صفحه اصلی > مناسبت ها 


  چاپ        ارسال به دوست

یکشنبه 15 مهر 1397 ش 27 محرم 1440 ق

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

یکشنبه 15 مهر 1397 ش

27 محرم 1440 ق

*      درگذشت عالم جلیل ملاعلی کنی (1306 ق)

علی کنی معروف به حاج ملا علی کنی یا ملا علی آملی (۱۱۸۴۱۲۶۷) از فقهای بزرگ امامیه، مجتهد متنفذ ایران در زمان قاجار و از روحانیون انقلاب مشروطه بود. او در سال ۱۱۸۴ (۱۲۲۰ قمری) در روستای کن در خانه قربانعلی آملی متولد گردید، اصل او از آمل، مازندران بود که خانواده‌اش از آمل به تهران رفته بودندو از خانواده ایشان فرزندان کربلایی حبیب و کربلایی علی اکبر با نام خانوادگی آقایی همچنان در کن سکونت دارند. او علاقه داشت در حوزه علوم دینی تحصیل نماید، ولی با مخالفت خانواده‌اش روبرو گردید و در آغاز به صورت مخفیانه به درس مشغول شد و سپس با کسب رضایت آنان راهی حوزه تهران گردید و از آنجا به اصفهان رفت و در آن شهر از محفل درس سید اسدالله اصفهانی (متوفی ۱۲۹۰ ق) استفاده کرد. سپس به نجف و حوزه علمیه این شهر رفت، که اساتید کنی در حوزه نجف عبارت بودند از: شیح محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر (متوفی ۱۲۶۶ ق)، شیخ حسن کاشف الغطاء (متوفی ۱۲۶۲ ق) شیخ مشکور حولاوی نجفی (متوفی ۱۲۷۳ ق). شیخ علی کنی در حوزه علمیه کربلا نیز در کلاس‌های درس اساتیدی چون شریف العلماء مازندرانی (متوفی ۱۲۴۵ ق) و سید ابراهیم قزوینی معروف به صاحب ضوابط (متوفی ۱۲۶۲ ق) شرکت کرد و دوره عالی فقه و اصول را گذراند.  طباطبایی حائری از دوران سخت تحصیل وی چنین یاد می‌کند:  « در ایام طلبگی که به نجف اشرف آمده بودم من و آقای شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا علی کنی در یک حجره از مدارس حوزه علمیه در نهایت فقر و فاقه به سر می‌بردیم و فقیرتر از همه حاجی کنی بود که هرهفته یک شب به مسجد سهله می‌رفت و از گوشه و کنار مسجد ـ بدون اینکه کسی بفهمد ـ نان خشک جمع می‌کرد و به مدرسه می‌آورد و گذران هفته را از آنها می‌کرد!»   شیخ مرتضی انصاری (متوفی ۱۲۸۱ ق) نیز از دوستان نزدیک کنی بود. او پیرامون چنین می‌گوید:  «حدود بیست سال در کربلا با او دوست و معاصر بودم. اثاثیه‌ای جز یک عمامه نداشت که آن را شبهای تابستان فرش خویش قرار می‌داد و هنگامی که از محل سکونت بیرون می‌رفت آن را عمامه سر خویش می‌کرد.»  وی پس از تکمیل مراتب علمی و گرفتن اجازه اجتهاد در سال ۱۲۶۱ به ایران آمد و در تهران ساکن شد. ساخت آب انبار و کاروانسرا به منظور رفاه وآسایش قافله‌ها ـ چون کاروانسرایی در خاتون آباد ـ نیز از خدمات عمومی و عام‌المنفعه وی بود. میرزا محمد مهدی لکهنوی در رابطه ایشان با حکومت می‌نویسد: « اینک حکم محکم ایشان مشابهت دارد. از سلطان و شاهزادگان و امرا کسی را جرأت آن نیست که بی‌اذن ایشان اقدام بر تکلم نماید و یا بی‌مشورت ایشان اجرای مطلبی بنماید. امرای عصر حتی ناصرالدین شاه قاجار از وی خائف می‌بودند و شاه مذکور مکرر به خانه‌اش به جهت ملاقات می‌آمد.» نوشته‌اند: «روزی ناصرالدین شاه به منظور شکار، به همراه اطرافیانش از دروازه شهر خارج شد. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که از دور نگاهی به پایتخت کرد و در فکر فرو رفت. پس از آن بی‌درنگ از شکار منصرف شد و به تهران بازگشت. یکی از درباریان سبب انصراف شاه را از شکار جویا شد. شاه در پاسخ گفت: چون از دروازه بیرون رفتم، نگاهم به شهر و دروازه افتاد، این فکر در نظرم آمد که اگر حاجی ملا علی کنی امر نماید درِ این دروازه را بر روی من ببندند و باز نکنند، من چه خواهم کرد! از این رو ترس و وحشت مرا فرا گرفت و گفتم برگشتن بهتر است.».  سرانجام، در بامداد ۲۷ محرم ۱۳۰۶ (۱۲ مهر ۱۲۶۷) در سن ۸۶ سالگی درگذشت، مدفن او در درون حرم شاه‌عبدالعظیم واقع است.

*      تولد "ابوالحسن اسماعيل" (ابن سيده) اديب و لغوي نابيناي مسلمان (398 ق)

ابوالحسن علي بن اسماعيل بن سيده اندلسي، از علماي مسلمان اندلس و لغت‏شناسي بزرگ به شمار مي‏رفت. وي قوه‏ي حافظه‏اي قوي داشت و همانند پدرش از نعمت بينايي محروم بود.

*       تصرف شهر تبريز توسط نادرشاه افشار (1143ق)

نادرقلي افشار كه بر اثر رشادت‏هاي خود در يكي از مناطق خراسان به قدرت رسيده بود، پس از حمله‏ي افغان‏ها به اصفهان، به ياري شاه طهماسب صفوي رفت و افغان‏ها را شكست داد. سپس سفيري به دولت عثماني فرستاد و تخليه‏ي نواحي اشغالي آذربايجان را خواستار شد. عثمانيان اهميتي به سفيرِ نادر نداده و در اشغال آذربايجان اصرار داشتند. بنابراين نادر به كمك قبيله‏ي خود در 27 محرم 1143 ق وارد تبريز گرديد و آن جا را به تصرف خود درآورد.

*       امضاي متمم قانون اساسي توسط محمدعلي شاه قاجار (1286 ش)

با اوج‏گيري نهضت مشروطيت ايران و مبارزات همه جانبه مردم و روحانيت، مظفرالدين شاه قاجار مجبور شد تا با خواست مردم موافقت كرده و در چهاردهم مرداد 1285 ش ضمن صدور فرمان مشروطه، دستور تشكيل مجلس شوراي ملي را صادر نمايد. از آن پس، متن قانون اساسي مشتمل بر 51 اصل با نام نظامنامه سياسي، تنظيم شد و در 8 دي 1285 به امضاي شاه رسيد. صرف نظر از ماهيت و محتواي اين قانون اساسي كه مبتني بر خواسته‏هاي واقعي مردم نبود، اصولاً بدون وقت كافي و با عجله و عمدتاً در جهت مسائل مجلس شوراي ملي تدوين شده بود و بسياري از مسائل مهم و اساسي، و ديگر حقوقي را كه در قانون اساسي مطرح مي‏شود، دارا نبود. اين قانون بيشتر به آيين نامه مجلس شباهت داشت و تامين كننده نياز فوري ملت در زمينه به دست گرفتن اختيارات و حقوق سياسي از طريق تشكيل مجلس شوراي ملي بود. از سوي ديگر، روشنگري روحانيت كه در صف مقدم نهضت و مبارزات مشروطيت بود، علي‏رغم كارشكني‏هاي مداوم درباريان و غرب‏زده‏هاي فريب خورده، شرايط و جوّي را به وجود آورد كه پس از مرگ مظفرالدين شاه، در همان آغاز سلطنت محمد علي ميرزا كميسيوني به منظور تهيه متمم قانون اساسي در مجلس شوراي ملي تشكيل شد. اين كميسيون كه مركب از پنج نفر بود، متني را بر اساس قانون اساسي بلژيك و فرانسه و بالكان تهيه كرد كه قابل قبولِ همه نمايندگان مجلس نبود. مي‏توان گفت اگر مقاومت آيت‏اللَّه شيخ فضل اللَّه نوري در پافشاري بر افزودن ماده‏اي در متمم قانون اساسي مبني بر نظارت پنج تن از علماي طراز اول هر عصر براي جلوگيري از تصويب قوانين مخالف اسلام در مجلس نبود و اين ماده به تصويب نمي‏رسيد، متمم قانون اساسي بيش از آن چه كه بود، رنگ غربي به خود مي‏گرفت. پس از پايان كار، متمم قانون اساسي در 107 اصل براي امضا تقديم شاه گرديد. محمدعلي شاه، ابتدا در امضاي اين قانون وقت‏كشي مي‏كرد اما با درخواست‏هاي مكرر مردم از نمايندگان و تلگراف‏هاي علماي نجف مبني بر امضاي متمم، سرانجام شاه ناگزير شد كه آن را در پانزدهم مهرماه 1286 ش برابر با 29 شعبان 1325 ق امضا نمايد.

*       تعيين رنگ پرچم كشور ايران (1286 ش)

دِرَفْشْ، بيرَق، عَلَم، لَواء يا رايت به معني پرچم از ديرباز مورد استفاده بوده و از آن به عنوان علامت معين شاه، حكمران، فرمانده نيرو و لشكريان استفاده مي‏شده است. اندازه و رنگ بيرق‏ها از دوران كهن تفاوت‏هاي متعددي داشته ولي گزينش رنگ‏هاي سه گانه سبز، سفيد و قرمز را مربوط به دوران ناصرالدين شاه قاجار دانسته‏اند. در نهايت در جريان انقلاب مشروطيت اين سه رنگ تثبيت شد و از اين پرچم براي ساختمان‏هاي دولتي و يادمان‏هاي سلطنتي، قلعه‏ها و بنادر و هر آن چه به دولت و سلطنت مربوط بود استفاده مي‏كردند. با تدوين قانون اساسي مشروطه، رنگ پرچم ايران معين گرديد كه بر اساس اصل پنجم متمم اين قانون، رنگ سبز در پرچم ايران به عنوان نشانه دين اسلام و مذهب شيعه و نيز خرّمي كشور و صفاي روح و باطن؛ رنگ سفيد نشان صلح‏خواهي، دوستي و آرامش طلبي ملت ايران؛ و قرمز نشان مشروطيت ايران و آمادگي ملت براي دفاع از استقلال و آزادي به قيمت ريخته شدن خون فرزندان خود، به كار رفته است. ابعاد و شكل دقيق پرچم ايران در سال 1336 ش دوباره تعيين شد و تا انقلاب اسلامي ايران بدون تغيير با همان شير و خورشيد و گاهي تاج پهلوي، باقي ماند. پس از انقلاب، نشانِ پرچم جاي خود را به طرحي شبيه به واژه "اللَّه" داد كه مانند لاله سرخي است كه از خونِ شهيدان انقلاب سربرآورده و چهار قسمت آن شبيه هلال و جزء قائم مياني، يادآور شمشير به نشانه قدرت و ايستادگي ملت مسلمان ايران است و مجموعاً كلمه توحيد  (لااله الا اللَّه) را تشكيل مي‏دهد. همچنين عبارت "اللَّه اكبر" 22 بار در حاشيه پائين نوارِ سبز و حاشيه بالاي نوار قرمز كه نشانه و نماد 22 بهمن 1357، روز پيروزي انقلاب اسلامي ايران است، تكرار شده است.

*       كناره‏ گيري عوام فريبانه "رضاخان سردار سپه" از مقام وزارت جنگ (1301 ش)

در واپسين سال‏هاي سلطنت سلسله قاجاريه، رضاخان به عنوان وزير جنگ، خود را والاترين مقام نظامي مي‏دانست و مخالفت احدي را بر نمي‏تافت. او مدت‏ها در صدد ادغام نظميه در قزّاق‏خانه بود ولي با مخالفت دولت‏هاي وقت مواجه مي‏شد. در اين ايام درگيري‏هايي در چند منطقه تهران روي داد كه به مرگ چند تن انجاميد. نمايندگان مجلس كه به اقدامات رضاخان سردار سپه بدگمان بودند او را عامل پنهاني اين توطئه مي‏شناختند. از اين رو برخي نمايندگان مجلس، در گفتارهاي خود، سخت بر سردار سپه تاختند. اين موضوع براي سردار سپه بسيار گران آمد. به همين علت براي قدرت‏نمايي به مخالفان نقشه‏اي طرح كرد و در نيمه مهر 1301ش، در سخنراني مفصل خود در وزارت جنگ، كناره‏گيري خود را اعلام نمود. پس از اين اقدام، از سوي قواي نظامي شورش‏هايي در تهران و شهرستان‏ها صورت گرفت. اين آشوب‏ها به دستور رضاخان و به منظور تفهيم اين امر به مردم و رهبرانشان بود كه قواي نظامي بايد فقط با فرماندهي رضاخان اداره شوند و هر مخالفتي با سردار سپه، مخالفت با تمام تشكيلات نظامي تلقي مي‏شود و بايد با خشونت سركوب گردد. در همين روز، چندين واحد نظامي به رژه در مقابل مجلس و مناطق حساس تهران پرداختند و خواستار بازگشت رضاخان به وزارت جنگ شدند. اين حادثه كه ماهيت حقيقي رضاخان و نيات خطرناك او را بر سياستمداران آگاه روشن مي‏ساخت، سرانجام با بازگشت دوباره به وزارت جنگ و در نهايت اخذ فرمان رياست كابينه، به ميل رضاخان در سوم آبان 1302ش، ادامه يافت.

*       آغاز اعتصاب سراسري معلمان در اعتراض عليه رژيم سفاك پهلوي (1357 ش)

*       انتشار طرح جمهوري اسلامي ايران براي امنيت منطقه در جريان جنگ تحميلي (1365 ش)

با طولاني شدن جنگ و گسترش دامنه پيروزي‏هاي نظامي ايران به ويژه پس از فتح فاو در بهمن 1364، از سوي آمريكا و حاميان منطقه‏اي آن، درباره نيات و اهداف جمهوري اسلامي ايران شايعاتي منتشر گرديد كه بر اساس آن، ايران به گسترش دامنه جغرافيايي جنگ، تلاش براي اشغال كشورهاي همسايه، دخالت در امور داخلي كشورها و كمك به گروه‏هاي مخالف دولت مركزي كشورهاي منطقه متهم گرديده است. در پاسخ به اين اتهامات، دولت جمهوري اسلامي ايران از سازمان ملل متحد خواست تا طرح قرارداد امنيتي ايران را منتشر نمايد. بر اساس اين طرح كه در سي‏ام ارديبهشت 1365ش، طي يادداشت محرمانه‏اي به دبير كل سازمان ملل متحد ارائه شده بود، ايران براي همكاري با دبير كل در جهت انعقاد يك قرارداد امنيتي منطقه‏اي با كشورهاي خليج فارس بر مبناي اصول استقلال، حاكميت ملي، تماميت ارضي، عدم مداخله در امور ديگران و... اعلام آمادگي كرده بود. در اين طرح كه در چنين روزي در سال 1365ش منتشر شد، از تلاش‏هاي ايران جهت جلوگيري از حمله به هر كشور ديگر ياد شده و سياست اعلام شده جمهوري اسلامي ايران، مبني بر اجتناب از گسترش جنگ و تأمين صلح براي منطقه مورد تأكيد قرار گرفته بود. همچنين در اين طرح، از اقدامات و ابتكارات دبير كل وقت سازمان ملل در جهت ابقاي صلح باثبات در منطقه بر پايه رعايت احترام به استقلال و تماميت ارضي و عدم مداخله در امور داخلي ديگر كشورها استقبال شده بود.

*       رحلت فقيه جليل آيت‏ اللَّه "حسين محمدي لائيني" (1372 ش)

آيت‏اللَّه حسين محمدي لائيني در سال 1303 ش  (1343 ق) در روستايي از توابع بهشهر به دنيا آمد. وي در كودكي پدر را از دست داد و تحت تكفل مادر قرار گرفت. ايشان پس از تحصيلات مقدماتي، راهي نجف اشرف شد و در مدت دوازده سال از محضر درس آيات عظام، سيد محمود شاهرودي و ميرزاهاشم آملي و... بهره‏مند گرديد. ايشان پس از اخذ اجازات متعدد اجتهاد از مراجع نجف به زادگاه خود بازگشت و به تدريس پرداخت. آيت‏اللَّه لائيني همچنين در مبارزات مردمي عليه رژيم ستم‏شاهي شركت داشت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از سوي مردم مازندران به مجلس خبرگان اول و دوم راه يافت. از خصوصيات اين عالم فرزانه، تواضع و فروتني، تهجد و شب زنده‏داري و عشق به ساحَت مقدس اهل بيت(علیهم السلام) بود. آيت‏اللَّه محمدي لائيني سرانجام در 15 مهر 1372 ش برابر با 21 ربيع الثاني 1414 ق در هفتاد سالگي درگذشت و پس از تشييع در نكا و قم، در صحن حرم حضرت معصومه(سلام الله علیها)، به خاك سپرده شد.

*       رحلت فقيه مجاهد و عالم بزرگوار آيت‏ اللَّه "مجتبي حاج آخوند" روحاني شهير كرمانشاه (1380 ش)

آيت‏اللَّه حاج شيخ مجتبي حاج آخوند در سال 1308 ش  (1348 ق) در بيت علم و فضيلت در كرمانشاه به دنيا آمد. وي از چهارده سالگي وارد حوزه علميه شهر شد و طي ده سال و نزد استاداني همچون پدرش، شيخ حسن حاج آخوند به فراگيري مقدمات و سطوح پرداخت. سپس به حوزه قم رفت و پس از مدتي در درس خارج حضرات آيات: سيد حسين بروجردي، امام خميني و سيدشهاب‏الدين مرعشي نجفي و درس تفسير علامه طباطبايي حاضر شد. آيت‏اللَّه حاج آخوند در 1345 ش به زادگاهش بازگشت و ضمن تبليغ دين، به مبارزه بي امان عليه رژيم طاغوت پرداخت. وي در اين راستا و هماهنگ با ساير علماي شهر، در اين مسير قدم نهاد و رنج زندان را به جان خريد. حاج آخوند پس از پيروزي انقلاب اسلامي، دو دوره به نمايندگي مجلس خبرگان رهبري از سوي مردم كرمانشاه و از طرف امام به سرپرستي مدارس علميه استان برگزيده شد. او براي خدمت به اسلام و مسلمين از هيچ كوششي فروگذار نمي‏كرد و درِ خانه‏اش از بام تا شام، به روي مردم باز بود. همچنين از آثار وي، تقريرات درس فقه آيت‏اللَّه بروجردي و تقريرات درس اصول امام خميني را مي‏توان نام برد. سرانجام شمع پرفروغ وجودش در شامگاه نيمه مهرماه 1380 ش برابر با نوزدهم رجب 1422 ق در 72 سالگي خاموش شد و پيكر پاكش پس از تشييعي باشكوه در كرمانشاه و قم، در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) مدفون گرديد.

*      هفته ملی کودک 15 لغایت 21 مهر ماه

*      روز روستا و عشایر


١١:٥٥ - 1397/07/01    /    شماره : ٦٧١٢٦    /    تعداد نمایش : ٥٢



خروج





   مطالب مرتبط