صفحه اصلی > مناسبت ها 


  چاپ        ارسال به دوست

سه‌شنبه 13 آذر 1397 ش 26 ربیع الاول 1440 ق

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

سه‌شنبه 13 آذر 1397 ش

26 ربیع الاول 1440 ق

*      صلح امام حسن(علیه السلام) با معاوية بن‏ ابي‏ سفيان (41 ق)

پس از شهادت امام علي(علیه السلام) شيعيان كوفه با امام حسن مجتبي(علیه السلام) پسر ارشد آن حضرت بيعت كرده و او را به خلافت برگزيدند. امام، لشگري دوازده هزار نفري به رهبري قيس بن سعد به جنگ معاويه فرستاد و خود روانه‏ي مداين شد. هنوز بين سپاه امام و معاويه جنگي روي نداده بود كه شايعه‏ي كشته شدن قيس بن سعد، شيرازه‏ي سپاه حضرت را از هم گسيخت. در اين ميان، جمعي حتي سراپرده‏ي امام را نيز غارت كرده و يكي از آنان خنجري بر ران حضرت وارد نمود. با اين وضع، مسلّم شد كه با چنين مردمي به جنگ معاويه و لشكر منظم او رفتن صلاح نيست. بدين ترتيب، امام حسن با معاويه وارد مكاتبه و مذاكره گرديد و قرار بر اين شد كه امام از خلافت كناره‏گيري كند به شرط اين كه معاويه پس از خود، فرزندانش را به خلافت معين نكند، از امام علي(علیه السلام) به زشتي ياد ننمايد و... . امام حسن(علیه السلام) علي‏رغم ميل باطني، اين صلح را پذيرفت و پس از پنج ماه و نيم، از خلافت كناره گرفت و با اهل بيت خود عازم مدينه گرديد.

  • و إنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَح لَها و تَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ إنَّهُ هُوَ السَّميعُ العَليمُ

اگر به صلح مايل شدند تو نيز از در صلح وارد شو و بر خدا توكّل كن كه او شنواي دانا است.     أنفال ، آيه 61 .

  • پيامبرصلي الله عليه وآله : الحَسَنُ و الحُسَينُ إمامانِ قاما أو قَعَدا

حسن و حسين دو امامند ؛ چه قيام كنند، و چه قيام نكنند

مناقب آل أبي طالب ، ج 2 ، ص 138 .

  • امام علي‏ عليه السلام : و لاتَدفَعَنَّ صُلحاً دَعاكَ إلَيهِ عَدُوُّكَ و لِلّهِ فيهِ رِضي  ؛ فَإنَّ فِي الصُّلحِ دَعَةً لِجُنودِكَ و راحَةً من هُمومِكَ و أمناً لِبِلادِكَ

اگر دشمن ، تو را به صلح فراخواند و خشنودي خدا در آن بود ، آن را ردّ مكن ؛ زيرا صلح مايه آسايش سپاهيان تو و راحتي خودت از اندوه‏ها و ايمني سرزمين تو است.    نهج البلاغه ، نامه 53 .

  • امام علي‏ عليه السلام : ...فَإن أرَدتَ مُجاهَدَةَ عَدُوِّكَ فَلَن يَصلُحَ لَكَ مِن شيعَتِكَ مَن لَم يَصلُحْ لأِبيكَ لَأَنَّهُم قَومٌ لاوَفاءَ لَهُم، يُورِدُونَكَ ثُمَّ لايُصدِرُونَكَ

. . و اگر بخواهي با دشمنت بجنگي [بدان كه] كساني كه شمشيرشان سودي براي پدرت نداشت هرگز براي تو نيز سودي نخواهند داشت؛ زيرا آنان قومي بي‏وفا هستند كه تو را وارد معركه كارزار مي‏كنند آن‏گاه براي بيرون آمدن از آن ياري‏ات نمي‏كنند

ميزان الحكمه ، ح 10513 .

  • امام علي‏ عليه السلام : وَجَدتُ المُسالَمَةَ مالَم يَكُنْ وَهنٌ لِلإسلامِ أنجَعَ مِنَ القِتالِ

من صلح را ، تا آن‏گاه كه مايه وهن اسلام نباشد ، كارسازتر از جنگ يافته‏ام

غررالحكم و دررالكلم ، ح 10138 .

  • امام حسن‏ عليه السلام : إنَّ مُعاوِيَةَ نازَعَني حَقّاً هُوَ لي فَتَرَكتُهُ لِصَلاحِ الاُمَّةِ و حَقنِ دِمائِهِم

معاويه در حقي كه از آنِ من بود با من ستيز كرد و من براي صلاح امّت و جلوگيري از ريختن خونشان آن را واگذاردم

بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 30 .

  • امام حسن‏ عليه السلام : ما أنَا بِمُذِلِّ المُؤمِنينَ ولكِنّي مُعِزُّ المُؤمِنينَ ، إنّي لَمّا رَأَيتُكُم لَيسَ بِكُم عَلَيهِم قُوَّةٌ سَلَّمتُ الأمرَ لأِبقي أنا و أنتُم بَينَ أظهُرِهِم ، كَما عابَ العالِمُ السَّفينَةَ لِتَبقي لأِصحابِها و كَذلِكَ نَفسِي و أنتُم لِنَبقي بَينَهُم

من نه خواركننده مؤمنان ، بلكه عزّت بخش آنانم . وقتي ديدم شما در برابر دشمن قدرتي نداريد ، كار را به او واگذاشتم تا من و شما در ميان آنان باشيم . همچنان كه آن فرزانه [خضر ]كشتي را سوراخ كرد تا براي صاحبانش باقي بماند ،  و اين‏چنين است حكايت من و شما تا در ميان آنها باقي بمانيم.      ميزان الحكمه ، ح 1051 .

 

امام خمینی (ره) : آن قدر که حضرت امام حسن ‏(عليه السلام) معاویه را مفتضح کرد، به همان قدر بود که سیّد الشهداء یزید را مفتضح کرد.

 

 

 


*       درگذشت "ابن سماك" محدث بزرگ مسلمان (344 ق)

از تاريخ و محل تولد و جزئيات زندگي ابن سماك اطلاع دقيقي در دست نيست. همين قدر معلوم است كه او در بغداد مي‏زيسته و از محضر مشايخ بسياري كسب فيض كرده است. وي همچنين علماي بزرگي را در مكتب درس خود پرورش داده كه از آن‏ميان مي‏توان حاكم نيشابوري را نام بُرد. از بين آثار ابن سماك كتاب الامالي و نيز تاليفاتي در فضايل اهل بيت پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله) به جاي مانده است.

*       رحلت آيت اللَّه "ابوالمكارم زنجاني" عالم و دانشمند (1330 ق)

آيت‏اللَّه ابوالمكارم زنجاني در سال 1255 ق در زنجان متولد شد و پس از تحصيلات مقدماتي، براي تكميل آموخته‏هايش به حوزه‏ي نجف رفت و از محضر علمايى چون شيخ مرتضي انصاري بهره‏هاي فراوان برد. آيت‏اللَّه ابوالمكارم زنجاني پس از فوت پدرش، مرجعيت امور ديني و شرعي مردم در زادگاه خود را بر عهده گرفت. اين عالم گرانقدر در دوران انقلاب مشروطه، همچون ديگر علماي آگاه و مبارز، عليه استبداد حاكم به مبارزه پرداخت. مَخارجُ الرِّضْوان و مِفتاحُ الظَّفَر از جمله آثار اين عالم برجسته‏ي ايراني است.

*       مهاجرت علماي ايراني مقيم عراق به ايران در پي اولتيماتوم روسيه به دولت ايران (1290ش)

مجلس شوراي ملي در سال 1289 ش تصويب كرد كه ايران براي اصلاح امور اقتصادي خود، مستشار مالي از آمريكا استخدام كند. در پي آن مورگان شوستر آمريكايي به مدت سه سال به عنوان خزانه‏داري كل كشور منصوب شد. اين عمل با مخالفت شديد روسيه تزار مواجه گرديد و پس از بهانه‏هاي بسيار، به ايران هشدار داد كه اگر شوستر ازايران اخراج نشود، به ايران لشكركشي خواهد كرد. هنگامي كه مجلس در برابر اين اولتيماتوم مقاومت كرد، دولت روس، شمال ايران را اشغال كرد و تا قزوين پيش رفت. زماني كه روحانيون ايراني مقيم عتبات عاليات مقدسه عراق از جريان اولتيماتوم روسيه به ايران با خبر شدند، براي نجات ايران از ذلت و مبارزه با روس‏ها تصميم گرفتند تحت رهبري آيت‏اللَّه آخوند خراساني و شيخ عبداللَّه مازندراني به ايران باز گردند. ولي آيت‏اللَّه آخوند خراساني كه قصد عزيمت به ايران را داشت، به طور كاملاً مشكوكي بر اثر يك بيماري ناگهاني وفات نمود و اين حركت، باز ماند. دولت ايران سرانجام به ناچار در برابر خشونت دولت روسيه تزاري تسليم شد و به خدمت مستشاران آمريكايي پايان داد.

*       تشكيل اولين كنفرانس اسلامي فلسطين در تهران (1369ش)

در اين روز اولين كنفرانس اسلامي فلسطين با محور همبستگي جهاني با قيام انتفاضه و مقابله با ادامه مهاجرت يهوديان به فلسطين، كار خود را در تهران آغاز كرد. در اين كنفرانس، مبارزان و انديشمندان مسلمان فلسطين، ايران و برخي ديگر از كشورها حضور داشتند. مباحث اصلي مورد بررسي در اين كنفرانس، شامل ابعاد و علل قيام انتفاضه مردم فلسطين، انقلاب اسلامي فلسطين و تأثير تحولات منطقه بر فلسطين بود.

*       درگذشت "محمدحسين مشايخ فريدني" محقق معاصر (1369 ش)

استاد محمدحسين مشايخ فريدني در سال 1291 ش در تهران به دنيا آمد. وي در محضر پدر، مقدمات علوم ديني را فرا گرفت و در كنار آن به تحصيل علوم جديد نيز پرداخت. سپس وارد مدرسه دارالفنون گرديد و نزد استاداني همچون حبيب يغمايي، جلال‏الدين همايي، احمد بهمنيار كرماني و علي‏اكبر سياسي شاگردي كرد. وي در سال 1312 وارد دانشكده معقول و منقول شد و همزمان با دروس دانشگاهي، رشته ادبيات را دنبال نمود. استادان وي در دوره دكتراي ادبيات افرادي همچون ملك‏الشعراء بهار، بديع‏الزمان فروزانفر و فاضل توني بودند. دكتر فريدني بعدها در پاكستان، كرسي زبان فارسي در دانشگاه كراچي را تأسيس كرد و در دانشگاه‏هاي پنجاب، پيشاور، حيدرآباد و... تدريس نمود. وي همچنين از دانشگاه لاهور، دكتراي افتخاري و مقام استادي را در رشته حقوق اخذ كرد. دبيري دبيرستان‏هاي تهران، سرپرستي اوقاف در قم، كاشان، ساوه، رايزني فرهنگي ايران در پاكستان، هند، عراق و عربستان و استادي دانشكده حقوق و علوم سياسي، بخشي از خدمات فرهنگي استاد مشايخ فريدني است. نواي شاعر فردا، گزيده اغاني و رساله‏اي در شرح نظرات سياسي امام علي(ع) از جمله آثار اوست. وي همچنين در سال‏هاي آخر عمر با دايرةالمعارف تشيع و دانشنامه جهان اسلام همكاري داشت و عضو آكادمي عرب نيز بود. دكتر مشايخ فريدني در حالي در 78 سالگي بر اثر سكته قلبي درگذشت كه يك هيئت علمي بين‏المللي را در يك كشتي مطالعاتي براي بررسي راه آبي جاده ابريشم در نزديكي بندر بمبئي، همراهي مي‏كرد. پيكر استاد در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

*       رحلت عالم بزرگوار آيت‏ اللَّه "سيدمرتضي موحد ابطحي" (1371ش)

آيت‏اللَّه سيدمرتضي موحد ابطحي در سال 1284 ش  (1323 ق) در اصفهان به دنيا آمد. وي در نوجواني در محضر استاداني همچون جلال‏الدين همايي، ميرزا احمد شهيدي و سيدمحمد درچه‏اي به آموختن دروس سطح پرداخت و سپس در درس خارج آيات عظام سيدمحمد و سيدعلي نجف آبادي و محمد رضا مسجدشاهي حاضر شد. از آن پس در مدرسه صدر اصفهان به تدريس پرداخت. آيت‏اللَّه ابطحي از حضرات آيات شيخ آقا بزرگ تهراني، محدّث قمي و سيد شهاب الدين مرعشي نجفي اجازه اجتهاد داشت و از آيات عظام ديگر، اجازه امور حسبيه دريافت كرده بود. از آثارايشان مي‏توان به ديوان اشعار، رساله‏هاي گوناگون در حديث، تاريخ، كلام و... اشاره كرد. سرانجام اين عالم رباني در نود سالگي درگذشت و به اجداد طاهرينش پيوست.

*       روز بيمه

بيمه از لحاظ حقوقي به معناي قرارداري ميان بيمه گر  (شركت بيمه) و بيمه گذار  (بيمه شونده) است كه بيمه‏گر تعهد مي‏كند تا در قبال دريافت مبلغي به نام حق بيمه، در صورت وارد شدن خسارات احتمالي معين به بيمه‏گذار، مبلغ مشخصي را به وي بپردازد. اما از نظر اجتماعي، بيمه يك پديده اجتماعي است كه به وحدت معنوي افراد يك يا چند جامعه كمك شاياني مي‏كند. بنابراين هرگاه فردي دچار صدمه يا حادثه‏اي شود كه تحملش از عهده وي خارج باشد، اعضاي ديگر جامعه هر يك به اندازه سهم و توان، خود را در جبران زيان‏هاي وارد شده به آن فرد، سهيم مي‏سازند.


١١:١١ - 1397/08/30    /    شماره : ٦٧٦٠٤    /    تعداد نمایش : ٨٠



خروج





   مطالب مرتبط