نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[فراموشی رمز توسط ایمیل]


  چاپ        ارسال به دوست

رابطه حکومت و امامت از نظر شیعه

سئوال مطرح شده که یک مرزی بین مسئله حکومت و امامت هست، به این ترتیب که امامت وظائفی به عهده دارد که یک شعبه اش شعبه حکومت است. معلوم نیست غیر از حکومت شعبات دیگرش چیست که مسئله حکومت در آن حل نشود و جریان را توجیه نکند؟ آنچه که ما تا حالا از اسلام یاد گرفته ایم اینست که بین دنیا و آخرتمان یا اعمال دنیا و آخرتمان مرزی نیست. آنچه که به عنوان اعمال اخروی بیان می شود به عنوان ضمانت برای عمل به اعمال دنیا و دخالت در زندگی دنیاست و اعمال دنیای ما برای کمال و بهتر کردن زندگی اجتماعی و استوار کردن حکومت اجتماعی بر جامعه می باشد.
در قرآن کریم هم می بینیم که خدا بهترین مدال را به کسانی می دهد که خواسته اند در اعمال عبادی خودشان زندگی دنیا و حاکمیت دنیا و دادن آن به دست عدالت را ثابت بکنند. بزرگترین ارزشها را برای جهاد قائل شده. در زندگی ائمه هم می بینیم که تمام دستورات و روش زندگیشان توجیه کننده این بوده که دنبال استیفای حقوق و بدست آوردن حق حاکمیت و حکومت بوده اند چه آنهایی که علنا مبارزه می کردند و چه آنها که یا در زندان و یا در مخفیگاه رهبریهای سازمانهای مخفی را داشتند. اینست که نمی توانیم وظائف دیگری غیر از حکومت برای امامت توجیه بکنم زیرا حکومت آنها بر همه اعمال امامت توجیه خواهد شد.

پاسخ
امامت در میان شیعه در سطحی بالاتر از حکومت مطرح است که حکومت یکی از شئون امامت خواهد بود و آن سطح بالاتر، سطح بیان و توضیح اسلام و مرجع بودن برای احکام دین است در سطح عصمت و خطا ناپذیری. ما می گوئیم یکی از شئون پیغمبر اکرم (ص) حکومت بود. این که مرز نیست. یکی از شئونی که پیغمبر اکرم در میان مردم داشت حکومت بود، ولی این حکومت حکومت از ناحیه مردم و حقی نبود که مردم به او داده باشند، حقی بود که خدا به او داده بود به دلیل اینکه او بشری بود فوق بشرهای دیگر.
به عبارت دیگر پیغمبر به دلیل اینکه مبین احکام الهی بود و با عالم غیب اتصال معنوی داشت، حکومت هم در میان مردم داشت. ما نباید مرزی میان دنیا و آخرت قائل بشویم و تفکیک کنیم میان امام و حاکم و بگوییم امام مربوط به آخرت مردم است و حاکم مربوط به دنیای مردم. ما می گوئیم در میان شیعه مسئله دیگری مطرح است که اگر آن مسئله را ثابت بکنیم، حکومت هم خودبخود ثابت شده است. ما مقامی تالی مقام نبوت قائل می شویم که با وجود و حضور آن مقام، دیگر سخنی از حکومت غیر مطرح نیست. همینطور که با وجود پیغمبر سخنی از حکومت غیر مطرح نیست، با وجود امام در سطحی که شیعه معرفی می کند، نیز سخن حکومت غیر مطرح نیست. سخن حکومت به آن معنا که امروز مطرح است، در وقتی مطرح است که ما فرض کنیم امامی در دنیا وجود نداشته باشد یا مثل زمان ما امام غائب باشد. و الا با وجود و حضور امام در سطحی که شیعه می گوید تکلیف مسئله حکومت خود بخود مطرح و روشن شده است.

 برگرفته شده از سایت طهور


١٩:٥٠ - 1390/12/29    /    شماره : ١٠٦٥    /    تعداد نمایش : ٦٥٣



خروج





   مطالب مرتبط
بازدیدها
امروز :5515
کل بازديدها :17402643
بازديدکنندگان آنلاين :8
بازديدازاین صفحه :114892