صفحه اصلی > مناسبت ها 


  چاپ        ارسال به دوست

سه‌شنبه 4 دی‌ 1397 ش 17 ربیع الثانی 1440 ق

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

سه‌شنبه 4 دی‌ 1397 ش

17 ربیع الثانی 1440 ق

*      میلاد فرخنده حضرت عیسی مسیح (علی نبیّنا و آله و علیه السّلام)

  • حضرت عيسى (عليه السلام) : الدُّنيا قَنطَرَةٌ فاَعبُروها و لا تَعمُرُوها ؛ 

دنيا پل است ؛ از آن بگذريد و آبادش مسازيد .    الأمالى ، مفيد ، ص 43 .

  • حضرت عيسى (عليه السلام) : طُوبى لِلَّذينَ يَتهَجَّدونَ مِن اللَّيلِ ، اُولئكَ الّذينَ يَرِثونَ النُّورَ الدّائِمَ ؛ حديث

خوشا آنان كه پاسى از شب را به عبادت مى گذرانند ؛ آنان كسانى اند كه نورى ماندگار به ارث مى برند .    تحف العقول ، ص 510 .

  • حضرت عيسى (عليه السلام) : إنَّ الشَّجَرَةَ لاتَكمُلُ إلاّبِثَمَرَةٍ طَيِّبَةٍ كَذلِكَ لايَكمُلُ الدِّينُ إلاّ بِالتَّحَرُّجِ عَنِ المَحارِمِ ؛ حديث

درخت كامل نمى شود مگر با ميوه اى گوارا . همچنين دين دارى كامل نمى شود مگر با دورى از حرام ها .     تحف العقول ، ص 511 .

  • حضرت عيسى (عليه السلام) : يا عَبيدَ الدُّنيا! إنَّما مَثَلُكُم كَمَثَلِ السِّراجِ يُضيئُ لِلنّاسِ ويُحرِقُ نَفسَهُ؛

اى بندگان دنيا! مثَل شما چون چراغ باشد كه به مردم روشنايى دهد ، امّا خود را بسوزانَد .       گزيده تحف العقول حدیث شماره : 500324

  • حضرت عيسى (عليه السلام ): خادِمي يَدايَ و دابَّتي رِجلاىَ و فِراشِي الأرضُ و وِسادِي الحَجَرُ و دِفئي فِي الشِّتاءِ مَشارِقُ الأرضِ . . . . أبيتُ و لَيسَ لي شَى ءٌ و أصبِحُ و لَيس لي شَى ءٌ و لَيسَ عَلى وَجهِ الأرضِ أحَدٌ أغنى مِنّي ؛

خدمت كار من دو دست من است و مركبم دو پاى من و بسترم زمين و بالشم سنگ و گرمابخشم در زمستان مكان هاى آفتابگير . . . . شب و روز خود را با نادارى سپرى مى كنم و با اين حال روى زمين ، هيچ كس توانگرتر و بى نيازتر از من نيست .

  • امام علي‏ (عليه السلام) درباره حضرت عيسي‏عليه السلام فرمودند : . . . وَلامالٌ يَلفِتُهُ و لا طَمَعٌ يُذِلُّهُ ، دابَّتُهُ رِجلاهُ و خادِمُهُ يَداهُ

نه مال و ثروتي داشت كه او را به خود مشغول گرداند و نه طمعي كه به خواري‏اش اندازد ، مركب او دو پايش بود و خدمت كارش دو دستش ....    نهج البلاغه ، خطبه 160 .

 

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) :

پیروی از حضرت عیسی (علیه السلام) لازمه‌اش طرفداری از حق و بیزاری از قدرت‌های ضدّ حق است و امید است که مسیحیان و مسلمانان در هر نقطة جهان، این درس بزرگ حضرت مسیح (علیه السلام) را در زندگی و عمل خود زنده بدارند.

 

 

 

 

 

 


*      تولد "عبدالقادر بَدَواني" متخلّص به "قادري" مورخ معروف هندي(947 ق)

عبدالقادر بَدَواني در دربار اكبر شاه تيموري، منصب قضاوت داشت، اما اوضاع نامناسب دربار را تحمل نكرد و از كار دست كشيد. قادري، بعدها مامور ترجمه‏ي كتاب‏هاي زبان سانسكريت و جمع‏آوري آن‏ها بود، اما كارش ناتمام ماند و مورخان ديگر، آن را به پايان رساندند. عبدالقادر از انديشمندان پركار زمان خويش به شمار مي‏رفت و ترجمه‏ها و تاليفات زيادي از او بر جاي مانده است. از مهم‏ترين آثار اوكتاب مُنتَخَبُ التَّواريخ معروف به تاريخ بَدَواني مي‏باشد.

*       انتشار "روزنامه‏ ي صور اسرافيل" در صدر مشروطيت(1325 ق)

مجله‏ي هفتگي صور اسرافيل كه به مديريت ميرزا جهانگير خان شيرازي و با همكاري ميرزا قاسم خان تبريزي و علي اکبر دهخدا منتشر مي‏شد يكي از برجسته‏ترين نشريه‏هاي دوران مشروطه بود. در دوره‏ي انتشار روزنامه‏ي صور اسرافيل، اين روزنامه به مشكلاتي دچار شد. از جمله آن كه چندين بار نويسنده‏ي او را تكفير كردند و بساط روزنامه را فروپيچيدند. ميرزا جهانگيرخان شيرازي، اين روزنامه را در تكميل معني مشروطيت و حمايت از مجلسِ شوراي ملي و ياري روستائيان، ضُعفا، فقرا و مظلومين، انتشار مي‏داد. اين روزنامه سرانجام پس از كشته شدن ميرزا جهانگيرخان صور اسرافيل به دستور محمدعلي شاه قاجار تعطيل شد. پس از آن در سال 1337ق، مجدّداً سه شماره به همت علامه دهخدا در سوئيس انتشار يافت و سپس براي هميشه تعطيل گرديد. تا آن وقت، ادبيات و انشاء ايراني عموماً و روزنامه‏ها خصوصاً، به طرز نگارش قديم، حاوي الفاظ مُسَجَّع، بي‏حقيقت و بدون معني و خالي از سود و اثر بود، اما روزنامه‏ي صور اسرافيل به زبان مردمِ همان زمان نوشته مي‏شد و حتي از آوردن اصطلاحات و لغات عاميانه ابا نداشت. از اين رو در سبك نثر فارسيِ معاصر تأثير بسزا كرد. مهم‏ترين مقالات اين روزنامه، مقالات علي اكبر دهخدا بود كه تحت عنوان "چرند و پرند" منتشر مي‏شد.

 

 

*       درگذشت عالم بزرگوار "ملا قربانعلي زنجاني" معروف به حجت الاسلام(1328 ق)

ملاقربانعلي زنجاني معروف به "حجت‏الاسلام" از شاگردان شيخ انصاري بود كه پس از تحصيل در نجف اشرف به زنجان بازگشت. او ضمن احراز مقام مرجعيت، با سخت‏كوشيِ تمام به اجراي احكام اسلام، از جمله اقامه‏ي حدود و اجراي تعزيرات مي‏پرداخت. ملاقربانعلي از چنان نفوذ و موقعيتي در منطقه برخوردار بود كه عدم همراهي وي با جريان مشروطه‏ي غير مشروعه، باعث گرديد تا نهضت در آن منطقه تاثير چنداني نداشته باشد. او هيچ‏گاه به ملاقات حاكمي نرفت و هيچ حاكمي را نيز به حضور نمي‏پذيرفت.

*       وفات محدث و رجالي ملامحمد نخجواني(1334 ق)

ملامحمد علي نخجواني، فقيه، اصولي، محدث، رجالي و عالم شيعيِ زمان خود بود. وي از شاگردان حاج ميرزا حبيب‏اللَّه رشتي، فاضل ايرواني و فاضل شرابياني بود كه بعد از وفات شرابياني، مرجع تقليد قفقازيان و جمع فراواني از ديگر بلاد شيعه گرديد. آيت‏اللَّه نخجواني در 66 سالگي در كربلاي معلي وفات يافت و در صحن مقدس امام علي(علیه السلام) دفن شد. حاشيه بر رسائل و حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري، از آثار اوست.

*       رحلت مدرس برجسته و عالم رباني آيت‏ اللَّه سيد مصطفي صفايي خوانساري(1413 ق)

آيت‏اللَّه سيد مصطفي صفايى خوانساري در سال 1321 ق (1281 ش) در خوانسار به دنيا آمد. پس از فراگيري دروس مقدماتي حوزه، در محضر اساتيد بزرگي همچون: شيخ عبدالكريم حائري يزدي، سيد ابوالحسن رفيعي قزويني و ميرزا محمدعلي شاه آبادي حاضر شد و در نجف در حلقه‏ي درس حضرات آيات سيدابوالحسن اصفهاني و ميرزاي ناييني شركت جُست. آيت‏اللَّه صفايي خوانساري اجازات متعدد اجتهاد و روايي را از حضرات آيات حائري، بروجردي و اصفهاني دريافت كرد. سرانجام اين عالم رباني در 92 سالگي در تاريخ 23 مهر 1371 ش چشم از جهان فروبست و پيكر پاك ايشان در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها) به خاك سپرده شد.

*       شهادت عالم مجاهد آيت ‏اللَّه "آقانوراللَّه نجفي اصفهاني" (1306ش)

آيت‏اللَّه مهدي معروف به آقانوراللَّه نجفي اصفهاني از روحانيون مجاهد، مهاجر، مصلح، متفكر در سال 1240 ش  (1278 ق) در اصفهان به دنيا آمد. پدرش شيخ محمدتقي اصفهاني صاحب هدايةُ المُستَرشِدين و مادرش دختر آيت‏اللَّه العظمي سيدصدرالدين عاملي از مراجع بزرگ شيعه مي‏باشد. وي در ابتدا در محضر پدر ارجمندش به دانش اندوزي مشغول شد و پس از چندي براي ادامه تحصيلات، عازم عتبات عاليات گرديد. آقا نوراللَّه در آنجا از محضر استادان نامداري همچون ميرزا محمد حسن شيرازي، سيدمحمدكاظم يزدي و ميرزا حبيب‏اللَّه رشتي بهره‏ها برد و به مقام رفيع اجتهاد دست يافت. اين عالم مبارز در نهضت تحريم تنباكو در سطح اصفهان فعاليت داشت. از ديگر اقدامات وي فعاليت عليه مبلغين مسيحي با تأسيس انجمن صناخانه و انتشار روزنامه‏الاسلام مي‏باشد. آيت‏اللَّه نجفي اصفهاني با ظل السلطان فرزند خون‏خوار ناصرالدين شاه كه 30 سال حاكم اصفهان بود مبارزه كرد و وي را از اصفهان اخراج نمود. او در جريان نهضت مشروطه، از اركان نهضت عدالت‏خانه و مهاجرت كبراي قم نيز به شمار مي‏رود. آيت‏اللَّه اصفهاني انجمن مقدس ملي اصفهان را تأسيس و بعد از اخراج ظل‏السلطان دست به اصلاحاتي مانند تأسيس بيمارستان و مدرسه زد. اين عالم مجاهد سرانجام از سوي رضاخان  (كه مبارزات زيادي با او كرده بود) مسموم، و در 4 دي ماه 1306 ش برابر بااول رجب 1346 ق در 66 سالگي به لقاءاللَّه پيوست. پيكر اين عالم رباني به نجف منتقل شد و در مقبره جد مادري خود آيت‏اللَّه العظمي شيخ جعفر كاشف الغطاء دفن گرديد.

*       مرگ "ناصرالملك" سياستمدار و نايب السّلطنه قاجار (1306 ش)

ابوالقاسم قراگوزلو معروف به ناصرالملك، پس از تحصيلات مقدماتي، راهي انگلستان گرديد و در زمان ناصرالدين شاه، از نزديكان وي شد. او در زمان مظفرالدين شاه به وزارت ماليه دست يافت ولي كار مثبتي انجام نداد. وي مدتي نيز از طرف محمدعلي شاه به صدراعظمي رسيد ولي از آمدن به ايران خودداري نمود تا اين كه بر اثر معرفي اعضاي كابينه به صورت تلگرافي، اين دولت نيز با تشنّجاتي مواجه شد و شكست خورد. با روي كار آمدن احمد شاه قاجار،ناصرالملك پس از مرگ عضدالملك نايب السلطنه، به نيابت سلطنت انتخاب شد و همچنان با ارسال تلگراف، از اروپا دستورات خود را صادر مي‏كرد و به اداره امور كشور مي‏پرداخت. اين طرز حكومت، كشور را با مشكلات متعددي روبرو ساخت تا اين كه ناصرالملك را مجبور به سفر به ايران نمود. وي حكومت قانون و مشروطه را براي ايران زود مي‏دانست و از اين رو با مشروطه‏خواهان هماهنگي نكرد. با وجودي كه سال‏ها در انگلستان و فرانسه اقامت داشت، معذلك، روح ديكتاتوري در او به شدت ريشه دوانده بود. هنگامي كه به نيابت سلطنت رسيد، از انجام انتخابات طفره رفت و در مدت سه سال و نيم نيابت سلطنت او، ايران مجلس نداشت و مطبوعات به شدت در فشار و مضيقه بودند. او بعدها نيز بار ديگر براي گردش و تفريح راهي اروپا شد و امور سلطنت را با مكاتبه و تلگراف انجام مي‏داد. در اين هنگام تصميم به بركناري او گرفته شد ولي نه استعفا داد و نه به ايران آمد و تا روز آخر نيز حقوق خود را كامل وصول نمود. ناصرالملك علي رغم دارا بودن ثروت فراوان و نفوذ بسيار در ايران و انگلستان، هيچ گاه از نفوذش به نفع مملكتش استفاده نكرد و در دوران نيابت سلطنت و قبل از آن، كوچكترين آثار خيري از وي باقي نماند. سرانجام اين سياستمدار عياش در چهارم دي ماه 1306، پس از آن كه مدتي قبل به دعوت رضاخان پهلوي به ايران آمده بود، در تهران درگذشت.

*       تظاهرات عظيم مسلمانان در حمايت از قيام اسلامي مردم فلسطين (1366ش)

*       درگذشت "حسن پورصناعي" هنرمند قلم كار ايراني (1375 ش)

استاد حسن پورصناعي كار هنري را از پنج سالگي در محضر پدرش مرحوم مشهدي عبدالخالق آغاز كرد و در زماني كوتاه، در زمره يكي از بهترين طراحان و نقشه‏پردازان درآمد. پرده‏ها، كتيبه‏ها، خيمه‏ها، سجاده‏ها و مجالس بسياري از استاد پورصناعي به جاي مانده است. آثار وي همواره، زينت‏بخش حسينيه‏ها، تكايا و اماكن مذهبي شهرهاي ايران بوده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي از وي دعوت شد تا در دانشگاه به تدريس عملي هنرش بپردازد. استاد پورصناعي به هنگام فوت 85 سال داشت.


٠٨:٤٨ - 1397/10/01    /    شماره : ٦٧٨٢٣    /    تعداد نمایش : ٣٦



خروج





   مطالب مرتبط