(ص) گردیده بود. آن‌ها وقتی به حضور حضرت رسیدند و سخنانش را شنیدند و به آیات قرآن گوش دادند، ایمان آوردند و تعهد کردند تا سال دیگر با گروهی از مردم مدینه آمده و مقدمات پیشرفت اسلام را فراهم کنند.
سال دیگر گروهی از بزرگان مدینه به مکه آمده و شب هنگام در بیرون شهر جای خلوتی با آن حضرت ملاقات و بیعت کردند و عهد بستند که دین اسلام را در مدینه رواج دهند و اگر پیامبر اکرم(ص)  به مدینه رود، همان طور که از خاندان خود دفاع می‌کنند، از آن حضرت(ص) در برابر دشمنان دفاع نمایند.
پس از آن که این جماعت به مدینه برگشتند، اکثر اهل مدینه به اسلام ایمان آورده و مسلمان شدند و شهر مدینه نخستین شهر اسلامی گردید.
در سال سیزدهم بعثت که کفار قریش موجودیت خود را در خطر می‌دید، دست به تصمیمی بسیار خطرناک زد در جلسه مشورتی «دارالندوه» به اتفاق آراء تصویب کردند که از تمام قبیله‌ها افرادی انتخاب شوند و شبانه به طور دسته جمعی به خانه پیامبر اکرم(ص)    
 حمله کنند و او را قطعه قطعه نمایند تا خون او در میان قبایل پخش گردد و بنی‌هاشم نتوانند انتقام بگیرند.
اما خداوند پیامبرش را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت و او را وادار به مهاجرت نمود(1)

تشکیل حکومت اسلامی
رسول گرامی اسلام پس از هجرت به مدینه پایه‌های مستحکم و جاودانه حکومت اسلامی را بنا نهاد و رهبری سیاسی و مذهبی خود را با شیوه‌های گوناگون اما دقیق و حساب شده، مانند: عزل و نصب حاکمان و سردمداران، صدور احکام و قوانین حکومتی، تنظیم قراردادها و عهدنامه‌های بین‌المللی، انتخاب و اعزام فرستادگان و نمایندگان سیاسی اجتماعی، اعزام مأموران اطلاعاتی، امنیتی، اعلام جنگ و صلح با مخالفین و دشمنان و دیگر کشورها و... گسترش داد که هم اکنون شاخه‌های پربرکت آن بر روی جهان طرفدار عدالت و آزادی گسترده است.
پیامبر اکرم(ص) با آئین خود، قبایل پراکنده و کوچک و مردم بی‌فرهنگ گرسنه و برهنه را، مبدل به یک جامعه متحد و پیشرفته نمود که در میان ملت‌ها نمونه و زبانزد بود. آئین او در کمتر ازسی سال امپراطور قسطنطنیه را مغلوب و سلاطین ایران را از بین برد. سوریه، بین‌النهرین و مصر را تسخیر کرد و دامنه فتوحاتش را از اقیانوس اطلس تا کرانه دریای خزر و رود سیحون بسط داد و در طول قرن‌ها باستثنای اسپانیا، هیچ وقت نفوذ سیاسی و اجتماعی آن از این مناطق، قطع نگردید. این اسلام در همین ساعت در شمال آسیا و مرکز افریقا و سواحل بحر خزر در حال بسط و پیشرفت است.

آری محمد قهرمان(ص)، دینی تأسیس کرد و همان دین پیروان زردتشت را به صورت چند جامعه پراکنده تنزل داد و هندوستان را مسخر نمود و کیش برهمنی سابق و هم چنین کیش پرجمعیت بودایی را در آن طرف رود گنگ مغلوب نمود و آن هم ایالات و ولایات را از حیطه اقتدار مسیحیت منتزع ساخت و بتدریج تمام قسمت‌های شرقی و مستعمرات افریقایی روم را از سرزمین مصر گرفته تا جبل‌المطارق متصرف شد و مسلمین به طرف نواحی دور افتاده اروپای غربی حمله بردند و بزرگترین قسمت اسپانیا را تصرف کردند و تا سواحل رودخانه لوار پیش رفتند همان اسپانیایی که روم قدیم را می‌لرزاند و بالاخره با فتح و پیروزی وارد روم جدید یا قسطنطینه شدند.(1)

نمونه‌هایی از معجزات اخلاقی پیامبر اسلام(ص):
ذکر خصوصیات اخلاقی پیامبر عظیم الشأن اسلام، همانند کشیدن آب دریا با پیمانه است زیرا خصوصیات و ویژگی‌های اخلاقی حضرت رسول اکرم(ص) نشانه عظمت و معجزه بزرگ اسلام است که کسی به طور مفصل آن را نیافته، مگر بعضی خواص و مردم به تبعیت از خواص، مواردی از ویژگی‌های اخلاقی آن حضرت(ص) را دریافته‌‌اند. لکن آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید.
پیامبر اکرم(ص)، همه علومی را که خداوند به پیامبران و فرشتگان آموخته بود، می‌دانستند و علاوه بر آن علومی را می‌دانست که دیگران از آن آگاهی نداشتند. خداوند آن حضرت(ص) را به مقامی رساند که دیگران به آن مقام نرسیدند. او در تمام روزگار زندگی‌اش در مقابل بی‌خردان بردباری و در برابر اذیت و آزارها تحمل و در مواجه با تنگدستی، صبر، اختیار می‌کرد.
با این که قریش نسبت به پیامبر(ص) اذیت و آزارهای بسیاری روا داشتند، شکمبه و خونابه به روی حضرت می‌ریختند، در مسیرش خار و خاشاک ریخته و به صورتش خاک می‌پاشیدند، اما وقتی پیامبر گرامی(ص) به پیروزی رسید و با قدرت وارد مکه شد، گفت: همان سخنی را که برادرم یوسف گفت: می‌گویم: امروز هیچ نکوهشی برای شما نیست.(2) و منکر آنان را با معروف پاسخ داد و از جرم آنان گذشت.
پیامبر اکرم(ص) بدون این که جایی خوانده باشد، همه کتب آسمانی چون، تورات، انجیل، و زبور را از حفظ بود. سرگذشت رسولان و امت‌های پیشین را می‌دانست، اخبار پادشاهان ووقایع گذشته و آینده از زمان حضرت آدم تا برپایی قیامت را خبر داشت. راستی و درستی شعارش و در وفای به عهد سرآمد قریش بود.
با وجود خیانت و پیمان‌شکنی‌های مکرر قریش و اعراب دیگر، بویژه در جریان «صلح حدیبیه»، اما هرگز کسی از او یک مورد خیانت و پیمان‌شکنی و یا دروغ به یاد ندارد.

چه در جوانی و چه در پیری به طوری که قبل از بعثت او را صادق و امین می‌نامیدند، راستگو، و امانت‌دار نامیده می‌شد.
با این که از انتهای یمن تا جنگل‌های عمان و تمامی حجاز و اطراف عراق تحت سیطره آن حضرت بود، ولی هنگام رحلتش بدهکار بود و سپر آن حضرت(ص) درگر و غذای خانواده‌اش بود. هیچ درهم و دیناری به ارث نگذاشت، قصری بنا نکرد، هیچ نخلی برای خویش نکاشت و نهری به نام نزده او زاهدترین مردم بود، عبا می‌پوشید و با فقرا و تهیدستان می‌نشست و به هنگام دست خود را زیر سرش می‌گذاشت، در حال تکیه دادن چیز نمی‌خورد. در شجاعت با وجود جنگجویان ماهری که شکارچی سوارکاران جنگ بودند، اما او هرگز پشت به آن‌ها نکرد و نگریخت، حتی اگر او را احاطه هم می‌کردند، ضربه او به دشمنان اگر چه با تازیانه، چون آتش سوزان بود.
اشرف مخلوقات(ص) نسبت به کودکان مهربان‌ترین مردم بود، بسیار با حیا بود، نه خوار می‌شد و نه تکبر می‌کرد و اگر کسی از او در خواست داشت، «نه» نمی‌گفت.
 حاجات و نیازهای بیوه زنان، یتیمان و نیازمندان را همیشه برآورده می‌کرد، کارهای خوب و زیبا را تحسین می‌کرد و می‌پسندید، و امور زشت و بد را تقبیح و تضعیف می‌کرد. به تنهایی غذا نمی‌خورد بنده‌اش را آزار نمی‌داد. بنده‌اش با او غذا می‌خورد و اگر بنده از آسیاب نمودن گندم خسته می‌شد، به او کمک می‌کرد. خودش گوسفند می‌دوشید، به شتر علف می‌داد، منزل را جاروب می‌کرد و کفش و لباسش را می‌دوخت.
این‌ها گوشه‌ای از اخلاق خارق‌العاده پیامبر اکرم(ص) بود که همیشه بر همین روش بود و تا آخر تغییر نکرد.(1)


منابع:
1.    خطبه 26 نهج‌البلاغه.
2.    اهل تسنن، روز 2‌شنبه 12 ربیع‌الاول ذکر کرده‌اند.
3.    منتهی‌الآمال 1/14.
4.    فروغ ابدیت 1/126.
5.    فروغ ابدیت 1/128.
6.    سیره ابن هشام 1/167.
7.    سیره حلبی 1/125.
8.    منتخب‌التواریخ /20.
9.    داستان پیامبران 2/129.
10.    فروغ ابدیت 1/180.
11.    سیره حلبی 1/321.
12.    فروغ ابدیت 1/220.
13.    فروغ ابدیت 1/345.
14.     عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن/78.
15.    یوسف /92.
16.    جلوه‌های اعجاز معصومین(ع) /599.

غلامرضا نجفی

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی قم


٢٢:٠٧ - 1392/10/27    /    شماره : ٢٥٦٨٠    /    تعداد نمایش : ٧٣١



خروج





   مطالب مرتبط
 سیدجمال الدین اسدآبادی پایه‌گذارامت اندیشی معاصراست (خبر)
 امام خمینی (ره) از طلوع تا غروب (خبر)
 آشنایی اجمالی با امام زمان(عج) (2) (خبر)
 آشنایی اجمالی با امام زمان(عج) (1) (خبر)
 اجمال و تفصیل قرآن و نهج البلاغه (4) (خبر)
 اجمال و تفصیل قرآن و نهج البلاغه (3) (خبر)
 اجمال و تفصیل قرآن و نهج البلاغه (2) (خبر)
 اجمال و تفصیل قرآن و نهج البلاغه (1) (خبر)
 آشنایی اجمالی با نهج البلاغه (2) (خبر)
 آشنایی اجمالی با نهج البلاغه (1) (خبر)
 اجمال و تفصیل قرآن و نهج البلاغه (4) (خبر)
بازدیدها
امروز :1002
کل بازديدها :17648700
بازديدکنندگان آنلاين :2
بازديدازاین صفحه :325236