صفحه اصلی > مناسبت ها 


  چاپ        ارسال به دوست

یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 ش 12 شعبان 1439 ق

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 ش

12 شعبان 1439 ق

*      آغاز قيام مردمي سربداران خراسان عليه نيروهاي خونخوار مغول(738 ق)

پس از يكصد و بيست سال استيلاي قوم تاتار و مغول بر ايران و بسياري از مناطق آسيا، قيامي مردمي در باشتين و سبزوارِ خراسان عليه ظلم و تعدّي حاكمان مغول و عاملان مزدور آنان به وقوع پيوست. اين نهضت كه به قيام "سربداران" شهرت يافته است، از لحاظ وسعت، بزرگ‏ترين، از نظر تاريخي مهم‏ترين جنبش آزادي‏بخش خاورميانه در قرن هشتم هجري بود. تلاش پيگير رهبران آزاده و متديّن اين قيام، منجر به تشكيل حكومت مستقل ملي و شيعه مذهب ايراني در خراسان شد. مهم‏ترين ويژگي‏هاي اين حكومت عبارت بود از: تنفّر و انزجار از عنصر مغولي و تثبيت ايدئولوژي تشيّع امامي. نخستين حاكم سلسله‏ي سربداران، "عبدالرزاق باشتيني" بود كه به مدت دو سال و چهار ماه حكومت كرد. پس از وي، "برادرش وجيه الدين امير مسعود" به حكومت رسيد. امير مسعود با اين كه در مردم داري و مبارزه با حاكمان مغول و تثبيت حكومت سربداران، داراي موفقيت‏هاي بالايى بود، ليكن به خاطر اختلاف با شيخ حسن جوري(رهبر روحاني نهضت سربداران) و توطئه در قتل او، پايگاه مردمي‏خويش را از دست داد و حكومتش به تدريج رو به ضعف نهاد. به همين جهت سپاهش در نبرد با امراي مازندران متحمل شكست گرديد و خود وي كشته شد. پس از مرگ امير مسعود، 10 تن ديگر از اين سلسله به حكومت رسيدند كه معروف‏ترين آن‏ها عبارتند از: شمس الدين علي، خواجه يحيى كرابي و خواجه علي مؤيّد. فقيه نامور شيعه شهيد اول، معاصر با خواجه علي مؤيّد بود كه در پي دعوت خواجه از وي، كتاب شريف "اَللُّمْعَةُ الدَّمِشقيّه" را در فقه امامي تدوين و به همراه نماينده‏اي به سوي خواجه علي مؤيّد در سبزوار فرستاد. سرانجام در پي هجوم "امير ولي" به سبزوار و محاصره‏ي چهار ماهه‏ي اين شهر در سال 783 قمري، خواجه علي مؤيّد، دست نياز به سوي "تيمور لنگ گوركاني" دراز كرد، و از او ياري خواست. با تسليم شدن خواجه علي مؤيّد به تيمور لنگ، پرونده‏ي حكومت سربداران نيز براي هميشه بسته شد و منطقه‏ي خراسان پس از 46 سال رهايي از يوغ استعمارِ مغولان، مجدداً مقهور و مغلوب آنان گرديد.

*       درگذشت "سيد الاطبّاء" طبيب و فقيه(1316 ق)

سيدعلي شرف‏الدين بن حاج سيدمحمد منجم، تاجر تبريزي حسيني مرعشي، معروف به سيدالعلماء و سيدالاطباء، از علماي بزرگ آذربايجان و از شاگردان صاحب جواهر و صاحب ضوابط و شيخ مرتضي انصاري است. وي بعد از اجتهاد به تبريز آمد، سپس به تحصيل طب پرداخت. مدت پانزده سال در اصفهان و شهرهاي ديگر دروس طب خواند و مدتي در سبزوار، در درس ملاهادي سبزواري حضور پيدا كرد. سيّد الاطباء در زمينه اختراعات نيز استعداد داشت. كتب تاريخ تبريز و كليات قانون ابوعلي سينا از تأليفات اوست.

*       درگذشت آيت ‏اللَّه "شيخ حسين حلّي" (1375 ق)

آيت‏اللَّه شيخ حسين حلّي فرزند شيخ علي در سال 1300 قمري در نجف اشرف ديده به جهان گشود و مقدمات و سطوح عالي را در محضر اساتيد اين حوزه فرا گرفت. وي براي تكميل مراتب علمي، ساليان دراز از محضر آيات عظام، محقق ناييني، آقاضياء عراقي و سيدابوالحسن اصفهاني استفاده برد. شيخ حسين حِلّي در عين پارسايي و فروتني، خدمات ارزنده‏اي به جامعه‏ي علمي شيعه نمود و فضلا و اساتيد عاليقدري تربيت نمود.

*       ورود سپاهيان روس به تبريز پس از قيام مردم در جريان مشروطه (1288 ش)

پس از واقعه به توپ بستن مجلس شوراي ملي با حمايت و هدايت روس‏ها و كشته و متواري شدن نمايندگان مجلس و جمعي از خطبا و روزنامه‏نگاران، محمدعلي شاه با اين خيال خام كه پايه‏هاي دولت استبدادي او تثبيت شده، با تلگراف به شهرهاي مختلف و اعلام خبر پيروزي، همگان را به پيروي از حكومت دعوت كرد. ليكن با وجود فضاي رعب و ترس فراگير در كشور، شهر تبريز مردانه ايستاد. مردم تبريز كه به خوبي با خوي متكبرانه محمدعلي شاه در دوران وليعهدي و اقامت وي در تبريز آشنا بودند، به مقابله برخاسته و ميان نيروهاي مستبد دولتي و آزاي‏خواهان، درگيري پديد آمد و آزادي‏خواهان شهر را به تصرف خود درآورده و عين‏الدوله، حاكم شهر را به عقب راندند. در اين حال نيروهاي دولتي، تبريز را به محاصره درآوردند و مانع رسيدن آذوقه به شهر شدند. قحطي شديدي شهر را فرا گرفت به طوري كه مردم شهر براي نجات از مرگ، از برگ درختان و علف‏هاي بيابان استفاده مي‏كردند و بسياري نيز بر اثر شدت گرسنگي جان دادند. با همه اينها، مقاومت مردم و مجاهدان آذربايجان به رهبري ستارخان و باقرخان، ماه‏ها ادامه يافت تا اينكه قرار بر اين شد تا نمايندگان دولت‏هاي روسيه و انگلستان، به ظاهر براي حفظ جان اتباع خود در تبريز وارد اين شهر شوند. از اين رو سپاهيان روس در نهم ارديبهشت 1288 ش وارد اين شهر شده و تا هنگام انقلاب كبير روسيه تا هشت سال بعد در تبريز باقي ماندند. البته نبايد از ذهن دور داشت كه صدور فرمان مشروطيت با كوشش و از خودگذشتگي مردم و علماي تهران صورت گرفت، ولي تثبيت آن مرهون فداكاري و قيام دليرانه مردم تبريز و برجسته‏ترين رهبران آن، ستارخان و باقرخان بود.

*       افتتاح آرامگاه نوبنياد "ابوعلي سينا" در همدان با حضور خاورشناسان (1337ش)

مقبره جديد شيخ الرئيس ابوعلي سينا، مقارن جشن هزاره تولد آن دانشمند شهير مسلمان ساخته شد و با حضور انديشمندان، دانش دوستان و مستشرقين، در همدان و در زميني به مساحت بيش از 3000 متر افتتاح گرديد. دوازده ستوني كه بر فراز آرامگاه ابن سينا نصب شده است، به نشانه احاطه آن علامه دهر به دوازده رشته علمي از قبيل: طب، نجوم، رياضيات، فلسفه، منطق، ادبيات، متافيزيك، عرفان و... و ده ستون جلوي مزار به مثابه گذشت ده قرن از زمان حيات آن دانشمند فرزانه و مسلمان، به كار رفته است. همچنين در كنار قبر وي، موزه‏اي مربوط به آن شخصيت فرزانه علمي واقع شده است كه همه روزه مورد بازديد علاقمندان و دوستداران علم و دانش قرار مي‏گيرد.

*       روز شوراها و آغاز به كار شوراهاي اسلامي شهر و روستا (1378 ش)

يكي از پايه‏هاي اصلي تحقق انقلاب اسلامي، حضور و مشاركت گسترده مردم بوده و بدون داشتن اين پشتوانه عظيم، مسلماً پيروزي محقَّق نمي‏شد. در همين راستا در نهم ارديبهشت سال 1358 ش، رهبر كبير انقلاب اسلامي، امام خميني(ره)، طي فرماني به شوراي انقلاب، توصيه كردند كه آيين‏نامه تدوين شوراها را تنظيم كند تا اصلِ حضور و مشاركت مردم تامين شود. با پايان جنگ و به وجود آمدن ثبات و آرامش جهت تحقق آرمان‏هاي والاي حضرت امام و پياده شدن اين اصل قانون اساسي و مشاركت مردم در سرنوشت خود، انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا در تمام نقاط كشور باحضور گسترده مردم و با شركت بيش از 24 ميليون نفر در هفتم اسفندماه سال 1377 برگزار شد. اين شوراها در سالروز صدور فرمان امام خميني(ره) به شوراي انقلاب، همزمان با بيستمين بهار انقلاب اسلامي، در نهم ارديبهشت سال 1378، با پيام مقام معظم رهبري، آغاز به كار نمودند.

  • و شاوِرهُم فِي الأمرِ فَإذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَي اللَّهِ)

اي پيامبر! در كارها با ايشان مشورت كن ، و آن‏گاه كه تصميم گرفتي بر خدا توكّل كن

آل عمران ، آيه 159 .

  • پيامبرصلي الله عليه وآله : المُشاوَرَةُ حِصنٌ مِنَ النَّدامَةِ و أمنٌ مِنَ المَلامَةِ

مشورت دژي در مقابل [هجوم] پشيماني و مايه ايمني از سرزنش است.     نثرالدّر ، ج 1 ، ص 183 .

  • پيامبرصلي الله عليه وآله : يا عَليُّ لاتُشاوِر جَباناً فَإنَّهُ يُضَيِّقُ عَلَيكَ المَخرَجَ و لاتُشاوِرِ البَخيلَ فَإنَّهُ يَقصُرُ بِكَ عَن غايَتِكَ ولاتُشاوِر حَريصاً فَإنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ شَرَهاً

اي علي! با ترسو مشورت مكن ؛ زيرا راه حلّ مشكل را بر تو تنگ مي‏كند ، و با بخيل مشورت مكن ؛ زيرا تو را از هدف باز مي‏دارد ، و با حريص مشورت مكن ؛ زيرا آزمندي را در نظرت زينت مي‏دهدعلل الشرائع ، ص 559 .

  • امام علي‏ عليه السلام : لا مُظاهَرَةَ أوثَقُ مِنَ المُشاوَرَةِ

هيچ پشتيباني اطمينان بخش‏تر از مشورت نيست.    غررالحكم و دررالكلم ، ح 10694 .

  • امام علي‏ عليه السلام : اِستَشِر عَدُوَّكَ العاقِلَ وَاحْذَر رَأي صَديقِكَ الجاهِلِ

با دشمن خردمندت مشورت كن ، ولي از رأي دوست نادان خود بيمناك باش

غررالحكم و دررالكلم ، ح 2471 .

  • امام علي‏ عليه السلام : خَيرُ مَن شاوَرتَ ذَوُوالنُّهي وَالعِلمِ و اُولُو التَّجارِبِ و الحَزمِ

بهترين كسان براي مشورت ، صاحبان خرد و دانش و افراد با تجربه و دورانديش‏اند

غررالحكم و دررالكلم ، ح 4990 .

  • امام علي‏ عليه السلام : شاوِر قَبلَ أن تَعزِمَ و فَكِّر قَبلَ أن تُقدِمَ

پيش از تصميم‏گيري ، مشورت كن و پيش از عمل بينديش

غررالحكم و دررالكلم ، ح 5754 .

  • امام علي‏ عليه السلام : عَلَي المُشيرِ الاِجتِهادُ فِي الرَّأي و لَيسَ عَلَيهِ ضَمانُ النُّجحِ

مشورت دهنده بايد در ارائه نظرش كوشا باشد ، و ضمانت پيروزي بر عهده او نيست

غررالحكم و دررالكلم ، ح 6194 .

  • امام علي‏ عليه السلام : أفضَلُ النّاسِ رَأياً مَن لايَستَغني عَن رَأي مُشيرٍ

رأي و نظر كسي برتر است كه خود را از رأي مشاور بي‏نياز نداند

غررالحكم و دررالكلم ، ح 3152 .

  • امام حسن‏ عليه السلام : ما تَشاوَرَ قَومٌ إلاّ هُدُوا إلي رُشدِهِم

هيچ قومي با يكديگر مشورت نكردند مگر آن كه به راه پيشرفت خود رهنمون شدند

تحف العقول ، ص 233 .

  • امام صادق‏ عليه السلام : لاتَكُونَنَّ أوَّلَ مُشيرٍ و إيّاك و الرَّأي الفَطيرَ

در مشورت نخستين كس مباش كه نظر مي‏دهد و از اظهار نظر ناسخته بپرهيز

ميزان الحكمه ، ح 9868 .

  • امام كاظم‏ عليه السلام : مَنِ اسْتَشارَ لَم يَعدَم عِندَ الصَّوابِ مادِحَاً و عِندَ الخَطَإِ عاذِراً

كسي كه مشورت كند ، اگر كارش را درست انجام دهد ، مردم او را بستايند و اگر به خطا رود ، معذورش دارند.    ميزان الحكمه ، ح 9847 .

*       درگذشت دكتر "ذبيح اللَّه صفا" محقق، مترجم، اديب و شاعر معاصر (1378 ش)

دكتر ذبيح اللَّه صفا شهميرزادي در سال 1290 ش در شهميرزاد سمنان به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي متوسطه را در همان جا و بابل گذراند. سپس به تهران آمد و تحصيلات خود را تا درجه دكتراي ادبيات ادامه داد و به استادي دانشگاه رسيد. دكتر صفا در طول عمر فرهنگي خود سمت‏ها و پست‏هاي حساسي تصدي كرد و از اين راه خدمات فرهنگي و اجتماعي بسياري به يادگار گذاشت. برخي از اين خدمات از اين قرارند: دبير كل كميسيون ملي يونسكو در ايران، رييس دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، عضو هيئت نمايندگي ايران در كنفرانس‏هاي عمومي سازمان يونسكو، عضو هيئت مديره شركت مؤلفان و مترجمان ايران و نيز عضو پيوسته فرهنگستان ايران. وي همچنين از سال 1312، همكاري خويش را با بسياري از مجلات فرهنگي كشور آغاز كرد و حاصل اين همكاري، نگارش ده‏ها مقاله تحقيقي درموضوعات ادبي، تاريخي و فلسفي بوده است. استاد صفا از استاداني است كه تحقيقات سودمندي در زمينه‏هاي تاريخ و فرهنگ و ادبيات فارسي انجام داده كه تاريخ ادبيات ايران در 5 جلد، تاريخ علوم عقلي در تمدن اسلامي، حماسه سرايي در ايران، گنج سخن در 3 جلد و مذاهب تشيع در ايران از آن جمله‏اند. استاد صفا در سال 1354 ش در شهر لوبك آلمان ساكن شد و به تحقيق و نگارش خود ادامه داد. سرانجام اين اديب برجسته در سال 1378 ش در 88 سالگي در لوبك آلمان درگذشت و در همان شهر به خاك سپرده شد.

اسلام و المسلمين محمدتقي فلسفي در سال 1286ش  (1326ق) در خانواده‏اي عالم به دنيا آمد. وي پس از فراگيري ادبيات و سطوح، به آموختن فلسفه و معقول از استاداني همچون ميرزا طاهر تنكابني، ميرزا محمود قمي، سيدمحمد كاظم عصار و ميرزا مهدي آشتياني پرداخت و بنيه علمي خود را استوار ساخت. وي پس از آن به وعظ و خطابه روي آورد و در پانزده سالگي اولين جلسه منبرش را در محضر پدر و گروه بسياري از مردم برپا كرد كه تشويق همگان را برانگيخت. از آن پس، نام فلسفي بر سرزبان‏ها افتاد و در نوزده سالگي براي منبر به مجلس شوراي ملي دعوت شد. وي پس از اعتراض به كشتار مسجد گوهرشاد، ممنوع المنبر و خلع لباس شد تا اينكه پس از سه سال و با كوشش آيت‏اللَّه كاشاني، منبرش رسماً آزاد گرديد. حجت الاسلام فلسفي در منبر و خطبه، روش نويني را پايه گذاري كرد و تحول عميقي در فن سخنوري به وجود آورد. او با تتبُّع در اخبار و احاديث و مطالعه پيگيرِ كتاب‏هاي روانشناسي، جامعه‏شناسي، اخلاق و تعليم و تربيت و به كارگيري تجربيات و ابتكارات خويش، به يكي از مشهورترين خطيبان پايتخت مبدل شد و در مجالس مهم تهران، اداره منبر را برعهده گرفت. اين روحاني مبارز، در طول ده‏ها سال، بارها در منبرهاي پرشور خود، رژيم پهلوي را مورد انتقاد قرار داده و در زمان‏هاي گوناگون به تبعيت از علما به ويژه حضرت امام خميني(ره)، به مخالفت با رژيم برخاست. وي در اين دوران، چندين بار بازداشت شد و بارها ممنوع المنبر گرديد. در سال 1350، در مجلس بسيار مهمي، به ياوه گويي‏هاي دو نفر از سناتورها عليه امام خميني(ره) پاسخ داد و آشكارا نام امام را برفراز منبر تكرار نمود و از مقام شامخ ايشان تجليل به عمل آورد. اين سخنراني باعث شد كه تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي ممنوع المنبر شود ولي اين وضعيت باعث عقب‏نشيني وي از مواضعش نگرديد. علاوه بر اين، حجت‏الاسلام فلسفي، هماره با فرقه بهائيت و كمونيسم و حزب توده مبارزه مي‏كرد و در اين راه، ترسي به خود راه نمي‏داد. او پس از پيروزي انقلاب اسلامي و پس ازهفت سال ممنوعيت منبر و اندكي پس از ورود امام به ايران، در حضور معظمٌ له و هزاران نفر ديگر، سخنراني كرد و بار ديگر مورد تاييد و تفقد امام قرار گرفت. با پيروزي انقلاب اسلامي، حجت الاسلام فلسفي به رغم كهولت سن، تا پايان عمر خود به فعاليت‏هاي مختلف و منبرهاي روشنگر خويش ادامه داد و لحظه‏اي نياسود تا اين كه در 27 آذر 1377 ش برابر با 28 شعبان 1419 ق در 91 سالگي دار فاني را وداع گفت و در حرم حضرت عبدالعظيم در ري به خاك سپرده شد. عمده آثار وي با نام گفتار فلسفي انتشار يافته كه كودك از نظر وراثت و تربيت، جوان از نظر عقل و احساسات و بزرگسال و جوان از نظر افكار و تمايلات و الحديث در 5 جلد از آن جمله‏اند.

 


٠٨:٠٢ - 1397/02/01    /    شماره : ٦٦٠٠٢    /    تعداد نمایش : ٣٠



خروج





   مطالب مرتبط