نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

توصیف حوض کوثر از زبان امام صادق علیهالسلام

در «بصآئر الدّرجات » محمّد بن حسن صفّار با سند خود از ابن جبلّه از عبدالله بن سنان روایت کرده است که او میگوید از حضرت صادق علیه السلام دربار حوض کوثر سؤال کردم . حضرت فرمود: حوض وسیعی است ما بین بُصری و صَنعاء، آیا دوست داری آن را ببینی ؟ عرض کردم : فدایت شوم بلی . حضرت دست مرا گرفت و مرا از مدینه بیرون برد و سپس پای خود را به زمین زد، پس ناگاه دیدم نهری جاری است که أصلاً حاشیه و کنارش به چشم نمی خورد مگر همان جائی که من ایستاده بودم . و آن جائی که من و آن حضرت ایستاده بودیم شبیه جزیره ای بود. در این حال نظرم افتاد به نهری که جاری بود، که از یک جانبش آب زلالی که از برف سفیدتر بود جاری بود و از جانب دیگرش شیری که از برف سفیدتر بود جاری بود، و از وسط این نهر شرابی که از یاقوت زیباتر بود جاری بود. و من هرگز زیباتر از چنین خمری که بین آب و شیر باشد مشاهده ننموده بودم .

عرض کردم : فدایت شوم ! این نهر از کجا خارج می شود و مجرایش کجاست ؟ حضرت فرمود: اینها چشمه هائی هستند که خداوند وصف آنها را در بهشت در قرآن مجید بیان فرموده است : چشمه ای است از آب ، و چشمه ای است از شیر، و چشمه ای است از شراب که در این نهر جاری است . و بر اطراف این نهر درخت هائی سرسبز و خرّم بود و به شاخه های آنها حوریّه های بهشتی خود را آویخته بودند و گیسوان و موهای سر آنها به اندازه ای زیبا و دل انگیز بود که من در عمرم هیچگاه چیزی را به آن لطیفی و نیکوئی ندیده بودم . و به دست های آنان ظرف هائی بود که من به آن نیکوئی و زیبائی ندیده بودم؛ آن ظرف ها از ظرف های دنیا نبود. حضرت به یکی از آن حوریّه ها نزدیک شده و اشاره فرمود که قدری آب به ما بده . من آن حوریّه را تماشا میکردم با آن کیفیّتی که خم شده و میخواست آب از نهر بردارد، دیدم درخت هم با او خم شد. حوریّه ظرف را در نهر فرو برده و از آن پر کرده و به حضرت داد. حضرت از آن نوشیدند و ظرف را به او دادند و اشاره فرمودند که قدری دیگر آب به ما بده . آن حوریّه خم شد تا آب بردارد و درخت هم با او خم شد، و حوریّه ظرف را در نهر فرو برده و از آن پر کرده و به حضرت داد و حضرت به من دادند. من از آن نوشیدم و سوگند بخدا که هیچ آشامیدنی به آن گوارائی و به آن لذّت نچشیده بودم .

و بوی آن مانند بوی مشک فرح آور و دل انگیز بود. چون در آن کاسه نظر کردم در آن سه رنگ از شراب دیدم . عرض کردم : فدایت شوم ! من چنین چیزی مانند امروز ندیده بودم و أصلاً گمان نمیکردم که امر از این قرار باشد. حضرت فرمود: این کوچکترین چیزی است که خداوند برای شیعیان ما مقدّر فرموده است . چون مؤمن وفات یابد روحش به این نهر متوجّه میگردد و در باغ های اطراف این نهر به تفرّج و تفریح مشغول میگردد و از آشامیدنی های این نهر می آشامد. و دشمن ما چون وفات یابد روحش به وادی برهوت تعلّق میگیرد و در عذاب برهوت مخلّد و جاودان می ماند، و از زقّوم آن میخورد، و از حمیم آن می آشامد؛ پس از این وادی به خدا پناه ببرید.

 برگرفته شده از سایت : طهور


١٦:١٧ - 1391/01/01    /    شماره : ١١٠٤    /    تعداد نمایش : ٧٠٥



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :6449
کل بازديدها :17258773
بازديدکنندگان آنلاين :86
بازديدازاین صفحه :113495