نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > انبیاء و ائمه 


  چاپ        ارسال به دوست

میلاد مقدس امام جعفر صادق(ع)

رسول گرامی اسلام(ص) هنگامی به جوار رحمت حق شتافت که تمام مسائل نظری و عملی اسلام در رابطه با یکدیگر ملحوظ و مورد توجه و تدقیق مستوفی قرار نگرفته بود.

در سطح نظری، رسول اکرم(ص) برای امت اسلامی، جز خطوطی را که شریعت و قانون اسلام معلوم کرده بود، سنتی از خود نگذاشت. مضاف برآن، تنها برخی از تفصیلات فقهی را که در مورد پاره‌ای از مسائل بود، بیان فرمود که برای زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان حیاتی بود.(1)
در سطح عملی نیز دعوت انقلابی رسول خدا(ص) برای دگرگون سازی فرد و جامعه و تربیت انسان‌های الهی و مسئول، در زمان خود ایشان و در مرکز حکومت اسلامی به نتیجه مطلوب نرسید حال چه رسد به سایر مناطق اسلامی. با وجود چنین شرایطی بود که بقاء و امتداد خط رسالت، توسط خط امامت ضرورت می‌یافت.

یعنی پیامبر اکرم(ص) مسئولیت حفظ امت از انحرافات و محافظت شریعت اسلام از صدمات و ایجاد آن مدینه فاضله انسانی را به عهده جانشینان بعد از خود که مستقیماً معرفی کرده بودند، نهادند. یکی از آن اعجوبه‌های امامت و ولایت حضرت امام جعفر صادق(ع) است که ششمین پیشوا و جانشین به حق نبی مکرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله(ص) می‌باشد.

اسم، نسب و ولادت
اسم شریف ششمین پیشوای شیعیان جهان، جعفر و لقب مشهور آن جناب «صادق» است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: هر گاه پسر من جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب(ع) متولد شد، نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او شخصی بدنیا می‌آید که نامش جعفر است و به ناحق مدعی امامت می‌شود که او را کذاب می‌گویند.

لقب معروف امام صادق(ع) «ابوعبدالله» است.
پدر بزرگوار آن حضرت، امام محمد باقر(ع) پنجمین امام شیعیان و مادر گرامی‌شان ام فروه است امام صادق(ع) در شأن مادر خود فرمود: مادرم از بانوان باایمان، متقی، و نیکوکار بود و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.(2)
روز ولادت امام جعفر صادق هم زمان با روز ولادت جد بزرگوارش پیامبر اکرم(ص)، روز 17 ربیع‌الاول می‌باشد و سال ولادتش را 83 قمری ذکر کرده‌اند.(3)

عصر امام صادق(ع)
امام صادق(ع) معاصر دو حکومت مروانی و عباسی بود که هر یک از دیگری بدتر بوده و انواع تضییقات و ستم‌ها را به آن حضرت(ع) روا می‌داشتند.
یکبار در زمان بنی مروان همراه پدر بزرگوارش به شام رفت و چند بار در زمان بنی عباس به اجبار به حیره، کوفه و بغداد سفر کرد.
با وجود مشکلات، بهترین ایامی را که شیعه در زمان معصومین(ع) به خود دیده، عصر امام صادق(ع) است در فترتی که در تقابل دولت اموی و عباسی بوجود آمد و دو رژیم سرگرم درگیری و کشت و کشتار بودند و سایر بلاد اسلامی نیز سر به شورش برداشته بودند، امام جعفرصادق پیشوای بلند آوازه شیعه از این فرصت استفاده نموده و به تحکیم پایه‌های اسلام ناب پرداخت.
شیعیان نیز این موقعیت را غنیمت شمرده تا از سر چشمه علم و عرفان امام صادق(ع) سیراب گردند به همین جهت از هر سو بار سفر بسته شرفیاب محضر امام صادق گردیده، احکام دین، معارف اسلام ناب و علوم مختلف را از آن حضرت فرا گرفتند. زیرا امام صادق(ع) در علوم و معارف دینی و سایر دانش‌ها از همه عالمان و دانشمندان زمان خود برتری داشت و در میان مردم، بلند آوازه و محبوب عوام و خواص و یگانه دوران خود بود. دانش و علومی که آن حضرت در دانشگاه کم نظیر خود به شاگردان آموخت، زمان‌ها و مکان‌ها را در نوردید و شهر به شهر ورد زبان‌ها شد. علومی که از او نقل شده از هیچ یک از دانشمندان اسلامی بازگو نشده است.

لذا شیعه از امام صادق(ع) در هر علم و فنی روایت دارد، چنان که کتاب‌های شیعه گواه و مؤید این حقیقت است.
روایت از امام صادق(ع) منحصر به شیعه نیست بلکه سایر فرقه‌ها نیز از آن حضرت(ع) روایت دارند.

رؤسای مذاهب چهارگانه اهل سنت شاگرد امام(ع)
ابوحنیفه دو سال در مجلس درس امام صادق(ع) شرکت کرد که درباره این دو سال تحصیل در محضر امام(ع) می‌گوید:«اگر این دو سال نبود، هلاک شده بودم» ابن طلحه شافعی می‌گوید: گروهی از بزرگان و سرشناسان دانشمند مانند: مالک بن انس، ابوحنیفه، از محضر امام صادق(ع) استفاده کردند.(4)
ابن حجر مکی می‌گوید: پیشوایان بزرگی چون یحیی بن سعید، این جریح، مالک، سفیانی، ابوحنیفه از امام صادق(ع) بهره برده‌اند. این امام را بدان جهت صادق نامیده‌اند که هرگز دروغی از او شنیده نشد و نیز سفیان ثوری در مجلس درس امام(ع) حاضر می‌شد و از او استفاده می‌کرد.(5)
حال اگر شافعی را از شاگردان مالک بن انس و احمد بن حنبل را از شاگردان شافعی بدانیم، معنایش این است که امام صادق(ع) استاد رؤسای مذاهب چهارگانه اهل سنت است.

وظیفه مهم امام صادق(ع)
حضرت امام صادق(ع) به منظور بقاء و تقویت فرهنگ ناب اسلامی، یگانه راه را مقابله با انحرافات و پایه‌ریزی فرهنگ ناب تشییع دانسته و با فعالیت‌های بنیادین خود فرهنگ ناب اسلامی را که همان مذهب تشیع است، از اضمحلال نجات بخشید.
امام صادق(ع) در زمان خود با دو نوع انحراف مواجه بود: یکی انحراف سیاسی که در سطح هیئت حاکمه و دولت‌های غاصب وجود داشت و دیگر انحراف فرهنگی در سطح امت که از جهل و نادانی از واقعیت مکتب ناب اسلامی ناشی می‌شد و آن حضرت(ع) با شرایط حساس و پیچیده آن زمان، از عهده وظایف و مسئولیت خطیر خود به نحو تمام و کمال برآمد.

مقابله با مطاهر فریبنده سیاسی و حاکمان ستمکار زمانی
امام صادق(ع) از آنجایی که مقام امامت و رهبری جامعه دینی را منحصر در خود می‌دانست، هیچ گاه از داهنمایی جامعه دریغ نداشت و مردم را به امامت خود فرا می‌خواند و از حکام ستمگر برحذر می‌داشت. به نمونه‌هایی از برخورد آن حضرت با طاغوت‌های زمانشان اشاره می‌کنیم:

امام صادق(ع) فرمود: دوست ندارم برای آنها ـ حاکمان عباسی ـ  گرهی بزنم یا خطی بکشم هر چند در برابر آن پول بسیاری بدهند. زیرا کسانی که به ستمگران کمک می‌کنند، روز قیامت در سرا پرده‌ای از آتش‌اند تا خدا میان بندگان حکم کند.(6)
نمونه دیگری از برخورد امام(ع) با طاغوت زمان خود، نامه منصور به آن حضرت (ع) است. که به حضرت(ع) نوشت: چرا مانند سایر مردم به منزل ما نمی‌آیی؟
امام(ع) در پاسخ او نوشت: ما از مال دنیا چیزی نداریم که بخاطر آن از تو بترسیم و از امر آخرت چیزی پیش تو نیست که به آن امیدوار باشیم و تو در نعمتی نیستی که به تو تبریک بگوییم و نه خود را در بلا و مصیبتی می‌بینی که به خاطر آن به تو تسلیت بگوییم، پس برای چه نزد تو آییم؟

منصوردواینقی پس از دریافت پاسخ کوبنده امام(ع) جواب داد: «نزد ما بیا و ما را نصیحت کن» امام صادق(ع) در جواب فرمود:«کسی که دنیا خواه باشد، تو را نصیحت نمی‌کند- چرا که دنیایش به خطر می‌افتد- و اگر طالب آخرت باشد، نزد تو نمی‌آید.(7)
امام صادق(ع) به یاران خود می‌فرمود: فقها نمایندگان امین رسولان الهی‌اند، هرگاه فقیهی را دیدید که با سلاطین رفت‌وآمد دارد، او را متهم کنید.(8)
امام(ع) هم چنین به پیروان خود سفارش می‌کرد که به حاکم منحرف پناه نبرند و از دادوستد با او خودداری نمایند، به سلطان ستمگر شکایت نبرند، و بلکه پیوند خود را با طواغیت زمانه قطع نمایند و این آموزه‌ها بود که پایه‌های حکومت غاصبانه ستمگران را به لرزه درآورده و حاکمان باطل را به وحشت می‌انداخت.

وظیفه حفظ امت از خطرات و انحرافات
در عصر امام صادق(ع) مردم در  مظاهر فساد غوطه‌ور بوده و از معارف بلند فکری و معنوی حیات اسلامی بدور بودند. لذا به منظور حفظ امت اسلام از فروپاشی و افتادن در ورطه‌های هولناک مسلک‌های انحرافی، آن حضرت(ع) دست به تجدید حیات اسلام ناب زد و سنگ بنای فرهنگ شیعی را استوار نمود و استخوان بندی آن را محکم ساخت به طوری که آنچه بقای مذهب شیعه را ضمانت می‌کند، فرهنگی است که امام جعفرصادق(ع) ایجاد نمود و دیگران از علما و دانشمندان آن فرهنگ والا و اصیل را توسعه دادند.
امام(ع) با تیزبینی به فعالیتی دست زد که نتایجی چشمگیر و خیره کننده داشت و چنان به سود شریعت اسلامی برنامه‌ریزی نمود، که نتیجه آن ابدی و جاودانه گشت. او با تمام امکاناتی که داشت و در فرصت اندکی که برایش پیش آمد، در جهت هدایت امت گام برداشت. دعوت به دین نمود، آموزه‌ها و احکام آن را منتشر ساخت و عمل به این آموزه‌ها را سرلوحه زندگی مؤمنان واقعی قرار داد، به همه رشته‌های علمی مورد نیاز پرداخت با مسلک‌های گوناگون، گروه‌های انحرافی مادی‌ها، زنادقه ، ملحدیق و غیره به مناظره نشست و در میان امت چون مشعلی فروزان به روشنگری پرداخت و در پیچ و خم‌های زندگی اعتقادی و مادی پیروان و در مقام هدایت امت اسلام از هیچ کمک و تلاشی دریغ نورزید و همیشه مرجعی مقتدر، کارگشا برای جامعه دینی و نیازمندان از علما، اندیشمندان و دیگر اقشار بود.

وصیت هوشمندانه
از زمان امام صادق(ع) سیاست مزورانه حکام عباسی چنین بود که پس از وفات امامی، جانشینش را شناسایی نموده و به شهادت برسانند تا وظایفی که از جانب خداوند در هدایت امت و حفظ دین الهی به او محول شده، به انجام نرسد. لذا تدبیر و هوشمندی و آینده‌نگری حضرت صادق(ع) در حفظ رهبری آینده امت، حتی در وصیت‌نامه ‌اش متجلی است.
منصور پس از آن که خبر شهادت امام صادق(ع) را دریافت، به والی مدینه نوشت: به عنوان تفقد از بازماندگان به خانه امام برو و وصیت نامه آن حضرت(ع) را بخوان و هر کس را که وصی قرار داده، گردن بزن.

والی پس از پی‌جویی، در جواب منصور نوشت: جعفر بن محمد(ع)، این پنج نفر را وصی قرار داده است:

1- خلیفه 2- والی مدینه  3و4- عبدالله و موسی  دو تن از فرزندانش و 5- حمیده مادر موسی.

خلیفه هم گفت: ایشان را که نمی‌توان کشت(9)
وقتی خبر شهادت امام صادق(ع) در کوفه به ابوحمزه ثمالی رسید، پرسید: آیا امام کسی را وصی خود قرار داده است؟ گفتند آری دو فرزندش عبدالله و موسی، خلیفه والی مدینه، و حمیده، ابوحمزه تا این را شنید، گفت: خدا را شکر که راه هدایت را به ما نشان داد، وقتی از معنای گفتارش پرسیدند، گفت: با نام بردن پسر بزرگ در کنار پسر کوچک، ما را از حال پسر بزرگ آگاه ساخت و این که او شایسته امامت نیست و با نام بردن پسر کوچک در کنار پسر بزرگ، به ما فهماند پسر کوچک یعنی (موسی) امام است و با نام بردن خلیفه، وصی خود را از او پنهان و مصون داشت.(10)

بیانات اخلاقی از امام مهرورزی(منبع این بیانات، کتاب مصباح‌الشریعه منسوب به امام صادق(ع) می‌باشد)
به مناسبت روز اخلاق و مهرورزی به نمونه‌هایی از سخنان تعز و حکمت آمیز حضرت صادق(ع) که عمل به آن‌ها می‌تواند انسان را در تمامی مراحل زندگی به سوی سعادت و نیک‌بختی راهنمایی کند، اشاره می‌کنیم:

اخلاق خوب
 خوی‌خوش، زیبایی و زیور دنیا و پاکی در آخرت است و دین با آن کمال یابد و وسیله قرب خداست. این موهبت جز به اولیاء و برگزیدگان حق، ارزانی نشده است.

ستایش و نکوهش دیگران
بنده‌ای به مقام خلوص نمی‌رسد، مگر این که تعریف و بدگویی دیگران در نزد او یکسان باشد زیرا کسی که در نزد خداوند ستوده باشد، با نکوهش دیگران بد نمی‌شود و هم چنین کسی که نکوهیده درگاه الهی است با ستایش خلق، ستوده نمی‌شود.
به تعریف دیگران دل‌خوش مدار، چرا که به منزلت تو نزد حق تعالی نیفزاید و نفع و ضرر مقدر از سوی خداوند را دگرگون نسازد و از نکوهش کسی اندوهگین مشو، که موجب نقصان تو نشود و از منزلت تو نکاهد و گواهی خداوند بر بدی و خوبی تو را بس است که می‌فرماید: و کفی بالله شهیدا(11)

معاشرت با مردم
معاشرت خوب با مردم، در غیر معصیت خدا، از فزونی فضل الهی بربنده است و کسی که در پنهان مخلص باشد، معاشرتش در آشکار نیکو است. پس بخاطر خدا با مردم معاشرت کن نه برای دنیا و جاه‌طلبی و ریا و مردم فریبی و به بهانه همرنگ جماعت شدن، احکام الهی را نادیده نگیر چون آنان هیچ سودی به تو نمی‌رسانند و آخرت را هم از دست می‌دهی کسی که از تو بزرگ‌تر است چون پدر بدان و آن را که کوچک‌تر است، هم چون فرزند و همگنان خود را چون برادر.

عیب مسلم خود را وامگذار و به عیب‌های احتمالی دیگران نپرداز.
در امربه‌معروف، نرم خو و در نهی‌از‌منکر شفیق و مهربان باش و در هر حال، نصیحت و خیرخواهی را فراموش مکن.

اندیشه و تفکر:
از گذشته دنیا عبرت بگیر، آیا به کسی وفا کرده؟ آیا اشراف زاده‌ای، بینوایی، ثروتمندی، دوست و دشمنی را دیده‌ای که نمیرد و جاوید باشد؟ آینده جهان به گذشته آن ماند مانند شباهت آب به آب.

زهد:
زهد، کلید دروازه آخرت است و برائت از آتش. زهد، دوری از هر چیزی است که تو را از خدا باز دارد. بدون آنکه بر آنچه از دست دادی، تأسف خوری و یا نسبت به ترک آن مغرور شوی و انتظار سود از آن نداشته باشی و آن را بهانه تعریف و تمجید دیگران قرار ندهی. بلکه از دست دادن آن‌ها را آسایش بدانی و وجودشان را آفت تلقی کنی زاهد همواره از آفت (دنیا) گریزان و در پی (آسایش) آخرت است. زاهد کسی است که آخرت را برگزیند و ذلت را برعزت (ظاهری) دنیا ترجیح دهد. سختی بندگی را برآسایش، گرسنگی را بر سیری، راحتی و رستگاری آخرت را بر رنج دنیا، ذکر خدا را بر غفلت برگزیند و کالبدش در دنیا و قلبش در آخرت باشد.


آداب برادری:
از رفاقت و برادری با طماع و ترسو و کسی که بخاطر سوروسات به تو مایل گشته، بپرهیز.
با پرهیزکاران برادری کن اگر چه در تاریکی‌های زمین باشد و عمر خود را در جستجوی‌شان سپری کنی. که خداوند، پس از پیامبران برتر از آنان نیافریده و توفیقی هم چون همراهی با آنان به هیچ بنده‌ای ارزانی نکرده است.
خداوند می‌فرماید: در آن روز دوستان با یکدیگر دشمن هستند، جز پرهیزکاران(12)

حرمت مسلمانان:
هیچ کس حرمت مسلمانان را بزرگ نشمارد، مگر آن که خداوند حرمت وی را بر مسلمانان بزرگ و او را نزد مردم گرامی داشته است.

احترام به برادران مؤمن:
مصافحه برادران دینی برآمده از تحیت خداوند به آنان است. رسول خدا(ص) فرمود: هیچ گاه دو برادر دینی برای خدا با یکدیگر مصافحه نمی‌کنند، مگر این که گناهانشان چنان می‌ریزد که روز نخست تولدشان است. محبت و احترام هر یک به دیگری زیاد نمی‌شود، مگر این که بیش از آن رحمت الهی بر او افزوده شود.

حسن ظن:
حسن ظن ریشه در نیکی و حسن ایمان دارد و دلیل بر سلامت دل است. نشانه حسن ظن آن است که همه چیز را با چشم پاک می‌نگرد از این جهت که خدا در قلبش، حیا و امانت و خویشتن داری و صداقت را نهاده است.
پیامبر(ص) فرمود: به برادرانتان حسن ظن داشته باشید و از این صفت، صفای قلب و شکوفایی طبع غنیمت گیرید.

واگذاری امور به خداوند:
آن که کار خویش را به خدا واگذارد، در آسایش ابدی و عیش و خوشی دائمی باشد و کسی دارای این صفت است که بالاترین مقصد او خدا باشد.


منابع:

1.      امامت و قانون‌گذاری در اسلام، آیت الله آصفی، ص 33.

2.      منتخب التواریخ، ص 463.

3.      سابق، ص 464.

4.      مطالب السئول، 218.

5.      صواعق المحرقه، 309.

6.      وسایل الشیعه، ج 12، کتاب التجارة، ص 129.

7.      کشف‌الغمه، 2/209.

8.      همان، 2/184.

9.      کافی، 1/310.

10.  بحارالانوار، 47/4.

11.  رعد/43.

12.  زخرف، 67.


غلامرضا نجفی

به سفارش سازمان تبلیغات اسلامی قم


٢١:٥٨ - 1392/10/27    /    شماره : ٢٥٦٧٩    /    تعداد نمایش : ٧٦٦



خروج





   مطالب مرتبط
 میلاد امام جعفر صادق(ع) (خبر)
 پژوهشی در زندگی امام موسی کاظم(ع) (خبر)
 11 اردیبهشت: ميلاد "امام محمدباقر"(ع) بنا به روايتي (خبر)
 23 اردیبهشت: ميلاد "اميرالمؤمنين امام علي" (ع) (خبر)
 طرح آرامش بهاری درآستان امامزادگان قم برگزارمی شود (خبر)
 دفاع مقدس ميلاد يك تمدن و هويت جديد است (خبر)
 میلاد امام حسن عسکری(ع) (خبر)
 برگزاری دومین یادواره شهدای منطقه امام زاده جعفر (خبر)
 جشن میلاد پیامبر اعظم(ص)وامام صادق(ع)دردستجرد (خبر)
 جشن میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) درکهک (خبر)
 جنگ تحمیلی و دفاع مقدس (خبر)
بازدیدها
امروز :10011
کل بازديدها :15846599
بازديدکنندگان آنلاين :11
بازديدازاین صفحه :291426