نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

حقيقت مطلقه مشيّت خداوند

حضرت‌ استاد علاّمه‌ قدّس‌ الله‌ سرّه‌ در كشف‌ حقيقت‌ مطلقۀ مشيّت‌ پروردگار كه‌: يَخْلُقُ اللَهُ مَا يَشَآءُ إِنَّ اللَهَ عَلَي‌ٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، كه‌ آيۀ 45، از همين‌ سورۀ نور مي‌باشد در بحث‌ مستقلّ فلسفي‌ فرموده‌اند:

»ما هيچ‌ شكّ و ترديدي‌ نداريم‌ در آنكه‌ آنچه‌ را كه‌ از موجودات‌
ممكنة‌الوجود مي‌يابيم‌، همه‌ را معلول‌ و منتهي‌ به‌ واجب‌ تعالي‌ مي‌بينيم‌. و بسياري‌ از آنها ـ مخصوصاً در مادّيّات‌ ـ در تحقّق‌ و وجودشان‌ توقّف‌ دارند بر شرائطي‌ كه‌ بدون‌ آنها موجود نمي‌شوند. مثل‌ انسان‌ كه‌ او پسر است‌؛ وجودش‌ متوقّف‌ بر وجود پدر و مادر و شرائط‌ ديگري‌ است‌ كه‌ آنها بسيارند، از شرائط‌ زمانيّه‌ و مكانيّه‌.
و از آنجا كه‌ به‌ ضرورت‌ حكم‌ عقل‌ هريك‌ از آنچه‌ را كه‌ اين‌ موجود بر آنها توقّف‌ دارد جزء علّت‌ تامّۀ اوست‌، لهذا حضرت‌ واجب‌ تعالي‌، جزء علّت‌ تامّۀ اوست‌ نه‌ علّت‌ تامّۀ او به‌ تنهائي‌.
آري‌، واجب‌ تعالي‌ نسبت‌ به‌ مجموع‌ عالم‌، علّت‌ تامّه‌ مي‌باشد؛ چرا كه‌ عالم‌ متوقّف‌ بر چيزي‌ غير از واجب‌ نيست‌. و همچنين‌ است‌ صادر اوّل‌ كه‌ به‌ دنبالش‌ بقيّۀ اجزاء مجموعۀ عالم‌ پديدار مي‌گردد. و امّا بقيّۀ اجزاء عالم‌، حقّتعالي‌ جزء علّت‌ تامّۀ آنها مي‌باشد. زيرا بالضّروره‌ آنها توقّف‌ دارند بر ماقبلشان‌ از علّتها و از شرائط‌ و مُعِدّاتي‌ كه‌ به‌ آنها بستگي‌ دارد.

اين‌ در صورتي‌ است‌ كه‌ ما هر يك‌ از اجزاء عالم‌ را به‌ خودي‌ خود اعتبار نموده‌ و پس‌ از آن‌، تنها آنرا به‌ واجب‌ تعالي‌ نسبت‌ دهيم‌.
و اين‌ مسأله‌ را با نظر دقيق‌تري‌ مي‌توان‌ سنجيد، و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ ارتباط‌ وجودي‌ در ميان‌ هر چيز و ميان‌ علّتهاي‌ ممكنۀ او و شروط‌ و معدّات‌ او كه‌ ابداً راهي‌ براي‌ انكار آن‌ نداريم‌، حكم‌ مي‌كند به‌ گونه‌اي‌ از اتّحاد و اتّصال‌ ميان‌ آنه. بنابراين‌ هر يك‌ جزء را كه‌ در نظر بگيريم‌ در وجودش‌ بطور مطلق‌ و منفصل‌ نمي‌باشد، بلكه‌ در وجودِ با تعيّنش‌ مقيّد است‌ به‌ جميع‌ آنچه‌ را كه‌ به‌ آنها ارتباط‌ دارد، و آن‌ اجزاء در هويّت‌ خود اتّصال‌ به‌ غير خود دارند.
بنابراين‌، فرد انساني‌ را كه‌ ما در مثال‌ متقدّم‌ موجود مستقلّ مطلق‌ و آزاد و رهائي‌ اعتبار كرديم‌ و بر اين‌ اصل‌ آنرا متوقّف‌ بر علل‌ و شروط‌ كثيره‌اي‌ يافتيم‌ كه‌ واجب‌ تعالي‌ يكي‌ از آنها بود، برحسب‌ اين‌ نظر اخير بازگشت‌ مي‌كند به‌ هويّت‌ مقيّده‌ به‌ جميع‌ آنچه‌ را كه‌ در وجودش‌ توقّف‌ بر آنها داشت‌ از علّتها و از شرائط‌ غير واجب‌ تعالي‌.
و لهذا حقيقت‌ زيد مثلاً همين‌ نيست‌ كه‌ پس‌ انساني‌ است‌، بلكه‌ به‌ حكم‌ ضرورت‌ عقلي چيزي‌ است كه‌ حقيقتش‌: فلان‌، پسر فلان مرد و فلان زن كه‌ در آن‌ زمان‌ و آن‌ مكان‌ متولّد شده‌ است‌ و بر وجود او فلان‌ چيز و فلان‌ چيز تقدّم‌ داشته‌ است‌ و فلان‌ چيز و فلان‌ چيز از ممكنات‌ با او تقارن‌ داشته‌ است‌ مي‌باشد.
اينست‌ حقيقت‌ و هويّت‌ زيد مثل. و به‌ حكم‌ عقل‌ ضروريّ هر موجودي‌ كه‌ حقيقتش‌ اينطور باشد متوقّف‌ بر هيچ‌ چيز غير از واجب‌ نمي‌تواند بوده‌ باشد. پس‌ واجب‌ تعالي‌ تنها علّت‌ تامّۀ او مي‌باشد كه‌ بر هيچ‌ چيز غير از آن‌ توقّف‌ ندارد، و حاجتي‌ به‌ اراده‌ و مشيّت‌ غير از او ندارد.
قدرت‌ خداوند متعال‌ نسبت‌ به‌ او مطلق‌ است‌، نه‌ مشروط‌ به‌ شرط‌ و مقيّد به‌ قيد. و اين‌ است‌ گفتار خداوند متعال‌: يَخْلُقُ اللَهُ مَا يَشَآءُ إِنَّ اللَهَ عَلَي‌ٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.«خداوند است‌ فقط‌ كه‌ مي‌آفريند هرچه‌ را كه‌ بخواهد؛ تحقيقاً خداوند برهر چيز توانا مي‌باشد.

 برگرفته از کتاب : الله سناسی


١٧:٥١ - 1390/12/27    /    شماره : ٦٢٤    /    تعداد نمایش : ٧٩٧



خروج





   مطالب مرتبط
 فخر فروشی یا حقیقت (خبر)
 مشیّت خداوند و خواست اهل بیت(علیهم السلام) (خبر)
 قرآن حقیقتی ذو مراتب (خبر)
 عاشورا، حقيقت‌ها و واقعيت‌ها (خبر)
 حقیقت‌هایی درباره‌ی شوهر شما (خبر)
 اقوال علما درباره ولایت مطلقه فقیه (3) (خبر)
 اقوال علما درباره ولایت مطلقه فقیه (2) (خبر)
 اقوال علما درباره ولایت مطلقه فقیه (1) (خبر)
 ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه امام خمینی (خبر)
 ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسى (2) (خبر)
 ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسى (1) (خبر)
بازدیدها
امروز :11877
کل بازديدها :17250334
بازديدکنندگان آنلاين :4
بازديدازاین صفحه :113448