صفحه اصلی > مناسبت ها 


  چاپ        ارسال به دوست

دوشنبه 1 بهمن‌ 1397 ش 14 جمادی‌الاول 1440 ق

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

دوشنبه 1 بهمن‌ 1397 ش

14 جمادی‌الاول 1440 ق

*      درگذشت "ابوسعيد عبيداللَّه بن جبراييل" پزشك نامدار و داروساز شهير(453 ق)

*       رحلت "حاج ملااسماعيل سبزواري" محدث و واعظ شهير در تهران(1312 ق)

حاج ملااسماعيل سبزواري، فراگيري حكمت و فلسفه را نزد حاج ملاهادي سبزواري، فيلسوف مشهور شرق آموخت. او براي تكميل تحصيلاتِ علوم ديني به حوزه‏ي علميه‏ي نجف رفت و پس از كسب درجه‏ي اجتهاد به تهران بازگشت. ملااسماعيل مردي بسيار مُتَتِبِّع بود و حافظه‏اي نيرومند داشت. وي در رشته‏ي موعظه استادي مُسلَّم به شمار مي‏رفت و داراي تأليفاتي مي‏باشد. مجمعُ النّورَين و نوادِرُ الاثار از جمله تاليفات اين محقق گرانقدر به شمار مي‏روند.

*       وفات "ميرزا عبدالغفّار تهراني" رياضي‏دان ايراني(1326 ق)

ميرزا عبدالغفار تهراني ملقب به نجم الدوله، از همان ابتداي تحصيل، استعداد و علاقه‏اي عميق به رياضيات داشت. او اين علم را در مدارس مشهور آن زمان همچون دارالفنون فرا گرفت و به تحقيق و مطالعه در زمينه‏ي رياضيات پرداخت. نَجمُ الدوله، سال‏ها معلم رياضي در مدرسه‏ي دارالفنونِ تهران بود. از اين رياضي‏دانِ ايراني، تاليفاتي هم‏چون بدايةُ الحساب و اصول هندسه به يادگار مانده است.

*       ورود نيروهاي روسي به ايران و اشغال اصفهان در جريان جنگ جهاني اول(1334 ق)

*       رحلت محدث كبير شيعه "حاج شيخ عباس قمي" صاحب مَفاتيحُ الجَنان (1319 ش)

آيت‏اللَّه حاج شيخ عباس قمي در سال 1256 ش  (1294 ق) در شهر قم به دنيا آمد. در ابتدا از محضر آيت‏اللَّه محمد ارباب قمي فيض برد و سپس در 21 سالگي راهي نجف اشرف گرديد. وي در نجف از محضر فقيهان بزرگي همچون: علامه سيد محمد كاظم يزدي، ميرزا محمد تقي شيرازي، شيخ الشريعه اصفهاني و سيد حسن صدركاظمي بهره برد و اجازات متعدد اجتهاد دريافت كرد. شيخ عباس قمي به علت علاقه بسيار به احاديث و اخبار، ملازم خاتمُ المحدثين، علامه ميرزا حسين نوري گشت و بيشتر اوقات خود را در اين مسير صرف نمود و اجازه روايت نيز گرفت. وي به كمك حافظه قوي، تلاش پيگير و علاقه وافري كه به شناخت راويان و محدثان راستگو و نقل اخبار اهل بيت (علیهم السلام) داشت به جمع‏آوري حديث همت گماشت به طوري كه در طي ساليان اقامت در نجف، از شاگردان طراز اول استاد خود بود. ايشان در حدود سال 1292 ش  (1331 ق) ساكن مشهد شد و در آن‏جا به مدت بيست و دو سال، به تصنيف و تأليف و تدريس پرداخت. درس‏هاي اخلاق شيخ عباس قمي با استقبال كم نظير طلاب و علماي شهر مواجه شد و نزديك به هزار نفر در آن شركت مي‏كردند. ايشان پس از تاسيس حوزه علميه قم، به دعوت آيت اللَّه شيخ عبدالكريم حائري راهي اين شهر شد و مدتي در آنجا اقامت نمود. در محضر پرفيض او، عالمان فرهيخته‏اي پرورش يافتند كه حضرات آيات: سيد حسين قمي، سيد صدرالدين صدر، سيد عبداللَّه شيرازي، حيدرقلي سردار كابلي، سيد محمد هادي ميلاني، محمد علي اراكي، سيد محمدرضا گلپايگاني، سيد محمود طالقاني و حضرت امام خميني از آن جمله‏اند. محدث قمي گذشته از تبحر و استادي در علوم مختلف اسلامي، در ادبيات عربي و فارسي نيز عالمي چيره دست بود و به شعر و شاعري علاقه بسيار داشت و گاه خود نيز شعر مي‏سرود. مجموعه آثار او متجاوز از هشتاد اثر است كه در علوم مختلف به نگارش درآمده‏اند. آثار و نگاشته‏هاي شيخ عباس قمي در اين علوم نشان از روح تلاشگر و عظمت علمي وي دارد. كلمات لطيفه، علم اليقين، نَفسُ المَهموم، منازل الاخره و... از جمله سي كتاب تأليف شده ايشان مي‏باشد. همچنين مفاتيحُ‏الجنان مهم‏ترين و معروفترين اثر آن عالم رباني است. سرانجام وي در اواخر عمر راهي نجف شد تا اينكه در 1 بهمن 1319ش  (23 ذي‏حجه 1359ق) در 63 سالگي رحلت كرد و در نجف اشرف در جوار قبر استاد خود، ميرزاي نوري مدفون گرديد.

*       ارايه نظريه "ولايت فقيه (توسط حضرت امام خميني) در نجف اشرف (1348 ش)

 

حضرت امام خمینی (ره) :

*      مخالفت با ولایت‌فقیه، تکذیب ائمه(علیهم السلام) و اسلام است.

*      ولایت‌فقیه است که مملکت را اصلاح می‌کند.

*      ولایت‌فقیه چیزی است که خداوند تبارک‌وتعالی درست کرده است همان ولایت رسول‌الله(صلی الله علیه و آله) است.

*      ولایت‌فقیه برای مسلمین یک هدیه‌ای است که خدای تبارک‌وتعالی داده است.

 

اول بهمن 1348 ش، سرآغاز سلسله درس‏هاي زيربنايي "ولايت فقيه" يا "حكومت اسلامي" بود كه حضرت امام خميني(ره) همزمان با رهبري حركت سرنوشت‏ساز بسيج نيروهاي جوان و دانشگاهي و تشويق آنان به مطالعه و بررسي قوانين همه جانبه اسلام، در حالي كه چند سالي از تبعيدشان در نجف اشرف مي‏گذشت، در طي دوازده جلسه در مسجد شيخ انصاري ارائه نمودند. اين بحث علمي نه تنها حوزه‏هاي علميه و محافل علمي روحانيت را با بياني مستدل و فقهي به اصل تفكيك ناپذيري دين و سياست متوجه مي‏نمود، بلكه محيطهاي دانشگاهي را نيز با نظام سياسي اسلام به عنوان يك تئوري كامل و الهي براي حكومت اسلامي آشنا مي‏كرد و روح خودكم‏بيني و خودباختگي را از اين محافل آشنا با فرهنگ غرب مي‏زدود. سخنان حضرت امام خميني در اين جلسات پس از مدتي تبديل به كتابي با همين عنوان گرديد و علي‏رغم ممنوعيت و تدابير شديد ساواك ايران، به طرق گوناگون و مخفيانه به دست مبارزان داخل كشور مي‏رسيد. هر چند اين كتاب در ابتدا جز در ميان پيروان امام خميني بازتاب گسترده و مهمي نيافت اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از اهميت ويژه‏اي برخوردار شد.

 

 

 

 

 

*       حمله مزدوران رژيم طاغوت به دانشگاه تهران (1340ش)

اولين اقدامي كه پس از روي كارآمدن علي اميني به نخست وزيري، صورت گرفت، اعلام طرح اصلاحات ارضي و محدود كردن مالكيت بود. وي سعي داشت تا با انجام يك سلسله نمايش‏ها و فريب كاري‏ها، ايران را مدتي از انفجار دور داشته و خود را به عنوان دلسوز مردم و علاقه‏مند به روحانيت مطرح سازد. اميني خود را خدمت‏گزار ملت مسلمان و همگام با روحانيت نشان مي‏داد؛ براي جلب افكار عمومي به ديدن علما و مراجع قم رفت. وي در اول دي ماه 1340 ش  (13 رجب 1381 ق) توانست به بيت امام خميني(ره) نيز راه پيدا كند ولي با شنيدن مطالبي كه امام در زمينه ديكتاتوري و دودمان پهلوي و سلطه آمريكا بيان نمود، از فريب روحانيت نااميد شد. از آن طرف، تصميم دولت بر اجراي اصلاحات ارضي و تحديد مالكيت، در بين بعضي از طبقات از جمله مالكين، مورد حُسن ظن آنها واقع نشد و تدريجاً در اطراف آن سرو صدا بلند شد و با اتحاد برخي گروه‏ها عليه دولت، اميني از هر طرف مورد حمله قرار گرفت. در روز اول بهمن 1340، از طرف دانش‏آموزان، تظاهراتي صورت گرفت.دانشجويان دانشگاه نيز به حمايت از دانش‏آموزان، دست به تظاهرات زده و در نتيجه بين آنها و پليس زد و خورد شديدي در گرفت. در اين حادثه در حدود 200 نفر پليس و دانشجو زخمي شدند و به تأسيسات و آزمايش‏گاه‏هاي دانشگاه تهران صدمات زيادي وارد آمد. پس از اين حادثه، به دستور دولت، دانشگاه تا اطلاع ثانوي كه 74 روز طول كشيد، تعطيل شد.

*       اعدام انقلابي "حسنعلي منصور" توسط "بخارايي" عضو هيأت مؤتلفه اسلامي (1343ش)

حسنعلي منصور فرزند علي منصور در سال 1302 در تهران به دنيا آمد و پس از فارغ التحصيلي از دانشگاه، به استخدام وزارت امور خارجه درآمد. وي طي سال‏هاي دهه 1320، مدارج ترقي را پيمود تا اين كه پس از ورود به مجلس شوراي ملي و سنا در شهريور 1342 و تاسيس حزب ايران نوين، راه براي صدارت او باز شد. حسنعلي منصور از اسفند 42 تا بهمن 43 به مدت كمتر از يك سال نخست وزير بود. تصويب كاپيتولاسيون، افزايش قيمت بنزين و تبعيد حضرت امام خميني(ره) به عنوان نخستين گام اجراي روش او در اداره كشور محسوب مي‏شد. در ساعت 10 صبح روز اول بهمن 1343 هنگامي كه حسنعلي منصور با غرور تمام قصد پياده شدن از اتومبيل در جلوي درب ورودي مجلس شوراي ملي را داشت، هدف گلوله شهيد محمد بخارايي از اعضاء شاخه اجرايي هيئت مؤتلفه اسلامي قرار گرفت و چند روز بعد به هلاكت رسيد. فتواي قتل منصور از جانب آيت‏اللَّه سيد محمد هادي ميلاني در مشهد صادر شده بود. مي‏گويند وقتي در دادگاه از محمد بخارايي سؤال مي‏كنند كه با دو گلوله اول منصور زنده نمي‏ماند ولي چرا سومين گلوله را به گلوي او شليك كردي؟ آن جوان رشيد در پاسخ گفت: حنجره‏اي كه از آن به روحانيت اهانت شده، بايد دريده شود.

*       انحلال شوراي سلطنت به دنبال استعفاي رييس آن در پاريس (1357 ش)

سيد جلال الدين تهراني رييس شوراي سلطنت، دو روز پس از خروج شاه از ايران به توصيه اعضاي شوراي سلطنت به ويژه شاپور بختيار، براي ملاقات و مذاكره با امام خميني عازم پاريس شد. ولي پيام امام مبني بر غيرقانوني بودن شوراي سلطنت، اين ملاقات را غيرممكن ساخت. همچنين امام، شرط ملاقات را استعفاي كتبي با اعلام اين نكته كه شوراي سلطنت غيرقانوني است، عنوان نمود. سيدجلال الدين تهراني در اين شرايط، در روز اول بهمن ماه 1357 استعفاي خود را از رياست و عضويت اين شورا اعلام كرد و آن را غيرقانوني خواند. با استعفاي تهراني، عمر يك هفته‏اي اين شورا به پايان رسيد و به دنبال آن جمع كثيري از نمايندگان مجلس نيز استعفا نمودند.

*      رحلت فقيه جليل و عالم خدمتگزار آيت اللَّه "مهدي حائري تهراني" (1379 ش)

آيت‏اللَّه شيخ مهدي فرزند شيخ عباس حائري تهراني در سال 1304 ش  (1344 ق) در بيت علم و فقاهت در كربلا به دنيا آمد. وي در كودكي به همراه پدر راهي تهران شد و علي رغم رحلت پدر، در فراگيري علم و دانش، كوشش و تلاش فراواني از خود نشان داد به طوري كه به همراه علوم حوزوي، تحصيلات دانشگاهي را نيز ادامه داد. آيت‏اللَّه حائري در 23 سالگي به حوزه علميه قم رفت و پس از گذراندن سطوح عاليه، دروس خارج فقه و اصول و فلسفه را در محضر حضرات آيات: سيد حسين بروجردي، علامه طباطبايي، محمدعلي اراكي و حضرت امام خميني فراگرفت تا به مدارج والاي علمي دست يافت. ايشان همچنين پس از هفت سال اقامت در قم، راهي حوزه نجف شد و در شمار شاگردان استادان نامداري همچون: سيد جمال الدين گلپايگاني، سيد عبدالهادي شيرازي و سيد ابوالقاسم خويي قرار گرفت. آيت‏اللَّه حائري تهراني پس از اخذ اجازه اجتهاد از حضرات آيات سيد عبدالهادي شيرازي و سيد جمال‏الدين گلپايگاني و اجازه روايت از شيخ آقابزرگ تهراني به قم بازگشت و به خدمات فراوان علمي و ديني پرداخت. وي در قم و سپس در تهران به ايجاد كتابخانه‏ها، مدارس، نوسازي اماكن مذهبي و عام المنفعه قديمي و فراهم نمودن امكانات آموزشي و رفاهي براي طلاب همت ورزيد و همزمان دروس دانشگاهي خويش را تا اخذ درجه دكتري در دانشكده الهيات دانشگاه تهران پيگيري كرد. از آيت‏اللَّه حائري تهراني آثار متعددي برجاي مانده كه تقريرات درس فلسفه علامه طباطبايي، سير قرآن و تفسير، روش تبليغات اسلامي و پندهاي معصومين از آن جمله‏اند. سرانجام آن عالم خدمتگزار پس از 75 سال زندگي پربركت در اول بهمن‏ماه 1379 ش برابر با 24 شوال 1422 ق در تهران چشم از جهان فروبست و در قبرستان شيخان قم به خاك سپرده شد.


١٣:١٢ - 1397/10/30    /    شماره : ٦٨١٠٩    /    تعداد نمایش : ٤٢



خروج





   مطالب مرتبط