صفحه اصلی > مناسبت ها 


  چاپ        ارسال به دوست

سه‌شنبه 22 آبان 1397 ش 5 ربیع الاول 1440 ق

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

سه‌شنبه 22 آبان 1397 ش

5 ربیع الاول 1440 ق

*      وفات حضرت سكينه بنت الحسين(علیها السلام) (117 ق)

حضرت سكينه بنت الحسين(علیها السلام) از زنان بزرگ اسلام و نواده‏ي امام علي(علیه السلام)، در حدود سال 42 هجري قمري در مدينه به دنيا آمد. آن حضرت داراي اخلاقي فاضله، صفاتي حميده، بلاغت، فصاحت و جود و كَرَم بود. آستان بيانش، مرجع ادبا و فضلا و شعراء و ارباب كمال بود و در شعر و ادب مهارت داشت. او همسر عبداللَّه بن حسن(علیه السلام) پسر عموي خود بود و از مادري با نام رباب به دنيا آمد. آن حضرت به همراه پدر، عموها و ديگر اعضاي خانواده از مدينه راهي كربلا شد و در نوزده سالگي پدر و بستگان را از دست داد و رنج اسارت كشيد. از آن پس راهي مدينه شد تا سرانجام در 75 سالگي در مدينه وفات يافت.

*       افتتاح مدرسه‏ ي "دارالفنون" به همت اميركبير در زمان "ناصرالدين شاه" (1268 ق)

دارالفنون اولين دانشگاه ايراني به سبك نوين بود كه در زمان پادشاهي ناصرالدين شاه قاجار و به همّت و پشتكار ميرزا تقي خان اميركبير صدراعظمِ بادرايتِ وي داير شد. هدف از ايجاد اين مدرسه، دستيابي به صنايع و علوم جديد در آن عصر بود. فعاليت علمي مدرسه‏ي دارالفنون، در آغاز در رشته‏هاي پياده نظام، سواره نظام و ساير رشته‏هاي نظامي، طبّ و جراحي، معدن‏شناسي و داروسازي بود. مدرسه‏ي دارالفنون در ابتدا با هفت نفر معلم اتريشي و عده‏اي مترجم، كار خود را آغاز كرد. اميرکبير تأکيد زيادي بر عدم به کارگيري اساتيد از روسيه و انگلستان داشت. امّا متأسفانه چنين نشد. شاگرداني كه در آن پذيرفته مي‏شدند از خانواده‏هاي اعيان و اشراف بودند و چهارده تا شانزده سال داشتند. اين مدرسه طي فعاليت خود، 12 دوره فارغ التحصيل داشت كه بسياري از آنان به مقام‏هاي بالايى در كشور دست يافتند. دارالفنون با معلمين اروپايىِ آن، عامل بسيار مؤثري در شناساندنِ تمدن اروپا و فرهنگ جديد مغرب زمين بود. فارغ التحصيلان آن كه ظرف چهل سال از 1100 نفر تجاوز كردند و اغلب از خانواده‏هاي مهم و متنفّذ بودند، در نشر اين فرهنگ كوشيدند و مطالبي كه در آن مدرسه فرا گرفته بودند، در جامعه‏ي خود انتشار دادند. بعدها با تفكيك رشته‏هاي نظامي و طب در دارالفنون و تجديد نظر در نظام آموزشي ايران، اين مركز علمي از قالب يك دانشگاه خارج و به مدرسه مبدل شد. تاسيس اين مدرسه، نقطه‏ي عطفي در تاريخ آموزش در ايران به شمار مي‏رود. اين مدرسه در حالي افتتاح مي‏شد كه باني اصلي آن يعني اميركبير دوران تبعيد در كاشان را سپري مي‏كرد.

*       درگذشت حجت‏ الاسلام شيخ "مهدي واعظ خراساني" (1370 ق)

وی حدود سال ۱۲۸۶ (قمری) در مشهد به دنیا آمد. پدرش شیخ احمد واعظ ، فرزند شیخ محمد حسین واعظ مشهدی بود. در چهارده سالگی پدرش را از دست داد و در محضر حاج فاضل خراسانی و حاج سید عباس شاهرودی فقه و اصول، تفسیر و حکمت آموخت و تحت ارشاد شیخ مهدی کبیر و آخوند بمانعلی به تمرین وعظ و خطابه پرداخت و احادیث و روایات بسیاری را به خاطر سپرد. واعظ خراسانی سالیان متمادی در ایوان رواق دارالسیاده حرم علی بن موسی‌الرضا و زمستانها در شبستان مسجد گوهرشاد منبر می‌رفت و همه ساله در ماه رمضان در زمینه عقاید و تفسیر بحث می‌کرد و منبرهای او توسط طلاب حوزه همچون درس دنبال می‌شد. وی در مجالس ترحیم علما و مراجع تقلیدی چون علامه سید محسن امینی منبر رفت و آیات قرآن را به مناسبت مجالس گزینش می‌کرد. مباحث وی علاوه بر نقل حدیث شامل مطالب فلسفی، فقهی، کلامی، ادبی و تاریخی بود و بارها مورد تمجید علمای بزرگ از جمله آیت الله بروجردی قرار گرفت. او بجز مشهد به شهرهای سبزوار، نیشابور، یزد، اصفهان، تهران و کرمانشاه و همچنین بخارا، نجف، کربلا، کاظمین و سامرا سفر کرد و به تبلیغ مبادرت نمود. در واقعه مسجد گوهرشاد مشهد (۱۳۱۴) شب هنگام به کمک اهل خانه و همسایگان از شهر متواری شد و مدت چهار سال زندگی مخفیانه داشت، سپس به اتفاق پسرش محمد واعظ زاده خراسانی به عتبات رفت و تا سال ۱۳۲۱خورشیدی در نجف بود و در مسجد هندی آن شهر و نیز در کربلا در صحن حرم حسین بن علی و منزل علمای بزرگ منبر می‌رفت. وی ضمناً با مراجع و علمای حوزه علمیه نجف و کربلا مانند میرزا محمدحسین نائینی، آقا ضیاء الدین عراقی، حاج سید عباس شاهرودی، حاج میرزا حسن بجنوردی، شیخ محمد علی کاظمینی و دیگران رابطه صمیمی داشت. وی در نجف خطابه‌ های زیادی ایراد کرد. شب ها در صحن حرم علی بن ابی‌طالب در زاویه نزدیک مسجد خضراء منبر می‌رفت. آخوند خراسانی در شمار کسانی بود که به سخنرانیهای وی ارج می‌نهاد و در زمان مرجعیت سید ابوالحسن اصفهانی سالیان متمادی به دعوت او به نجف می‌رفت و خود وی شخصاً در پای منبرش می‌نشست. وی پس از سقوط رضاخان به اشاره آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، در سال ۱۳۲۱خورشیدی به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۲۹خورشیدی در مشهد و شهرهای دیگر منبر می‌رفت. وی سرانجام پس از حدود هفتاد سال تبلیغ تشیع، طی سفری به تهران در روز ۲۴ آذر ۱۳۲۹خورشیدی ، برابر ۵ ربیع الاول ۱۳۷۰(قمری) در سن ۸۲ سالگی در این شهر درگذشت. تشییع جنازه وی در تهران با حضور علما و روحانیان بلند پایه برگزار شد و سید ابوالقاسم کاشانی بر وی نماز خواند. جنازه او را به مشهد انتقال دادند و پس از تشییع در رواق دارالضیافه حرم علی بن موسی‌الرضا، زیر طاق سمت چپ چسبیده به رواق دارالسیاده و در میان قبرهای قائم مقام و میرزا مهدی اصفهانی به خاک سپردند.

*       اجتماع بزرگ مردم تهران درباره تعيين نوع حكومت در مقرّ محمدعلي شاه قاجار (1287 ش)

در گيرودار نهضت مشروطه‏خواهي، در بيست و دوم آبان 1287 ش به دستور شيخ فضل‏اللَّه نوري، اجتماع بزرگي در باغ شاه، مقر محمدعلي شاه قاجار، با شركت روحانيون، رجال، معاريف، بازرگانان، اصناف و مالكين تشكيل شد و مذاكراتي پيرامون نوع حكومت در ايران آغاز گرديد. شيخ فضل اللَّه فرياد برآورد، مشروطه با شريعت سازگار نيست و تلگراف‏هايي را كه از طرف بعضي از روحانيون شهرها و مردم در مخالفت با مشروطه غير مشروعه رسيده بود قرائت كرد. سرانجام نامه‏اي به شاه نوشته و از شاه خواستند از مشروطه صرف نظر نمايد .عده زيادي اين نامه را امضا كردند كه امضاء اول مربوط به شيخ فضل‏اللَّه نوري بود. در پي اين درخواست علما ومردم، محمدعلي شاه هم آن را تاييد نمود.

*       رحلت فقيه مبارز و نستوه آيت‏ اللَّه "شيخ عبداللَّه مازندراني" از رجال دوران مشروطه(1291 ش)

آيت‏اللَّه شيخ عبداللَّه مازندراني در حدود سال 1219 شمسي  (1256 ق) در بار فروش مازندران به دنيا آمد و مقدمات را در زادگاهش فراگرفت. سپس به عراق مهاجرت كرد و در كربلا از محضر عالم بزرگ، شيخ زين‏العابدين مازندراني استفاده كرد. وي از آن‏جا راهي نجف اشرف شد و نزد اساتيد نامداري همچون شيخ‏مهدي كاشف الغطاء و ملامحمد فاضل ايرواني و به ويژه ميرزا حبيب‏اللَّه رشتي به مدارج والاي علمي دست يافت به طوري كه در زمان حيات اساتيدش، در زمره مدرسان مطرح و برجسته حوزه نجف به شمار مي‏رفت. شيخ‏عبداللَّه مازندراني پس از فوت ميرزا حبيب اللَّه رشتي به عنوان يكي از مراجع تقليد، مورد توجه شيعيان به ويژه اهالي گيلان و مازندران قرار گرفت و عده زيادي، از ايشان تقليد مي‏كردند. اين عالم مجاهد در جريان نهضت مشروطه به همراه آخوندملامحمدكاظم خراساني و ميرزا خليل، در حوزه نجف، به عنوان يكي از سه رهبر ديني و فكري اين جنبش مردمي عمل مي‏كرد و با صدور اعلاميه‏هاي متعدد و رهنمودهاي سازنده، به هدايت مردم مي‏پرداخت. از شيخ عبداللَّه مازندراني آثار متعددي بر جاي مانده كه رساله الوقف، شرح شرايع، كتاب التجاره و كتاب الرَّهن و... از آن جمله‏اند. اين فقيه سترگ سرانجام در روز بيست و دوم آبان 1291ش برابر با چهارم ذي‏حجّه 1330ق در هفتاد و دو سالگي جان به جان آفرين تسليم كرد و در صحن شريف علوي در نجف اشرف به خاك سپرده شد.

*       يورش ساواك به منزل "امام خميني"(ره) در قم و ربودن هزاران جلد كتاب و اسناد ايشان (1346ش)

حضرت امام خميني(ره) قبل از تبعيد به نجف، در منزلي در مقابل مدرسه حجتيه قم، محلي به عنوان كتابخانه و محل درس و بحث طلاب تاسيس كرده بودند كه مورد مراجعه فراوان طلاب واقع گرديد. ساواك كه از فعاليت اين مكان در جهت معرفي حضرت امام هراسناك شده بود، در چنين روزي در سال 1346، به آنجا و نيز بيت آن حضرت در قم يورش برد و كليه كتاب‏ها و نشريات و جزوات موجود كه بالغ بر ده هزار جلد بود، به همراه اوراق و اسناد تاريخي به يغما برد. از آن پس دَرِ كتابخانه بسته شد و رفت و آمد به آنجا، ممنوع اعلام گرديد.

*       رحلت عالم مجاهد آيت ‏اللَّه "سيدمرتضي پسنديده" برادر بزرگ حضرت امام خميني)ره) (1375 ش)

آيت‏اللَّه سيدمرتضي پسنديده، برادر بزرگ حضرت امام خميني، در سال 1274 ش  (1313 ق) در خمين به دنيا آمد. سيد مرتضي پس از شهادت پدر، به همراه مادر و عمه خود، به سرپرستي حضرت امام مشغول بود و از ايشان نگهداري مي‏كرد و حضرت امام مدتي از محضر برادر، دروس حوزوي را آموختند. سيد مرتضي، علوم مقدمات و سطوح را نزد علماي اصفهان آموخت و سپس در درس خارج استادان زمان شركت كرد. پس از آن به خمين مراجعت نمودو به تدريس فقه، اصول، كلام و منطق همت گماشت. آيت‏اللَّه پسنديده در دوران سلطنت رضاخان بر اثر مخالفت با رژيم پهلوي و ايستادگي در برابر سرسپردگان حكومت جور، مدتي تبعيد شد و زماني نيز به دليل مخالفت با طرح كشف حجاب محاكمه گرديد. ايشان از محضر آيت‏اللَّه شهيد سيدحسن مدرس نيز فيض برده بود و در مبارزات ملي شدن نفت با آيت‏اللَّه كاشاني ديدار و مشاركت داشت. وي در جريان نهضت اسلامي ملت ايران، بر اثر حمايت از انقلاب و امام، بارها به دادگاه نظامي احضار شد و تحت محاكمه قرار گرفت. ايشان بارها حكم تبعيد غيرقانوني خود را نقض مي‏كرد و بدون ترس از دولت ستمشاهي به قم بازمي‏گشت. آيت‏اللَّه پسنديده پس از پيروزي انقلاب اسلامي، علي رغم موقعيت ويژه‏اي كه از مراتب علم و تجربه و مبارزات مستمر خويش داشت، همچون گذشته افتخار وكالت حضرت امام در امور شرعي مردم را بر هر عنوان و سمتي و هرگونه امتيازي ترجيح داد و در طول سال‏هاي پس از پيروزي انقلاب، با بزرگواري و بي‏هيچ ادعا و توقعي و بدون كمترين تغييري در مواضع و مشي و شيوه زندگي خويش، همان سير و روش گذشته راتعقيب كرد. حضرت امام نيز در تمام ادوار زندگي خويش، همواره با معلم و برادر بزرگ خود با تكريم و تجليل و نهايت احترام و تواضع برخورد مي‏نمودند و نسبت به ايشان اظهار خضوع مي‏كردند. سرانجام اين عالم رباني و فقيه سترگ پس از 101 سال مجاهده، در بيست و دوم آبان سال 1375 ش برابر با 30 جمادي الثاني 1417 ق بدرود حيات گفت و در مسجد بالاسر حضرت معصومه(سلام الله علیها) به خاك سپرده شد.

 

*       تحريم كالاهاي آمريكايي توسط جمهوري اسلامي ايران (1358 ش)

در پي تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در سيزدهم آبان 1358، مقامات آمريكايي، ايران را به عكس العمل‏هاي شديد سياسي، اقتصادي و نظامي از جانب خود تهديد نمودند. در اين حال مسؤولان جمهوري اسلامي، در دومين روز اشغال سفارت آمريكا، ابتدا مسأله تحريم صادرات نفتي ايران به آمريكا را مطرح كردند و از پانزدهم آبان 1358، صدور نفت ايران به ايالات متحده قطع شد. در ادامه ، وزارت بازرگاني، فروش كالاهاي آمريكايي را ممنوع اعلام نمود و سپس جامعه داروسازان ايران، از جامعه پزشكان خواست از تجويز داروهاي آمريكايي خودداري نمايد. از آن سو، كارتر، رييس جمهور وقت آمريكا نيز دستور قطع خريد نفت از ايران را صادر كرد. با افزايش تنش ميان ايران و آمريكا و حل نشدن مسأله گروگان‏ها، در بيست چهارم آبان 1358 دارايي‏هاي ايران در آمريكا مسدود و بلوكه شد تا اينكه روابط سياسي دو كشور در فروردين 1359 ش به صورت رسمي قطع گرديد. دولت آمريكا از آن پس همه گونه تهديد، تحريم، تجاوز و دخالت در امور جمهوري اسلامي ايران را سرلوحه اعمال زورگويانه خود قرار داد و قصد داشت تا ايران را در جهان منزوي سازد. اين تلاش‏ها هر چند جمهوري اسلامي را در برهه‏هايي تحت فشار قرار داد ولي در هر حال، ايران اسلامي، سرافرازانه در برابر آمريكا ايستاده و آرمان‏هاي ارزشي خود را دنبال مي‏كند.

*       درگذشت "مهرداد بهار" شاعر و سخنور معاصر (1373ش)

مهرداد بهار فرزند ملك الشعرا محمدتقي بهار در سال 1308 ش به دنيا آمد. از 1326 وارد عرصه سياست شد و به حزب توده پيوست. در سال‏هاي بعد به عنوان يكي از دانشجويان فعّال دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، مسؤول بخش تشكيلات سازمان دانشجويان شد. مهرداد بهار در سال 1330 به اتفاق دوستانش، بر اعضاي شوراي عالي دانشگاه شوريد كه به اخراج او از دانشگاه انجاميد. پس از اخراج از دانشگاه و مرگ پدرش، راهي زندان گرديد و پس از آزادي بار ديگر به فعاليت سياسي پرداخت و 2 بار دستگير و زنداني شد. مهرداد بهار در سال 1338 به انگلستان رفت و در دانشگاه لندن، نخستين فدراسيون دانشجويان مبارز عليه پهلوي را بنيان نهاد و به رهبري آن رسيد. در آن هنگام، حزب توده بر آن بود كه چپ‏ها را از جبهه ملي جدا كند. بهار و برخي از اعضاي رهبري كنفدراسيون، از دستور رهبري حزب توده سرباز زدند كه باعث اخراج او از حزب توده شد. وي از سال 1344 به كلي دست از سياست كشيد و به ايران مراجعت كرد و به پژوهش فرهنگ ايران باستان پرداخت. مهرداد بهار سال‏ها در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و چند دانشكده ديگر به تدريس پرداخت. اساطير ايران، رستم و سهراب، سخني چند درباره شاهنامه، ادبيات مانوي و تخت جمشيد و... از جمله آثار اوست. مهرداد بهار سرانجام در بيست و دوم آبان 1373 در 65 سالگي درگذشت و در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

*       رحلت عالم رباني، آيت ‏اللَّه "سيد ابراهيم احمدي موسوي زنجاني" (1378ش)

آيت‏اللَّه سيدابراهيم احمدي موسوي زنجاني در سال 1303ش  (1343ق) در يكي از روستاهاي ابهر در استان زنجان به دنيا آمد و پس از طي دوران كودكي و نوجواني، به تحصيل علوم ديني روي آورد. وي در 18 سالگي به قم مهاجرت كرد و طي پنج سال برخي مقدمات و سطوح را فرا گرفت. آيت‏اللَّه احمدي پس از آن به نجف اشرف كوچيد و پس از فراگيري سطوح عاليه، در درس خارج حضرات آيات: ميرزا باقر زنجاني، سيد عبدالهادي شيرازي، سيد محسن حكيم، شيخ حسين حلي و سيد عبدالاعلي سبزواري حاضر شد. وي در طي اين سال‏ها از آيات عظام: آقابزرگ تهراني، شيخ محمدحسين كاشف الغطاء، شيخ عبدالكريم زنجاني، سيد محمود شاهرودي، شيخ محمدكاظم شيرازي و شيخ عبدالحسين رشتي و اساتيد خود، اجازات متعدد روايي، اجتهاد و حسبيه دريافت كرد و به مدارج والاي علمي و اخلاقي دست يافت. آيت‏اللَّه احمدي زنجاني همچنين سفرهاي متعددي براي تبليغ دين به كويت، اردن، سوريه، لبنان، عراق و تركيه نمود. وي سراسر عمر خود را به تحصيل، تدريس، تاليف و تبليغ دين گذراند و آثار فراواني از خود به يادگار گذاشت كه تاريخ زنجان، فقه الشيعةُ الاماميه، فضائل اهل‏بيت و آثار المعاصي از آن جمله‏اند. اين عالم بزرگوار سرانجام در 22 آبان 1378ش برابر با 5 شعبان 1420 ق در 75 سالگي بدرود حيات گفت و در يكي از روستاهاي اطراف تاكستان، در جوار مزار پدرش به خاك سپرده شد.

 

 


١٠:٣٩ - 1397/07/30    /    شماره : ٦٧٣٢٦    /    تعداد نمایش : ٢٢



خروج





   مطالب مرتبط