نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
صفحه اصلی > دین و اندیشه > فروع دین 


  چاپ        ارسال به دوست

میان چه کسانی زکات را تقسیم کنیم


میان هشت گروه: فقرا، مساکین، ور شکسته ها، اسیرها را بخرید آزاد کنید، در راه مانده ها، مثلاً طرف تاجر بوده فعلاً ماشینش در درّه افتاده یا کشتی اش غرق شده یا خانه اش آتش گرفته، گروه بعدی جذب کردن دلها و تمام کارهای خیر مثل ساختن پُل، درمانگاه، تهیه جهیزیّه، داماد کردن جوانان، عروس کردن دخترها و همه کارهای خیر. هشت مورد است که در قرآن دقیقا ذکر شده است.

زکات یعنی پاکی، یعنی رشد و نموّ. زکات، آدم را پاک می کند؛ یعنی آدمی که زکات می دهد خودش را از بُخل پاک می کند، از حرص پاک می کند، از تکاثر و مال اندوزی پاک می کند.

بد نیست اینجا شبهه ای را مطرح کنم: دینی که می گوید خمس و زکات و انفاق بدهید یعنی همیشه جامعه دو قطبی است: فقیر و غنی؛ شبهه این است که چرا اصلاً اسلام می پذیرد یک چنین جامعه ای را؟ چرا اسلام قبول می کند که در جامعه یک عدّه پول دار باشند و یک عدّه گرسنه، بعد به پول دارها بگوید شما را به خدا یک صدقه ای بدهید. خمس بدهید، زکات بدهید! اصلاً چرا باید قبول کنیم که در جامعه ای گرسنه وجود داشته باشد بعد التماس کنیم به پول دارها که به گرسنه ها رسیدگی کنید؛ بلکه بهتر است از اول کاری کنیم که اصلاً گرسنه و فقیر نباشد. این شبهه ممکن است مطرح بشود.

جواب این است که ما چند رقم فقر داریم:

1 ـ بعضی فقرها به سبب تن پروری است.

حدیث داریم به آدمهای تن پرور زکات ندهید. کسی که می تواند دنبال حرفه ای برود، کار بکند و نان در بیاورد به او کمک نکنید.

2 ـ بعضی فقرها به سبب بی سوادی است.

طرف نرفته یاد بگیرد که چگونه از این آب و خاک استفاده کند، به اینها باید آموزش داد.

3 ـ بعضی فقرها طبیعی است.

مثلاً دو نفر می روند کنار دریا ماهی بگیرند، هر دو نفر تور می اندازند، در یکی از این تورها خیلی ماهی می افتد ولی در تور دیگری اصلاً.

در چنین موردی این گونه نیست که طرف بلد نباشد یا تن پرور باشد یا بی سواد باشد یا ناآگاه باشد یا بی تجربه باشد؛ استثمار، استعمار، رشوه یا هیچ چیز دیگری در کار نبوده بلکه ماهی در تورش نرفته. یا مثلاً بارندگی نشده کشتِ طرف از بین رفته یا مثلاً آفتی آمده یا مثلاً یک بیماری پیش آمده یا تصادفی کرده یا آتش سوزی شده.

به هر حال، ما وقتی می گوییم زکات، به حوادث پیش بینی نشده نظر داریم؛ حوادث طبیعی.

4 ـ فقر انتخابی.

یعنی طرف می توانسته پول پیدا کند پول را رها کرده، رفته سراغ کاری که تشخیص داده لازم است انجام دهد و بعد فقیر شده. در این مورد هم فقر این گونه نبوده که به جهت تن پروری یا فرار از کار یا شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت بوده باشد. بلکه طرف شاید آدم زرنگی بوده منتها «للفقراء الذین اُحصِروا فی سبیل الله»؛یعنی مثلاً طرف رفته حرف حقّی را بزند گرفته اند زندانش کرده اند، حالا زن و بچه اش نان ندارند بخورند.

پس ما در زکات به دو گروه از فقرا رسیدگی می کنیم:

1 ـ فقیرانی که به سبب قیام به حقّ دچار فقر شده اند؛

2 ـ فقیرانی که فقرشان علت طبیعی داشته؛ مثل کسی که ماهی در تورش نرفته یا حادثه ای برایش اتفاق افتاده.

اما فقیرانی که به سبب بی تجربگی یا ناشی گری یا تن پروری به فقر مبتلا شده اند اینها حسابشان جداست.

گاهی هم بر اساس ابتکارات، استعدادها متفاوت است؛ یک نفر 5 ساعت کار کند خسته می شود ولی یک نفر با 15 ساعت کار خسته می شود؛ یک نفر 5 ساعت کار می کند ولی 10 تا بچه دارد ولی یک نفر هم 15 ساعت کار می کند و یک بچه دارد؛ بعدا این پولدار می شود و آن، فقیر. خمس و زکات برای این چاله چوله هاست؛ باید اینها را پُر کند.

 برگرفته شده از سایت : پایگاه حوزه


١٢:١٨ - 1391/01/02    /    شماره : ١٤١٩    /    تعداد نمایش : ٦٣٦



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :12160
کل بازديدها :17250617
بازديدکنندگان آنلاين :31
بازديدازاین صفحه :243285