صفحه اصلی > مناسبت ها 


  چاپ        ارسال به دوست

یکشنبه 27 آبان 1397 ش 10 ربیع الاول 1440 ق

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

یکشنبه 27 آبان 1397 ش

10 ربیع الاول 1440 ق

*      وفات جناب عبدالمطلب جدّ بزرگوار پيامبر گرامي اسلام (صلی الله علیه و آله) (8 عام‏ الفيل)

ابوحارث عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، بزرگ قبيله‏ي قريش در زمان جاهليت و از بزرگانِ عرب بود. وي مردي عظيمُ الشّان، رفيع منزِلَت، متَّصف به اوصاف پسنديده و مشهور به افعال حميده بود. عبدالمطّلب جد پدري حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و امام علي(علیه السلام) است. قوم قريش رياست او را قبول داشته و به وجودش افتخار و مباهات مي‏نمودند. از جمله آثار عبدالمطلب، حفرِ چاه زمزم است. او نذر كرد كه هرگاه، خدايِ متعال، به او ده فرزند پسر كرامت كند، يكي از آن جمله را به سُنَّت جدش، ابراهيم(علیه السلام)، قرباني كند. خداي، حاجتش برآورد و او را ده پسر عنايت فرمود. عبدالمطلب بر آن شد كه نذرش را ادا كند. قرعه به نام عبداللَّه، پدر حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) افتاد. چون خواست او را قربان كند، خويشانِ مادري، او را ممانعت كردند. سرانجام با راهنمايى يكي از بزرگان، قرار بر اين شد كه ديه‏ي يك نفر را به جاي عبداللَّه قرباني كنند كه صد شتر معيَّن گرديد. عبدالمطلب همواره، محمد(صلی الله علیه و آله) را نوازش مي‏كرد، او را مي‏بوسيد و درباره‏ي او سفارش مي‏نمود و مي‏گفت: اين چهره را چهره‏ي سروَري و زعامت مي‏بينم. چون عبدالمطلب را مرضِ موت رسيد، ابوطالب را بخواند و او را گفت: محمد(صلی الله علیه و آله) را از دل و جان مواظب باش كه اين كودك، رايحه‏ي پدر را استشمام ننموده و مهر مادر نديده. اين كودك را آينده‏اي پس شگفت در پيش است. تو مسؤولي در دوران كودكي، مراقب و مواظب او باشي، مبادا آسيبي به وي رسد. پيامبر بزرگ اسلام، در زمان رحلت جدّ خود، هشت سال داشت.

*       ازدواج پيامبر اكرم با حضرت خديجه(سلام الله علیها) پانزده سال قبل از بعثت (25 عام‏الفيل)

پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در 25 سالگي با مشورت و ياري عمويش ابوطالب(علیه السلام) با بانوي صاحب نام قريش، خديجه بنت خُويْلَد ازدواج نمود. خديجه‏ي كبري(سلام الله علیها) در تمام 25 سال زندگي مشترك با پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) يار و غمخوار آن حضرت بود. او نخستين كسي بود كه به دين اسلام ايمان آورد و با ايمان خويش مايه‏ي آرامش خاطري براي نبي مكرم اسلام شد. آن بانوي مكرّمه، ثروت هنگفت خود را در راه رشد و تبليغ دين اسلام به پيامبر واگذار كرد و نقش مهمي در پيشرفت اين دين آسماني ايفا نمود. ثمره‏ي شيرين ازدواج خديجه با پيامبر اسلام دو پسر و چهار دختر به نام‏هاي قاسم، عبداللَّه، رقيه، زينب، ام‏كلثوم و حضرت فاطمه‏ي زهرا(سلام الله علیها) بود.

 

 

 

شخصیّتى نظیر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) که سرآمد همه شخصیّت ها به شمار مى آمد، قهراً مى بایست با زنى ازدواج  کند که با او متناسب و با اهداف بزرگ و ارزش هاى مورد نظر وى هماهنگ باشد و در سختى ها و دشوارى هایش شکیبایى پیشه  کند و در آن روزگار، زنى جز خدیجه شایسته همسرى رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و این وظیفه مهم نبود و اراده خدا نیز بر همین امر قرار گرفته بود. از این رو، دل پر عاطفه خدیجه متوجه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) گردید و به شخص آن بزرگوار تمایل پیدا کرد. خدیجه (علیها السلام)  در مجد و عظمت، برجسته ترین زن قریش تلقى مى شد.دارایى وى از همه آنان بیشتر و در زیبایى سرآمد زنان بود و در عصر جاهلیت «طاهره » و « سرور زنان قریش » نامیده مى شد و مردان قبیله اش براى ازدواج با وى به شدت علاقه نشان مى دادند. هر یک از بزرگان قریش از خدیجه خواستگارى به عمل آوردند و در این راستا حاضر شدند اموال فراوانى بدو هدیه کنند، امّا خدیجه به دلیل عقل و خِرد و توان بالایش در ارزیابى امور، هیچ یک از آنان را پذیرا نشد.  ولى به جهت اصالت و اخلاق نکو و فضایل پسندیده و ارزش هاى والایى که در پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) سراغ داشت، وى را پذیرا و خواستار حضور در گستره مجد و عظمت وى گردید و خویشتن را بر او عرضه نمود.  بسیارى از اسناد تاریخى مؤید این است که نخستین بار، خدیجه به ازدواج با رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) اظهار تمایل کرد و ابوطالب با چند تن از قریش براى خواستگارى خدیجه نزد وَلىّ او، که در آن روزگار عمویش عمروبن اسد  بود، رفت. این ماجرا به گفته مشهور، پانزده سال قبل از بعثت پیامبراکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) رخ داده است. از جمله مطالبى که ابوطالب در این مجلس خواستگارى عنوان کرد، این بود:ستایش و سپاس پروردگار این خانه را مى سزد که ما را از دودمان ابراهیم واسماعیل قرارداد و در حرم امن خود سکونت داد و بر مردم فرمانروا ساخت و برایمان در سرزمینى که به سر مى بریم خیر و برکت مهیا نمود. برادرزاده من با هر یک از مردان قریش مقایسه گردد، از او برتراست و میان مردم همتا و نظیرى ندارد.هر چند وى از ثروتى برخوردار نیست، ولى مال و ثروت، رفتنى و سایه اى زایل شدنى است. اکنون او به خدیجه و خدیجه به او تمایل دارد و ما با رضایت و دستور او براى خواستگارى خدیجه، نزدت آمده ایم. مهریه او هر چه بخواهد به عهده من است، … به خداى کعبه، سوگند! او (محمد) بهره‌اى وافر، کیشى جهانگیر و  اندیشهاى کامل دارد. خدیجه، مهریه را در اموال خود بر عهده گرفت… برخى با تعجب گفتند: شگفتا!زنان مهریه را به نفع مردان، بر عهده مى گیرند. ابوطالب از این سخن برآشفت و فرمود: «اگر آن مردان، در رتبه و مقام برادرزاده من باشند، از ناحیه زنان با گران ترین بها و بالاترین مهریه، درخواست ازدواج با آنان مى شود و اگر نظیر شماباشند، جز با بالاترین مهریه، به ازدواج با آنان تن در نخواهند داد». از برخى منابع استفاده مى شود که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) خود، مهریه خدیجه را پذیرفت و اگر این کار را توسط ابوطالب نیز انجام داده باشد، چندان مانعى ندارد. از سخنان ابوطالب در مجلس خواستگارى مى توان جایگاه والاى رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)  را در دل مردم و مجد و عظمتى را که بنى هاشم از آن بهره مند بودند، دریافت.(بحار الانوار ۱۶/ ۲۲-  سیره حلبی ۱/ ۱۳۷ -  کافی ۵/ ۳۷۴ )

  • و من آياتِهِ أنْ خَلَقَ لَكُم مِن أنفُسِكُم أزواجاً لِتَسكُنُوا إلَيها و جَعَلَ بَينَكُم مَوَدَّةً و رَحمَةً

و از نشانه‏هاي قدرت او آن است كه برايتان از جنس خودتان همسراني آفريد تابه ايشان آرامش يابيد و ميان شما دوستي و مهرباني نهاد

روم ، آيه 21 .

  • پيامبرصلي الله عليه وآله : ما بُنِي فِي الإسلامِ بِناءٌ أحَبُّ إلَي اللَّهِ و أعَزُّ مِنَ التَّزويجِ

در اسلام هيچ بنايي نزد خدا محبوب‏تر و ارجمندتر از ازدواج نيست.      بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 222 .

  • پيامبرصلي الله عليه وآله : اِتَّخِذُوا الأهلَ فَإنَّهُ أرزَقُ لَكُم

اهل و عيال اختيار كنيد ، كه اين كار بر روزي شما مي‏افزايد.       بحار الأنوار ، ج 103 ، ص222 .

 

  • پيامبرصلي الله عليه وآله : إذا تَزَوَّجَ العبَدُ فَقَدِ اسْتَكمَلَ نِصفَ الدِّينِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي النِّصفِ الباقي

هر گاه كسي ازدواج كند ، نيمي از دين خود را كامل كرده است و براي [حفظ] نيم ديگر بايد تقواي الهي پيشه كند

كنزالعمّال ، ح 44403 .

  • امام صادق‏ عليه السلام : رَكعَتانِ يُصَلِّيهِما مُتَزوِّجٌ أفضَلُ مِن سَبعينَ رَكَعةٍ يُصَلِّيها غَيرُ مُتَزَوِّجٍ

دو ركعت نمازي كه فرد همسر دار مي‏خواند ، برتر از هفتاد ركعت نمازي است كه فرد بي همسر مي‏خواند

بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 219 .

*       درگذشت "ابن قُولَوِيْهْ" از بزرگان اماميه در حديث و فقه (368 ق)

شيخ ابوالقاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسي بن قُولَوِيْه قمي معروف به ابن قولويه، از مشاهير فقهاي اماميه و بزرگان حديث قرن چهارم هجري است كه در كلمات علماي رجال، از او به عظمت ياد شده است. تاريخُ الشهورِ و الحَوادِث، الشَّهادات، كامِلُ الزّيارات و... از تاليفات او هستند. وي در كاظمين وفات يافت و در پايين پاي حضرت امام جواد و در كنار شيخ مفيد، مدفون گرديد.

*       اشغال جزيره‏ ي هرمز توسط نيروهاي پرتغالي (913 ق)

در سال 912 ق يك ناوگان پرتغالي به فرماندهي درياسالار آلفونس آلبوكرك به جزيره‏ي هرمز در خليج فارس رسيد. نماينده‏ي پادشاه پرتغال فوراً به اهميت فوق‏العاده راهبردي و تجاري محل كه مسلط بر مدخل ورودي خليج فارس بود پي برد. زيرا از آن محل، ارتباطات پرتغالي‏ها با هند محافظت مي‏شد. پرتغالي‏ها جزيره را تصرف كردند و حاكم هرمز، تابع پادشاه پرتغال گرديد و با پرداخت خراج سالانه موافقت كرد. اين امر به بروز برخورد با شاه اسماعيل اول صفوي انجاميد. آلبوكرك مجبور شد در سال 913 ق از هرمز حركت كند، اماكاملاً مصمم بود تا دراولين فرصتي كه پيش آيد آن را باز پس گيرد. آلبوكرك در سال 920 ق به هرمز بازگشت و معاهده‏اي با شاه اسماعيل منعقد كرد كه پيروي حاكم هرمز را از پرتغال تصديق مي‏كرد.

*       رحلت عالم مجاهد و فقيه جليل آيت‏ اللَّه "شيخ مرتضي آشتياني" (1325 ش)

آيت‏اللَّه شيخ مرتضي آشتياني متخلص به شعله، فرزند ميرزا محمدحسن مجتهد آشتياني در سال 1243ش  (1281ق) در بيت رفيع مرجعيت و اجتهاد، در تهران به دنيا آمد. وي پس از فراگرفتن مقدمات و سطوح، و نيز پس از استفاده از محضر والد بزرگوارش، راهي نجف اشرف شد و از درس خارج استاداني همچون ميرزا حبيب اللَّه رشتي و آخوند ملامحمد كاظم خراساني بهره‏مند گرديد تا به مدارج عاليه اجتهاد و فقاهت رسيد. آيت‏اللَّه مرتضي آشتياني سپس به ايران مراجعت نمود و در تهران به تدريس و اقامه جماعت مشغول شد. او در نهضت تحريم تنباكو، در كنار پدرش براي پيشبرد اهداف نهضت فعاليت كرد و بعد از پدرش، در تهران مرجعيت روحاني يافت. آيت‏اللَّه مرتضي آشتياني در جريان انقلاب مشروطه نيز يكي از رهبران روحاني در تهران بود كه به همين خاطر، عين‏الدوله، از رجال قاجار، او را از توليت مدرسه مروي بر كنار نمود. ايشان همراه با ساير علماي تهران براي پيشبرد امر مشروطه به حرم حضرت عبدالعظيم مهاجرت كرد و تحصن گزيد. وي تا آخر كار، مشروطه خواه باقي ماند ولي پس از فتح تهران توسط مشروطه‏طلبان و قبل از كودتاي رضاخان در 1299ش، به مشهد كوچيد و وظايف ديني خود را دنبال كرد. آيت‏اللَّه آشتياني در جريان كشف حجاب، به همراه ديگر بزرگان شهر نامه اعتراض خود را به رضاخان پهلوي فرستادكه متعاقب آن، دستگيري علماي مشهد و قيام خونين مسجد گوهرشاد شكل گرفت. ايشان در كنار امور سياسي و اجتماعي، به لحاظ اخلاص به اهل بيت، زبانزد خاص و عام بود به طوري كه تمام مواليد و وفيات اهل‏بيت را برپا نموده و با وجود كهولت سن از مردم پذيرايي و گاه خود مديحه خواني مي‏نمود. ايشان داراي مكاشفات و رؤياهاي صادقه نيز بوده است. آيت‏اللَّه مرتضي آشتياني سرانجام در 27 آبان 1325ش برابر با 23 ذي‏حجه 1365ق در 82 سالگي دارفاني را وداع گفت و در حرم امام رضا(علیه السلام) به خاك سپرده شد. ميرزا محمود آشتياني، حكيم و فقيه معاصر و اسماعيل آشتياني، نقاش بزرگ، از فرزندان اويند.

*       درگذشت شاعر معاصر "عباس فرات يزدي" (1347 ش)

استاد عباس فرات‏يزدي در سال 1273 ش در يزد به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي را در زادگاه خود فراگرفت. سپس براي آموختن فقه و اصول به اصفهان، خراسان و تهران رفت و تحصيلات خود را در مدرسه دارالفنون به پايان برد. فرات در سال 1298 ش كه انجمن ادبي ايران تاسيس شد، سمت منشي انجمن را داشت. سپس در انجمن ادبي فرهنگستان عضو گرديد و چندي به تدريس مشغول شد. فرات يزدي در سال 1325 به نشر قسمت‏هايي از اشعار خود همت گماشت. وي غزل‏سراي ماهري بود كه اشعار فكاهي نيز مي‏سرود. ثمرات، نعمات، قطرات و ديوان شعر از جمله آثار اوست. استاد عباس فرات سرانجام در آبان 1347 ش در 74 سالگي درگذشت و در تهران به خاك سپرده شد.

*      رحلت عالم بزرگوار آيت‏ اللَّه "غلامحسين جعفري همداني" (1374 ش)

آيت‏اللَّه حاج شيخ غلامحسين جعفري همداني از علماي شهير تهران، در سال 1285 ش  (1324 ق) در يكي از روستاهاي توابع همدان به دنيا آمد. در سيزده سالگي براي يادگيري علوم ديني به همدان و پس از پنج سال به قم كوچيد و در 21 سالگي براي تكميل تحصيلات خود عازم نجف شد. آيت‏اللَّه جعفري در نجف در محضر آيات عظام: سيدابوالحسن اصفهاني، ميرزاي ناييني، آقا ضياءالدين عراقي، شيخ محمدحسين اصفهاني و ميرزا ابوالحسن مشكيني زانوي ادب زد و از سرچشمه علم آنان، توشه‏ها برگرفت. وي همزمان به فراگيري فلسفه و حكمت پرداخت و بعدها به تدريس همت گماشت. آيت اللَّه جعفري همداني، در سال 1328 ش پس از اقامتي 22 ساله در نجف، به تهران آمد و به امامت جماعت، تدريس، وعظ و ارشاد مردم و دستگيري از نيازمندان مشغول شد. اين عالم مجاهد، در پيشبرد نهضت اسلامي، شركتي فعال داشت و بارها به دليل سخنراني‏هاي ضد طاغوت، رنج زندان و تبعيد را به جان خريد و از مبارزات خويش دمي نياسود. آيت‏اللَّه جعفري علاوه بر داشتن اجازه اجتهاد ازاستادانش نظير سيدابوالحسن اصفهاني، ميرزاي ناييني و آقاضياءالدين عراقي، تقريرات دروس آن بزرگواران را نيز به نگارش درآورده است كه به يادگار مانده‏اند. سرانجام آن خدمتگذار راستين دين، پس از پشت سرگذاشتن يك بيماري طولاني در 27 آبان 1374 ش برابر با 23 جمادي الثاني 1416 ق در حدود 90 سالگي دار فاني را وداع گفت و پس از تشييعي با شكوه، در قبرستان شيخان قم، به خاك سپرده شد.

*       آزادي گروگانهاي زن و سياه‏پوست آمريكايي به فرمان "امام خميني"(ره) (1358ش)

دو هفته پس از تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران توسط دانشجويان پيرو خط امام، به امر امام خميني، گروگان‏هاي زن و سياه‏پوست آمريكايي، در 27 آبان 1358 آزاد شدند. حضرت امام خميني(ره) با اين اعتقاد كه زنان و سياهپوستان آمريكايي، در اصل در رديف مستضعفان جامعه آمريكايي هستند و ناخواسته به چنين مأموريت‏هايي اعزام مي‏شوند، دستور آزادي آنان را صادر فرمودند. حضرت امام در پيام خود مورخ 26 آبان 1358، از دانشجويان خواستند اين افراد كه جاسوسي آنان ثبت نشده باشد به وزارت امور خارجه تحويل دهند و فوراً از ايران خارج نمايند.

 


٠٩:٣٣ - 1397/07/30    /    شماره : ٦٧٣٢١    /    تعداد نمایش : ١٨



خروج





   مطالب مرتبط